فراتر از تبادل احساس

فراتر از تبادل احساس

علیزاده هنرمندی است كه ناخواسته می توان او را با سه گانه هایش شناخت. سه گانه هایی كه هر یك محصول دورانی خاص است. گاه این دوران پیاپی و گاه به فاصله های زمانی طولانی است. سه گانه نوا (نی نوا، كنسرت نوا، بی تو به سر نمی شود)، سه گانه گروه و آواز (راز و نیاز، شورانگیز، صبحگاهی)، سه گانه تكنوازیهای متفاوت سه تار (همایون، تركمن، پایكوبی)، سه گانه همكاری با شجریان و كلهر (زمستان، بی تو به سر نمی شود، فریاد) سه گانه راست پنج گاه (راز و نیاز، بداهه نوازی راست پنج گاه، فریاد)
بداهه نوازی در راست پنج گاه آخرین اثر تكنوازی حسین علیزاده است كه منتشر شده است. از این رو بیشترین مهر و نشان این هنرمند را بر خود به همراه دارد. هر چند مدتها از انتشار این اثر می گذرد، اما به دلیل اهمیت و ویژگی آن و همچنین عدم نقد و تحلیل آن در مطبوعات، به بهانه تولد حسین علیزاده (اول شهریور) نگاهی كوتاه به این اثر خالی از لطف نیست.
بداهه نوازی در راست پنج گاه: این اثر شایسته آن بود كه پیش از این بارها و بارها مورد ارزیابی و تحلیل واقع شود. بخصوص آنكه در موعدی دیرهنگام به آن رجوع شده سال انتشار اثر در ایران تابستان ۱۳۸۰ است و اینك در چهارمین تابستان پس از آن، به شنیداری با تأمل تر بازگشته ایم.
شایستگی اثر نیز نه صرف اعتبار مجری آن، كه در فضاها و حال و هوای اجرای اثر بازمی گردد. راست پنج گاه، نوایی فریبنده دارد. به دلایل نامعلومی تا سه دهه پیش، هیچ نوازنده موسیقی ایرانی، به آن روی خوش نشان نداده است. اكنون كه حدود ۳۰سال (دقیقاً ۲۹سال) از نخستین شنیدار اجرای این دستگاه می گذرد، شاید با قدری مسامحه از نكوهش گذشتگان موسیقی، چشم پوشی كنیم. این درست كه راست پنج گاه تقریباً همه حالات و فواصل سایر دستگاهها را در خود نهفته دارد، اما زبان و بیانی ویژه دارد كه متعلق و مختص به خود است. بیان فاخر، تأثیرگذاری شگرف و عمیق و وقار و سنگینی آن در حالات اجرا مشابه هیچ دستگاهی نیست. حتی زمانی كه با مدگردی به نواحی اصفهان حركت می كند با پیش زمینه قبلی و فرود پسین خود، اثری دیگرگونه بر شنونده بر جای می گذارد. بماند پاره ای نوازندگان هنوز كه هنوز است ماهور و راست پنج گاه برایشان یك معنا دارد! این بار حسین علیزاده اما نوایی دیگر و روایتی دیگر از این دستگاه ارائه می دهد. بسیاری معتقدند ساز علیزاده در این سالها تغییرات محسوس داشته است. برای یك شنونده حرفه ای و آشنا به موسیقی او، این تغییرات به خوبی قابل پیگیری است. در اثر حاضر ساز به لحاظ سونوریته، فضاسازی، نحوه ارائه جملات تغییرات قابل ملاحظه ای را در نسبت با سایر آثار تكنوازی این هنرمند می توان روایت كرد. هر چند سال اجرا۱۳۷۵ است، اما به نوعی گفتار و طرز تلقی اخیر علیزاده از روایت و اجرای ساز با همین اثر شروع می شود كه در اثری مانند راز نو به خوبی هویدا است. البته منظور تغییرات متعدد، ناگهانی و متفاوت نیست. چه در این اثر و سایر آثار متأخر، رد پا و اثر انگشت علیزاده بر پیشانی اثر می درخشد، بلكه مقصود رسیدن به فضایی است كه متفاوت تر از آثار ماقبل است. ضمن آنكه دغدغه های همیشگی علیزاده را هنوز كماكان در این آثار می توان لمس كرد. در راست پنج گاه توجه به جوهره ریتم، سیال بودن ریتم، رجوع به ردیف و گریز از آن، الگوهای ریتمیك مبتنی بر الگوهای ردیف، تحرك و پویایی كل مجموعه و بیان احساسی قوی، اثر را در زمره یكی از بهترین و شاخص ترین آثار تكنوازی موسیقی ایرانی در چند دهه اخیر جای می دهد. اثر به مانند بسیاری از آثار نوازنده اش دربار اول شنود، چندان خود را نمی نمایاند. ویژگی های اثر به گونه ای است كه باید بارها و بارها شنید تا پس از هر بار راهی، نكته ای وخصلتی پنهان، نمایان شود. شروع اثر با طمأنینه و آرامش خاص راست پنج گاه همراه است. ضربی آغاز نیز در فضای درآمد و پروانه و نغمه، با آرامش و سكوتهای به جا، بیان حسی وعاطفی راست پنج گاه را در ذهن تثبیت می كند. جملات چه ضربی ها و چه آوازی همه برگرفته از ردیف است.
در این اثر علیزاده به خوبی نشان می دهد چگونه می توان از سنتی به نام ردیف راه به پویایی، خلاقیت و نوآوری گشود. جملات هم ردیف است و هم ردیف نیست. الگوهای برگرفته از رپرتوار موسیقی ایران در نگاه این هنرمند، امكانات وسیعی را به نمایش می گذارند. به عنوان مثال قطعه ضربی در فضای سوز و گداز كاملاً منطبق بر گوشه مورد نظر است. به عبارتی جملات و الگوها در عین سیال بودن و منحصر بودن به لحاظ اجرا و بیان، به گونه ای به گوش می رسند كه حس شنیداری اجرای آواز و گوشه مورد نظر در ردیف را كاملاً تداعی می كنند. این مورد خود یك خصوصیت ممتاز برای اثر محسوب می شود. از سوی دیگر، ریتم فضایی سیال و لایتناهی دارد. ریتم ها بر بستر جملات و الگوها شكل می گیرند. هیچ نظام وسیستم بسته ای خود را بر اجرای ضربی ها حاكم نمی كند. نوازنده بر بستری باز و پویا با بهره گیری از امكانات ریتمیك گوشه ها و بهره برداری از الگوهای ریتمیك و موتیف ها، به هر نحو ممكن و به هر شكل متبادر شده در ذهن اما مبتنی بر حالت و بیان گوشه، قطعات ریتمیك را اجرا می كند. نكته دیگر حس آشنایی و آشنایی زدایی پس از آن در كل مجموعه است. این مورد كه شاید تا حدودی نیز تعمدی باشد شنونده را در فضایی آشنا به تدیج به فضاهای مبهم و وهم آلود می كشاند و باز می گرداند. این رویه بخصوص در ضربی ها بیشتر رخ می نماید. ضربی برگرفته از نغمه راست پنج گاه، ضربی برگرفته از نیشابوری، ضربی ابوعطا و شوشتری از این قاعده پیروی می كنند.
به عنوان مثال ضربی شوشتری در ابتدا با الگوی ۵ضربی، قطعه راز و نیاز را بلافاصله به ذهن متبادر می كند. همچنین ضربی ابوعطا، چهار مضراب ابوعطا ساخته این هنرمند را به یاد می آورد. اما در هر دوقطعه پس از لحظاتی كه به تثبیت فضای مورد نظر می انجامد، به تدریج با گسست از این فضا و اجرای الگوهای متعدد و متنوع و گردش ملودیهای متفاوت، اثر، فضا وحسی متفاوت نسبت به شروع قطعه از خود بر جای می گذارد. این مورد نیز در عرصه بداهه نوازی و بداهه پردازی قابل تأمل است. اینكه یك هنرمند بداهه پرداز چگونه قادر است قطعه از پیش ساخته خود را در هر اجرا متفاوت تر از قبل اجرا كند.
به هر روی راست پنج گاه اثر حسین علیزاده، اثری است كه با هر بار شنیدن امیدی تازه، نوایی تازه و فضایی متفاوت را به گوش و ذهن شنونده اش می رساند تا هر بار بیان و احساسی تازه را درك كرد.
علیزاده خود در مورد این اثر گفته است: «شیوه ای كه در اجرای این مجموعه به كار گرفته شده، محصول احساس، دریافت و تجربه های خاص اجرا كننده آن است. بداهه نوازی در این اجرا نقش عمده را بر عهده دارد و تمبك نیز با ریتم های بداهه، ساز را همراهی می كند. ملودی ها روی موتیف اصلی گوشه ها بسط و گسترش می یابند و ریتم با الهام از حركت ریتم های نهفته در ملودی گوشه ها اجرا می شود. در این شیوه كه مبتنی بر تبادل احساس نوازنده و شنونده و نیز متأثر از لحظه های اجرا است. موسیقی سازی و تنوع ریتم اهمیت وجلوه بیشتری می یابد تمبك به عنوان ساز همراه نقش مهمتری را ایفا می كند.»
آخرین نكته ای كه می توان به آن اشاره كرد، آخرین جمله علیزاده است. تنبك به عنوان یك ساز پایه و مهم در همراهی سازهای ایرانی، در بسیاری موارد، نقشی را كه باید، ایفا نكرده است. در همه انواع موسیقی در سراسر جهان، ساز كوبه ای با طنین و نوای خود علاوه بر همراهی، تأثیری شگرف بر نوازنده و شنوندگان بر جای می گذارد. تنبك با همه امكانات اجرایی و بالا رفتن سرعت و تكنیك نوازندگان، به عنوان سازی كم رمق با پوشش صدایی معمولی، خود را به حاشیه رانده است و البته این به سیستم اجرای موسیقی ایران در صدسال اخیر و نحوه نگرش نوازندگان و برخوردشان با ساز كوبه ای به عنوان ساز همراه نیز مرتبط است. در اجرای راست پنج گاه، تنبك خود را به عنوان یك ساز مهم با توان همراهی وتأثیرگذاری توأمان به رخ می كشد. نوازندگی متفاوت، حجم صدای قابل قبول، ضربات كوبشی تأثیرگذار و همراهی نسبتاً متناسب، بر زیبایی اثر افزوده است. بی تردید این اثر بیش از هر چیز واجد معنای عاشقی در موسیقی است!

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است