خانه » آرشیو برچسب: سامان احتشامی

بایگانی برچسب ها: سامان احتشامی

یک گفت و گوی متفاوت با سامان احتشامی و راز خوشبختی‌اش

یک گفت و گوی متفاوت با سامان احتشامی و راز خوشبختی‌اش

یک گفت و گوی متفاوت با سامان احتشامی و راز خوشبختی‌اش

سامان احتشامی همیشه خوش اخلاق است. دراوج خستگی و کار هم انرژی مثبت فراوانی از او به جمع ساطع می شود و امکان ندارد او در جمعی باشد و بساط خنده و شادی مهیا نباشد. او در یکی دو ماه گذشته بسیار پرکار بودو کنسرت «پیانو، ملودیکاو…» را روی صحنه برد و با استقبال جالب توجهی نیز رو به رو شد. چهره های سرشناس زیادی به این کنسرت آمدند و باعث شد نام این موزیسین باسابقه بار دیگر در رسانه ها منعکس شود. سامان احتشامی پس از مدت ها در یک گفتگوی متفاوت و خاص، از رازهای خوشبخی اش پرده برداشته است:

  • * موسیقی برای سامان احتشامی بیشتر تفریح است، کار یا…؟

دوران خردسالی، موسیقی اسباب بازی من بود و الان شغل من است و چه اتفاقی بیفتد من از موسیقی بخواهم لذت ببرم. شاید کسانی که اهل موسیقی هستند اما موسیقی نمی‌دانند درک نکنند چه می‌گویم. اصولا من موسیقی گوش نمی‌کنم. از موسیقی بدم می‌آید چون شغلم است. من هر روز بالای ۱۴ ساعت با موسیقی زندگی می‌کنم.

  • * از کجا و چطور موسیقی شروع شد و اسباب بازی بود؟

از قابلمه‌های مادرم. مادرم همیشه ناراحت بود چرا قابلمه‌هایش دسته ندارد یا درش خراب شده است چون من همیشه از کاسه و بشقاب و قابلمه و سایر ابزار داخل آشپزخانه به عنوان ساز استفاده کرده و دایم خرابشان می‌کردم. پدربزرگم در سن سه، چهار سالگی‎ام از شاه‌عبدالعظیم یک تنبک کوزه‌ای برایم خرید و با آن مهمانی‌ها را می‌چرخاندم. آنروزها تفریحی که نبود. همه هم می‌گفتند چه قدر با استعداد است. مادر من معلم مدرسه بود. همکارش سهیلا خانم که معلم ورزش بود و برخلاف ما بسیار پولدار بودند پیانو داشتند و مادر من سر چشم و هم‌چشمی با سهیلا خانم فرش زیر پا و طلاهایش را فروخت و پیانو خرید تا مثل سهیلا خانم کلاس پیانو برود. من و مادرم برای یاد گرفتن پیانو نزد آقای ایرج مهربخش رفتیم. معلم پیانو به مادرم گفت باید ناخن‌ها را کوتاه کند و همین موضوع باعث شد دیگر ادامه ندهد. اما من همچنان نزد ایشان می‌رفتم و به قدری پیشرفت کردم تا سرپرست گروه سرود مدرسه شدم و همیشه هم در منطقه اول می‌شدیم. جالب اینکه در سن هفت سالگی از طرف مدرسه به برنامه صبح جمعه با شما رفتم و آنجا برای اولین بار استودیو و میکروفن دیدم. معلم ورزش و سرود من آقای فردین خلعتبری بود و معلم دینی هم آقای جواد هاشمی. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان در سال ۶۸ به من دیپلم افتخاری موسیقی دادند وقتی پنجم دبستان بودم. نوازنده پیانوی دبیرستانی بودم که علی تفرشی سرگروه بود و برایشان سخت بود یک بچه دبستانی برای دبیرستانی‌ها پیانو بزند. البته که برای من افتخار بود.

ادامه مطلب


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است