خانه » آموزش موسیقی » آشنایی با موسیقی » موسیقی و ایدئولوژی
موسیقی و ایدئولوژی

موسیقی و ایدئولوژی

بحث در مورد موسیقی و خصوصیات ذاتی آن امری است مشکل. این موضوع را میتوان دلیل دو بعدی بودن موسیقی دانست؛ یعنی موسیقی از جهتی متاثر از اندیشه و عواطف بشری و نشات گرفته از یکسری فعل و انفعالات ذهنی است و از جهتی دارای قواعد و اصولی است که با معیارهای مادی و حقیقی تا حدی قابل تجزیه و تحلیل و ارزیابی میباشد.
معمولا” مباحثی که پیرامون موسیقی مطرح شده، تا کنون از جانب افرادی بوده که تنها به یکی از این دو بعد احاطه داشته اند. یعنی گاهی فلاسفه از دیدگاه روانی و فلسفی به موسیقی پرداخته اند، بدون توجه به اصول فنی موسیقی و گاهی نیز موسیقیدانان در مورد موسیقی بحث کرده اند، بدون لحاظ عنصر روانی موسیقی، در نتیجه این موضوع باعث شده که تا امروز نیز موسیقی جزو فنون یا شاید بتوان گفت علوم تا حدی ناشناخته بشری قلمداد شود. دیگر اینکه نتوان راجع به موسیقی موضعی واحد گرفت و تاثیرات مادی و معنوی آنرا به خوبی شناخت. در این بین نیز عده ای از روی عناد به کلی موسیقی را عامل انحراف اخلاقی و پیشرفت بشری و عده ای دیگر موسیقی را ضامن بقای فرهنگ و اصالتهای انسانی میدانند.
در این بحث سعی شده در حد امکان موسیقی از هر دو زاویه بررسی شود تا موارد اصلی کاربرد آن را بتوان معین کرد.
از آنچه که تا کنون راجع به موسیقی و تاثیر آن بحث شده میتوان به این نتیجه رسید که موسیقی اساسا” نمیتواند هیچگونه واقعیتی را در ذهن انسان نمودار کند. زیرا آنچه که از موسیقی در ذهن منعکس میشود، شکل خاص و عینی نیست،بلکه توجیه کننده نوعی از ادراک است بسوی چیزی که واقعیت ملموس ندارد. به دیگر سخن، نغمات موسیقی در ذهن تجسم کننده احساساتی است خالص ولی فاقد عینیت. توضیح آنکه علم و معرفت حقیقی نسبت به امری مستلزم حصول شکل یا صورتی است از آن امر در ذهن؛ در غیر این صورت انسان نسبت به آن امر نمیتواند هیچگونه معرفت حقیقی پیدا کند.
این به واقعیت نرساندن موسیقی را برخی علما اختلال در حس واقع یابی انسان میدانند. یعنی انسان اساسا” به دنبال کشف واقعیات اطراف زندگی خود است و پیوسته در پی راهی است که بتواند با فعالیت ذهنی خود مجهولات را به معلومات تبدیل کند. حال آیا موسیقی در ذهن باعث مختل کردن این حس میگردد؟
به عقیده برخی، شنوندگان موسیقی به طور ناخودآگاه با یقین به عدم محتوای واقعی و عینی در موسیقی، توقع رسیدن به واقعیت را توسط موسیقی ندارند. ولی برخی نیز به این عقیده اند که انسان حتی با در نظر گرفتن این طرز فکر قبلی از شنیدن موسیقی، به طور غیر ارادی تحت تاثیر این واقعیت معدوم شده قرار میگیرد که خود باعث میشود ارزش و اعتبار ادراک واقعی و حقیقی به مرور زمان کم رنگ شود؛ یعنی اینکه عادت به موسیقی موجب استفاده از آن به عنوان راهی برای فرار از مواجهه با واقعیات زندگی با تمام سختی ها و نا ملایمات آن میشود، که در نتیجه باعث میشود رشد شخصیتی انسان که در گرو حل مشکلات و فائق آمدن بر آنها است و نیز در گرو تحمل شدائد روزگار میباشد، دچار نوعی اختلال گردد.
با این حال لذت شنیدن موسیقی به نظر میرسد به دلیل پوشش و ابزار عاطفی آن است که برای بیان مفهومی تجریدی به کار میرود. به دیگر سخن موسیقی ابزاری است با پوششی عاطفی برای فرار از واقعیت، یعنی فرار از هوشیاری و اختیار.
حال موسیقی چیست؟ تا به امروز تعریفی جامع و مانع از موسیقی ارائه نشده و هرکس بنا به مهارتهایی که داشته و از زاویه ای که به موسیقی نگاه میکرده تعریفی ارئه نموده است. دشواری تعریفی جامع و مورد قبول همه معلول سه علت میتواند باشد.
اول اینکه موسیقی به دلیل تجریدی بودنش قابل تعریف با ارکان و اجزاء تعاریف معمولی در علوم عینی و تحقیقی نمی باشد. دیگر اینکه اختلاف در فرهنگها و اقوام موجب برداشت ها و تعاریف متفاوتی از موسیقی شده و شاید بتوان گفت این اختلافات قومی باعث تفاوت در موارد استفاده از موسیقی شده، یعنی برخی اقوام، موسیقی را صرفا” در جهت شادی و نشاط روحی مورد استفاده قرار میدهند و برخی نیز خواص درمانی و افزایش راندمان کاری موسیقی را در اولویت قرار میدهند و غیره. دلیل سوم نیز برمیگردد به اینکه هر یک از افراد با توجه به وضعیت خاص روحی و روانی تاثیرات مختلفی از موسیقی میگیرند که دلیل اخیر در راستای دلیل دوم باید مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر نوع تاثیر از موسیقی براساس وضعیت روحی و روانی افراد را می توان معلول شرایط محیطی و اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی دانست.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است