خانه » مصاحبه و گفتگو (صفحه ی 4)

مصاحبه و گفتگو

آذرخش فراهانی: ترجیح می‌دهم تور کنسرتم را برگزار کنم

آذرخش فراهانی: ترجیح می‌دهم تور کنسرتم را برگزار کنم

آذرخش فراهانی: ترجیح می‌دهم تور کنسرتم را برگزار کنم تا اینکه مشغول بازیگری شوم

اینکه یک نفر در اولین حضورش روى پرده نقره‌اى کاندید نقش مکمل شود، آن هم بدون هیچ تست بازیگرى براى حضور در فیلم کسى مثل پرویز شهبازى، طبیعتا باید تعجبمان را برانگیزد اما وقتى آن یک نفر از خانواده هنرمندى چون «فراهانى»‌ها باشد که از پدر گرفته تا مادر و خواهر‌ها هنرى براى ارائه دارند، ممکن است این اتفاق کمى منطقى‌تر به نظر برسد. خودش که مى گوید سینما برایش دغدغه نیست و هیچ چیز نمى‌تواند جلوى عشق‌اش به موسیقى را بگیرد و اصلا به همین دلیل بوده که در فیلم «مالاریا» بازى کرده است؛ آن هم در نقش یک نوازنده خیابانى.

صحبت از آذرخش فراهانى است، برادر وسطى شقایق و گلشیفته که حین گفت‌و‌گو اصرار دارد در عین احترام به خانواده‌اش، درباره شخصیت مستقل خودش صحبت شود. شاید حق هم دارد؛ به هرحال کم نبودند افرادى که در طول فعالیت هنرىشان، از زیر سایه خانواده هنرمند داشتن بیرون نیامدند و به همین دلیل کسى آن‌ها را جدى نگرفت. او اما در کارش مصمم است هرچند که سخت هم نمى گیرد و ترجیح مى دهد با ریتم کندترى مسیرش را پیدا کند.

البته که حضورش در سینما دلیل گفت‌و‌گوى ما با آذرخش نبود، بلکه فعالیت ١۴ ساله‌اش در موسیقى است که تا امروز آهسته و البته ناپیوسته در این ژانر حرکت کرده و تمام این مدت گروه «کوچ نشین» را مدیریت کرده است. مى گوید با شقایق، گلشیفته و مادرش همیشه موسیقى را دنبال مى کردند و اصلا از‌‌ همان زمان کودکى در معرض موسیقى بوده است اما عجله اى براى افتادن نامش سر زبان‌ها نداشته و هنوز هم ندارد. از نوازندگى‌اش در مترو تهران مى گوید و اینکه بیشترین درآمدش را از آنجا داشته است، از اینکه اولین پروگرسیو راک رپ کار ایران هستند و از عشقش به هرمز که به واسطه آن قطعه «هرمز» (از سری برنامه‌های واریته‌های بهاری سایت موسیقی ما) را منتشر کرده است و الان که این گفت‌و‌گو را مى خوانید، بیش از یک ماه است که به این جزیره رویایى سفر کرده است.

البته که وقتى سراغ گفت‌و‌گو با آذرخش فراهانى مى‌روى، طبیعتا صحبت‌ها مى تواند حول مسائل دیگرى هم بچرخد، اما نشد؛ آن هم به دلیل برخى مسائل و ملاحظات!

ادامه مطلب

محسن چاوشی: هرگز نمی‌توانم بین «سنتوری» و «کجایی» یکی را انتخاب کنم

محسن چاوشی: هرگز نمی‌توانم بین «سنتوری» و «کجایی» یکی را انتخاب کنم

محسن چاوشی: هرگز نمی‌توانم بین «سنتوری» و «کجایی» یکی را انتخاب کنم

محسن چاوشی اصولاً کم‌حرف است و برای صحبت و گفت‌وگوی رسانه‌ای، رغبتی ندارد. این را تقریباً همه اهالی رسانه می‌دانند. اما سال ۹۴ با تمام بالا و پایین‌هایی که در عرصه موسیقی به خود دید، سالی ویژه و پربار برای محسن چاوشی بود. او در سال ۹۴ آلبومی منتشر نکرد ولی با حضور به عنوان خواننده سریال «شهرزاد» نه‌تنها خلأ انتشار آلبومش را به شکلی ویژه پر کرد، بلکه به مرور توانست جزو موفق‌ترین‌های سال باشد و با تک‌آهنگ‌هایش برای این سریال، بار دیگر نبض بازار را در دست بگیرد.

بازخوردهایی که چاوشی با تک‌آهنگ‌هایش برای شهرزاد گرفت، در مواقعی بسیار بزرگ‌تر و همه‌گیر‌تر از برخی آثارش در قالب آلبوم بود و به مرور «موج چاوشی» و «شهرزاد» پررنگ شد. همه این اتفاقات هم باعث نشد که این خواننده از لاک‌اش بیرون بیاید. او زمان بیشتری را در استودیوی تجریش گذراند و کار به جایی رسید که شماره موبایلش را هم عوض کرد تا از دسترس خارج باشد.

چاوشی بالاخره دل به دریا زد و در این گفت‌وگو تقریباً به همه سوالات بی‌پاسخ سال ۹۴ جواب داد. محسن چاوشی روی کلمات حساس است. به کلمه به کلمه حرف‌هایش فکر می‌کند و بعد آن را بر زبان می‌آورد. بخوانید:

  • * سال ۹۴ برای تو با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بود. اتفاقاتی که هر کدام‌شان باعث شد مورد نقد و البته توجه قرار بگیری. پیش از آغاز سوال‌ها می‌خواهم به صورت کلی درباره سالی که گذشت، بگویی.

گذشت دیگر. یک سال دیگر هم گذشت تا یک‌سال به ۴۰ سالگی نزدیک‌تر شوم؛ برای من نکته مهم‌اش همین است. فقط احساس می‌کنم مسئولیت‌ام سنگین‌تر شده و حرف‌هایم بیشتر. حواشی هم که همیشه هست. آدم چه بخواهد چه نخواهد، بعضی‌ها نان‌شان را از این حاشیه‌سازی‌ها در می‌آورند. تا جایی که ممکن بود و سکوتم باعث تشدید این حواشی نشد، توجهی نشان ندادم و سعی می‌کنم بیشتر خودم را صرف کارم کنم تا این جور چیزها.

ادامه مطلب

گفتاری از بابک ریاحی‌پور در پاسخ به یادداشت میثم یوسفی

گفتاری از بابک ریاحی‌پور در پاسخ به یادداشت میثم یوسفی

گفتاری از بابک ریاحی‌پور در پاسخ به یادداشت میثم یوسفی

اخیرا جمله‌ای در باب ورود بازیگران به عرصه موسیقی عنوان کردم که میثم یوسفی، یکی از دوستان قدیمی من ترجیح داد تکمله‌ای بر این اظهار نظر داشته باشد تا به قول خودش، به شعور علاقه‌مندان جدی موسیقی و هنر بی‌احترامی نشود.

اول اینکه فضای نقد را بسیار می‌پسندم و باعث خوشحالی است که آدم‌ها بتوانند نقد سازنده داشته باشند. پس همانطور که وقتی خودم چیزی را نقد می‌کنم انتظار جوابیه دارم، بقیه هم باید این انتظار را داشته باشند. من و میثم یوسفی همکاری‌های زیادی با هم داشته‌ایم اما همانطور که خود او هم اشاره کرده، این دوستی باعث نمی‌شود تا جواب اظهار نظر‌هایش را ندهم. برای همین لازم می‌بینم به چند نکته اشاره کنم:

ادامه مطلب

همچنان منتظر عذرخواهی هستم

همچنان منتظر عذرخواهی هستم

همچنان منتظر عذرخواهی هستم

حالا یک سال از احیای دوباره‌ی ارکستر سمفونیک می‌گذرد، ارکستری که در دولت قبل و در آن هشت سال تاریخی مانند بسیاری دیگر از رویدادهای هنری به تعطیلی کشیده شد؛ حالا اما ارکستر فعالیت می‌کند؛ اما از همان آغاز فعالیت‌های این ارکستر که شخص رییس‌جمهور هم به طور مستقیم درباره‌ی آن سخن گفت، حاشیه‌ها گریبان آن را گرفت. از جدا شدن تعداد زیادی نوازنده گرفته تا دستمزد اعضای ارکستر و لغو برنامه‌ها و غیره؛ اما حاشیه‌ای اصلی از مدتی قبل از راه‌اندازی و فعالیت مجدد این ارکستر شروع شده بود؛‌ قرار بود «منوچهر صهبایی» به عنوان رهبر دایمی ارکستر فعالیت کند؛ اما این اتفاق رخ نداد و «علی رهبری» جایگزین او شد. حالا ارکستر بار دیگر با مساله‌ای جدید روبه‌روست؛ چند روز قبل «علی رهبری» از مدیریت هنری این ارکستر استعفا کرد و البته بعد از آن اعلام شد که این استعفا هنوز پذیرفته نشده است؛ به همین بهانه با «منوچهر صهبایی» به گفت‌وگو نشسته‌ایم:

  • اگر موافق باشید به عنوان اولین سوال درباره‌ی فعالیت‌های هنری‌اتان در این ماه‌ها توضیح دهید و اینکه احتمالا چه کنسرت‌ها و برنامه‌هایی را انجام داده و چه برنامه‌هایی در پیش دارید؟

در سال ۱۳۹۳ از طرف دفتر موسیقی برنامه ریزی شده بود که مدیریت هنری و رهبری دائمی ارکستر سمفونیک تهران را به عهده گیرم. در نتیجه تمام کارهای خود در اروپا لغو کرده تا بعد از احیای ارکستر تمام وقت و انرژی خود را صرف تعلیم نوازندگان و سازندگی  و کارهای مربوط به آن کنم . به همین دلیل امسال تنها دوبار به عنوان جانشین و برای موارد ضروری در اروپا برنامه‌هایی اجرا کردم که البته بیشتر جنبه‌ی کمک و کار راه انداختن داشت. در هفته ی آینده به مدت ۱۰ روز برای شرکت در چند جلسه‌ی برنامه‌ریزی‌های هنری و تدریس در یک مستر کلاس به سوئیس خواهم رفت. دراین میان در تهران از طرف هنرستان‌ها و چند دانشگاه برای همکاری از من دعوت شد که با توجه به اینکه بیش از سه دهه در اروپا فعالیت‌های هنری و علمی درخشانی داشتم، تصمیم گرفتم تا نتایج تحصیلات عالیه و تجربیات خود را در خدمت علاقه‌مندان میهنم بگذارم . تمرکزم در سالی که گذشت بیشتر روی تدریس بود که البته شاگردان بسیار خوبی هم دارم… در کنار تدریس مقداری پژوهش و ترجمه نیز انجام داده ام.

  • به نظر می‌رسد یکی از مشکلاتی که هنرمندان عرصه‌ی موسیقی کلاسیک با آن روبه‌رو هستند؛ در زمینه‌ی نشر آثار موسیقی است. شما برنامه‌ای برای انتشار آثار خود – جز آنهایی که تاکنون منتشر شده است- دارید؟

علی الرغم اینکه سال‌های زیاد در رشته‌ی آهنگسازی تحصیل کرده‌ام؛ اما کار آهنگسازی نمی‌کنم و هدف از آن تحصیلات این بود که آثاری را که رهبری می‌کنم بهتر درک کنم . آثاری که تا به‌حال منتشر کردم، آثار آهنگسازان نسل‌های گذشته بوده که در پروژه‌ای به نام حفظ و معرفی آثار سمفونیک ایرانی در اروپا در حدود ۱۵ سال کار  کردم. در این پروژه بدون داشتن هیچ‌گونه چشمداشتی و کاملا با هزینه‌ی شخصی خودم  از مخارجی چون حقوق نوازندگان تا اجاره‌ی سالن و مخارج مهندسین ضبط و استودیو و غیره ، آثار را جمع آوری، اجرا و رهبری، ضبط و منتشر کردم. فعلا این پروژه متوقف است و تنها اثری که آماده برای چاپ هست «پارتیسیون پیانویی» است  از کنسرتینو برای ویلن و ارکستر اثر موسیقی‌دان بزرگ ایرانی پرویز محمود   (۱۳۷۵- ۱۲۸۹  ) که من تنظیم کرده ام و در نظر دارم منتشر کنم.

  • قرار بود شما به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک تهران در ایران باشید و همان‌طور که خودتان گفتید از این روی فعالیت‌هایتان در خارج از کشور را رها کردید. هیچ زمان به طور کامل مشخص نشد که چرا این اتفاق رخ نداد، در این باره توضیح می‌دهید؟‌

زمانی‌که ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۹۰ منحل شد، من  در اروپا بودم و با شنیدن این خبر تاسف انگیز به ایران بازگشتم و بدون اینکه تبلیغاتی راه بیاندازم، پیگیری‌های بسیاری برای احیای مجدد آن کردم. با مقامات دولتی صحبت کرده و دائم پیگیر بودم تا اینکه در اسفندماه ۱۳۹۲ مدیرکل دفتر موسیقی آن زمان رسما مسئولیت احیای ارکستر را به من سپرد و از همان زمان در رسانه‌ها و جشنواره‌های مختلف تهران و دیگر شهرها این موضوع را خاطر نشان کرد. در آن سال جلسات متعددی با مسئولان داشتم و برنامه‌های زیادی را برای ارکستر جدید پیش بینی کردم. فراخوان دادیم و با برگزاری یک آزمون بسیار جدی و حرفه‌ای از بین ۱۴۰ نفر ۷۲ نوازنده را برای ارکستر انتخاب کردیم. به‌طور رسمی در هفته سه تا پنج روز در دفتر ارکستربودم و  به کارها و برنامه‌ریزی و حتی بررسی نت‌های کتابخانه و قابل استفاده شدنشان رسیدگی می‌کردم. اواخر سال در جلسه‌ای خواسته شد تا کار با ارکستر شروع شود، چون بودجه نیز مهیا بود، تنها شرط من برای شروع کار قرارداد بستن با نوازندگان بود؛ ولی متاسفانه تمام این زحمات و برنامه‌ها با یک تصمیم که در واقع یک نوع تسویه حساب شخصی معاونت وزارتخانه با من بود!!! نقش بر آب شدند و موقعیتی که پیش آمده بود تا ما بتوانیم یک ارکستر خوب با اصول حرفه ای به وجود بیاوریم و به تمام دردسرهای سی سال اخیر آن نقطه پایانی بگذرانیم از دست رفت و بعد از آن مشکل پشت مشکل به وجود آمد.

  • حالا یک سال از فعالیت دوباره‌ی ارکستر سمفونیک در ایران می‌گذرد، ارزیابی شما از این ارکستر چیست؟‌

به عقیده بسیاری از صاحب نظران از جمله خود من ارکستر سمفونیک تهران اصلا احیا نشده وبا این نوع عملکرد متاسفانه دیگر هیچگونه افتخاری نیست؛ چون هیچ‌گونه شباهتی با یک ارکستر سمفونیک حرفه ای ندارد… ارکستر که جای باند بازی نیست…کجای این ارکستر حرفه ای است که دوستان در بوق و کرنا می‌کنند؟؟؟ اجراهای فوق العاده ضعیف که خود نوازندگان با تجربه نیز اذعان دارند…هماهنگی‌های ضعیف‌تر که همواره بر گردن مسئولان می‌اندازند…. رفتارهای توهین آمیز با نوازندگان. برنامه‌ریزی های غلط بدون در نظر گرفتن بودجه و امکانات… اینکه من نوعی بخواهم در یکسال ۵۰ برنامه داشته باشم در حرف مهم نیست …باید به این موضوع فکر کرد که آیا با امکانات حاضر قابل دسترسی است؟ متاسفانه همه ظاهر سازی بود…آزمون دروغی که با عجله گذاشته شد، آن هم بلافاصله بعد از یک تمرین طولانی ارکستر و حالا متن آزمون این بوده هر چه دلتان می‌خواهد بزنید. آنهم فقط چند دقیقه! برنامه سالیانه‌ی را اعلام کردند که اغلب آنها اجرا نشد…رهبران ارکستر و سولیست‌هایی که به صورت شفاهی به همکاری دعوت شدند؛ ولی هیچ‌گونه قراردادی با آنها منعقد نشد و خیلی از آنها آمدند و پشت درهای بسته ماندند. در حال حاضر دو تن از این دعوت شدگان پشت در مانده هم اکنون در تهران هستند.

  • یکی از مشکلات ارکستر سمفونیک در دوره‌های متفاوت – قبل و بعد از تعطیلی- محدودیت‌های مالی است. با توجه به اینکه شما در بسیاری از ارکسترهای دنیا فعالیت کرده‌اید، ساز و کار آنها در مواجهه با چنین موضوعی چیست و فکر می‌کنید که چه اقدامی می‌توان در این خصوص انجام داد تا این مشکل مرتفع شود؟

بودجه‌ای که در آذرماه ۹۳ زمانی‌که من مسئولیت احیای ارکستر را عهده دار بودم برای سال ۹۴ اعلام کرده بودند، با تخمین من برای حقوق دو سال نوازندگان ارکستر کافی بود؛ ولی وقتی شخصی می‌آید و از موقعیت‌ها حداکثر سوء استفاده را می‌کند، دیگر بودجه ای باقی نمی‌ماند. به عنوان مثال در همه جای دنیا مدیر هنری و رهبر دائمی ارکستر یک نفر بوده و یک قرارداد برای هر دو کار امضا می‌کند، حالا اگر بیایند با شخصی قرارداد امضا کنند به عنوان مدیر هنری و همان شخص هر بار کنسرتی را اجرا می‌کند به او حق الزحمه‌ی اضافی به عنوان رهبر مهمان بدهند در نتیجه او سعی می‌کند، کنسرت‌های متعددی را برنامه ریزی کرده بدون اینکه وقت کافی برای آماده کردن ارکستر داشته باشد و یا اینکه یکسال تمام در هتل به حساب صندوق ارکستر بماند یا دائم به خارج سفر کرده و مخارج آن‌را به صندوق ارکستر تحمیل کند. نوازنده از ترکیه بیاورد و تمام مخارج سفر و اقامت آنان را به اضافه‌ی حق الزحمه بپردازد. در مواردی دیده شده که نوازندگان بهتری در ایران وجود داشتند مثلا برای سازهای فاگوت و یا توبا….و خیلی از خرج‌های بیهوده دیگر …خب معلوم است که وضع از این بهتر نمی‌شود. در اینجا باید توضیح بدهم که در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد که ارکسترها میهمان‌هایی برای نوازندگی یا رهبری ارکستر دعوت می‌کنند و در آن چند روز، تمام مخارج سفر و اقامتشان از صندوق ارکستر پرداخت می‌شود؛ ولی در هیچ جای دنیا به رهبر و یا مدیر هنری دایمی ارکستر تمام مخارج زندگی و سفر او پرداخت نمی‌شود و تمام اینها به عهده ی خود اوست. تمام اینها و شاید اتفاقات دیگری که در پشت پرده افتاد، باعث شدند که امسال بودجه ی پیش بینی شده برای کار ارکستر کفایت نکند. نجات این ارکستر فقط زمانی ممکن است که یک مدیر هنری آگاه به مشکلات و برنامه ریز، با توجه به امکانات داشته باشد… در غیر این صورت همین جریانی می‌شود که وجود دارد.

  • یکی از مهم‌ترین مشکلات ارکستر سمفونیک در این مدت بحران مخاطب روبه‌رو بوده است. اصلا موسیقی کلاسیک در ایران می‌تواند مخاطبان گسترده داشته باشد؟ ارکستر چطور؟

یکی از دلایل بزرگ بحران مخاطب درسالی که گذشت این بود که رهبر ارکستر به شعور مخاطب رسما توهین می‌کرد… این توهین به اعتقاد من یعنی برنامه‌ای را روی صحنه ببری که اصلا آماده نیست و این موضوع را حضار به وضوح  در سالن احساس کنند، به عنوان مثال ارکستری که هفته‌ها وقت برای آماده کردن برنامه را داشته، روی صحنه برده شود و بعد مردم بشنوند که‌: «ببخشید ما این برنامه را در دو روز برای شما آماده کرده‌ایم و ارکستر هنوز نمی‌تواند خوب اجرا کند.» خود اجرا هم حکایت از عدم آمادگی کافی بکند. این نوع جدی نگرفتن کار خودش یکی از دلایل عدم استقبال مردم از کنسرت‌ها می‌تواند باشد، کسانی‌که این نوع موسیقی را دوست دارند اطلاع و توقعشان نیز در حد علاقه‌ان است. مخاطب پس از یک روز کاری خسته کننده با گرفتاری‌های روزمره و با خرید بلیت‌های گران قیمت به سالن کنسرت می‌آید آن‌هم ساعت ۹ شب و با این شرایط از رهبر ارکستر این حرف‌ها را باید بشنود و بعد یک اجرای ضعیف با مشکلات زیاد را تحمل کند و حال سوال این است،‌ کنسرتی که آماده نیست چرا باید روی صحنه برود؟ آیا این توهین به شعور مخاطب نیست؟ ضبط هایی از اجرای زنده امسال ارکستر برای من آورده‌اند که واقعا اجراهای بد و ضعیفی بودند و اینطور اجراها را باید یک چیزی هم دستی به مردم داد تا بیایند و گوش کنند. برای من و بسیاری از مخاطبان موسیقی سمفونیک این سوال پیش آمده که چرا مسئولان تحمل می‌کنند که شخصی بیاید و جلوی مردم مهمل گفته و آبروی نوازندگان ارکستر و مدیران بنیاد را ببرد؟

  • بسیاری بر این اعتقاد هستند که از نظر فنی ارکستر سمفونیک تهران در این مدت با رشد بسیاری همراه بوده است. نظر شما در این میان چیست؟‌

در سال ۹۴ کنسرتها علی الرغم تبلیغات فریبکارانه در سطح بسیار پایینی بودند، حتی نوازندگان باسابقه و بسیاری از موسیقی‌دانان نیز بر این باورند که اجراها بسیار ضعیف بود. با اینکه زمان زیادی برای آماده کردن برنامه وجود داشت بسیاری از کنسرت‌ها با عجله و نا آرامی و بدون آمادگی کافی اجرا شدند،‌بعضی از اجراها در سطح ارکسترهای بچه‌های مدارس موسیقی در اروپا هم نبودند.البته با حرف‌ها و تبلیغات مردم فریبانه سعی شد این موضوع را وارونه جلوه دهند ولی حقیقت چیز دیگری بود.

  • در این مدت از شما بارها به عنوان رهبر مهمان دعوت شده است و شما نپذیرفتید؛ چرا؟‌

اوایل سال ۹۴ از من دعوت شد تا با ارکستر همکاری کنم و من بی درنگ آنرا رد کردم.. نامه دعوت به امضای شخصی بود که در تمام مدتی که من پیگیر احیای ارکستر بودم آنطرف مرز نشسته بود و چند نفری را هم تشویق میکرد که از کارهای انجام شده ما در جراید و اینترنت به‌شدت به‌طور مستقیم و یا غیر مستقیم انتقاد کنند؛ ولی کاملا آشکار بود که نخ آن افراد به‌دست چه کسی کشیده می‌شود. کسی که اینگونه رفتارغیر هنری و جاه طلبانه داشته باشد باید بسیار بی شرم باشد که چنین دعوتی را از من بکند. من در آن زمان و حتی حالا بیشتر منتظر عذرخواهی از طرف آن کسانی بودم و هستم که عجولانه و تحت تاثیر عده ای خیانت کار به هنر و بخصوص به موسیقی سمفونیک در ایران چنین تصمیم ناخردمندانه ای را اتخاذ کردند.

سیامک عباسی: من یک کانسپت‌ام؛ نه فقط یک خواننده

سیامک عباسی: من یک کانسپت‌ام؛ نه فقط یک خواننده

سیامک عباسی: من یک کانسپت‌ام؛ نه فقط یک خواننده

برخی ترانه‌ها این بخت را پیدا می‌کنند که به تکیه‌کلام مردم تبدیل شوند. نمونه‌هایش زیادند. برخی خواننده و ترانه‌سراها و آهنگسازها این بخت را پیدا می‌کنند که اثرشان به تکیه‌کلام مردم تبدیل شود. دیگران به دنبال همین‌اند. سیامک عباسی این بخت را داشت که در همان یکی دو ترانه اول‌اش به اینجا برسد و «خوشبختی‌ت آرزومه»‌اش هیت شود. خودش اما هیت‌شدن به هر قیمتی را نمی‌پسندد و ترجیح می‌دهد بر اساس استراتژی‌ای که طراحی کرده پیش برود.

مهم‌ترین حاشیه سیامک اما مخفی بودن چهره او تا به امروز است که گاهی حتی هم‌پای ترانه‌هایش برای او هیاهوی تبلیغاتی ایجاد کرده. گروه‌ها و خوانندگان دیگری البته در دنیا هستند که همین رویه را دارند و حتی کنسرت‌هایشان را با صورت‌های مخفی یا انیمیشنی برگزار می‌کنند؛ از جمله «گوریلاز»، «اسلیپ‌نات» و… سیامک عباسی اما اصراری بر این ماجرا ندارد و هر زمان که لازم باشد -چه در مراسم رونمایی کتاب اشعارش که چندی پیش برگزار شد و چه در کنسرت‌های احتمالی آینده- در جمع‌های عمومی حاضر می‌شود.

ادامه مطلب

میلاد درخشانی: هنوز نتوانسته‌ام خودم را پیدا کنم

میلاد درخشانی: هنوز نتوانسته‌ام خودم را پیدا کنم

میلاد درخشانی: هنوز نتوانسته‌ام خودم را پیدا کنم

قطعه تصویری «پیش‌درآمد اصفهان»، یکی از آثار استاد جلیل شهناز به نوازندگی میلاد درخشانی.

این آهنگساز پیش از این اعلام کرده بود به مرور، قطعاتی را به صورت تصویری منتشر می‌کند که این قطعه یکی از آن مجموعه کارها است. «پیش‌درآمد اصفهان» یکی از آثار استاد جلیل شهناز است که سال ۸۲ در آلبوم «۱۵ قطعه برای تار» توسط شرکت فرهنگی-هنری «چهارباغ بانگ» منتشر شده است.

این نوازنده تار که تصمیم گرفته این قطعه را به یاد استادش منتشر کند، درباره آن به «موسیقی ما» می‌گوید: «از سال‌ها پیش به قطعه «پیش‌درآمد اصفهان» علاقه‌مند بودم و تصمیم گرفتم اجرایی از آن را منتشر کنم. قرار نیست حتماً در زمان تولد یا فوت یک هنرمند، به یاد اساتید بیفتیم؛ بلکه می‌توان در هر لحظه به یاد بزرگان بود و از آنها یاد کرد و این ویدئو هم یادبودی از استاد جلیل شهناز است.»

ادامه مطلب

بهنام صفوی: ماجرای به کما رفتن شایعه‌ای بیش نبود

بهنام صفوی: ماجرای به کما رفتن شایعه‌ای بیش نبود

بهنام صفوی: ماجرای به کما رفتن شایعه‌ای بیش نبود

بدون شک «بهنام صفوی» در چند ماه اخیر بیش از همه‌ خوانندگان پاپ در کانون توجهات بوده است. ماجرای تومور مغزی، جراحی و مسائل پیرامون آن باعث شد او در صدر اخبار و البته حواشی این ماه‌ها قرار بگیرد. این خواننده بعد از مدت‌ها گفتگوی مفصلی با «موسیقی ما» انجام داده و در آن درباره ماه‌های گذشته و آینده توضیح داده است. بهنام همچنین برای نخستین بار جزئیات آلبوم چهارمش را که پر از چهره های شاخص عرصه موسیقی پاپ است، برای مخاطبان «موسیقی ما» بازگو کرده است.

  • * از آلبوم «فوق‌العاده» شروع کنیم. این آلبوم زمانی منتشر شد که جایگاه تو در بازار پاپ تثبیت شده بود و این اهمیت آلبومت را بالا می‌برد. خودت چقدر از نتیجه آن راضی بود؟

آن بازخوردی را که در ذهن داشتم و می‌خواستم، گرفتم. مخصوصاً قطعه «فوق‌العاده» که مورد توجه قرار گرفت و به ویژه در کنسرت‌ها با استقبال زیادی مواجه شد.

  • * اما عده‌ای معتقدند این آلبوم در مقایسه با دو آلبوم قبلی تو -«عشق من باش» با آن سرآلبومی مگاهیت و «آرامش» با چند قطعه‌ی موفق- شاید در جایگاه پایین‌تری قرار بگیرد.

من با این نظر موافق نیستم. چراکه دیدگاه من در تولید آلبوم «فوق‌العاده» این بود که تکراری نباشم و فضاهای جدیدی را تجربه کنم و فکر می‌کنم این تصمیم نتیجه‌ خوبی هم داشت. قطعاتی مثل «فوق‌العاده»، «بگو آره» و حتی قطعه‌ «آشتی» که تِم غربی داشت به موفقیت رسیدند. شاید برخی مخاطبان که بهنام صفوی را با آن حال و هوای قبلی پذیرفته بودند انتظار خواندن این خط ملودی‌ها را از من نداشتند و جا خوردند. در مقابل مخاطبان جدیدی هم جذب کردم که شاید تا پیش از آن با آثار من ارتباط برقرار نکرده بودند.

ادامه مطلب

حامی: کاری با عواقب حرف‌هایم نداشته باش

حامی: کاری با عواقب حرف‌هایم نداشته باش

حامی: کاری با عواقب حرف‌هایم نداشته باش

این گفتگو نیازی به لید ندارد. خودش می‌تواند بدون هیچ توضیحی آغاز شود و به آخر برسد. روند گفتگو هم جوری تنظیم‌شده که کاملاً مسیرش را برود و به خاکی نزند. درباره همه سؤالات و صحبت‌ها و کله‌شقی‌های یک خواننده پاپ که بارها و بارها درباره‌اش حرف زده شده و حرف‌هایش شنیده شده. لقب‌های جالبی هم به سمتش رفته: «آقای مافیا»، «آقای اعتراض» و… ولی او فارغ از همه این لقب‌ها و صحبت‌هایی که درباره‌اش گفته و شنیده می‌شود، فارغ از همه خصوصیات اخلاقی و رفتاری تند و تیز و ملتهب‌اش، فقط و فقط «حامی» است. خواننده‌ای با توانایی‌های بالا، استعدادی ذاتی و دنیای عاشقانه‌های دوست‌داشتنی که چند نسل را با خود و آثارش جلو برده و حالا گرفتار شده. گرفتار حاشیه‌ها و حرف و حدیث‌های خواسته و ناخواسته‌ای که سراغ‌اش آمده‌اند (سراغ‌شان  رفته؟)

حالا شاید تصویر موقعیت و شرایطی که در آن قرار دارید را بهتر متوجه شده‌اید و می‌دانید با یک گفتگوی پُرتیتر طرف‌اید. گفتگویی که فقط از «حامی» برمی‌آید و او به سیم آخر زده و مسئولیت همه حرف‌هایش را پذیرفته و می‌گوید: «تو کاری با عواقب حرف‌هایم نداشته باش.» کاری با عواقب حرف‌هایش ندارم و جسورتر و قدم به قدم در این مصاحبه با او پیش می‌روم. با بعضی سؤال‌هایم تند می‌شود و خشمگین. ولی قول داده که تا ته‌اش دعوایمان نشود و مصاحبه را تمام کنیم.

باید منطقی‌تر به حرف‌های «حامی» دقیق شویم و کمی فکر کنیم حتی. به همه صحبت‌ها و نقد و نظرهایش که به مرور دارد به جریان غالب موسیقی در کشور تبدیل می‌شود. این مبارزه را با دقت بخوانید و از دیدن‌اش لذت ببرید. راستی دل‌مان به شدت برایش تنگ شده و سال‌ها است با خاطره کنسرت‌هایش، حال‌مان خوب می‌شود. دعا می‌کنیم که برگردد. دعا می‌کنیم زودتر برگردد.

ادامه مطلب


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است