آیپاز

آیپاز :: رسانه تخصصی موسیقی

آلبوم موسیقی «جویبار لحظه ها» منتشر شد

آلبوم موسیقی «جویبار لحظه ها» منتشر شد

آلبوم موسیقی «جویبار لحظه ها» منتشر شد

آلبوم موسیقی دونوازی کمانچه و تنبک با نام «جویبار لحظه ها»، اثری از سامر حبیبی و بهنام معصومی‌، از سوی مؤسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شد.

«جویبار لحظه‌ها» که شکلی بداهه دارد و دستگاه همایون برای آغاز آن انتخاب شده، دارای ده قطعه به نام های پیش درآمد همایون، درآمد همایون، پنج ضربی شوشتری، بیداد، ضربی بیداد، اوج و ورود به شور، هفت ضربی شور، آواز دشتی، ضربی شور و رنگ دشتی است و پس از سیر کلاسیک گوشه‌های دستگاه همایون، وارد دستگاه شور می‌شود و در آواز دشتی با رنگ زیبایى از بیگجه خانی پایان می‌یابد.

سامر حبیبی از کمانچه‌نوازان با تجربه موسیقی است كه تاکنون در آثار متعددى، از جمله مجموعه ردیف آوازی عبدالله دوامی شاهد هنرنمایی او بوده‌ایم. «جویبار لحظه‌ها» اما اولین اثری است که سامر حبیبی نواهای شخصی خود را در آن با همراهی یک تنبک در آلبومی مستقل ارائه می‌کند.

ادامه مطلب

از اینکه اسم و رسمم‌ گسترده و پراکنده شود، پرهیز کرده‌ام

از اینکه اسم و رسمم‌ گسترده و پراکنده شود، پرهیز کرده‌ام

از اینکه اسم و رسمم‌ گسترده و پراکنده شود، پرهیز کرده‌ام

«کیخسرو پورناظری»؛ ابتدا به این نام فکر کنید و بعد چند لحظه‌ای وقت بگذارید تا یادتان بیاید چه کسانی را می‌توانید شبیه او پیدا کنید. کسانِ زیادی به ذهنتان نخواهد رسید؛ شاید هم هیچ‌کس. «کیخسرو پورناظری» را تنها می‌توان با خودش به یاد آورد؛ استادی که شبیه ندارد. نه به این خاطر که آهنگسازِ بزرگی است یا آثارِ مهمی خلق کرده که بخشِ مهمی از تاریخِ موسیقی معاصرِ ایران را شکل می‌دهد – خیلی‌ها این کار را کرده‌اند- نه به این خاطر که نام‌های بزرگی از شاگردانش بوده یا در گروهش ساز زده‌اند- موسیقی ایران استادِ کارکشته زیاد دارد- نه به خاطر یک سازِ پیش از خودش بومی را شهری کرده و حالا کنار تار و سنتور و کمانچه به ارکستراسیونِ موسیقی ایران اضافه شده‌اند؛ اینها هیچ‌کدام دلیلِ اهمیتِ «کیخسرو» نیست. اصلا به کارهایش نباید نگاه کرد؛ به آثارش، به کارنامه‌ی شاگردان. اینها همه مهم است. خیلی مهم. اما آنچه در زندگی استادِ تنبورنواز اهمیت دارد، هیچ‌کدام از کارهایی که انجام داده یا هیچ‌کدام از افتخاراتی که در ایران و جهان به دست آورده نیست. او را باید با کارهای نکرده‌اش شناخت. با حرف‌های نزده‌اش دوست داشت. با کنسرت‌های برگزار نکرده و با آلبوم‌های منتشر نشده. عجیب است؟ بله؛ درست مثلِ خودش. پورناظری‌ بزرگ در دهه‌ی ۶۰ و ۷۰، اتفاقاتِ مهمی در موسیقی ایران رقم زد که  همچنان آن آثار اتفاقِ مهمی به حساب می‌آیند؛ اما شما اسمِ او را کمتر می‌شنوید؛ میانِ مخاطب عام یا فلان جمعِ موسیقی‌شناسِ موسیقی‌دانِ فرهیخته هم فرقی نمی‌کند. این لابد برای هر آدمی که عمرش را گذاشته پای موسیقی‌اش سخت می‌آید. برای هر کسی جز «کیخسرو پورناظری». سخت نیست، چون خودش خواسته. خودش تصمیم گرفته است که زندگی‌اش را در آن خانه‌ی دنجِ سرسبز میانِ ساز و شعر و همسر و معدود شاگردانش طی کند. خودش خواسته تا هیچ جا جز صحنه‌ای که برایش مقدس بوده، ساز نزند. خودش خواسته تا دسته و گروه و شاگرد و به اصطلاحِ امروزی‌ها «فن» نداشته باشد. خودش خواسته جوری زندگی کند که کسی مثلش زندگی نکرده باشد. این گفت‌وگو قرار بود از آن گفت‌وگوهای زندگی‌نامه‌ای باشد. قرار بود مثلا از «شمسِ» قدیم بگوید. از آدم‌های آن‌روزگاران؛ اما نشد؛ چرا؟ چون «کیخسرو پورناظری» تنها زمانی درباره‌ی کسی

ادامه مطلب

من همان پرنده‌ای هستم که دوباره به خاک ایرانم نشستم

من همان پرنده‌ای هستم که دوباره به خاک ایرانم نشستم

من همان پرنده‌ای هستم که دوباره به خاک ایرانم نشستم

«لوریس چکناواریان»، دیروز تمام آثار موسیقیایی خود را که شامل ۹۰ جلد (۹۷۰۰ صفحه نت) بود، با حضور هنرمندان و مسئولین فرهنگی به موزه موسیقی ایران اهدا کرد. آهنگسازِ بزرگ همچنین از خوشبختی‌اش به خاطرِ‌ زندگی در خیابانِ «سی‌تیر» گفت. به خاطرِ هشتاد سالگی‌اش. به خاطر داشتنِ دوستانی که در این سال‌ها چون ثروتی عظیم برایش اندوخته شده است. او همچنین از معاونت هنری و موزه‌ی موسیقی هم تشکر کرد.

«لوریس» مثلِ همیشه با انرژی سخن می‌گفت. با رضایتی که از عمقِ وجودش می‌آید. او از هیچ‌کس و هیچ‌چیز گلایه‌ای ندارد؛ با همان صورتِ درخشان و قلبِ مهربان و لهجه‌ی مخصوص به خودش می‌گوید: «خوشبختم که به هشتاد سالگی رسیدم و دوستانی مانند شما را دارم. من چقدر خوشبختم که در کشور آبا و اجدادم متولد شدم و فرهنگ عظیم این کشور را یاد گرفته و بزرگ شدم و چقدر خوشبختم که افرادی چون علی مرادخانی سال های پیش من را به ایران دعوت کرد و من پس از سال‌ها دوباره به کشورم بازگشتم تا کارهایی را در وطنم تولید کنم. من همان پرنده ای هستم که دوباره به خاک ایرانم نشستم.»

او همچنین می‌گوید: «همه مردمانی که در کوچه و خیابان با آنها رو به رو می شوم در تولید همه کارهایم سهم داشته و دارند. من وقتی به خداوند نزدیک هستم پس باید با مردم نیز نزدیک شوم و من چقدر خوشبختم که در خیابان سی تیر از رفتگر گرفته تا نانوا من را می شناسند و هر روز با من سلام علیک می کنند. چه خوب که من و شماییم که یکدیگر را داریم و می توانیم در کنار هم زندگی کنیم. به اعتقاد من موسیقی معجزه است که از نظر من زبان خداوند است و می تواند مردم را به یکدیگر نزدیک کند.»‌

ادامه مطلب

«برگرد پیشم» با صدای «متین معزپور» منتشر شد

«برگرد پیشم» با صدای «متین معزپور» منتشر شد

«برگرد پیشم» با صدای «متین معزپور» منتشر شد

دهمین تک آهنگ «متین معزپور» به نام«برگرد پیشم» منتشر شد.

به گزارش «موسیقی‌ما»، متین معزپور خواننده جوان خوش صدا پس از انتشار قطعاتی چون: وقت سفر ، بی تو ، خوشحالم ، عاشق شو ، بارون ، بی وفا ، شیرینه ، زندگی با تو قشنگه و قلب آواره جدیدترین تک آهنگ خود به نام «برگرد پیشم» را منتشر کرد که در ادامه می‌توانید آنرا در تماشاخانه بشنوید و دانلود کنید. 

ادامه مطلب

سمینار آواز و شیوه‌-تکنیک‌های زیرساخت و پرورش صدا و گفتار برگزار می‌شود

سمینار آواز و شیوه‌-تکنیک‌های زیرساخت و پرورش صدا و گفتار برگزار می‌شود

سمینار آواز و شیوه‌-تکنیک‌های زیرساخت و پرورش صدا و گفتار برگزار می‌شود

نخستین سمینار تخصصی و کارگاهی آواز ایرانی با تمرکز و تاکید بر شیوه‌ها و تکنیک‌های جدید زیرساخت و پرورش صدا و گفتار عصر جمعه ۵ آبان (ساعت ۵ عصر) در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود.

«عارف احسن» -موسیقی‌دان و مدرس شناخته‌شده آواز و دبیر سمینار تخصصی آواز و شیوه‌-تکنیک‌های زیرساخت وپرورش صدا و گفتار- ضمن اعلام این خبر می‌گوید: «آنچه که همیشه ذهن مرا درگیر و مشغول می‌کرد و می‌کند، نبود قانون کلی و اِکُلِ (شیوه مدون) درسی و آموزشی در آواز و خوانندگی، بالاخص آواز ایرانی است؛ و همین مسئله سبب شد که از چندین سال قبل تمامی مطالعات و پژوهش‌های خود را روی این موضوع متمرکز کنم و از حیث موسیقی و تکنیکال و آسیب شناسی به مبحث آموزش آواز ایرانی و به خصوص صداسازی بپردازم. در قسمت موسیقایی و آموزشِ فهمی و ملودیک، در تمام ژانرهای آوازی، اعم از ایرانی و غربی، ما کارگان(رپورتوارهای) مختلف و جامعی داریم که بسیار یاری‌دهنده است و آموزش و هنرآموز را تا حدودی به مقصد می‌رساند. در موسیقی کلاسیک ایرانی نیز تقریبا تا حدودی (البته ناقص و منجمد) ردیف موسیقی ایران را داریم که افتان و خیزان مسیر آموزشی خود را می‌پیماید. اما مشکل هنگامی آغاز می‌شود که فراگیرندگان ردیف بخواهند آواز بخوانند ونیازمند به آموزش تکنیک‌های صوتی و صداسازی هستند که متاسفانه خوانندگان ما در تمامی گونه‌های موسیقی از پاپ تا سنتی و کلاسیک با فقر و فاقه‌ شدید و شگفت انگیزی در این زمینه روبرو هستند.»

ادامه مطلب

خواننده استقلالی و کری‌خوانی‌هایش

خواننده استقلالی و کری‌خوانی‌هایش

خواننده استقلالی و کری‌خوانی‌هایش

یکی از هنرمندان محبوب که همیشه و هر جا از استقلالی بودن خود حرف زده کسی نیست جز حمید عسکری. خواننده پر طرفداری که همیشه حرف هایش را رک بیان می کند ،از استقلال خوب حمایت می کند و جایی هم که وقت انتقاد باشد ،انتقادهایش را به جا بیان می کند. با عسکری از قصه استقلالی شدنش تا برنامه هایش برای استقلالی شدن کارن کوچولو صحبت کردیم که می خوانید:

* از چه سالی استقلالی شدی؟

از سال ۶۷ بود که استقلالی شدم.آن زمان حدود ده سال سن داشتم و هنوز هم عاشق استقلال هستم و بازی های این تیم را دنبال می کنم.

* چطور شد که استقلال را انتخاب کردی؟

دربی بود.همان دربی که استقلال با گل های مرفاوی و سرخاب برنده شد.برادرم سعید از آن استقلالی های دو آتیشه بود من را جلوی تلویزیون نشاند و گفت باید طرفدار استقلال باشی و اگر نباشی با من طرفی.خدا خیرش بدهد همان بازی من را استقلالی کرد.

* یادت است از بازی های کدام بازیکن بیشتر خوشت می آمد؟

مرفاوی و عابدزاده را بیشتر از بقیه دوست داشتم.

ادامه مطلب

لوریس چکناواریان: چه می‌گویید؟ من فقط بیست و چند سال سن دارم!

لوریس چکناواریان: چه می‌گویید؟ من فقط بیست و چند سال سن دارم!

لوریس چکناواریان: چه می‌گویید؟ من فقط بیست و چند سال سن دارم!

وقتی آن زنِ غمگینِ تنها در آن هوای سرد، پنهان در گاری فرسوده با تشویق و اضطراب خودش را به ایران می‌رساند؛ هیچ از سرنوشتِ غریبی که در انتظارش بود،‌ خبر نداشت. او از وطنِ گریخته، داشت به وطنِ قدیمی‌ترش برمی‌گشت. بی‌آنکه بداند در ایران عاشقِ مردی می‌شود که ناگزیر می‌شود باز هم فرار کند؛ این بار با همراهی او برای آنکه خانواده‌اش را راضی کند به وصالِ عاشقانه‌اش. زن لابد نمی‌دانست فرزندی به دنیا می‌آورد که بزرگ‌ترین آهنگسازانِ دنیا را به تحسین وامی‌دارد و آثارِ مهمی می‌آفریند و ارکسترهای بزرگی را رهبری می‌کند. او اما خوب می‌دانست فرزندش قلبی بزرگ خواهد داشت؛ این را می‌دانست؛ چون «عشق» تنها چیزی بود که به او داده بود. «لوریس» حالا، هنوز هم، همان کودکِ بزرگی است که وقتی نامِ مادرش می‌آید؛ عمیق می‌شود و می‌گوید که با فکر کردن به او گاهی می‌گرید. مادرِ رنج‌دیده؛ فرزندِ بزرگی به دنیا آورده است و همین هم سپاسِ آن همه رنج است. معاشرت و صحبت با «لوریس چکناواریان» اقبالِ بزرگی است. نه به این خاطر که آهنگسازِ بزرگی است- خیلی از آهنگسازهای بزرگ را اصلا نباید دید تا بشود آثارشان را همچنان دوست داشت- نه به خاطرِ اینکه با بسیاری از ارکسترهای بزرگِ دنیا همکاری داشته است – که این به تنهایی اعتلایی نیست- و نه به خاطرِ اینکه هنرمندی جامع‌الاطراف است؛ معاشرت با او برای این لذت‌بخش است که می‌توان با نگاهِ او دنیا را دید و برای چند لحظه هم که شده؛ فکر کرد که می‌شود این زندگی را دوست داشت.

ادامه مطلب

علیرضا قربانی در فستیوال جهانی «ومکس» می‌خواند

علیرضا قربانی در فستیوال جهانی «ومکس» می‌خواند

علیرضا قربانی در فستیوال جهانی «ومکس» می‌خواند

علیرضا قربانی که برای شرکت در چند فستیوال بین‌المللی در اروپا به سر می‌برد، برای اولین بار در جشنواره بین‌المللی «ومکس» کنسرت خواهد داد.

در این اجرا قطعاتی از آلبوم «سودایی» به آهنگسازی سامان صمیمی اجرا خواهد شد، این در حالی است که میلاد محمدی به عنوان نوازنده تار و حسین ذهای نوازنده پرکاشن هم آنها را همراهی خواهند کرد. رویداد «ومکس» بزرگ‌ترین گردهمایی ناشران و فعالان حوزه موسیقی است که امسال در جنوب لهستان برگزار خواهد شد.

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است