آیپاز

آیپاز :: رسانه تخصصی موسیقی

چطور میتونیم نت های روی خطوط حامل رو سریع تشخیص بدیم؟

چطور میتونیم نت های روی خطوط حامل رو سریع تشخیص بدیم؟

دوستان عزیز، یک مشکلی که خیلی از ماها در ابتدای راهِ یادگیری موسیقی داریم، یا حتی بین کسایی که موسیقی رو خیلی وقته که شروع کردن هم دیده میشه، اینه که با دیدنِ نُتِ روی خطوطِ حامل، نمیتونن سریع بگن که چه نُتی هست. باید از یه نُتِ خاص شروع کنن به شمارش تا برسن به اون نُت.

واسه شروعِ یادگیری، شمُردن خیلی هم خوب هست، چون پشتِ سر هم بودنِ نُتها رو به ما میفهمونه.

همه ی ما با خطوطِ حامل آشنایی داریم. میدونیم که واسه پیانو شاملِ دو دسته ی پنج خطی میشه، که میان و روی این خط ها یا بینشون، یا بالا یا پایین این خطوط یه سری علامت میذارن، که بهشون میگن نُت. مثل عکسِ زیر

Piano_Note_Chart

میدونیم که نُت ها از اینایی که اینجا کشیده شدن بیشترن. واسه اینکه دقیقا بفهمین چندتا نُت هست، به این پست مراجعه کنین دوستان.

خوب، سوالی که مطرح هست اینه که: چجوری این نُت ها رو به خاطر بسپریم؟! آیا راهی هست که توی حفظ کردنِ این نُت ها کمکمون کنه؟

من اینجا چند تا نکته رو میگم، که میتونه کمک کنه واسه یادگیری هرچه سریع ترِ نُت های روی خطوطِ حامل.

۱- اول اینکه نُتها از پایین به بالا شمرده میشن، و هرچی میریم به بالا، صدا زیرتر میشه، و هرچی میایم پایین صدا بم تر میشه. بالا رفتن روی خطوطِ حامل، مثل اینه که روی پیانو از سمت چپ بریم به سمتِ راست.

۲- ساده ترین نُت هایی که به خاطر سپردنشون از همه راحت تر هست،یکی نُتی هست که جلوی کلیدِ سُل، در پنج خطِ حامل بالایی، که مربوط به دست راست هست میشه، و همچنین نتی که جلوی کلیدِ فا در پنج خطِ حامل دوم، که پایینی هست و بهشون میگن “خطوط حامل مضاعف”. جلوی کلیدِ سُل، اسمِ نُتِش میشه سُل (دومین خط). و جلوی کلیدِ فا، اسمِ نُتِش میشه فا (چهارمین خط).

F-G

۳- نُتِ سومی که حفظ کردنش خیلی سادست، نُتِ دو هست. توی شکل زیر، من ۴ تا نُتِ دو رسم کردم. دوتای وسطی که یکی هستن، و باهم فرقی ندارن. یکی بالای خطوط حامل پایینی هست، یکی هم پایینِ خطوطِ حاملِ بالایی (گیج نشین دوستان، خیلی راحته، یخورده تمرکز میخواد فقط). بغیر از این دوتا، اگه دیدین زیرِ خطوطِ حاملِ پایینی دوتا خط مضاعف کشیدن و روش نُت نوشتن، میشه نُتِ دو. همچنین اگه بالای خطوط حامل بالایی، دوتا خط مضاعف کشیدن و روی خط دوم نُت گذاشتن میشه نُتِ دو.

C

۴- چهار تا نُتِ دیگه هست که خیلی راحت میتونین اینا رو تا دیدین بگین چی هستن. شکلِ زیر رو نگاه کنین، فقط کافیه از هر کدوم از نُت های خطوطِ حامل، یکی رو بدونین، تا دومیه رو سریع بگین. نُتِ روی خط اول، از خطوطِ حامل پایینی هست سُل. و نُتِ روی خط پنجم از خطوطِ پایینی هست لا! خیلی جالبه نه؟!! حفظش کنین پس. نُتِ روی خط اول از خطوطِ حامل بالایی هست می، و نُتِ روی خط پنجم، از خطوطِ حامل بالایی هست فا!! یعنی چی؟ یعنی پشت سر هم هستن از توی حروفِ الفبای موسیقی.

G-A-E-F

۵- در هر صورت، دونستنِ نُت های همنام روی خطوط، یا بینِ خطوط، میتونه کمک کنه واسه شمردن و فهمیدنِ بقیه ی نُت ها. به شکلِ زیر نگاه کنین، تمامِ این نُت ها دو هستن!! کافیه چند بار روی یه کاغذ این شکل پایینی رو تمرین کنین، تا همه ی نُت های دو رو توی ذهن خودتون واسه همیشه ثبت کنین. وقتی نیاز به فهمیدن بقیه ی نُت ها هست، میشمرین. به مرحله ای خواهید رسید که دیگه نیازی به شمردن نخواهید داشت.

C2

حالا نظرتون رو به عکس زیر جلب میکنم. تمامِ نُت هایی رو که توی آموزش بالایی یاد گرفتیم رو گذاشتم کنار هم. اگه اینا رو یاد بگیرین، راحت میتونین بقیه ی نُت ها رو هم سریع بگین که چی هست!

ALL1

راه های دیگه ای هم هست واسه به خاطر سپردنِ نُت ها.

اولین راه، بخاطر سپردنِ این دوتا ترتیب هست: GBDF و ACE، که توی شکلی که در لینکِ زیر اومده به خوبی منظور رو میرسونه. حتما لینک رو ببینین و عکسش رو ذخیره کنین دوستان.

لینک تصویر روش GBDF و ACE

راه بعدی پیشنهادی: جمله سازی با حروفِ اولِ نُت ها. چیزی مثلِ شکلِ زیر، که در کنار هم قرار دادنِ حروفِ نُت های بینِ خطوطِ حاملِ کلیدِ سُل، کلمه ی FACE، یعنی “صورت”، رو می سازه:

FACE

واسه کامل شدنِ بحث، جملاتِ انگلیسی ای رو هم که واسه بخاطر سپردنِ نُت های روی خطوطِ حامل معمولا حفظ میکنن رو مینویسم واستون:

توی عکس بالا دیدین که واسه نُت های بینِ خطوطِ حامل کلیدِ سُل شد کلمه ی FACE

واسه روی خطوطِ حاملِ کلیدِ سُل جمله ای مثل: Every Good Boy Deserves Fudge، حروفِ اولِ پر رنگ رو که بذارین کنار هم میشن نُت های E G B D F

واسه بینِ خطوطِ حاملِ کلیدِ فا: All Cows Eat Grass. که میشه نُت های A C E G

واسه رویِ خطوطِ حاملِ کلیدِ فا: Good Boys Do Fine Always که میشه نُت های

G B D F A

البته روش سومی که نوشته شده، یک روش دو مرحله ای هست که نیاز به بررسی کلمات داره، که توصیه نمیشه. اما اگه واسه شما عمل میکنه، ازش استفاده کنین

به هر روشی که عمل کنین، مهم فهمیدنِ این خطوطِ حامل هست. راه رسمیش هم اینه که هر قطعه ای که اجرا میکنین، نامِ نُتی رو هم که اجرا میکنین رو بگین. انقدر این کار رو تکرار کنین، که تمامِ نُت ها ملکه ی ذهنتون بشن .

استاد غلامحسین بنان

استاد غلامحسین بنان

«استاد غلامحسین بنان» در اردیبهشت ماه سال ۱۲۹۰ خورشیدی در تهران خیابان زرگنده (قلهک)، در خانواده ای متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش «کریم خان بنان الدوله نوری» و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار بود. اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم “میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی” و سومین استادش مرحوم “ناصرسیف” بوده اند.

«مرتضی نی داوود» نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنیف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشویق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می‌شد. در سال ۱۲۹۶ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمان‌ها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود، او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد.

بنان موسیقی را از «مرتضی نی داوود» و آواز را از «میرزا ضیاء الدین رضایی» فرا گرفت و از آنها نکته‌ها آموخت و از ردیف‌های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد. بنان در این انجمن سالهای سال خواننده بود.

غلامحسین بنان در سال ۱۳۱۵ خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت «ایران بار» که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال ۱۳۲۱ به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم «فرخ» که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت.
بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت.

بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می‌روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان می‌خواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغاز می‌کند و صبا هم با ویلن او را همراهی می‌کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می‌گوید: «شما نواختن ویولن را قطع کنید» و به بنان اشاره می‌کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می‌خواند و به «سه گاه» فرود می‌آید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می‌بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می‌کند.

صدای بنان، بسیار لطیف و شیرین، زیبا و خوش آهنگ بود، کوتاه می‌خواند ولی درهمین کوتاهی، ذوق و هنر بسیار نهفته است، غلت‌ها و تحریرهای او چون رشته مروارید غلطانی، به هم پیوسته و مانند آب روان است.

از سال۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری خود را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند «داود پیرنیا» با آن همکاری داشت.

بنان مردی مبادی آداب، خوش لباس، خوش بیان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن همیشه لبخندی روی لب‌های این هنرمند می‌شکفت. و می‌گفت: «این لبخند، قیافه مرا در هر حال برای بیننده و شنونده آوازم قابل تحمل‌تر می‌کند» خانه بنان در بلندی‌های جمال آباد شمیران، یادگارهای او را دارد. شاید هم اکنون نیز بتوان «حالا چرا» را در عشاق و بوسلیک، «امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم» را در ابوعطا، «به یاد صبا» را در سه گاه و «همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی» را در ماهور و هزاران اثر دیگر را را در آن سربالایی‌ها شنید و لذت برد و هنر سحرآفرین او را تحسین کرد.

بعدها از کلاس‌های «روح الله خالقی»، «ابوالحسن صبا» و «مرتضی محجوبی» و دیگر هنرمندان بهره‌ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می‌دانم. می‌گویند بنان بم‌ترین صدای مردانه را داشت و صدای او در ردیف آواشناسی، صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ویژگیهای آوای او بود.

بعدها به صلاحدید «کلنل وزیری» و «خالقی»، صدایش را پایین‌تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل‌انگیز شد. « صبا» می‌گفت: «بعضی تحریر‌ها را هیچ کس به جز بنان نمی‌تواند درست بخواند». تحریر در اصطلاح موسیقی به معنی پیچیدگی در آواز، کشش صدا، غلت دادن آواز و پیراستن آواز از خشونت و زواید است. «فرهاد فخرالدینی» می‌گوید: «بنان» به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج، یا کم و زیاد بخواند. بنان در انتخاب شعر و درست ادا کردن آن، بیش از اندازه دقت می‌کرد و در نتیجه وقتی شعر را می‌خواند آنچنان را آنچنان‌تر می‌کرد.

بنان در انتخاب شعر و موسیقی، سخت خوش سلیقه بود.
«روح الله خالقی» می‌گوید: «صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام» اگر به یکی از تصنیف‌های بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان، شکستن کلمه، نابجا خواندن، درنگ یا شتاب بی جا در سرتاسر تصنیف حتی یک بار هم دیده نمی‌شود. اوج، جای خود را دارد و فرود هم. اینجاست که هنر تبلور پیدا می‌کند و بنان را در صدر می‌نشاند. نوع ادای کلمات، جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است.

«علی تجویدی» می‌گوید: «مرا عاشقی شیدا» را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد. بنان علاوه بر شعر‌هایی که از سروده‌های «رهی معیری» از سروده‌های «نواب صفا» نیز استفاده می‌کرد: یاد باد آن همدلی، آن همدمی، آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی.

از کارهای به جا مانده بنان می‌توان به «بوی جوی مولیان» در بیات اصفهان که «روح الله خالقی» آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار دیگری که نام بنان را بر سر زبان‌ها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنیف زیبا و پر مفهوم «من از روز ازل» ساخته استاد «مرتضی محجوبی» در مایه سه گاه است.

در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد.

بنان در ۲۷ آذر ماه ۱۳۳۶ با اتومبیل شخصی در جاده کرج با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف می‌کند و در این سانحه چشم راست خود را از دست می‌دهد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می‌کرده است، این اتفاق تاثیر شدیدی در روحیه او داشت. بنان پس از این ماجرا دچار افسردگی شد ولی همچنان با قدرت به کار خود ادامه می‌داد.

در سال ۱۳۴۶ نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و زمان ریاست «قطبی» به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه‌های گل‌های جاویدان و گل‌های رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته که رهاورد این همکاری‌ها ده‌ها برنامه گل‌های جاویدان، گل‌های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.

گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می‌توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه‌های رادیویی همراه با ارکستر گل‌ها و تکنوازان آن اشاره کرد.
بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان «تنها»، ماهور با پیانوی «رضا محجوبی»، همایون با «مرتضی محجوبی» و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می‌توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از «محجوبی»، دیدی ای مه آهنگ از «یاحقی»، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از «وزیری»، حالا چرا آهنگ از «خالقی» اشاره کرد. «احمد ابراهیمی» و «کاوه دیلمی» از شناخته شده ترین شاگردان این هنرمند برجسته به حساب می‌آیند.

بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود ۴۵۰ آهنگ اجرا کرد و آنچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می‌آورد، زیر و بم‌ها و تحریرات صدای اوست که مخصوص به خودش است.
بنان نه تنها در آواز قدیمی ‌و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعاست.

بعد از انقلاب، چندین بار از ایشان برای اجرای برنامه در رادیو دعوت به عمل آمد اما بنان دیگر حوصله آن سال‌ها را نداشت. در سال‌های آخر عمر تنها سرگرمی ‌استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زیبای خود بود. یاد و خاطره استاد بنان را می‌توانید در “نور و نوا” که به یاد او تدوین و پرداخته شده است زنده کنید و یاد تندیسی بیافتید که در خانه، جای او را پر کرده است.
وی عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است.

غلامحسین بنان مدت‌ها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز ‌هاضمه شده بود و از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز‌ هاضمه او را بیشتر رنجور می‌کرد و متاسفانه کوشش‌های پزشکان و خاصه مراقبت‌ها و از خود گذشتگی‌های «پری بنان» همسر وفادار و مهربانش هم مؤثر نیفتاد و سرانجام غلامحسین بنان گنجینه آواز کلاسیک ایرانی درساعت ۷ بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال ۱۳۶۴ خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت.

پری بنان همسروفادار و مهربانش به احترام او ساعت‌های خانه بنان را از آنروز تا کنون متوقف کرد. روی قبر بنان در امام زاده طاهر کرج نوشته شده الهه ناز …

کتاب “از نور تا نوا” به کوشش دکتر داریوش صبور در مورد زندگی این خواننده بزرگ موسیقی سنتی ایران منتشر شده است.
همچنین کتاب “رویای هستی” به کوشش شهرام آقایی پور که حاوی زندگینامه، اطلاعات متن ترانه‌ها، نام آهنگسازها، نت‌ها و عکسهای استاد بنان است توسط انتشارات پازینه تهران به زیور طبع آراسته گردیده است.

کارنامه هنری استاد غلامحسین بنان
گلهای جاویدان
گلهای جاویدان بدون شماره در «شور»
گلهای جاویدان بدون شماره در «سه گاه»
گلهای جاویدان بدون شماره در «همایون» با سنتور رضا ورزنده
گلهای جاویدان شماره ۹۲ در «بیات ترک و ابو عطا»
گلهای جاویدان شماره ۹۳ در «شور» با ویولون استاد مهدی خالدی
گلهای جاویدان شماره ۹۸ در «ابو عطا» با تار لطف اله مجد
گلهای جاویدان شماره ۱۱۸ در «ماهور» با ویولون استاد علی تجویدی و سنتور رضا ورزنده
گلهای جاویدان ۱۱۸مکرر در «ابو عطا» با ویولون استاد مهدی خالدی
گلهای جاویدان ۱۲۴ در «بیات ترک»
گلهای جاویدان شماره ۱۲۸ در«شوشتری»
گلهای جاویدان شماره ۱۲۹، گلهای جاویدان ۱۳۰
گلهای جاویدان ۱۳۱ در «سه گاه»، گلهای جاویدان شماره ۱۳۲ در «دشتی»
گلهای جاویدان شماره ۱۳۶
گلهای جاویدان شماره ۱۳۷ در «چهار گاه» با پیانو استادمرتضی محجوبی و استاد علی تجویدی
گلهای جاویدان شماره ۱۳۸
گلهای جاویدان شماره ۱۳۹ در «سه گاه» با استاد جلیل شهناز
گلهای جاویدان شماره ۱۴۳ در «شور»
گلهای جاویدان شماره ۱۴۵ در «شور» با سنتور رضا ورزنده
گلهای رنگارنگ
گلهای رنگارنگ شماره ۱۰۳ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۰۹ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۲۶ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۳۴ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۳۶ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۰ الف در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۰ ب در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ب مکرر
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۹ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۱ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۲ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۴ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۶ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۹۰ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۰۱ در «ابو عطا»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۰۵ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۱۰ در «بو سیلک»
گلهای رنگارنگ ۲۱۰ ب مکرر در «بوسیلک»
گلهای رنگارنگ ۲۱۱ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۲۸ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۳۳۰در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۲ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۴ در «دشتی و ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۷ در «ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۲ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۵ در«همایون»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۹ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۰ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ بختیاری (محلی)، شماره ۲۵۱
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۲ در «همایون»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۴ در «اصفهان»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۶ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۷ در «ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۶۵ در «اصفهان»
برگ سبز
برگ سبز شماره ۲۷ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۳۱در «افشاری»
برگ سبز شماره ۴۶ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۶۳ در «اصفهان»
برگ سبز شماره ۸۳ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۱۰۷ در «اصفهان»
برگ سبز شماره ۱۴۵ در «همایون»
و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده‌است.

کلیدهای سیاه پیانو

کلیدهای سیاه پیانو

در این قسمت قصد دارم راجب کلیدهای سیاه پیانو صحبت کنم، و ببینیم بین اینها با کلیدهای سفید چه تفاوتی وجود داره.

قبل از هر چیز، اگر پست ” شناخت کلید های پیانو، و نت های مربوط به آن ها “رو مطالعه نکردن، اول پیشنهاد میکنم حتما اون رو بخونین، بعد ادامه ی این پست رو ببینین.

برای فهم کلیدهای پیانو، ابتدا باید معنی “پرده” رو فهمید، و قبل از اون معنی اکتاو رو. به تعریف زیر از “اکتاو”، که از سایت ویکی پدیا گرفتم دقت کنین دوستان:

” اُکتاو (به انگلیسی ( Octave :گاه به اختصار به صورت ۸ve و P8 نیز نوشته می‌شود در زبان لاتین یعنی عدد هشت. اکتاو در موسیقی نشان دهنده ی هفت نُتِ پایه‌ای Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si موسیقی و نت هشتم که تکرار نت Do اول با فاصله نت هفت است، می‌باشد. هر ساز دارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشت نت که برابر با یک اکتاو می‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.

در واقع بازه­ی اصوات موسیقی به زیربازه­هایی به نام اکتاو بخش می­شود. یک اکتاو بازه فرکانسی را شامل می­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هر نت ۲ برابر فرکانس نت هم­نام خود در اکتاو قبلی است (برای نمونه لا در اکتاو ۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لای اکتاو ۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گ‌یرند، تشکیل تصاعد هندسی می­دهند. ”

بصورت خلاصه میشه گفت: یک اکتاو، یعنی هفتا نُت الفبای موسیقی، به اضافه ی هرچی کلید سیاه بینشون هست، روی پیانو. یعنی همون عکس زیر، که قبلا هم دیدین:

qgsjxgv6qjdalmsjk7pt

خوب، حالا تعریف پرده:

” در سیستم کلاسیک، یک اکتاو به دوازده فاصله برابر تقسیم می‌شود که به هر یک از این فواصل یک نیم‌پرده گفته می‌شود، و جمع هر دو نیم‌پرده را یک پرده می‌گویند. ”

بازهم به صورت ساده تر میشه گفت: بجای استفاده از کلمه ی “فاصله” بین کلیدهای پیانو، میگن “پرده”. این واژه در آلات موسیقی دیگه هم استفاده میشه. ولی نکته ای که مهم هست اینه که در پیانو، بین هر کلید با کلید کناری، نیم پرده فاصله هست، نه یک پرده. به عکس زیر دقت کنین دوستان:

9d9lnj1mdljr1o9ghd

طبق این عکس، ما میفهمیم که بین کلید دو، با کلید سیاه بعدیش نیم پرده فاصله هست، از اون کلید سیاه تا کلید سفید بعدی که میشه ر، اونم نیم پردست، به همین تریتیب بین کلید ر تا کلید سیاه بعدیش نیم پرده فاصله هست، و … . طبق این روند قطعا بین کلید می با کلید فا میشه نیم پرده فاصله، بین کلید فا و کلید سیاه بعدیش نیم پرده، بین کلید سل با کلید لا میشه یک پرده (که حاصل جمع نیم پرده + نیم پرده هست). در آخر هم بین کلید سی و کلید دو در اکتاو بعدی هم نیم پرده فاصله هست.

حالا واسه اینکه هی نگن “کلید بعدی بعد از مثلا کلید دو”، میان و اسم گذاری میکنن کلیدهای سیاه رو. البته با توجه به جهت حرکت شما از کلید سفید کناری به کلید سیاه مورد نظر! مثلا: اگه از سمت کلیدهای بم، از روی یه کلید سفید برید روی یه کلید سیاه، اسمش رو با نام همون کلید سفید میخونین، اما جلوش میگین “دیِز”. مثلا: اگه از روی کلید دو برم به سمت کلید سیاه طرف راستش، اون کلید سیاه میشه دو دیز. حالا در نظر بگیرین روی کلید لا هستیم، اگه بریم به سمت راست، کلید سیاه بعد از کلید لا اسمش میشه لا دیز، و اگه بریم به سمت چپ، اسمش میشه لا بِمُل. سادست. به عکس زیر دقت کنین دوستان عزیز:

piano2-labeled

علامت دیز شارپ ( # ) هست، و علامت بمل هم یه حرف b انگلیسی کوچیک جلو هر حرف نشون دهنده ی نُت. درست مثل عکس بالا.

حالا وقتی خوب دقت کنیم میبینیم که دو دیز، همون ر بمُل هست. یعنی اسم این کلید متناسب با جهت حرکت ما از سمت راست به چپ، یا چپ به راست مشخص میشه، که کاربردش در مسئله ی گام ها هست که در مرحله ی بعدی خدمت دوستای گُلَم توضیحاتش رو مفصل خواهم آورد.

هنگام یا اُکتاو

هنگام یا اُکتاو

هنگام یا اُکتاو (به انگلیسی: Octave) گاه به اختصار به صورت ۸ve و P۸ نیز نوشته می‌شود در زبان لاتین یعنی عدد هشت. اکتاو در موسیقی نشان دهنده ۷ نُت پایه‌ای موسیقی: Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si و نت هشتم که تکرار نت Do اول با فاصله ۷ نت است می‌باشد. هر ساز دارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشت نت که برابر با یک اکتاو می‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.

در واقع بازه­ اصوات موسیقی به زیربازه‌هایی به نام هنگام بخش می­شود. یک هنگام بازه فرکانسی را شامل می­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هر نت ۲ برابر فرکانس نت هم­نام خود در اکتاو قبلی است (برای نمونه لا در اکتاو ۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لای اکتاو ۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گیرند، تشکیل تصاعد هندسی می­دهند.

تمام پرده

تمام پرده

پرده (تمام پرده)(به انگلیسی: whole tone) یا دوم بزرگ (به انگلیسی: major second) فاصله‌ای در موسیقی است که معادل ۲ نیم پرده باشد. به بیان دیگر، فاصلهٔ دومی که از ۲ نیم پرده تشکیل شده باشد را دوم بزرگ گویند. مانند فاصلهٔ بین دو تا ر؛ چرا که فاصلهٔ بین دو تا ر از ۲ نت تشکیل شده (دو، ر) و این فاصله دارای ۲ نیم پرده است (دو -> دودیز -> ر). براین اساس که هر نیم پرده برابر با ۱۰۰ سنت است، فضای بین دو نت ابتدایی و پایانی در یک فاصلهٔ دوم بزرگ، ۲۰۰ سنت می‌باشد.

دوم افزوده، دوم کوچک و دوم کاسته نیز فاصله‌های دوم هستند با این تفاوت که از تعداد نیم پردهٔ متفاوتی تشکیل شده‌اند. دوم افزوده دارای ۳ نیم پرده (مانند فاصلهٔ بین دو تا ر دیز)، دوم کوچک دارای ۱ نیم پرده (مانند دو تا ر بمل) و دوم کاسته دارای ۰ نیم پرده (دو دیز تا ر بمل) است.

فاصله‌های دیگری که با پسوند «بزرگ» نامگذاری شده‌اند، سوم بزرگ، ششم بزرگ و هفتم بزرگ هستند.

معکوس فاصله دوم بزرگ، هفتم کوچک است.

720px-Major_Second_P.svg

زندگی نامه استاد مرتضی حنانه

زندگی نامه استاد مرتضی حنانه

«مرتضی حنانه» در یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۰۱ خورشیدی در شهر تهران متولد شده و از همان كودكی علاقه ی زیادی نسبت به موسیقی نشان داد. وی از كودكی هر چیزی كه تولید صدا می كرد به كار می گرفت و ابزارهایی می ساخت كه از خود تولید صداهایی مختلف و گوناگون كنند. وی دراین باره گفته است:« شاید در آن زمان توانایی من در این حد كه آلات ساده و مبتدی موسیقی را بسازم نبوده. ولی به هر حال چیزهایی می ساختم كه صداهایی همانند: صدای باد، زوزه، صدای حیوانات و صدای عجیب و غریب تولید كنند.»
علاقه ی وی تا به حدی بود كه معلم چهارم دبستانش «فلوتی» به او هدیه داد و راهنمایی هایی برای آموختن نیز به او ارائه كرد.
پس از پایان دوره ی دبستان در هنرستان موسیقی مشغول به تحصیل شد. دیری نگذشت كه نام حنانه در سطح هنرستان پیچید، در همین مقطع ِ زمانی حنانه «هورن» را به عنوان ساز تخصصی خویش انتخاب كرد.
«غلامحسین مین باشیان» كه ریاست هنرستان را بر عهده داشت در سال ۱۳۱۷ شمسی موفق به آوردن گروهی ده نفره برای تدریس در هنرستان از شهر پراگ به ایران شد، كه عبارت بودند :
كارل كوگلر، خواننده؛
كارن یان، ویلن؛
رودلف اوربانتس، موسیقی نظامی؛
واتسلاو كوتاس، كلارینت؛
یاروسلاوبیزا، باسون؛
ماریا گروتفلدوا، هارپ؛
ژوزف اسلاویك، ویولنسل؛
فرانسوا هلنسل، كنتراباس؛
ژوزف اسلاویك، ترومپت؛
رودلف اوربانتس كه شیفته ی استعداد و علاقه ی حنانه شده بود، او را به آرزوی خود رساند و توانست «كُریست» اول اركستر سمفونیك هنرستان عالی تهران شود.
او همچنان به دنبال كسی بود تا اصول موسیقی غرب را به او بیاموزد و درهمین حین با «پرویز محمود» آشنا شد كه در بلژیك تحصیل كرده بود و بعدها اركستر سمفونیك تهران را بنیان نهاد. استاد محمود، بی دریغ معلوماتش را در اختیار حنانه گذاشت.
پس از مدتی «وزیری» ریاست هنرستان را بر عهده گرفت و پایه ی آموزش هنرستان را بر مبنای موسیقی سنتی ایران قرار داد. وی گروه ده نفری پراگی را اخراج كرد. هنرجویانی از جمله حنانه نسبت به این عمل اعتراض كردند ولی نتیجه ای نداشت و روند آموزش وزیری در هنرستان آغاز شد.
حنانه در سال ۱۳۲۱ خورشیدی؛ دیپلم خود را از هنرستان گرفت. «روبیك گریگوریان» نخستین كسی بود كه ترانه های محلی را جمع آوری كرده و پس از رفتن پرویز محمود به آمریكا در سال ۱۳۲۹ خورشیدی؛ به سمت رهبری اركستر سمفونیك و ریاست هنرستان رسید، در سال ۱۳۳۱ خورشیدی؛ او نیز به امریكا عازم شد و مرتضی حنانه رهبری اركستر سمفونی را بر عهده گرفت. او در شرایطی اركستر سمفونی را اداره می كرد كه دارای سه امتیاز بزرگ بود:
«دیپلم هنرستان موسیقی» ، «تعلیمات پرویز محمود» و «ذوق استعدادی زیادی كه همه به آن معترف بودند».
ولی او همچنان تشنه بود، تشنه ی یادگیری بیشتر موسیقی. در سال ۱۳۳۲ خورشیدی كه جشن هزاره ی بوعلی سینا برگزار شد، حنانه توانست آثار خود را در حضور شرق شناسانی كه برای شركت در جشن دعوت شده بودند با هم سرایی و اركستر سمفونیك اجرا نماید و این اجرا چنان مورد توجه حضار قرار گرفت كه «چرولی» سفیر وقت ایتالیا، بورس هنری آن كشور را در اختیار وی قرار داد و حنانه برای تكمیل تحصیلات و مطالعات خود به كنسرواتور واتیكان عزیمت نمود. این همان كنسرواتور قدیمی بود كه باخ در آن ارگ می زد.

به طور كلی مرتضی حنانه در محل موسیقی مذهبی و مقدس ایتالیا به تحصیل پرداخت. او در سال ۱۳۴۲ خورشیدی به ایران بازگشت و گفت: «هنگامی كه از ایتالیا به ایران آمدم، زیاد فكر كردم. حال زمانی بود كه آن دانشی كه آرزویش را داشتم به دست آورده بودم و فقط مانده بود تصمیم بگیرم با آن دانش چه كار كنم و چه نوع موسیقی ای ارائه دهم.
اول گفتم «دوده كافونیك» كار كنم. ولی این چه معنایی داشت؟ با خودم گفتم اگر خیلی خوب بنویسم، تازه بهتر از «شوتنبرگ» كه نمی توانم بنویسم، او صاحب مكتب به شمار می رود، و مكتبش یكی از بزرگترین های آلمان است كه همه جهان آن را پذیرفته اند. ولی اگر كار من را یك ایرانی گوش كند چه خواهد گفت؟ می گوید این كار اگر هم خیلی با ارزش باشد، باز هم ربطی به ایران ندارد و چیزی به فرهنگ غرب افزوده است. در حالی كه ما می خواهیم آهنگسازان ایرانی با آثاری كه ارزش دارند به فرهنگ كشورشان چیزی بیفزایند.»
موسیقی حنانه را بطور كلی می توان «موسیقی اصیل سنفونیك» نامید. حنانه نسبت به موسیقی سنتی بی اعتنا بود و هرگز در اركستر از سازهای اصیل استفاده نكرد.

وی پس از انقلاب اوقات خود را بیش از پیش به پژوهش درباره ی موسیقی قدیم ایران اختصاص داد و در زمینه ی موسیقی فیلم كه خود از پایه گذاران آن در ایران بود، فعالیت خود را ادامه داد.

حنانه مدعی بود كه برای هماهنگی موسیقی ایرانی به اصول هارمونی كه در غرب معمول است، معتقد نیست و بیشتر از تلفیق ملودی ها، فوگ و كنتروان كه در هر یك از مقام های ایرانی كاری است بس دشوار، اما چه می توان كرد؟ آنچه كه می تواند حاوی ابتكار، اصالت، اندیشه و احساس هنرمند ایرانی باشد، درست همان چیزی است كه بین مكتب موسیقی فرانسه، مكتب موسیقی روس، آلمان، ایتالیا، و اسپانیا تفاوت ایجاد می كند.

پولیفونی، تكنیك و پدیده ای است كه در اندیشه ی موسیقی دان هر قومی ممكن است نضج گیرد. مگر ما از تمدن و به ویژه موسیقی قدیم خودمان چه می دانستیم و می دانیم؟ آنچه كه جزو مكشوفات است و در آثار خطی از استادان پیشین به جای مانده است همگی دلیل بر آگاهی و دانش آنان به پدیده های اكوستیكی و چند صدایی است. از اینها گذشته هم اكنون در موسیقی فولكوریك و محل نژادهای گوناگون این سرزمین، خصوصاً گرگان و خراسان، پولیفونی در ابعاد بسیار كوچكتری به گوش می رسد، ولی با این ویژگی كه هرگز گوش شنوندگان از آن غربت احساس نمی كند. به نظر من اگر گرایشی به همبستگی اصوات، به صورت پولیفونی داشته باشیم راهی غلط و تقلیدی را انتخاب ننموده ایم؛ زیرا پولیفونی نمی تواند منحصراً در خدمت موسیقی دانان غرب باشد. به این دلیل كه پولیفونی «سنت» به شمار نمی آید و جزو آداب و رسوم قومی ملتی هم نمی تواند باشد بلكه هنری است در خور تشخیص و لذت گوشها. بنابراین پولیفونی می تواند راهی باشد كه پیش پای هر موسیقی دان اندیشمند و نوآوری باز است…. تلفیق اصوات گوناگون یك مقام با یكدیگر با حفظ كیفیت موسیقی ایرانی در جهت افقی و عمودی، و این چیزی است كاملاً ابتكاری كه باید بر پایه ی دلیل و برهان زیبایی واقعی استوار باشد.»

او برای بسیاری از فیلم ها موسیقی متن كار كرده است ولی هرگز موسیقی متن برای او حرفه جدی نبود، و از روی نیاز مادی دست به این كار می زد، ولی كارهای بسیار خوبی ارائه میكرد چون او با ساختار و ماهیت سینما آشنا بود.
مرتضی حنانه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۶۷ خورشیدی؛ در ساعت ۱۱:۴۵ شب در اثر سكته ی قلبی در گذشت.

شکل گیری گام ماژور، دیز دار (۳)، Circle of Fifth

شکل گیری گام ماژور، دیز دار (۳)، Circle of Fifth

در ادامه ی مبحث گام های ماژور دیز دار، لطفا اگر دوتا بخش قبلی رو نخوندین، حتما اول اونا رو مطالعه بفرمایین، بعد بیاین و این مطلب رو مطالعه کنین دوستان خوبم.

در آخرین قسمت از به خاطر سپاری گام های ماژور دیز دار، با توجه به نموداری که در شکل Circle of Fifths خدمت دوستان نشون دادم، میریم سراغ قسمت پایین شکل، اونجایی که نوشته Enharmonic Keys. توی این قسمت گام هایی رو نوشته که کلا دوتا اسم دارن! یعنی اگه ماژور هست، دوتا اسم واسه ماژور میگیرن، یا واسه مینور هم به همین شکل هست.

دقت کنین، مثلا، واسه گام سی ماژور (B Major) که در سمت راست این قسمت اومده، اگه نگاه کنین، زیر شکل نوشته or، یعنی بجای اینکه به این گام بگین سی ماژور، میتونین بگین Cb Major، یعنی دو بمُل ماژور!! حالا این بمُل چیه قضیش فعلا کاری به کارش نداشته باشین، توضیح میدم سر وقت خودش.

به صورت کلی میبینین که دایره ی ما به سه قسمت تقسیم شده. سمت راست میشه اونایی که فقط دیز دارن. سمت چپ میشه اونایی که فقط بمُل دارن، پایین هم میبینینم مربوط به اونایی میشه که دوتا اسم دارن. در حال حاضر، نیازی به حفظ کردن و فهمیدن هر دوتا اسم واسه سه تا گام ماژور دیگه که میخوام توی این پست توضیح بدم نداریم، فقط یکیشو بدونین کافیه.

اولین گام، گام سی ماژور هست که سمت راست، از این یک سومِ دایره گذاشته. همونطور که میبینیم، توی قسمت سرکلید این گام، ما پنج تا دیز داریم. با توجه به پست قبلی، میتونین بگین آخرین دیز مربوط به چه نُتی هست؟ احسنت به کسایی که درست جواب دادن! مربوط هست به نُتِ لا دیگه!!

واسه دوتا گام دیز دار دیگه توی این قسمت، یکی هست گام فا دیز ماژور، و گام دو دیز ماژور. واسه گام فا دیز ماژور، آخرین نُتِ دیز دار هست نُتِ می، و واسه دو دیز ماژور هم آخرین نُتِ دیز دار میشه سی.

پس بصورت کلی تا حالا ما هشت تا گام ماژور رو به همین راحتی تونستیم به خاطر بسپاریم!!! باور کردنش سخته، ولی با این شکل، خیلی راحته.

توی عکس زیر میتونین سرکلید های گام هایی رو که تا حالا یاد گرفتیم رو ببینین

major key signatures3

فرهاد فخرالدینی

فرهاد فخرالدینی

فرهاد فخرالدینی (زادهٔ ۱۳۱۶ در تبریز) موسیقی‌دان ایرانی است که به مدت ۱۱ سال رهبر ارکستر ملی ایران بود. او هم‌اکنون یکی از اعضای شورای عالی خانه موسیقی ایران است.

پدرش محمدعلی فخرالدینی متخلص به «محزون» ۱۳۶۵-۱۲۷۸، از شعرای آذربایجان بود که نزد مردم آن سرزمین از احترام خاصی برخوردار بود.  برادر بزرگش فخرالدین فخرالدینی عکاس نامدار پرتره‌است. برادر کوچکترش فاروق فخرالدینی ضمن اشتغال به حرفه عکاسی. از ورزشکارن به نام بوده و سال‌ها سمت مربی گری تیم ملی والیبال ایران را به عهده داشته‌است.

زندگی‌نامه

فخرالدینی نواختن ویلون را از کودکی آغاز کردو تحصیلات موسیقی‌اش را در هنرستان عالی موسیقی ملی و «موسسه موسیقی شناسی»-که تنها برای یک دوره چهار ساله در سال‌های دههٔ ۴۰ در تهران بنیاد شده بود-گذراند هنوز تحصیلاتش در هنرستان عالی به پایان نرسیده بود که از طرف حسین دهلوی (ریاست وقت هنرستان) به تدریس در آن‌جا دعوت شد. از اساتیدی که فخرالدینی نزد آن‌ها موسیقی را فراگرفته می‌توان از احمد مهاجر، ابوالحسن صبا، علی تجویدی و امانوئل ملیک اصلانیان نام برد.
فعالیت حرفه‌ای

او از سال ۱۳۴۷ و با شوهر آهو خانم آهنگ‌سازی فیلم را شروع کرد و تا به امروز برای بیش از ۱۵ فیلم و سریال موسیقی ساخته‌است. در سال ۱۳۵۲ همهٔ ارکسترهای موجود در سازمان رادیو تلویزیون در هم ادغام شدند و ارکستر بزرگ سازمان را به وجود آوردند. در مسابقه‌ای که برای گزینش رهبر این ارکستر بر‌گزار شد، فخرالدینی بیشترین امتیاز را آورد و از آن سال تا سال ۱۳۵۸ سرپرستی و رهبری ارکستر رادیو و تلویزیون را بر عهده داشت.
موسیقی شناسی

فخرالدینی در سال‌های پس از انقلاب و با دشواری‌هایی که برای کار با ارکستر و برگزاری کنسرت‌های بزرگ پیش آمد، بیشتر به موسیقی فیلم پرداخت. در این میان موسیقی او برای مجموعه‌های تلویزیونی سربداران، امام علی و بوعلی سینا با استقبال بسیار روبرو شدند. موسیقی متن مجموعه‌های تلویزیونی روزی روزگاری و کیف انگلیسی از دیگر ساخته‌های او هستند.
افتخارات

وی به درخواست استادش دکتر مهدی برکشلی برای اولین بار تنبور خراسان را به روش ابونصر فارابی که با روایت خود فارابی نوشته و به وسیله دکتر برکشلی شرح داده شده بود، پس از شش ماه پرده بندی نمود. طی کنفرانسی که از طرف هنرستان، در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۴۱ ترتیب داده شد ساز جدید را نواخت فخرالدینی در سال ۱۳۶۵ برای فیلم «گزارش یک قتل» و در سال ۱۳۶۶ برای فیلم «پرستار شب» برندهٔ جایزهٔ «بهترین موسیقی متن» از جشنوارهٔ فیلم فجر شده‌است.
موسیقی متن مجموعه تلویزیونی امام علی

فخرالدینی در زمینهٔ پژوهش در آثار موسیقی کهن ایرانی هم فعالیت‌هایی داشته‌است. او در مورد رمزگشایی از یکی از سروده‌های عبدالقادر مراغه‌ای گفته‌است:

عبدالقادر آهنگی دارد در دو کتاب مقاصدالالحان و جامع‌الالحان که با حروف ابجد نوشته شده… و تاکنون شمار زیادی از پژوهشگران خارجی و خودی روی آن کار کرده‌اند ولی هیچ کدامشان موفق نشده‌اند که شعر و آهنگ این قطعه را با هم تطبیق بدهند… توفیق کشف این کار به من رسید که نزدیک ۳۰ سال روی آن کار کرده‌ام.
— پایان نقل قول

فخرالدینی برای ساخت موسیقی تیتراژ ابتدایی «سریال امام علی»، از سرودهٔ مراغه‌ای بهره برده‌است.
ارکستر ملی ایران

او در سال ۱۳۷۷ ارکستر موسیقی ملی ایران را بنیان گذاشت و اولین برنامهٔ این ارکستر به اجرای چند اثر از علی تجویدی با آواز محمدرضا شجریان اختصاص یافت. وی در تیرماه سال ۱۳۸۸ از این سمت استعفا داد.

اجرای کنسرت در شهرهای پکن و شانگ‌های چین، اجرای کنسرت در کشور سویس -کویت و همچنین اجراهای متعدد در تهران و شهرهای سنندج، شیراز و اصفهان اشاره کرد.
استادان

فرهاد فخرالدینی از تعلیم استادانی چون: احمد مهاجر، ابوالحسن صبا، علی تجویدی (در رشته ویولن و موسیقی ردیف ایرانی)، ملیک اصلانیان (در اصول تئوری و هارمنی و تجزیه و تحلیل موسیقی غربی)، مهدی برکشلی (در تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی) بهره مند گردید.
شاگردان فخرالدینی

تعداد شاگردان استاد فخرالدینی شاید از تعداد موزیسین های ایرانی داخل و خارج از کشور هم بیشتر باشد. ایشان نوازنده، آهنگساز، پژوهشگر، مدرس موسیقی بوده و نقش مهمی نیز در موسیقی کشورمان داشته است . فرهاد فخرالدینی سالهای زیادی به تدریس دروس آهنگسازی مشغول بود که از جمله شاگردان وی می توان به شهرام توکلی، سید مهدی حسینی، مازیار حیدری اشاره داشت.
همکاران

فرهاد فخرالدینی در زمینه موسیقی از همکاری حسین دهلوی، مصطفی پورتراب، احمد پژمان، روح الله خالقی، جواد معروفی، مرتضی حنانه، فریدون ناصری برخوردار گردید.


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است