آیپاز

آیپاز :: رسانه تخصصی موسیقی

خانه تنبور کرمانشاه افتتاح شد

خانه تنبور کرمانشاه افتتاح شد

خانه تنبور کرمانشاه افتتاح شد

مراسم افتتاحیه خانه تنبور روز گذشته در روستای بانزلان برگزار شد، در این مراسم مسئولان و هنرمندانی چون حسین علیزاده، شهرام ناظری، کیهان کلهر، علی‌اکبر شکارچی، محمدرضا درویشی، نوید افقه، علی بوستان، علی ترابی و بسیاری از هنرمندان محلی حضور داشتند.

«حسین علیزاده» از اینکه «علی‌اکبر مرادی» خانه تنبور را در ملک خصوصی‌اش و با هزینه‌های غیرارگانی ساخته، تشکر کرد و گفت: «فکر می‌کنم در میان اتفاق‌هایی که برای ملت ایران افتاده؛ اتفاق امروز بسیار مهم است. امروز در برگزاری این مراسم هیچ تشنجی نیست و حضور این مردم در اینجا نیاز به هیچ مسئله حفاظتی ندارد.  ما همه ایرانی هستیم و تنبور به منی که تنبورنواز نیستم تعلق دارد؛‌همان‌طور که هر سازی به شما تعلق دارد. هر قطعه‌ای از هر کجای ایران به تمامِ ایرانی‌ها تعلق دارد و ایران یکی از سرزمین‌های بزرگ دنیاست که فرهنگ‌های بسیار متنوعی را در خودش جای می‌دهد واز نظر تخصص موسیقی یکی از کشورهای بسیار ثروتمند است؛، چون به خاطر اقوامی که در اینجا زندگی می‌کنند دارای موسیقی‌های بسیار غنی هستند.  شاید این مساله برای مردمی که تخصص چندانی ندارند، ناشناخته باشد؛ اما در سطوح دانشگاهی و تحقیقاتی یک ادعا نیست و به همین خاطر است که درست است سالیان درازی به موسیقی کم‌لطفی می‌شود؛ اما موسیقی به لطف کسی نیازی ندارد. موسیقی در قلب همه است. مثل نفس کشیدن است؛ تمام زندگی ما پر از موسیقی است؛ موسیقی‌ای که با ساز نواخته نمی‌شود، مثل رنگ است؛ مثل طبیعتی است که شما می‌بینید. »

ادامه مطلب

آواز بی‌قرار «علیرضا قربانی» در شب عاشقانه‌های فروغ

آواز بی‌قرار «علیرضا قربانی» در شب عاشقانه‌های فروغ

آواز بی‌قرار «علیرضا قربانی» در شب عاشقانه‌های فروغ

علیرضا قربانی در ادامه تور کنسرت‌های آلبوم «فروغ» به آهنگسازی «سامان صمیمی» در برج میلاد تهران روی صحنه رفت. این خواننده سرشناس موسیقی اصیل ایرانی شامگاه شانزدهم شهریورماه قطعات آلبوم جدیدش را اجرا کرد. این کنسرت با وجود تقارن با چندین اجرای دیگر در پایتخت که اغلب آنها هم سنتی و کلاسیک بودند با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد و مجموع اجراهای آلبوم فروغ در تهران به پنج شب رسید. علیرضا قربانی تیرماه به مدت ۴ شب در تالار وحدت اجرا داشت و پس از آن تور کنسرت‌هایش را در شهرهایی نظیر اهواز، رشت، کرج، تبریز، بروجرد و قزوین و… برگزار کرد.

اما کنسرت شانزدهم شهریور علیرضا قربانی هم مانند اجراهای گذشته او به کارگردانی «رضا موسوی» و با پرفورمنس‌ روی صحنه رفت. در ابتدای پرفورمرهای گروه که همگی لباس‌های مشکی بر تن داشتند با سازه‌های سفیدرنگ و حجم‌دار که در دست داشتند به جلوی صحنه آمدند و در یک خط قرار گرفتند. در ادامه و هم‌زمان با اجرای قطعه «میخانه در افتاده»، علیرضا قربانی به جلوی این پرفورمرها آمد و این اثر را با پس‌زمینه سفیدرنگی که آنها تهیه دیده بودند اجرا کرد. با استقرار تمامی اعضای گروه علیرضا قربانی در کنار سامان صمیمی روی جایگاه مخصوص به خود نشست و تصنیف شهره شهر را خواند. در هنگام اجرای این کار پرفورمرهای برنامه با سازه‌های پلاستیکی سفیدرنگی که در اختیار داشتند یک به یک به گوشه صحنه رفتند و یک طرح سه بُعدی را تشکیل دادند. دقیقاً مشخص نبود که این طرح بیانگر چیست اما با نورپردازی روی آن، فضای جالبی در ضلع سمت راست صحنه ایجاد شد.  در نوع کارگردانی این کنسرت و خصوصاً حضور این پرفورمرها روی صحنه تا حدی سردرگمی و شلوغی دیده می‌شد. به دلیل اینکه سازه‌های پلاستیکی و سفیدرنگی که برای آنها تعبیه شده بود به دلیل مشخص بودن جای دستگیره‌ها و برش‌ها ظاهر چندان جذابی نداشت. همچنین طول و عرض آنها به گونه‌ای بود در رفت و آمدها حواس مخاطبان را تا حدی از اجرا پرت می‌کرد. در بخشی که این پرفورمرها در گوشه استیج تشکیل یک طرح سه بعدی را می‌دادند هم حضور آنها به گونه‌ای بود که کلاً دید گوشه سمت چپ سالن و خصوصاً چند ردیف اول نسبت به استیج مختل می‌شد. به طور کلی برخلاف کارگردانی‌های گذشته رضا موسوی و گروهش برای کنسرت‌های علیرضا قربانی که همیشه پرفورمنس‌ها و بخش‌های مختلف در خدمت و همراه اجرا بودند، این بار چنین اتفاقی به طور کامل رخ نداد.

ادامه مطلب

دلبری‌های دردانه موسیقی ایران در شب پیوند شرق و غرب

دلبری‌های دردانه موسیقی ایران در شب پیوند شرق و غرب

دلبری‌های دردانه موسیقی ایران در شب پیوند شرق و غرب

«کیهان کلهر» بارِ دیگر در تهران نواخت؛ این خبر خوشی است؛ اما خوش‌‌تر از آن دیدنِ اجرایی محترم و باشکوه از هنرمندِ بزرگی است که با هر بار روی صحنه‌رفتن، می‌تواند مخاطبانش را شگفت‌زده کند. موزیسینِ شهیرِ ایرانی که همین چند وقتِ پیش، اثرش به همراهِ گروه جاده‌‌ی ابریشم جایزه‌ی «گرمی» گرفت، این‌بار به همراه تریوی «رامبرانت» به اجرای موسیقی پرداخت؛ اجرایی که همه‌ی نوازندگانش ستاره بودند و البته پرفروغ‌ترینش خودش. کمانچه‌نواز برجسته، این بار هم چون همیشه تصویری باشکوه از نوازندگی و بداهه‌نوازی خلق کرد.

اجرا در تالارِ بزرگِ وزارت کشور و به همت موسسه رویال هنر و تهیه کنندگی مجید عبدی برگزار شد، در سه شبِ متوالی و تمام شب‌ها با استقبالِ گرم مخاطبانی همراه شد  که پیش از هر چیز تشنه‌ی موسیقی ناب هستند. در این اجرا رامبرانت فرایش (پیانو)، تونی اورواتر (ویولونه) و وینسنت پلژر (سازهای کوبه‌ای) کلهر را یاری کردند. این سه نوازنده سالِ گذشته در جشنواره‌ی موسیقی فجر به اجرای برنامه پرداختند؛ «رامبرانت» ۱۲ سال است که فعالیت می‌‌کند و در این سال‌ها با هنرمندانی چون پائولو فرسو، لیزا فرشمن، نورمن وینستون نواخته و حالا بعد از مدت‌ها همکاری با یکی از شهیرترین موزیسین‌های ایرانی به تهران آمده‌ تا به اجرای برنامه بپردازد و برخلافِ ادعایی که این روزها به‌وفور شنیده می‌شود؛ اجرایی کاملا «بداهه» روی صحنه ببرند. در این اجرا «تلفیق» به معنای واقعی انجام می‌شد؛ گاه اعضای گروه در فضایی که کلهر ترسیم می‌کرد؛ به اجرای برنامه می‌پرداختند و گاه موسیقی جز حکم‌فرمایی می‌کرد. در این اجرا «کلهر» شاه‌کمان هم نواخت و اجرایی پشتِ سر گذاشت که استانداردهای اجرای صحنه‌ای را با تغییراتِ بسیاری همراه کرد.

کمانچه‌نوازِ شهیر درباره‌ی گروهی که سال‌هاست با آن همکاری می‌کند، برای مخاطبانش چنین توضیح داد: «رامبرانت تریو یکی از معروف‌ترین گروه های موسیقی جز در اروپاست که تا کنون تورهای کنسرتی موفقی را در کشورهای مختلف برگزار کرده‌ و ما نیز سال‌هاست با هم همکاری می‌کنیم. در این اجرا تونی اورواتر «ویولونه» می نوازد. ویولونه از سازهای قدیمی ایتالیا و مربوط به قرن ۱۶ است. این ساز ۶ سیم و پرده بندی دارد که بعد از نواختن آن بهتر متوجه این ساز و صدای آن می شوید. موسیقی جز و موسیقی ایرانی ریشه های مشترکی دارند و در نحوه اجرا از نظر فلسفه خیلی به هم مرتبط هستند. تمامی قطعات این کنسرت بر پایه بداهه نوازی و از سه ملودی پیش ساخته شده، تنظیم شده است و در طول برنامه استفاده می شود که اولی چارپاره از ردیف موسیقی ایرانی گرفته شده و دو قطعه ارمنی که در طول برنامه ملودی های محوری آن هستند. گروه سه نفره رامبرانت تریو از هلند می آیند و همکاری ما طولانی مدت است.»

قرار است پس از کنسرت تهران؛ کلهر و رامبرانت تریو ۲۹ سپتامبردر سالن باربیکن سنتر لندن به اجرای برنامه بپردازند و همچنین به زودی آلبوم مشترکشان در ایران منتشر خواهد شد؛ اما این اجرا به همان‌اندازه که برای مخاطبانِ عموم شگفت‌انگیز بود، تحسینِ اهالی هنر را نیز برانگیخت. «موسیقی ما» با تعدادی از هنرمندانی که مهمانِ کمانچه‌نواز شهیر بودند، درباره‌ی این کنسرت گفت‌وگو کرده‌ است:

محمود دولت آبادی: ضمن اینکه من آقای کلهر – هنر و کاراکترش- را دوست می‌دارم؛ پیش از این هم گفتم که ایشان توانست یک ساز بومیِ ایرانی را به سازی بین‌المللی ارتقا دهد و این اهمیت بسیار زیادی دارد. موسیقی قدرت پیدا و ناپیدایی است که ما را به انسان بودنمان و به وجدمان نزدیک می‌کند و از این رو من قدرشناس ارباب موسیقی در کشورم و سراسر جهان هستم. کلهر و علیزاده و زنده‌یاد لطفی نشان دادند که هنر با وجود تمامِ فشارها، می‌تواند چنین شکوفا شود.

فاطمه‌ معتمدآریا: به نظرِ من آقای کلهر یک پدیده‌ هستند. یک پدیده‌ی بسیار باهوش، تیزهوش و فهیم. ایشان نبضی از ارتباط با مخاطب در دستشان هست که هر طور که بخواهد این ارتباط را ایجاد می‌کند. یادم نمی‌آید هیچ‌کدام از کنسرت‌های آقای کلهر را به صورتِ عادی گذرانده باشم و همواره از هیجانِ این همه شور و شعفی که ایشان در نوازندگی داشته و شعورِ موسیقایی‌شان اشک ریخته‌ام.

مجید انتظامی: تجربه‌ی دیدنِ کنسرتِ «کیهان کلهر» تجربه‌ای عجیب بود. موسیقی جز بر اساسِ بداهه است و کیهان کلهر و اعضای گروه رامبرانت به خوبی توانستند بداهه را به بهترین شکل اجرا کنند. «کلهر» و نوازندگانِ هلندی با هم سوال و جواب‌هایی عجیب داشتند و ریتم‌ها را به بهترین شکل به هم منتقل می‌کردند. کلهر چه در نواختنِ کمانچه و چه شاه‌کمان توانست ملودی را به خوبی منتقل کند. اجرای قطعه «لالایی» نیز که بر اساسِ تمی کردی بود؛ یکی از شکفتی‌های این کنسرت بود. کلهر با توانایی شگفت‌انگیزش در موسیقی می‌تواند این طیفِ وسیع از مخاطبان را برای موسیقی بی‌کلام به سالن بکشاند و چنان مخاطبانش مبهوتِ او و موسیقی‌اش بودند که گاه احساس می‌کردم کسی حتی در سالن نفس هم نمی‌کشد. او هم موسیقی ایرانی، هم ملودی‌های محلی کردی و هم موسیقی ارمنی را به بهترین شکل اجرا و توانایی‌هایش را به رخ مخاطبانش کشید. تلفیق موسیقی شرق و غرب در این اجرا به بهترین شکل انجام شد و حالتی آسمانی اجرا داشت. در این اجرا همه ستاره بودند؛ اما ستاره‌ی اصلی خود کلهر بود. به آقای کلهر و همچنین تمامِ مردم ایران که چنین موزیسینِ بزرگی دارند تبریک می‌گویم.

امید روحانی: با انتظارِ خاصی به دیدن کنسرت «کیهان کلهر» نرفتم؛ اما با اجرایی بسیار گرم، بسیار بااحساس و موفق روبه‌رو شدم. من پیش از این فعالیت‌های آقای کلهر را از طریق سی‌د‌ی‌هایی که در ایران منتشر کرده بود، تعقیب می‌کردم و با کوششان برای تلفیق موسیقی لااقل با ساز خودشان – کمانچه- با سازهای بومی کشورهای دیگر آشنا بودم، کوشش‌هایی گاه بسیار موفق و همواره قابل تحسین.  بنابراین برایم طبیعی بود که به چنین منزلتی دست پیدا کند. ایشان موفق شدند از طریق ترکیب نواهای موسیقیایی ارانی با جز اروپایی (که اندکی متفاوت از جز امریکایی است) به یک چیز جدیدی برسند که می‌شود به آن پیشنهاد نام جز ایرانی را داد و ما شاهد موسیقی گرم با احساس بسیار جذاب بسیار غرورآمیز با نام جز ایرانی بودیم.

نادر مشایخی: اولین احساسی که در این کنسرت داشتم، این بود که چطور می‌شود این سازها با همدیگر هماهنگ شوند و نتیجه چه موسیقی‌ای خواهد بود؟ اما خیلی زود به نهایت شگفتی و لذت رسیدم. درست است که موسیقی جز نیز مانند موسیقی ایرانی بر پایه‌ی بداهه شکل گرفته است؛ اما فاصله‌ی بسیار دوری با همدیگر دارند و اقای کلهر به بهترین شکل به این تلفیق دست زده است؛ البته برخلاف تصورِ همه من گمان نمی‌کنم که در تلفیقِ موسیقی باید شباهت‌های آن دو نوع موسیقی را به هم پیوند داد؛ بلکه باید اختلافاتشان را روشن کرد؛ یعنی اینکه کنترباس ملودی شرقی بزند یا کمانچه موسیقی کلاسیک؛ هیچ اهمیتی ندارد؛ باید روی اختلافاتشان کار کرد و «کیهان کلهر» به بهترین شکل این کار را انجام داده است. در عین حال نوازندگی او بسیار رویایی و عالی است و او سبک خودش را دارد؛ یعنی فقط کلهر است که این طور می‌نوازد.

رویا تیموریان: از بودن در این کنسرت به اندازه‌‌ای لذت بردم که فکر می‌کنم باید مدت‌ها به آن فکر کنم و لذت ببرم. کیهان کلهر ترکیبی از شرق و غرب ایجاد کرد و دادن این احساس و عرفان از رهبر شرقی به سازهای فرنگی  بسیار شگفت‌انگیز بود و برای تمامی ما احساس عجیبی را به وجود آورد: حسِ رنج و سرمستی، درد و عشق. این کنسرت برای من حرف‌های بسیاری داشت؛ حرف‌هایی که این روزها کمتر آن را می‌شنویم. من این حرف‌ها را با قلبم می‌برم تا از آن استفاده کنم. به هر حال موسیقی‌دان بزرگی مثل کلهر یک سرمایه‌ی بزرگِ ملی است.

مسعود رایگان: موسیقی تنها هنر بی‌وابسته‌ای است که می‌تواند با مخاطبانی خود صرف‌نظر از زبان، نژاد و هر چیز دیگری ارتباط برقرار کند. موسیقی یک جریان و هنر جهان‌شمول است و در این میان آقای «کلهر» با سازش – کمانچه-  کاری انجام می‌دهد که تمام احساسات بشری را با نوازندگی‌اش به ما می‌گوید. موسیقی زبانِ دیالوگ است و این سازها با هم گفت‌وگوی عجیبی داشتند. به هر حال آنچه ما امروز در صحنه دیدیم چیز نادری بود.

حسین بهروزی‌نیا: کیهان کلهر یکی از دوستان قدیمی من است که همکاری‌مان را با گروه دستان سال‌ها پیش آغاز کردیم و حالا خوشحالم که ایشان توانسته با کمانچه و موسقی ایرانی به دنیا سفر کند و با نوازندگان خوب دنیا بنوازد و حالا  برترین‌های موسیقی جهان را به ایران آورده است تا در تهران برای مشتاقانِ موسیقی ناب بنوازند. «کیهان کلهر» تحولی شگرف در کمانچه‌نوازی ایران به وجود آورده و من افتخار می‌کنم که با ایشان همکار بوده‌ام.

احسان کرمی: ایشان دردانه‌ی موسیقی ایران است و امشب با اجرای مشترکشان با «رامبرانت تریو» گفت‌وگویی میانِ انسان‌های تمامِ عالم برقرار کردند. ای کاش تمام مردم زمین می‌توانستند برای س

عثمان محمدپرست: شکایتی ندارم

عثمان محمدپرست: شکایتی ندارم

عثمان محمدپرست: شکایتی ندارم

«حالم خوش نیست. این کمر درد می‌کند. راه نمی‌توانم بروم؛ اما خدا را شکر می‌کنم. خدا را شکر می‌کنم. زنده‌ام دیگر. ساز می‌زنم‌ها؛ اما خیلی کم.»

اینها را «عثمان محمدپرست» می‌گوید؛ وقتی تلفنش را برمی‌دارد. با همان لهجه‌ی شیرین‌اش. می‌گوید: «شکایتی ندارم.» پیرمرد شکایتی ندارد. از زندگی‌اش راضی است. می‌شود نباشد؟ با آن زندگی پر از ماجرایش، با آن همه حضورِ مقتدرانه‌‌اش در موسیقی، با آن همه کار خیری که انجام داده است؛ پیرمرد شکایتی ندارد. سرخوش است؛ اگر این دردِ بی‌امانی که این روزها اسیرش کرده، امان دهد: «شکایتی ندارم، ۹۰ سالم است دیگر.»

مصاحبه با «عثمان» کار سختی است؛ نه به خاطرِ آن لهجه‌ی شیرین؛ نه فقط به خاطر اینکه استادِ بزرگی است؛ برای اینکه وقتی حرف می‌زند؛ دلت نمی‌خواهد هیچ بگویی؛ دلت می‌خواهد همین‌طور او حرف بزند و حرف بزند و حرف بزند و زمان متوقف شود و او برای همیشه بماند. گفت‌وگو با «عثمان» درد دارد، وقتی میانِ حرف‌هایش از دردی که امانش را بریده، «آه» می‌کشد: «پدرم دامدار بود؛ من اما ساز زدم از همان وقتی که بچه بودم. خدا کمکم کرد؛ خدا همیشه به من نظر داشت. خب من ساز می‌زدم؛ اما این ساز زدن شنیده شد. رفتم خیلی جاها، خیلی کشورها، مردم من را شناختند. ساز در این منطقه پراعتبار شد، خب خدا کمکم کرد؛ خدا که نخواهد؛ هیچ چیز نمی‌شود. حالا شما هی تلاش کن. هی بدو. فایده ندارد. همه چیز دستِ خداست. خدا.»

«عثمان» راست می‌گوید. خداوند انگار او را بغل کرده، نه به خاطر اینکه دوتارنوازِ شهیری شده است. خب این هم مهم است؛ اما می‌دانید مهم‌ترش چیست؟‌ همین صدایش، همین صورتی که انگار نورِ خدا دارد، این خطوطِ روشنِ چهره‌اش و این سادگی و این لبخندی که همیشه روی صورتش است. ای کاش این درد از بین برود. عثمان مثلِ آسمانِ پر ستاره‌ی کویر است؛ مثلِ‌ همان سرزمینی که در آن به دنیا آمد، رشد کرد و ساز زد و در تمامِ این سال‌ها دلِ مردمانش را خوش کرد میانِ این همه خشکی: «اینجا محروم است دخترم. عقب افتاده است. برای همین باید دل مردم را به چیزی خوش کرد. من خیلی وقت‌ها برای این مردم ساز زدم. مردم از قدیم دوتار می‌زدند؛ بی‌کلاس و استاد؛ سازی که می‌زدند؛ با این چیزی که من می‌زنم، فرق داشت. من خیلی کارها روی این ساز کردم. بهش چند پرده اضافه کردم. حالا خیلی‌ها دوتار را می‌شناسند. خیلی‌ها دوستش دارند. مردم دلشان خوش است به این صدا دیگر. مثلِ خود من. هیچ چیزی جز صدای خوش حالِ من را خوب نمی‌کند.»

ادامه مطلب

شاهنامه به روایت پدر و پسرِ آوازخوان

شاهنامه به روایت پدر و پسرِ آوازخوان

شاهنامه به روایت پدر و پسرِ آوازخوان

کنسرت «آواز پارسی» با حضور استاد «شهرام ناظری» و همچنین «حافظ ناظری»، بر اساس اشعار حماسی شاهنامه فردوسی، که با استقبال پر شور و بیش از ده هزار نفری مخاطبان، در چهار شب و در سالن وزارت کشور برگزار شد؛ اواسط شهریور ماه بارِ دیگر تمدید و به اجرا درآمد. در این کنسرت از برنامه‌های «آواز پارسی»، «حافظ ناظری» در بخش اول کنسرت به تنهایی و بدون همراهی پدرش به اجرای برنامه پرداخت. در قسمت های دیگر این کنسرت، داستان «ضحاک» توسط پدر و پسر، به نوعی متفاوت و با لحنی حماسی به اجرا درآمد. این کنسرت بر اساس آهنگسازی بر روی اشعار شاهنامه و با هدف حفظ آواز ایرانی به دور از الحان عربى اجرا می‌شود.

استاد شهرام ناظری و حافظ ناظری، پس از «ناگفته» این بار، کنسرت شاهنامه خوانی ایران را اجرا کردند. استاد ناظری درباره‌ی این برنامه می‌گوید: «چون این پروژه شاهنامه خوانی است ما گفتیم بهتر است بخشی را به صورت نقالی برایتان اجرا کنیم. البته از نظر گفتمان باید یک نقال باشد اما از لحاظ لحن و بیان کار خود من است. داستان فریدون و ضحاک، نبرد نیکی و بدی و حق و باطل است. طبیعتاً الگوی ظلمت ضحاک و الگوی نور فریدون است.»

ادامه مطلب

فرشید اعرابی: دیگر نمی‌توانم موسیقی‌های سبک خودمان را گوش کنم

فرشید اعرابی: دیگر نمی‌توانم موسیقی‌های سبک خودمان را گوش کنم

فرشید اعرابی: دیگر نمی‌توانم موسیقی‌های سبک خودمان را گوش کنم

همان یک ربعی که بر حسب اتفاق پشت در بسته دفتر موسیقی ما ماندیم، صحبت‌هایی بین‌مان رد و بدل شد که متوجه کاراکتر متفاوت فرشید اعرابی شدم. با توجه به مصاحبه‌های متعددی که بعد از انتشار چهارمین آلبومش یعنی «مرگ خاموش» داشت، نگران بود که این مصاحبه هم تکراری شود و حرف جدیدی برای گفتن نداشته باشد. همان لحظه تصمیم گرفتم سوال‌هایم را تغییر دهم و این‌بار شخصیت جدیدی از این موزیسین را پیش‌روی دوست دارانش قرار دهم؛ اتفاقی که به یاد ندارم رخ داده باشد؛ چراکه مصاحبه‌های فرشید اعرابی معمولاً درباره فضای موسیقایی و مسائل تکنیکال این سبک بوده است.

برای ما که جالب بود اما شاید برای شما هم جالب باشد بدانید یک راکر دیگر نمی‌تواند موسیقی‌های ژانر خودش را گوش کند و علایق‌اش در قطعات آرام دهه ۵۰ خلاصه می‌شود و ترجیح می‌دهد شب‌ها که خسته از آموزشگاه به خانه برمی‌گردد، مستند یا راز بقا نگاه کند.

فرشید اعرابی جزء اولین هنرمندان پس از انقلاب است که شاگردان متعددی هم داشته و خیلی از آنها الان برای خودشان اسم و رسمی دارند. با این هنرمند درباره آلبوم جدید و همچنین کاراکتر متفاوتش گفت‌وگوی جالبی داشتیم که امیدواریم به مذاق شما هم خوش بیاید.

ادامه مطلب

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

اولین اجرای کافه‌ای رامین بهنا برگزار می‌شود

گروه «بهنا» به سرپرستی رامین بهنا، جدیدترین کنسرت خود را این‌بار در «لاکی کلاور کافه» برگزار می‌کند. این کنسرت قرار است روز شنبه ۲۵ شهریور ساعت ۲۱ برگزار شود.

در این کنسرت قطعات دو آلبوم اخیر رامین بهنا یعنی «نه آنچنان» و «ایران ۱۱» -که حدود دو سال پیش منتشر شد- اجرا می‌شود.

رامین بهنا، طی سال‌های زیادی که در موسیقی فعالیت داشته، برای اولین‌بار است که کنسرت کافه‌ای برگزار می‌کند. البته این هنرمند زمستان سال گذشته نیز در فضای متفاوت  گالری «طراحان آزاد»، پرفورمنس «کاموفلاژ» را روی صحنه برد که در آن برنامه شاهد تلفیق موسیقی با اینستالیشن، لایتینگ آرت، ویدیو آرت و نمایش بودیم.

ادامه مطلب

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

این روزها آلبوم «غم‌‌‌نومه‌ فریدون» منتشر شده است. اثری با آهنگسازی «حسین علیزاده»‌ و نویسندگی و کارگردانی «پیمان قدیمی».  حسین علیزاده استادِ بزرگی است؛ خیلی بزرگ؛ از معدود موسیقی‌دانانی که می‌توان با خیالِ راحت بهشان «استاد» گفت و از شنیدنِ هر اثرشان و حتی از شنیدنِ حرف‌هایشان حظ کرد و لذت برد و احساس غرور کرد؛ اما همین که موسیقی او روی اثری از یک جوان نشسته است، خودش دلیلِ دیگری است برای اندیشه‌هایِ خاصِ تارنوازِ شهیرِ موسیقی ایران. لابد که متن آنقدر خوب بوده که استاد را برای ساختنِ موسیقی ترغیب کرده است؛ اما می‌دانید خیلی از جوان‌ها خیلی کارهای خوب دارند و خب خیلی از اساتید به آنها اعتماد نمی‌کنند؛ این اثر اما ماجرایش فرق می‌کند. «پیمان» یک روز می‌رود خانه‌ی او تا اجازه بگیرد که از موسیقی‌هایش به صورت انتخابی در این کار استفاده کند؛ ‌استاد اثر را می‌شنود و می‌گوید که چرا از قطعاتِ انتخابی استفاده کند؟‌ برایش موسیقی می‌سازد. خب این برای نویسنده‌ی جوان اتفاقِ مهمی بوده است. خودش می‌گوید ساعت‌ها بعد از آن پیاده روی کرده است. از آتی‌ساز تا نزدیکی‌های انقلاب؛ اما نویسنده‌ی جوان هم این اعتماد را بی‌جواب نگذاشته است؛ از متنِ متفاوت و خاصش اگر بگذریم، در کارگردانی هم سنگِ تمام می‌گذارد و بهترین‌های تئاتر و سینما را جمع می‌کند تا اثری خلق شود که از هر طرف که نگاه می‌کنی، اثرِ متفاوتی شود که می‌‌توان بارها و بارها گوشش داد و همراه هیچا خندید و همراه بی‌بی گریه کرد. «غم‌نومه‌ فریدون» را باید گوش داد؛ نه تنها به خاطر موسیقی سرزنده و شاداب و پرقدرتِ حسین علیزاده، نه به خاطرِ متنِ تمیز و شعرِ زیبای پیمان قدیمی، نه به خاطر صدای خاصِ مرتضی احمدی و ژاله علو و فاطمه معتمدآریا و صابر ابر و خیلی‌های دیگر؛ باید گوش داد تا یادمان بیاید این سرزمین، سرزمین قصه‌هاست با مردمانی که می‌توانند دردهایشان را هم قصه کنند؛ قصه‌ای شیرین و کسی چه می‌داند شاید جاوید:

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است