خانه » آرشیو برچسب: بزرگان موسیقی جهان

بایگانی برچسب ها: بزرگان موسیقی جهان

رسول نجفیان: یک خواب باعث شد…

رسول نجفیان: یک خواب باعث شد…

رسول نجفیان: یک خواب باعث شد تا هر سال عرض ادبی به پیشگاه امام حسین(ع) داشته باشم

چندی پیش قطعه «رسم عاشقی» با صدای «رسول نجفیان» و به همت موسسه «مأوا» در رسانه‌های مختلف منتشر شد که این اثر بازخوانی متفاوتی از قطعه هیت «رسم زمونه» بود. اثری که شعرش توسط رسول نجفیان سروده شده بود اما شعر قطعه رسم عاشقی اثری دکتر محمدمهدی سیار و میلاد عرفان‌پور بود. اما رسول نجفیان یکی از هنرمندانی است که تقریباً هر سال قطعه یا آلبومی با موضوع ماه محرم دارد. البته این چهره سرشناس سینما و تلویزیون نگاه متفاوت و توام با دقت نظر نسبت به آثاری که ویژه ماه محرم و عزای امام حسین (ع) است دارد. پس از انتشار قطعه رسم عاشقی دقایقی را با رسول نجفیان هم‌کلام شدیم و او علاوه بر بیان توضیحات درباره فعالیت‌های شخصی‌اش در این عرصه، نکات جالبی هم نسبت به آثار موسیقی و مداحی‌های ماه محرم عنوان کرد.

رسول نجفیان ابتدا درباره شکل‌گیری قطعه رسم عاشقی که به مقام والای شهدا تقدیم شده گفت:«از طرف موسسه «مأوا» با من تماس گرفتند و تولید این قطعه را پیشنهاد دادند و گفتند که دو شاعر جوان هم روی شعر «رسم زمونه» شما، شعر جدیدی سروده‌اند و مایل هستند با همان ساختار بازخوانی شود. امتیاز این اثر برای ناشر است و ایشان هم هیچ وقت حرفی نداشتند. ناشر من آقای دکتر معظمی، رییس موسسه دارینوش، برادر شهید هستند. با آقایان محمدمهدی سیار و میلاد عرفان‌پور که از شعرای جوان ما هستند، شعر را بررسی کردیم. تنظیم این کار هم توسط «نیما علامه»، فرزند مرحوم احمد علامه‌دهر، انجام شد و در استودیو ایشان ضبط شد. من خودم ده‌ها شعر و آهنگ در رثای شهدای کربلا و دفاع مقدس دارم چون اگر با جامعه باشید و از دردهایش جدا نشوید، در برج عاج زندگی نخواهید کرد. من همیشه تلاش کردم با دردها و عشق‌های مردم زندگی کنم و لطف الهی باعث تولید قطعه‌ای شد که اکنون می‌شنوید. انشاالله اگر مقام ارجمند شهدا، بازماندگان آنها و جانبازان به قدر نوک سوزنی این کار را از ما بپذیرند خوشحال می‌شویم.»

ادامه مطلب

نیما علامه: مسائل مالی، احساس را در موسیقی کمرنگ کرده است

نیما علامه: مسائل مالی، احساس را در موسیقی کمرنگ کرده است

نیما علامه: مسائل مالی، احساس را در موسیقی کمرنگ کرده است

«نیما علامه» در اواسط دهه هشتاد با انتشار قطعه «سخته» به شهرت رسید. بعد قطعات دیگری منتشر کرد و به آهنگسازی و تنظیم برای دیگران پرداخت. پس از آن برای ورود به عرصه رسمی، چند سال منتظر ماند. تا اینکه حدود یک ماه پیش اولین آلبوم رسمی‌اش با عنوان «مبارکم باشه» را منتشر کرد و ۲۲ اسفند هم قرار است اولین کنسرتش را در تهران برگزار کند. با این موزیسین جوان که فرزند زنده‌یاد «احمد علامه دهر» -بازیگر فقید سینما و تلویزیون- است، در یک روز زمستانی در دفتر سایت «موسیقی ما» هم‌کلام شدیم.

  • * تو از حدود ۱۰ سال پیش در موسیقی پاپ شناخته شدی. اما به تازگی اولین آلبوم رسمی‌ات منتشر شده و قرار است اولین کنسرتت را برگزار کنی. چرا این‌قدر دیر این اتفاق افتاد؟

زمانی که من حضور در عرصه موسیقی حرفه‌ای را آغاز کردم، رسانه معتبری که مردم آن را دنبال کنند و بتوانم کارهایم را از آن طریق عرضه کنم، وجود نداشت و در نتیجه آثارم از رسانه‌هایی منتشر شد که مورد تأیید مسئولین نبود. از طرفی، آن زمان برای بسیاری از خوانندگان آهنگ می‌ساختم که قرار بود با مجوز منتشر شود، اما سر از شبکه‌های ماهواره‌ای در ‌می‌آورد و پروسه کسب مجوزم را به تأخیر می‌انداخت. این مسائل باعث شد متأسفانه شش سال طول بکشد تا بتوانم فعالیت‌هایم را به صورت رسمی آغاز کنم.

ادامه مطلب

پوئم سمفونی «سرزمین دلاوران» درباره‌ آزادگان سرافراز رونمایی شد

پوئم سمفونی «سرزمین دلاوران» درباره‌ آزادگان سرافراز رونمایی شد

پوئم سمفونی «سرزمین دلاوران» درباره‌ آزادگان سرافراز رونمایی شد

شب گذشته «پوئم سمفونی سرزمین دلاوران» ساخته‌ی «احمد پژمان» با رهبری «شهرداد روحانی» – رهبر ارکستر سمفونیک تهران- و با شعری از «عبدالجبار کاکائی» با حضور سیدرضا صالحی‌امیری – وزیر فرهنگ و ارشاد- ، علی مرادخانی – معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی – ، محمود واعظی – وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات- ، خانواده‌های آزادگان و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و همچنین تعدادی از هنرمندان از جمله «فریدون شهبازیان» – مدیر ارکستر ملی- در تالار وحدت تهران رونمایی شد.

این اثر تازه‌ترین ساخته‌ی موسیقیدان و آهنگ ساز برجسته «احمد پژمان» است که در پنج قطعه با نام‌های «نیایش»، «آغاز نبرد»، «دربند دشمن»، «نبرد دلیران» و «جشن» به پاسداشت رشادت‌های آزادگان هشت سال جنگ تحمیلی ساخته شده است. «پوئم سمفونی سرزمین دلاوران» با نیایش یزدان آغاز و سپس با جنگ و بعدها با اسارت، نبرد و شادی ادامه پیدا کرد؛ اثری که آهنگسازِ کارکشته‌اش، از موتیف‌ها و ریتم‌های موسیقی ایرانی نیز در آن بهره گرفته و از سازهایی چون تنبک، ضرب زورخانه و دف نیز در کنار سازهای کلاسیک بهره برده بود. اجرای این قطعه برای ارکسترِ سمفونیک تهران، قطعه‌ای دشوار بود و برای همین «شهرداد روحانی» و شاگردانش، روزهای دشواری را در تمرین پشت سر گذاشتند تا بتوانند اجرایی در شانِ آزادگان سرافراز داشته باشند. گروه کر شهر تهران به رهبری رازمیک اوحانیان و مهدی قاسمی نیز ارکستر سمفونیک تهران را در این اجرا همراهی می‌کرد.

در ابتدای این رونمایی، «فریبرز خوب نژاد»٬ مدیر موسسه پیام آزادگان از جانب آزادگان از تمام کسانی که در این سه سال در خلق این اثر تلاش کردند تشکر کرد:‌ «موسسه پیام آزادگان تولیدات خوبی در حوزه‌های مختلف فرهنگی از جمله ادبیات داشته است؛ اما در زمینه موسیقی به دنبال یک اثر فاخر بودیم که حاصل آن «سرزمین دلاوران» بود. از آنجا که می‌خواستیم کار به بهترین شکل انجام شود، از اساتید این رشته بهره بردیم؛ در این میان برادر عزیزم – احمد پژمان- علاقه داشتند در باره رشادت‌های رزمندگان اثری تولید کنند و خوشبختانه از پیشنهاد ما استقبال کردند؛ همچنین آقای کاکایی نیز سرودن اشعار آن را با جان و دل پذیرفتند و در نهایت آقای شهراد روحانی با گروه ارکستر سمفونی تهران ما را در اجرای این اثر ارزشمند و بزرگ یاری کردند.»

او همچنین از همسران آزادگان و فرزندان آن‌ها که در مراسم حضور داشتند به عنوان کسانی که با صبر و استقامت خود در پشت جبهه به مبارزه پرداختند، تشکر کرد. در ادامه گروه ارکستر سمفونیک تهران این پوئم سمفونی را در پنج بخش اجرا کرد. در پایان این اجرا، «شهرداد روحانی» نیز از اینکه در اجرای اثری با موضوع آزادگان نقش داشته است، اظهار خوشحالی کرد:‌ »آزادگان، مردان شجاعی هستند که با رشادت‌های خود نگذاشتند یک وجب از خاک ایران عزیزمان به دست دشمن بیفتد.»

ادامه مطلب

مهلت جذب هنرجو توسط انجمن موسیقی تمدید شد

مهلت جذب هنرجو توسط انجمن موسیقی تمدید شد

مهلت جذب هنرجو توسط انجمن موسیقی تمدید شد

فراخوان انجمن موسیقی ایران که با هدف جذب استعدادهای نوجوان در موسیقی، ارائه‌ی آموزش در زمینه‌ی‏ گروه‌نوازی و تک‌نوازی، اجرای کنسرت و تولید موسیقی در بخش‌های تار، سه‌تار، سنتور، عود، قانون، کمانچه، نی، تمبک، دف و آواز منتشر شده بود، تا پایان دی‌ماه تمدید شد
.
این فراخوان به‌دلیل استقبال و درخواست هنرجویان برای حضور و ثبت نام در آن که با هدف جذب استعدادهای نوجوان در موسیقی، ارائه‌ی آموزش در زمینه‌ی‏ گروه‌نوازی و تک‌نوازی، ارتقای سطح فرهنگ موسیقی هنرجویان، فراهم‌ آوردن هرگونه امکان رشد و پرورش برای دستیابی به موسیقی متعهد و هنری، اجرای کنسرت و تولید موسیقی در بخش‌های تار، سه‌تار، سنتور، عود، قانون، کمانچه، نی، تمبک، دف و آواز منتشر شده بود تا پایان دی‌ماه تمدید شد.

ادامه مطلب

برخورد نزدیک از نوع «رستاکِ» انرژیک

برخورد نزدیک از نوع «رستاکِ» انرژیک

برخورد نزدیک از نوع «رستاکِ» انرژیک

اولین کنسرت بزرگ «رستاک حلاج» در تهران برگزار شد. این موزیسین پس از حدود هفت سال فعالیت، شامگاه بیست‌و‌نهم آذرماه طی دو سانس به همت شرکت «آوای باران» به مدیریت منوچهر حسنی در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی روی صحنه رفت. این اولین تجربه حضور رستاک حلاج روی صحنه محسوب نمی‌شد؛ چون او تابستان سال گذشته یک کنسرت خیریه را در تهران روی صحنه برده بود. فروش بلیت‌های اجرای ۲۹ آذر رستاک در حالی با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد که برخی منتقدان رستاک، تا پیش از این کنسرت، موسیقی او را در زمره آثار خاص با طیف مخاطبان محدود طبقه‌بندی می‌کردند.

رستاک حلاج سانس دوم کنسرتش را با قطعه «بی‌دلیل» آغاز کرد. لحظات اولیه حضور او روی صحنه، هنگام اجرای این کار، با کمی استرس ناشی از اجرا در این سالن بزرگ همراه بود ولی او بدون مشکل، این اثر را به پایان رساند و سپس گفت: «فقط به بیان همین جمله بسنده می‌کنم که از شما ممنونم که امشب برای برآورده کردن آرزوی بیست‌وچند ساله من همدست شدید. قول می‌دهم همین امشب جبران کنم.»

قطعه «هوایی» دومین انتخاب این خواننده برای دوستداران‌اش بود که هنگام اجرای این قطعه، طرح یک ماه روی نمایشگر پشت سر او نقش بست و «عماد خوشدل» با تکنوازی ویولن گروه را همراهی کرد. قطعه «عشق» که سه سال پیش رستاک به همراه کاوه آفاق منتشر کرده بودند، در ادامه برنامه اجرا شد؛ اما «عشق»، «هوایی» و همچنین برخی آهنگ‌های دیگر کنسرت، با تنظیم تقریباً متفاوتی در کنسرت اجرا می‌شدند. خواننده «پاییز سال بعد» در ادامه و پیش از معرفی «سعید زمانی» گفت: «هنرمند جوانی است که طی یکی دو سال اخیر که با هم آشنا شده‌ایم، از او چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام و الان یک ستاره است.»

او در ادامه، قطعه «جَوون‌مرگ» را خواند که نسبت به اجرای اصلی (با ریتم چهارچهارم)، در اجرای زنده با ریتم شش‌هشتم و تمپوی بالاتری اجرا شد. «پاییز سال بعد» شاید محبوب‌ترین قطعه رستاک در این کنسرت و حتی در میان کل کارهایش باشد. قطعه‌ای که رستاک اعتقاد دارد به نوعی روایتگر خودش است و حتی قرار بوده که اسم آن به جای «پاییز سال بعد»، «رستاک» باشد! پس‌زمینه برگ‌های پاییزی در LED سالن و همچنین سولوی ویلنسل باعث پاییزی‌تر شدن این آهنگ شده بود.

ادامه مطلب

کلهر کمانچه است و کمانچه، کلهر

کلهر کمانچه است و کمانچه، کلهر

کلهر کمانچه است و کمانچه، کلهر

«کیهان کلهر» یک پدیده است؛ نه‌تنها در موسیقی ایران که در عالمِ موسیقی در کلِ گیتی. او به اندازه‌ای با سازش عجین شده که نمی‌توان گفت کلهر کمانچه می‌نوازد، این سازِ کلهر است، بلکه باید گفت: «این ساز، کلهر است».

رنگ و ایده‌هایی که با سازش پیاده می‌کند، تنها مختصِ خود او است. یک نفر در دنیا هست که به این شکل می‌نوازد و آن کلهر است. او به اندازه‌ای با سازش عجین است که برای شنونده‌ای که او را می‌شنود، کار مشکلی است که در تمام یک ساعت و نیمی که او کمانچه‌اش را در دست دارد، به چیز دیگری فکر کند. شاید او از معدود نوازندگانی است که همچنان این توان را دارد تا تمامی حواس و عواطف شما را تحت‌الشعاع قرار ‌دهد.

این توانایی‌، بدون‌شک یک راز بزرگ است که تنها یک کلید دارد: مهارت. او با قدرت هرچه تمام‌تر به رنگ‌های مختلفی که می‌توان از کمانچه گرفت، اشراف دارد و همچنین پوزیسیون‌های آرشه. اینکه آرشه در کجای سیم کشیده شود، تفاوت می‌کند و او این را به خوبی می‌داند. پیتزیکاتوهایش هم ریتم‌های شگرفی است که با دست راست و چپش ایجاد و صدایی تولید می‌کند بسیار مشکل و در عینِ حال ترد و منحصربه‌فرد.

ادامه مطلب

موسيقی ايرانی ملودی‌محور است

چندی قبل «پژمان حدادی» – آهنگساز و نوازندهٔ برجستهٔ سازهای کوبه‌ای – «فریم درام»‌ها یا «دوایر کوکی» را رونمایی کرد. دوایر کوکی (پژواک) که درگذشته با نام «پنداریک» شناخته شده بود در حال حاضر توسط شرکت هاپا تولید و آماده عرضه شده است. ساخت این ساز‌ها توسط شرکت پادوک انجام می‌گیرد و از لحاظ کیفی دقت و تلاش زیادی در ساخت آن‌ها بکار رفته است.

پوست این دوایر ساخت شرکت Remo است که مواد اولیه آن از الیاف مصنوعی مایلار ساخته می‌شود. از خصوصیات این پوستهای مصنوعی (Fiber Skin) کیفیت صدا دهی گرم، پرحجم و مطلوب است که صرفا به منظور استفاده در سازهای کوبه‌ای ساخته می‌شوند و قبل از ارائهٔ نهایی از آزمایشات زیادی عبور می‌کنند. مقاومت بسیار بالا از دیگر خصوصیات این پوست است و در شرایط متفاوت آب و هوایی هیچگونه تغییری نمی‌کند که نتیجه آن صدایی ثابت و یکسان است. قابلیت کوک شدن ساز کوبه‌ای صرفاً برای شل و سفت کردن پوست نیست. با بالا و پایین بردن کوک می‌توان نت‌های متعددی را به دست آورد. در نتیجه چیدن چند دایره در کنار هم امکان اجرای ملودیک/ریتمیک را فراهم می‌کند. این امکان سبب می‌شود که ذهن نوازنده امکان ساختار یا کمپوزیسیون پیدا کند و از خلاقیت بیشتری بهره‌مند شود. ضمن این‌که در همراهی با یک ارکستر ملودیک، هنگامی که ساز کوبه‌ای با ارکستر کوک شود، می‌تواند فواصل صوتی یا هارمونیک مطلوبی بوجود بیاورد که نتیجه آن همگونی و نداشتن صدای اضافی و غیر موسیقایی است. به همین بهانه با این نوازنده به گفت‌وگو نشسته‌ایم:

  • به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر، ریتم و سازهای کوبه‌ای در ایران با تحولات بسیاری مواجه شده‌اند و رنگ‌آمیزی صوتیِ بیشتر و ریتم‌های متفاوت‌تری شنیده می‌شود، شما نیز در عین تلاش‌هایی که در این سال‌‌ها انجام داده‌اید، به تازگی فریم درام‌ها دوایر کوکی را رونمایی کرده‌اید. انتظار دارید این ساز چه نقشی در فضای ارکسترال موسیقی ایران ایفا کند؟ حضور آن در آثار خودتان به چه شکل خواهد بود؟

من از سال‌های پیش از دوایر کوکی استفاده می‌کردم. این طرح دایره‌هایی است که قابلیت کوک شدن داشته باشند و به دلیل اندازه‌های مختلفی که از لحاظ قطر دارند، نت‌های مشخصی از این ساز‌ها می‌توان استخراج کرد و به دست آورد، برای مثال ساز بم‌دایره‌ای که قابلیت کوک شدن دارد و قطر دایره به ۲۰ اینچ می‌رسد روی نت‌ها ی دو تا می‌جواب می‌دهد و خوش‌صدا است و قابلیت کوک شدن دارد. بعد از آن نت‌های بعدی به دایره‌های دیگری که از لحاظ قطر دایره کوچک‌تر هستند. بنابراین شما با در اختیار داشتن سه دایره به راحتی می‌توانید یک اکتاو کامل را داشته باشد و بنا بر نت شاهد و فواصل مختلف هارمونیکی که می‌توانید مابین این دایره‌ها داشته باشید با یک آنسامبل هم‌نوازی کنید. آن اوایل که از این طرح استفاده کردم بیشتر به منظور رنگ‌آمیزی‌ای بود که در خدمت ساز تنبک بود. کماکان این حالت وجود دارد، اما از لحاظ حجم و صدادهی می‌تواند رنگ خاصی به یک آنسامبل استفاده کند و به شکل مستقل به عنوان یک کم‍پوزیسیون سازهای کوبه‌ای هم می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و فضای کوبه‌ای ملودیک ایجاد کند. از لحاظ کم‍پوزیسیونِ یک قطعهٔ کوبه‌ای هم می‌تواند امکانات بیشتری را با یک فضای ذهنی دیگری (به دلیل صرفن کوبه‌ای – ملودیک بودنش) در اختیار یک نوازنده قرار دهد و اصولا رنگ‌آمیزی و ترکیب این ساز فضای خاصی را ایجاد می‌کند.

ادامه مطلب

ريچارد جورج اشتروس

ريچارد جورج اشتروس

ریچارد جورج اشتروس ( ۱۱ ژوئن ۱۸۶۴- ۸ سپتامبر ۱۹۴۹) آهنگسازی آلمانی از اواخر دوره رمانتیک و اوایل دوره مدرن بود که به ویژه اپراها و موسیقی با کلامش برجسته بود، معروفترین آنها Also sprach Zarathustra ( بخش آغاز فیلم ادیسه فضایی :۲۰۰۱ از استنلی کوبریک). او همچنین به دلیل رهبریش نیز مشهور بود.

اوایل زندگی:
اشتروس در ۱۱ ژوئن ۱۸۶۴ در مونیخ متولد شد. او پسر فرانز اشتروس است، کسی که در اپرای کورت در مونیخ هورن اول بود.

او در سرتاسر جوانی، (اما بصورت سنتی) تحت تعلیم پدرش بود و اولین موسیقیش را در سن ۶ سالگی نوشت. او نوشتن موسیقی را تقریباً تا زمان مرگش ادامه داد.

در طول دوران بچگی اش او شانس خوبی برای حضور در تمرینات ارکستر کورت مونیخ داشت و او همچنین از راهنمایی هایی در زمینه تئوری موسیقی و ارکستراسیون از دستیاران رهبران در آنجا بهره مند می شد. در ۱۸۷۴ اشتروس اولین اپراهای واگنر (Wagner)، لوهنگرین (Lohengrin)، تنهاوسر (Tannhäuser) و سیگفرید (Siegfried) را شنید؛ تاثیر موسیقی واگنر بر سبک اشتروس بسیار عمیق بود، اما در ابتدا پدرش مطالعه آن را برایش ممنوع کرده بود! هنوز او به سن ۱۶ سالگی نرسیده بود که امتیاز Tristan und Isolde را کسب کرد. براستی، در خانواده موسیقی اشتروس، ریچارد واگنر سطح پایین محسوب می شد! بعده ها، ریچارد اشتروس هم گفت و هم نوشت که از آن عمیقاً پشیمان است.

در ۱۸۸۲ او وارد دانشگاه مونیخ شد، جاییکه او فلسفه و تاریخ هنر خواند، نه موسیقی! با این وجود، او یک سال بعد به برلین رفت، جاییکه او برای مدت کوتاهی- قبل از اینکه پست دستیار رهبر BülowHans von شود- تحصیل کرد و بعد از کناره گرفتن von Bülow در مونیخ در سال ۱۸۸۵ جای او را گرفت. ساخته های او در این دوران کاملاً پیرو سنت قدیم بود؛ در سبک رابرت شومان یا فلیکس مندلسن و کاملاً طبق تعلیمات پدرش. کنسرتو هورن شماره ۱ او (۱۸۸۲–۱۸۸۳) نمایشگر این دوران است که هنوز هم مرتباً اجرا می شود.

ریچارد اشتروس در ۱۰ سپتامبر ۱۸۹۴ با سوپرانو Pauline de Ahna ازدواج کرد. او به دلیل علاقه به ریاست، پرحرفی و عجیب بودنش معروف بود اما ازدواج خوبی با هم داشتند و او یک سرچشمه بزرگ الهام برای او بود. در طول زندگیش، از اولین آوازها تا آخرین آنها “چهار آواز آخر” در ۱۹۴۸، او صدای سوپرانو را به بقیه ترجیح می داد. تقریباً همه نقشهای اصلی اپراهای نوشته شده توسط اشتروس برای سوپرانو نوشته شده بودند.

سبک اشتروس هنگامیکه با الکساندر ریتر ملاقات کرد، شروع به تغییر کرد، یک آهنگساز برجسته و ویولونیست و شوهر یکی از خواهر (برادر) زاده های ریچارد واگنر. او بود که اشتروس را ترغیب به ترک سبک سنتی دوران جوانی او و نوشتن موسیقی باکلام کرد؛ او همچنین اشتروس را با مقالات ریچارد واگنر و شوپنهاور آشنا کرد. اشتروس یکی از اپراهای ریتر را رهبری کرد و بعده ها ریتر یک ترانه بر اساس Tod und Verklärung از خود اشتروس نوشت.

این علاقه اخیر او در اولین قطعه ای که بلوغ شخصیتی اشتروس را نشان می داد، دیده شد، موسیقی باکلام “دون ژوان” (Don Juan). وقتیکه این برای اولین بار در ۱۱ نوامبر ۱۸۸۹ اجرا می شد، نیمی از تماشاگران تشویق می کردند، در حالیکه نیمی دیگر ابراز نارضایتی می کردند! اشتروس می دانست که او صدای موسیقی خودش را یافته است، می گفت: “من الان خودم به خودم دلداری می دهم با علم به اینکه من در میان راهی هستم که باید بپیمایم، کاملاً آگاهی دارم که هیچ گاه یک هنرمند وجود نداشته است که توسط هزاران نفر دیگر دیوانه تلقی شود.”

اشتروس شروع به نوشتن سری دیگری از موسیقیهای باکلام خود شد، که شامل این کارها می شد: Aus Italien (1886)، Tod und Verklärung ( مرگ و دگرگونی،۱۸۸۸–۱۸۸۹ )، Till Eulenspiegels lustige Streiche(1894–۹۵)، Also sprach Zarathustra(1896)، Don Quixote (1897)، Ein Heldenleben( زندگی یک قهرمان، ۱۸۹۷–۹۸)، Sinfonia Domestica( سمفونی بومی، ۰۳-۱۹۰۲) و Eine Alpensinfonie( یک سمفونی آلپی، ۱۹۱۵-۱۹۱۱).

در پایان قرن نوزدهم اشتراوس دیگر بار به اپرا جلب شد. گونترام (Guntram) در سال ۱۸۹۴ و فئورسنوت (Feuersnot) در سال ۱۹۰۱ را که از نظر منتقدان بسیار مورد ایراد قرار گرفت، ساخت. اگرچه در سال ۱۹۰۵ اپرای “سالمون” را بر اساس نمایشنامه ای از اسکار واید نوشت و عکس العملها نسبت به آن بسیار شدید بود، با اینحال اولین اجرای آن با ۳۸ خواننده، موفقیت فراوانی کسب کرد. زمانی که این اپرا در متروپولیتن نیویورک اجرا شد، آنچنان فریاد و خشم تماشاگران بلند شده بود که پس از آن شب، اجراهای دیگر متوقف شد!

بی شک بیشتر این اتفاق به دلیل موضوع اپرا بود، دیدگاه منفی و غلط عموم نسبت به اسکار واید، اگرچه شاید بخش دیگری از نارضایتیها به دلیل ساختار شکنی و استفاده اشتراوس از نوعی بی وزنی بود که امری نا متعارف برای آن تالار اپرا محسوب می شد.

در جاهای دیگر، اپرا موفقیت فراوانی کسب کرد. اپرای بعدی او “الکترا” بود که از بی وزنی خیلی بیشتری در آن استفاده نمود، همچنین اولین اپرای بود که اشتراوس آنرا به همراه شاعر؛ هوگو فُن هوفمانشتال (Hugo von Hofmannsthal) نوشت. این دو هنرمند در آثار بسیار زیادی با یکدیگر همکاری کردند.

استرائوس بار دیگر هارمونی خود را سبک تر و ملایم تر کرد و نتیجه آن اپراهای: “شوالیه گل رُز” (Der Rosenkavalier)، “زنی بدون سایه” (Die Frau ohne Schatten)، ” هلنای مصری”(Die ägyptische Helena)،”آرابلا” بود(که این مجموعه را با مشارکت هوفمانشتال نوشت) نیز “اینترمزو” ۱۹۲۳، “زنی که حرف نمی زد” (Die schweigsame Frau) اشعار این اپرا از استیفان زویگ (Stefan Zweig)، “فردنستاگ”(Friedenstag) و دافنه ۱۹۳۷ با اشعار جوزف گرگور (Joseph Gregor) و زویگ، اپرای “عشق دانه” (Die Liebe der Danae) اشعار از گرگور، “کاپریچیو” اشعار از کلمنس کرائوس (Clemens Krauss) از دیگر اپراهای او بودند.

اشترائوس همچنین “پیانو نوازان” (player piano) را برای سیستم هوپفلد (Hupfeld system) اجرای زنده و ضبط نمود که تمام این آثار تا به امروز در دسترس هستند. آثار تک نوازی و گروه نوازی استرائوس شامل آهنگهایی برای پیانو می باشد که روش آن همراه با هارمونی محافظه کارانه ای است(که بسیاری از آن آثار گم شده است). بسیاری از آثار او چندان مورد توجه نیست؛ مثلا کوارتتهای زهی او به ندرت شنیده شده، سونات معروف ویولن E در سال ۱۸۸۷ و همچنین قطعات بسیار مشهور اواخر عمرش…

استرائوس در سراسر طول عمرش تنها شش اثر برای موسیقی مجلسی نوشته است که از ۴ تای آن بعدها برای تنظیم اپرا استفاده کرد. آخرین موسیقی مجلسی او در سال ۱۹۴۰ “آلگریتو در E” برای ویولن و پیانو است. او کنسرتو هایی نیز دارد که مشهورترین آن؛ کنسرتوی دوبل هورن است که همچنان به عنوان قطعه ای استاندارد برای تک نوازان این ساز استفاده می شود، پوئم سمفونیک “دون کوئکسیتو” برای ویولنسل، ویولا و ارکستر، کنسرتوی ابوا که به تشویق جان د-لانکی (John de Lancie) سرباز و نوازنده آمریکایی ابوا که او را بعد از جنگ ملاقات کرد، ساخته شد. دوئت کنسرتو برای باسون، کلارینت و ارکستر که از کارهای پایانی او می باشد. اشترائوس خود اعتراف می کند که این دوئت-کونسرتو قسمتی اضافه دارد که کلارینت نقش “پرنسس” و باسون “خرس” (دیو) را ایفا می کنند که هر دو با هم می رقصند و در پایان خرس به پرینس تبدیل می شود.

بعد از حاکمیت نازیها فضای حاکم بر آلمان محافظه کارانه تر شد. بسیاری گفته ها حاکی از آن است که اشتراوس کاملا غیر سیاسی بوده و هیچ گاه با نازیها مشارکت و همکاری نداشته اما گفته شده وی در قسمتی اداری برای نازی ها کار میکرده، به همین دلیل زمانی که نازی در قدرت بود چندین موسیقیدان رهبری آثارش را نپذیرفتند، در این میان “آرتور توسکانینی” (Arturo Toscanini) گفته است: “در مقابل اشترائوس آهنگساز کلاه را از سرم بر می دارم، در مقابل اشترائوس کلاه را بر روی سرم نگاه خواهم داشت.” در نوامبر ۱۹۳۳ ژوزف گوبلس (Joseph Goebbels) اشترائوس را به عنوان رئیس “مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان” (Reichsmusikkammer) برگزید.

استرائوس برای آنکه بدرو از سیاست باقی بماند تصمیم داشت موقعیت خود را در این پست (رئیس مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان)حفظ کند، تصمیمی بخاطر آن بسیار سرزنش شد. زمانی که در این پست بود “المپیک هامن” (Olympische Hymne) را برای المپیک تابستانی ۱۹۳۶ نوشت و توانست با چندین سرباز آلمانی ارتباط دوستانه ای برقرار کند. در حقیقت قصد اصلی او حفاظت از جان عروسش آلیس، بود (شخصی که یهودی و تحت تعقیب گشتاپو بود) در سال ۱۹۳۵ استرائوس به دلیل آنکه از حذف برنامه اجرای اپرای دوست یهودیش استفان زویک امتناع نمود، مجبور به استعفا از “مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان” شد. وی به زویگ نامه ای حمایت آمیز نوشت و به نازیها توهین فراوان کرد که این نامه توسط گشتاپو از بین رفت.

تصمیم وی در تولید اپرای تک نفره “فردنستاگ” در سال ۱۹۳۶ در زمان جنگ، به ویژه به عنوان سرودی برای صلح و در زمانی که همه خود را برای جنگ آماده کرده بودند به عنوان حرکتی شجاعانه یاد می شود.

با تضاد بین آزادی و اسارت، جنگ و صلح، نور و تاریکی، این فکر از نظر بسیاری به فیدلو (Fidelio) تشبیه شد. این اپرا کمی پس از وقفه در جنگ در سال ۱۹۳۹ توقیف شد.

عروس وی آلیس در سال ۱۹۳۸ دستگیر شد، استرائوس سعی کرد با برلین ارتباط برقرار کند تا بتواند او را نجات دهد، او همچنین سعی کرد از موقعیت خود برای حفظ جان دوستان و همکاران یهودی خود استفاده کند. متاسفانه اشتراووس هیچ نوشته و اثر ضبط شده ای از خود مبنی بر تنفرش از نازی ها به جا نگذاشته. در سال ۱۹۴۲ استرائوس به همراه خانواده اش از گارمیش (Garmisch) به وین نقل مکان کرد (جایی که آلیس و فرزندانش در آنجا در امان باشند.) متاسفانه استرائوس نمی توانست به طور کامل از خانواده یهودی خود محافظت کند و در اوایل سالهای ۱۹۴۴ زمانی که اشترائوس در کنار خانواده اش نبود آلیس و پسرش توسط گشتاپو ربوده شدند و دو شب در زندان ماندند.

تنها دخالت شخصی خود اشترائوس باعث آزادی آنان شد و آنان را به گارمیش باز گرداند که در پایان جنگ به نوعی در خانه زندانی بودند. اشترائوس آهنگ متامورفوزن (Metamorphosen) را برای ۲۳ ساز زهی (۱۰ ویولن، ۵ ویولا، ۵ ویولنسل و ۳ کنترباس) در سال ۱۹۴۵ کامل کرد. این اثر را اشترائوس به نشانه عزاداری و اندوهش از بمباران عمارت اپرای محبوبش “هوفت تئاتر” در مونیخ، نوشت. در آوریل ۱۹۴۵ اشترائوس توسط سربازان امریکایی در گارمیش دستگیر شد!

او به ستوان آمریکایی میلتون ویس (Lieutenant Milton Weiss) گفت: “من ریچارد اشترائوس، ْآهنگساز شوالیه گل رُز و سالمون هستم.” و س بر حسب تصادف خود نیز موسیقیدان بود و سرش را به نشان تایید پائین انداخت! افسر امریکایی که او نیز موسیقیدان بود اشترائوس را در مکانی امن و تحت حمایت خودش قرار داد.

اشتراوس در سال ۱۹۴۸ آخرین اثر خود را نوشت؛ “آخرین چهار شعر” برای صدای سوپرانو و ارکستر. برای این نقش سوپرانو کریستن فلاگستاد (Kirsten Flagstad) را در ذهن داشت. کریستن آنرا برای اولین بار اجرا کرد و ضبط شد اما کیفیت ضبط خیلی پائینی دارد. از بهترین اشعار وی می توان Zueignung ، Cäcilie، Morgen و Allerseelen را نام برد.

اگرچه در مقایسه با آهنگسازان جوانتر آثار ریچارد اشترائوس ممکن است قدیمی و غیر متداول به نظر آید اما همچنان اشعار و آهنگهای او در دید تماشاگران و اجرا کنندگان، محبوب و مشهور است. اشترائوس در سال ۱۹۴۷ گفته: “ممکن است من آهنگساز درجه یک نباشم، اما آهنگساز رده اول درجه دوم هستم!” ریچارد جرج اشترائوس در ۸ سپتامبر ۱۹۴۹ در گارمیش آلمان در سن ۸۵ سالگی درگذشت.جورج سولتي که جشن تولد ۸۵ سالگی استرائوس را برگزار کرده بود در طی مراسم تدفین او، ارکستر را نیز رهبری کرد.

ریچارد اشترائوس ضبطهای فراوانی را از آثارش انجام داده، همانند اجرای موسیقی از آهنگساز آلمانی – اتریشی هارولد شوئنبرگ (Harold C. Schonberg). با آنکه اشترائوس رهبر بسیار توانایی بود اما دقت فراوانی را برای ضبطهایش به خرج نمی داد. در سال ۱۹۲۹ اپراهای تیل النسپیشل و دون خوان را به همراه ارکستر اپرای برلین اجرا کرد که به عنوان یکی از بهترین آثار اولیه ضبط از نوع الکتریکی شناخته شده، اگرچه اصل آن بر روی دیسکت ۷۸ rpm ضبط شده بود، صدای عالی نیز داشت و برای آن دوره و نوازندگان و اجرا کنندگان بسیار فوق العاده و هیجان انگیز بود، (علی رغم اشتباه فاحش یکی از سولیستها در اجرای بسیار معروفی ازتیل النسپیشل!)

شوئنبرگ در ضبطهای استرائوس از سمفونی شماره ۴۰ موتسارت و سمفونی شماره ۷ در بتهوون، نقدی نوشته است: “هیچ گاه هیچ تغییر یا آهستگی در بیان یا نوانسها وجود ندارد. حرکت کند به همان اندازه حرکت تند سرزندگی را دنبال می کنند و آخرین حرکت با قطع شدیدی در چهار دقیقه و بیست و پنج ثانیه به پایان می رسد. در حالی که باید ۷ تا ۸ دقیقه به طول انجامد.”

تحلیلهای سال ۱۹۹۴ پیتر گوتمان در این ارتباط، در سایت classicalnotes.com بیان داشته: “اجراهای سمفونیهای هفتم و پنجم بتهوون، همچنین اجراهای سه سمفونی آخر موتسارت با آنکه تا حدی خلاف عرف اجرا شده اند اما بسیار خوب هستند. از بهترین آثار ضبط شده استرائوس پوئم سمفونیکهای خود او است. درست است که بر اساس پیشنهادات منتقدان در هنگام خواندن یک قطعه موسیقی و نتها باید از احساسات چشم پوشید و به جای آن حالتی خشک و تنها بر اساس ساختار کار داشت، اما به جای اینها چرا نگذاریم موسیقی خودش زبان بگشاید و ما را هدایت کند. درست است که سرعت آثار اشترائوس به طور کل بالا است، اما به درستی با موسیقی مدرن و معاصر همگام و همکلام است و امروزه بیشتر برای کلیپهای کانال موسیقی MTV مناسب است تا برنامه های شبانه اپرا و یا رمانهای حجیم ۱۰۰ صفحه ای.”

بعد از جنگ جهانی اول اجرای آثار آهنگسازان آلمانی- اتریشی متداول شده بود. اشتراووس به عنوان آهنگساز بزرگ آلمانی زبان، افتخار ملتش بود. یکی از نکات بسیار جالب درباره ضبطهای او شاید اولین اجرای کامل از سمفونی آلپین باشد که در سال ۱۹۴۱ با برچسب  عرضه شد که در آن اشترائوس از سری کامل سازهای ضربی استفاده کرده بود. شدت و شکوه بالای آن اجرا، در رقابت با ضبط دیجیتال هربرت فُن کارایان قرار گرفت که چندین سال پس از اثر ضبط شده استرائوس، آنرا با فیلارمونیک برلین اجرا و ضبط کرد.

بسیاری از آثار اشترائوس از همان صدای نحیف رادیو نیز، توانایی فوق العاده و شور رهبر خود را فریاد می زنند. در سال ۱۹۴۴ اشترائوس ۸۰ سالگی خود را جشن گرفت و فیلارمونیک وین را رهبری نمود و بیشتر آثار خود با این ارکستر را ضبط کرد، وی همچنین موسیقی برای باله Schlagobers نوشت که به همراه این ارکستر اجرا و ضبط کرده اما به ندرت شنیده شده

استرائوس برای ضبطهای بعدی خود به نسبت آثار اولیه اش نیروی بیشتری گذاشت که بر روی نوارهای دستگاه ضبط مگنتفون (Magnetophon) ضبط می شدند. آثار بعدی با ضبطهای وانگارد (Vanguard Records) بر روی LP ضبط شدند که بعضی از این آثار بر روی CD ضبط شده که به اصلشان وفادار بوده اند و در میان دیگر اجراها ارزش شنیده شدن را دارند.


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است