آیپاز

آیپاز :: رسانه تخصصی موسیقی

آقا حسینقلی فراهانی

آقا حسینقلی فراهانی

آقا حسینقلی (۱۲۳۰[نیازمند منبع]، تهران – ۱۲۹۴، تهران)، از نوازندگان سرشناس تار اواخر دوران قاجار بود. او فرزند کوچک‌تر آقاعلی‌اکبر خان فراهانی قدیمی‌ترین نوازنده معروف تار دوره ناصرالدین‌شاه بود. آقا حسینقلی شاگرد برادر بزرگ خود میرزا عبدالله بود. سپس شاگرد آقا غلامحسین شد.

سومین فرزند آقا علی اکبرخان فراهانی است. آقا حسینقلی نزد برادران خود آقا میرزا حسن و آقا میرزا عبدالله و سپس پیش پسرعموی خود آقا غلامحسین به نواختن تار مشغول شد. بعدها او و برادر او آقا عبدالله جزء نوازندگان درباری شدند. تخصص وی نواختن تار با پنج سیم بود. او در نواختن تار بسیار چابک و زبردست بود و همه از جمله عارف او را بزرگترین استاد این هنر دانسته‌اند. وی در مجلس درس موسیقی نیز داشت و در ردیف سبک مخصوصی به‌کار می‌برد. آقا حسینقلی اولین هنرمندی است که به اتفاق چند نوازنده و خواننده برای پر کردن صفحات گرامافون به پاریس رفت و آثاری از او ضبط شد و این نخستین‌بار بود که اروپائیان موسیقی ایرانی را در اروپا می‌شنیدند. در مراجعت هم در استانبول کنسرت داد و نصف درآمد خود را به رسم اعانه به مدرسهٔ ایرانیان واگذار کرد. از شاگردان وی: ارفع‌الملک، غلامحسین درویش، میرزا غلامرضا شیرازی، و مرتضی نی‌داوود، خلیل فهیمی، یوسف فروتن، سرور حضور ، ابراهیم آژنگ را می‌توان نام برد. استاد علی نقی وزیری نیز در مجلس او حاضر شد و قسمتی از ردیف او را با خط موسیقی نوشت. از جمله صفحاتی که استاد به‌تنهائی در آن تار نواخته است می‌توان از ماهور،

سه‌گاه، شور، همایون و رهاب مسیحی نام برد. همسر او، سکینه از بستگان سنهٔور خان-آوزاخوان و نوازنده بود و به ردیف‌های موسیقی ایران آشنا و آقا حسینقلی از اطلاعات او استفاده کرد. فرزندان آقا حسینقلی به شهنازی شهرت دارند. فرزندانش (محمد حسن، اکبر و عبدالحسین) موسیقی را ادامه ندادند. دامادهای وی باقر رامشگر و رضاخان، از نوازندگان معروف به‌شمار می‌آیند.

اصول شکل گیری گام های مینور (۲)، گام های ماژور و مینورِ نسبی مربوط به آن ها

اصول شکل گیری گام های مینور (۲)، گام های ماژور و مینورِ نسبی مربوط به آن ها

با قسمت دوم از بحث گام های مینور در خدمت دوستان هستم، که در این قسمت با سرکلیدِ تمامِ گامهای مینورِ دیز دار آشنا میشیم، و تفاوت این گام ها رو با گام های ماژورِ دیز دار بررسی میکنیم.

الگوی شکل گیری گام های مینور به این صورت بود:

W H W W H W W

بذارین یه تمرینِ کوتاهِ دیگه روی ساختنِ گامِ مینور داشته باشیم. گامِ دو دیز مینور رو میسازیم: طبقِ نامِ گام، اولین نُتِ ما، نُتِ دو دیز هست. طبق الگو، اول یک پرده (یعنی دو تا نیم پرده) میریم به جلو، میرسیم به ر دیز. از ر دیز باید نیم پرده بریم به جلو، میرسیم به می. از می گفته شده که باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به فا دیز. از فا دیز هم باید یک پرده بریم جلو، میرسیم به سُل دیز. از سُل دیز، نیم پرده میریم جلو، میرسیم به لا. از لا هم یک پرده، میرسیم به سی، از سی هم یک پرده، که باز میرسیم به همون دو دیز، که در اکتاوِ بالاتر هست، و گامِ ما کامل میشه. پس توی گامِ دو دیز مینور، ما چهار نُتِ دیز دار داریم که هستن دو دیز، ر دیز، فا دیز، و سُل دیز. پس توی سرکلیدِ گامِ دو دیز مینور، روی نُت های فا، دو، سُل و ر علامتِ دیز میذاریم، و از نُتِ دو شروع میکنیم به رسمِ گام. شکل زیر، شکلِ گامِ دو دیز مینور هست:

798px-C-sharp_natural_minor_scale_ascending_and_descending

تصویری که در لینکِ زیر هست، شکلِ سرکلیدِ تمامِ گام های مینورِ و ماژوره. روش کلیک کنین و ببینینش، و به توضیحاتِ بعدش دقت کنین دوستان:

تصویرِ سرکلیدِ تمامِ گام های ماژور، و گام هایِ مینورِ نسبی آن ها

همونطور که در شکلِ بالا دیدین، بالای تصویر، گامِ لا مینور رو جلوی گامِ دو ماژور گذاشته، و توی سرکلیدی که بینشون مشخص کرده هیچ دیز و بِمُلی وجود نداره. یعنی اگه قطعه ای دیدین که توی سرکلیدش هیچی نیست، یا دو ماژوره، یا لا مینور. اگه به جدول پایین سمتِ راست نگاه کنین، سرکلیدِ تمامِ گام های ماژورِ دیز دار رو در کنارِ گام های مینورِ دیز دار، که سرکلیداشون یکیه، کنارِ شکلِ سرکلید قرار داده. توی ستونِ .key sig، شکلِ سرکلید رو کشیده، و تعدادِ دیز های اون رو نوشته. توی ستونِ # added، نُتِ دیزی که به نُت های دیز دارِ قبلی، توی سرکلید، اضافه شده رو نشون داده. دوتا ستون بعدی هم که مشخصه، یکیشون گامِ ماژور رو نشون داده، یکی هم گامِ مینور رو. اگر مفید هست، عکس رو پرینت کنین و مرور کنین هر روز تا ملکه ی ذهنتون بشه.

چون این گام های مینور، دقیقا همون نُت های گام های ماژور رو دارن، بهشون میگن گام های مینور نسبی. اینجا نسبی برمیگرده به نسبت، یه چیزی تو مایه ی اعضای خانواده، که یک DNA دارن!!!

سوال: چطوری از روی سرکلید بفهمیم که کدوم گام رو داریم نگاه میکنیم؟

جواب: واسه گام های ماژور، نُتی که آخرین دیز روش نشسته رو در نظر میگیریم، و نیم پرده میبریمش بالا، میشه گامِ ماژورِ ما. مثلا اگه توی شکل نگاه کنین، آخرین نُتی که در گامِ لا ماژور (A Major) علامت دیز نشسته روش، نُتِ سُل هست. پس سُل دیز رو نیم پرده میبریم بالا میشه لا. پس گامِ ما لا ماژوره.

واسه گام های مینور، دقیقا همین کار رو انجام میدیم، اما این بار بجای اینکه نیم پرده ببریم بالا، یک پرده آخرین نُتی رو که دیز گرفته میاریم پایین. مثال میزنیم: توی گامِ سُل دیز مینور (G# minor)، آخرین نُتی که دیز گرفته هست نُتِ لا دیز. اگه لا دیز رو یک پرده ببریم عقب به همون سُل دیز میرسیم.

هر دوتا رو توی عکس، و ستون دیز ها ببینین و بررسی کنین که دقیقا واستون روشن بشه که درسته.
سوال: چطوری تفاوتِ بینِ گام های ماژور با مینورِ نسبی رو بتونم تشخیص بدم؟
جواب: به دوتا عکسِ زیر و توضیحاتِ بعدش دقت کنین:

اولین نکته ای که در تفاوتِ گامِ ماژور و مینور باید مد نظر داشت، نُتِ آغازگرِ گام هست، که با این سرکلید، از کدوم نُت شروع شده به کشیدن. دوتا عکسِ پایین رو نگاه کنین:

797px-A_Major_Scale

گامِ لا ماژور

798px-C-sharp_natural_minor_scale_ascending_and_descending

گامِ فا دیز مینور

اگه دقت کنین، سرکلیدِ هر دوتا گامی که بالا نشون داده شده، سه تا نُتِ دیز مثلِ هم داره. اما اولی اسمش گامِ لا ماژور هست، و دومی اسمش هست فا دیز مینور!! چرا؟ چون اولی از نُتِ لا شروع کرده به نوشته شدن، و دومی از نُتِ فا دیز (فا دیز، چون روی فا علامتِ دیز گذاشته، دقت کنین). این یعنی اینکه کُلِ قطعه ای که نوشته میشه، حولِ این نُت، بعنوانِ تُنیک، میچرخه و محورِ کُلِ قطعه این نُت هست.
سوال: چطوری میتونیم گامِ مینورِ نسبیِ مربوط به یه گامِ ماژور رو پیدا کنیم؟
جواب: گامِ ماژور رو ببینین، نُتِ ۶ام رو نگاه کنین چیه، گامِ مینورِ نسبی میشه نُتِ ۶امِ گامِ ماژور! به همین راحتی. یه مثال میزنم: توی عکسِ لینکِ بالا نگاه کنین. میخوام گامِ مینورِ نسبی مربوط به گامِ سُل ماژور رو بدست بیارم. میشه توی ستونِ راستی، ردیفِ اول، که گامِ سُل ماژور رو مشخص کرده. از سُل میشمریم: میشه: سُل، لا، سی، دو، ر، می. حالا کناریش رو توی همون ردیف نگاه کنین. گامِ مینورِ نسبیِ سُل ماژور، میشه می مینور!! به راحتیِ آب خوردن پیداش کردیم.
یه مثالِ دیگه: گامِ مینورِ نسبی مربوط به گامِ می ماژور. میشمریم: می، فا، سُل، لا، سی، دو. دقت کنین، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتِ دو علامتِ دیز گذاشته. پس گامِ مینورِ نسبیش میشه دو دیز مینور!!!
سوال: چطوری میتونیم گامِ ماژورِ مربوط به یه گامِ مینورِ نسبی رو پیدا کنیم؟
جواب: درست مثلِ روش بالا عمل میکنیم، اما این بار باید نُتِ ۳وُم رو مد نظر بگیریم. یک مثال: گامِ ماژورِ مربوط به گامِ ر دیز مینور چیه؟ میشمریم: ر، می، فا. دقت کنین، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتی فا علامتِ دیز گذاشته، پس گامِ ماژورِ مربوط به این گامِ مینور میشه فا دیز.

یک تفاوت خیلی خیلی جالبی که بینِ آهنگهای نوشته شده توی گامِ ماژور با مینور وجود داره، حس و حالی هست که توی این آهنگها هست. آهنگهای توی گام های ماژور، شادتر و زنده تر هستن، نسبت به آهنگهایی که توی گام های مینور نوشته میشن.

واسه اینکه بصورت عملی این قضیه رو حس کنین، برین پُشت پیانو بشینین و این دوتا آکورد رو بگیرین، و خوب به صداشون گوش کنین: آکورد دو ماژور، و آکورد دو مینور. اگه آکورد گیری رو مسلط نیستین، به این سایت برین، و از توی ستونی که حروف هست حرفِ C، و از توی ستون جلویش کلمه ی maj رو اول انتخاب کنین و بزنین play، صدایی که میشوین صدای آکوردِ دو ماژور هست. بعد با همون C، کلمه ی min رو از جلوش انتخاب کنین و بزنین play، این صدا میشه صدای آکورد دو مینور. همین کار رو میتونین با بقیه ی آکوردها هم انجام بدین. شکلِ آکورد رو هم روی کلاویه هایی که اونجا هست نشونتون میده.

تفاوت رو قشنگ احساس میکنین. مبحث آکوردها رو بعد از اتمامِ بحثِ گام های مینور انشالا شروع خواهیم کرد.

یه جمع بندی میکنیم: تا به امروز، با تمامِ گام های ماژور آشنا شدیم، گام های مینورِ دیز دار رو هم دیدیم. توی پست های آینده ی مربوط به گامِ مینور، گام های مینورِ طبیعی بِمُل دار رو میبینیم و یاد میگیریم که چطوری از Circle of Fifths واسه رسمِ این گام ها استفاده کنیم. بعدش میریم سراغِ گام های مینورِ ملودیک و هارمونیک.

بیوگرافی حسین خواجه امیری (ایرج)

بیوگرافی حسین خواجه امیری (ایرج)

حسین خواجه امیری ۱۱دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمد.
پدربزرگش از خوانندگان بنام زمان ناصرالدین شاه بود و پدرش که از صدایی خوش و رسا برخوردار بود و ردیف می‌دانست، مدت‌ها او را تحت تعلیم خویش قرار می‌دهد. حسین در همان زمان در مراسم تعزیه‌خوانی شرکت می‌کرد و نزد تعزیه‌خوانانی که ردیف و دستگاه می‌دانستند به یادگیری آواز پرداخت.

hhe1025

وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران رفت و در سال ۱۳۲۶ به مکتب ابوالحسن صبا راه یافت و دو سال پیاپی در حضور او دانسته‌های خویش را تکمیل کرد و به وسیله وی به رادیو ایران معرفی شد. در آن جا به اجرای برنامه با ارکستر ابراهیم خان منصوری پرداخت. وی پس از مدتی به دانشکده افسری رفته و شب‌های جمعه که مرخصی داشته از ساعت ۳۰/۷ تا ۸ در برنامه ارتش شرکت و با ارکستر محمد بهارلو به اجرای برنامه می‌پرداخت.

در همان زمان به خاطر محدودیت‌های ارتش نام مستعار (ایرج) را که در اصل نام برادرش بود برای خود برگزید.

hhe1024

ایرج در سال ۱۳۳۶ به دعوت داوود پیرنیا به برنامه گل‌ها راه یافت و در اولین همکاری خود با این برنامه برگ سبز ۴۳ را در مایهٔ شور-ابوعطا و با همکاری علی تجویدی و فرهنگ شریف و امیر ناصر افتتاح خواند. از همان زمان همکاریش با برنامه گل‌ها ادامه یافت.

ایرج علاوه بر اجرای برنامه‌های مختلف رادیویی به اجرای ترانه و آواز برای فیلم‌های فارسی همت گماشت و بازیگران زیادی به لب‌خوانی ترانه‌های وی می‌پرداختند. اولین فیلمی که ایرج در آن ترانه خواند فیلم روزنه امید به کارگردانی سردار ساکر هندی و ترانه‌ها از ساخته‌های جواد لشکری است.

ایرج خواننده پرآوازه موسیقی با هنرمندان زیادی مانند:

پرویز یاحقی، اسدالله ملک، جلیل شهناز، فریدون حافظی، فرهنگ شریف، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، حسن کسایی، لطف الله مجد، علی تجویدی، رضا ورزنده، منصور صارمی، محمد موسوی، احمد عبادی، حسن ناهید، انوشیروان روحانی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی و بسیاری از نوازندگان و البته خوانندگان دیگر همکاری داشته و مورد تایید و تحسین آن‌ها بوده است.

hhe1023

ایرج در ۲۱۳ برنامه گل‌ها شامل برگ سبز،گلهای رنگارنگ، شاخه گل، گل‌های تازه، برنامه اجرا کرده است.
او علاوه بر این در برنامه‌های رادیو ارتش، ارکستر دانشجویان، ارکستر محمد بهارلو، ارکستر ابراهیم خان منصوری، ارکستر عبدالله جهان پناه، برنامه اجرا کرده است و برای ۱۰۵ فیلم فارسی خوانده است و در سال‌های بعد از انقلاب ، به خصوص دهه هفتاد و هشتاد، بیش از ده آلبوم به بازار موسیقی عرضه کرده است. آلبوم قصه زندگی از او در بهار سال ۹۱ به بازار موسیقی عرضه شد.

علاوه بر آن فیلم مستندی در قالب لوح فشرده (دی وی دی) از زندگی و کارهای هنری ایرج با عنوان پهلوان آواز اواخر سال ۹۱ به بازار موسیقی عرضه شد.
در اوایل شهریور ۱۳۹۲نیز مراسمی در تجلیل از سال ها زندگی هنری او با حضور بزرگانی چون محمدرضا شجریان و فرهنگ شریف در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

مراسمی تجلیل از حسین خواجه امیری (ایرج)

ایرج از خواننده‌های صاحب سبک ایران است و صدایش از معدود صداهای شش دانگ است؛ صدایی که ارتفاع و حجم آن (طول و عرض) بسیار بالاست و خواننده امکان اجرای محدوده صوتی بالایی را در نت‌های بسیاری دارد که خوانندگان معمولی از پس آن بر نمی‌آیند.
او پدر احسان خواجه امیری (خواننده) و الیکا خواجه امیری (نوازنده و مدرس پیانو) است.

بیوگرافی سید عبدالحسين مختاباد

بیوگرافی سید عبدالحسين مختاباد

سید عبدالحسین مختاباد یکم فروردین ماه ۱۳۴۵ در روستای امره از توابع شهر ساری متولد شد

پدر بزرگ پدری‎اش نی‎نواز قهاری بود و پدرش نیز صدایی حماسی داشت. او ازکودکی و در دبستان به خواندن تصنیف‌های موسیقی ایرانی علاقه‌مند شد.

دوران دبستان و راهنمایی و دبیرستان را در شهر ساری گذراند وهمزمان به تعزیه‌خوانی در گروه‌های تعزیه محله‌اش هم پرداخت.

از سال‎های اولیه انقلاب با شنیدن آلبوم‌های گروه چاووش و صدای محمدرضا شجریان به موسیقی سنتی علاقه‌مند شد و تمرین و ردیف‌خوانی را با سرمشق قرار دادن کارهای شجریان پی گرفت.

سال ۱۳۶۳ با قبولی در رشته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران به این شهر آمد و از همان زمان به کلاس درس استاد کریم صالح عظیمی در رادیو رفت و آموزش ردیف آوازی را نزد ایشان تا سال ۷۰ ادامه داد.

مختاباد از یک سال بعد به واحد موسیقی حوزه هنری پیوست و همراه حسام‌الدین سراج و محسن نفر در شکل دهی به این بخش نقشی جدی ایفا کرد.

آشنایی و نواختن سازهای سنتور و سه تار از دیگر تلاش‎های مختاباد در موسیقی سنتی بود.

اجرای کنسرت‌های متعدد در تالارهای اندیشه و وحدت با گروه صبا نخستین تحرکات صحنه‌ای مختاباد به شمار می‌آمد.

اواسط سال هفتاد او نخستین آلبوم خود باعنوان تمنای وصال را به بازار موسیقی عرضه کرد. در این آلبوم که با آهنگسازی زنده‌یاد حسین فرهاد‌پور ضبط شده بود، مختاباد برخی از ملودی‌های تصانیف را هم خود پرداخت کرد.

بعد از این آلبوم وی به عنوان یکی از خوانندگان خوش‌آتیه موسیقی ایرانی مطرح شد و با آلبوم بوی گل به آهنگسازی فریدون شهبازیان و آلبوم شکوه با آهنگسازی مهیار فیروز بخت جلوه های دیگری از موفقیت‌های خود را به تماشا نهاد.

مختاباد در فاصله سال‌های ۷۲ تا ۷۷ بیش از ۱۰ آلبوم موسیقی راخواند و آهنگسازی کرد و دراین مدت هم نزد محسن الهامیان، کامبیز روشن روان و برخی دیگر از اساتیدموسیقی با علومی چون سلفژ، هارمونی و آهنگسازی آشنا شد.

در میانه‌های سال ۷۷ مختاباد برای ادامه تحصیل به کانادا رفت و پس از اقامت دوساله در این کشور به دانشگاه گلد اسمیت انگلیس آمد و زیر نظر جان بیلی، موسیقی‌دان شهیر انگلیسی، دوره‌های فوق لیسانس و دکتری خود را گذراند.

اپایان‌نامه دکتری او موسیقی هنری ایران در بعد نظری و کار عملی‌اش سمفونی صبا بود.

مختاباد با گروه‌های باربد به سرپرستی محمد ساعد کنسرت های متعددی را اجرا کرد که یکی از این آثار اجرای تصنیفی با فرمی نو روی شعر معروف استاد محمد رضا شفیعی کدکنی( هزاره دوم آهوی کوهی) بود که همین تصنیف با ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخر الدینی در تالار وحدت و باصدای مختاباد اجرا شد.

آلبوم بهشت من که حاصل همکاری وی را سامان احتشامی ( نوازنده پیانو وآهگساز) است از جمله دیگر کارهای وی در زمینه موسیقی است.

ماه مجلس نیز از جمله کارهای اوست که با تنظیم محمد ساعد و سامان احتشامی و آهنگسازی مختاباد منتشر شده است.

وی همچنین ریاست نخستین نمایشگاه موسیقی و‌آثار شنیداری تهران را بر عهده داشت که سال گذشته به عنوان مهمترین رخداد موسیقی سال انتخاب شد.

مختاباد در سال ۸۶ به عضویت در هیئت مدیره کانون خوانندگان سنتی در آمد اما ، در انتقاد به وضعیت انفعالی این کانون در انتخابات دور بعدی شرکت نکرد.

مختاباد و شرکت در انتخابات کانون خوانندگان خانه موسیقی

او در سال ۱۳۹۰ آلبوم سایه دوست را روی اشعاری از هوشنگ ابتهاج سایه،عبدالجبار کاکایی و امام خمینی(ره) خواند. ویژگی این اثر در ای است که برای نخستین بار آهنگسازی، تنظیم و خوانندگی این اثر را مختاباد به تنهایی انجام داده است و به نوعی نخسین اثر او بعد تحصیلات آکادمیک به شمار می‌رود. او پیش از انتشار این آلبوم آن را درکنسرتی در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی اجرای صحنه‌ای کرد.

مختاباد هم اینک در دانشکده صدا و سیما در رشته موسیقی تدریس می‎کند.

بیگرافی شهرام ناظری

بیگرافی شهرام ناظری

بیوگرافی شهرام ناظری
شهرام ناظری در سال ۱۳۲۹ در کرمانشاه و در خانواده‌ای ادیب، فرهنگ دوست و اهل موسیقی متولد شد.
وی از زمان کودکی مانند اکثر خوانندگان که صدای خوش در خانواده‌شان موروثی بوده، صدای خوش را از پدر و مادر خود به ارث می‌برد و پدرش که صدای لطیفی داشت و از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص شیخ داوودی خواننده بزرگ بهره گرفته بود، فرزندش را تحت تعلیم قرار داد. قطب این خانواده، استاد حاجی خان ناظری (پرویز خان پورناظری) بوده که اکثر موسیقی‌دانان کرمانشاه را با نت و موسیقی اصیل ایران تعلیم داده و خود از شاگردان درویش خان و کلنل وزیری بوده‌است.
پدر شهرام ناظری ضمن آشنایی با گوشه‌ها و ردیف‌های آواز ایرانی با سه‌تار هم آشنایی داشت و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنین محیطی پرورش یافت.
این محیط مناسب هنری موجب شد تا وی در سن ۹ سالگی اولین برنامه هنری خود را در رادیو کرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی، از نوازندگان معروف کرمانشاه، اجرا نماید.
وی سپس در سن ۱۱ سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در آواز ایرانی اجرا نمود و برای پر بارتر کردن درک موسیقی خود ارتباط بیشتری با پسر عمویش کیخسرو پورناظری و درویش نعمت علی خان خراباتی که تأثیر بزرگ و مهمی بر آشنایی او با موسیقی محلی و کردی و درک آن داشته‌اند برقرار کرد.
وی همواره در پی بهره‌بردن از مکاتب و استادان مختلف بوده‌است. در سال ۱۳۴۵ برای بهره‌گیری از محضر اساتیدی چون عبداله خان دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری و محمود کریمی، مقیم تهران شد و ضمن بهره‌گیری از محضر این اساتید، سه‌تار را نیز نزد استادان احمد عبادی، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت.
شهرام ناظری به مدت یک سال در تبریز با نوازندگان و موسیقی‌دانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجه‌خانی و فرنام قیطانچیان که از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد.
درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی برومند به استخدام رادیو تلویزیون در آمد و اولین برنامه خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با مثنوی مولانا و ترانه‌ای از شیخ بهایی اجرا کرد و پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان همکاریش را ادامه داد.
وی درسال ۱۳۵۵ در نخستین کنکور موسیقی سنتی ایران (باربد) مقام اول را به دست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنواره توس انتخاب شد. در سال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش که خود از اعضای اصلی آن بود در سخت‌ترین شرایط صدای موسیقی سنتی و اصیل ایران را به گوش مردم هنردوست ایران رساند.
شهرام ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پی‌گیر و بی‌وقفه، آلبوم‌های چاووش ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ را با همکاری گروه چاووش، گروه شیدا و گروه عارف به سرپرستی محمد رضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، شعر و عرفان را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی، آلبوم سخن عشق باهمکاری گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همکاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد.
او در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعالیت خود کاست و به روش‌های مختلف مشغول تدریس موسیقی و ردیف‌های آوازی به علاقه‌مندان گردید.
از سال ۱۳۶۴ به بعد با همکاری گروه‌های موسیقی ایرانی کارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی و اصیل ایرانی عرضه ساخت که از درخشان‌ترین این آثار می‌توان شورانگیز با همکاری حسین علیزاده، گل صد برگ و آتش در نیستان با همکاری جلال ذوالفنون، کنسرت اساتید با همکاری گروه اساتید (گروه فرامرز پایور) و بی‌قرار با همکاری گروه جلیل عندلیبی را نام برد.
شهرام ناظری طی فعالیت هنری خود برای اجرای کنسرت‌های موسیقی اصیل ایرانی و عرفانی سفرهای بی‌شماری به کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکا داشته‌است و در فستیوال‌های جهانی نیز حضور یافته‌است.
وی درسال‌های اخیر در کنسرت‌های داخلی که زحمات اجرای آنها به دلیل کمبود امکانات و مشکلات پیش رو، زیاد است، حضور بیشتری داشته‌است. وی در جشنواره موسیقی فجر درسال ۱۳۸۰، به همراه فرزندش حافظ ناظری، شرکت کرد و جایزه اول این فستیوال را به عنوان بهترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی را به دست آورد. وی جایزه مخصوص هیئت داوران را نیز از جشنواره مهر دریافت داشته‌است.

در خانه ما همیشه حرف شاهنامه و فردوسی بود
شهرام ناظری که سال‌ها به این فکر می‌کرده که چرا هیچ کس روی اشعار فردوسی کار نمی‌کند حالا بعد از سال‌ها تصمیم خود را عملی کرده و بالاخره روی شاهنامه کار کرده است.
چندسال پیش وقتی شهرام ناظری نشان لژیون دو نور را برای سمفونی رومی از آن خود کرد همه فکر می‌کردند که او حالا حالاها تصمیم دارد تا روی اشعار مولانا کار کند. اما ویژگی آدم‌های خلاق همیشه این بوده که در یک جا معطل نمانند و زودتر سراغ پروژه بعدی‌شان بروند. با اینحال کمتر کسی فکر می‌کرد که او کمتر از دوسال بعد از دریافت نشان شوالیه سراغ فردوسی برود.
ناظری که سال‌ها به این فکر می‌کرده که چرا هیچ کس روی اشعار فردوسی کار نمی‌کند و از سویی همیشه این حس را داشته که صدایش آن لحن حماسی لازم را برای اجرای اشعار فردوسی دارد حالا بعد از سال‌ها تصمیم خود را عملی کرده و بالاخره روی شاهنامه کار کرده است. این کار را از پاریس شروع کرده و این روزها به همراه پسرش حافظ همچنان در ایالت‌ها و شهرهای مختلف آمریکا مشغول برگزاری کنسرت است. او که حسابی خوشحال است که حافظ درس موسیقی خوانده و کار موسیقی را به عنوان کار اصلی اش انتخاب کرده آهنگسازی را نزدیک‌تر از او به خود حس نمی‌کند.
او در این باره گفته است: من یک نوع لحن و بیان آوازی را پیدا کرده‌ام چرا که هم ذهن محققی داشته‌ام و هم اینکه از بچگی آموزش موسیقی دیده بودم، آن هم آموزشی که به دور از جو حاکم بر موسیقی سنتی آوازی ایران بود، به دور از تقلیدها و روزمرگی‌ها بود. کسی نیامد دقیقا به من بگوید که تو هم باید عینا از این راه وارد موسیقی بشوی، چون اگر قرار بود که من وارد آن راه بشوم، بی‌شک مقلد می‌شدم. در نتیجه من از راه دیگری وارد موسیقی شدم و دریچه دیگری را در آواز دیدم که به ذهن هیچ خواننده دیگری نمی‌رسید و آن این بود که من از کودکی وارد موسیقی شده بودم و از همان دوران طفولیت، حس موسیقی و حس تشخیص در من وجود داشت. حالا در این بین هم شانس‌های زیادی آوردم، چرا که همه چیز موافق این بود که من در این راه بروم، خانواده‌ام بسیار همراه من بودند، مادر و پدرم عاشق شعر و موسیقی بودند، مدرسه‌ای که در شش سالگی به آنجا رفتم، عموهایم هم بسیار علاقه‌مند به موسیقی بودند و مرا تشویق می‌کردند و در نتیجه همه چیز موافق بود و همه هم دوست داشتند که چیزی یاد من بدهند. از شش سالگی هم که به مدرسه رفتم از خوش‌ شانسی که من داشتم، هم مدرسه‌ و هم ناظم آنجا هر دو اهل شعر و موسیقی بودند. وقتی شش سالم بود، صبح‌ها ناظم مدرسه آقای همتی سر صف مدرسه کوروش کرمانشاه ساز می‌زد و من آواز می‌خواندم و هر روز این جریان تکرار می‌شد و بعد از این مراسم بود که بچه‌ها سرکلاس می‌رفتند. یعنی این را می‌خواهم بگویم که همه چیز برای من در زندگی‌ام با موسیقی شروع شده است حتی یکی از بزرگان کرمانشاه که مردم برای او احترام ویژه‌ای قائل بودند، به مدت ۳۰ سال مرا در موسیقی راهنمایی می‌کرد، کسی که منبع موسیقی، شعر و تاریخ اجتماعی ایران بود.

دیگرنمی‌خواهم شهرام ناظری گذشته باشم
استاد آواز ایران تابستان سال گذشته در جریان تور آواز ایران درمحل خانه هنرمندان به گفتگو با خبرنگاران نشست.
در این نشست خبری شهرام ناظری ابتدا در مورد کنسرت اول این تور که قرار است روزهای ۲۵ و ۲۶ تیر ماه در قزوین برگزار شود گفت: این کنسرت با همراهی گروه مولوی خواهد بود و سعی کرده ام ترکیبی از قطعات جدید و قدیمی را ارائه کنم که در راستای همان مسیر حرکتی گذشته ام باشد. البته این طبیعی است که یکسری تغییرات در آن دیده شود.
وی همچنین افزود: بسیاری از مردم هنوز هم دوست دارند من همان شهرام ناظری ۲۰ سال قبل باشم و این را بارها به من گفته اند. اما به دلیل اینکه اولا من یک موزیسین هستم و بعد یک خواننده، و دوم اینکه چون من همواره در حال تحقیق و مطالعه هستم، همواره در کارهایم تغییر وجود خواهد داشت و اصلا دوست ندارم آن شهرام ناظری گذشته باشم.در این کنسرت نیز چنین تغییراتی وجود خواهد داشت.

افتخارات
شهرام ناظری، در سفری که مهرماه ۱۳۸۶ به فرانسه داشت، نشان شوالیه ادب و هنر (Chevalier des Arts et Lettres) را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه‌است و پاس‌داشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژه‌ای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام می‌دهند. وی از طرف مجمع آسیاسوسیتی به عنوان هنرمند برتر آسیا انتخاب و از طرف بان کی‌مون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه شد وی همچنین در سال ۱۹۹۸ میلادی جایزه بهترین موسیقی عرفانی جهان را در مراکش کسب نمود.

نشان طلایی بارگاه مولانا بر سینه‌ی شهرام ناظری نشست
آسین چلپی، نشان طلایی بارگاه مولانا جلال‌الدین محمد را در قونیه به سینه‌ی شهرام ناظری چسباند.
این خبری بود که ایسنا از مراسم تقدیر خانواده مولانا از صاحب صدای مولاناخوان شرق بر مزار عارف پارسی‌گوی ایران زمین منتشرکرد.
دراین مراسم آسین چلبی – نواده شانزدهم پسری مولانا از سلطان ولد – با تقدیر از فعالیت‌های شهرام ناظری درباره‌ی توسعه افکار و اندیشه مولانا گفته بود: از سوی خانواده چلپی مرکزی تاسیس شده است که خدمت و اشاعه‌ی اندیشه‌ حضرت مولانا در دنیا هدف قرار داده‌اند؛ این موسسه به ثبت رسیده و مرکز آن در قونیه است.
سپس چلبی با تقدیر ازفعالیتهای استاد آواز ایران ، شهرام ناظری راشایسته‌ترین کسی دانست که میتواند ریاست افتخاری این مرکز پژوهشی را در ایران برعهده داشته باشد.

آثار منتشر شده
•مثنوی موسی و شبان – مثنوی مولانا جلال الدین بلخی – ۱۳۵۸ •صدای سخن عشق (از صدای سخن عشق) – موسبقی عرفانی ایران – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه: علی ناظری – ۱۳۵۸ •بهاران آبیدر – شهرام ناظری بیژن کامکار – آهنگساز: هوشنگ کامکار -بهمن ماه ۱۳۶۴
•باد صبا (باد صبا می‌آید) – جلال ذوالفنون
•شعروعرفان (بنمای رخ) – سرپرست: جلیل عندلیبی – اجرا: گروه مولانا – مرداد ۶۳
•یادگار دوست – اثری از کامبیز روشن روان – به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولدمولانا جلال الدین محمد بلخی – ارکستر سمفونیک ۱۳۶۴
•ساقی نامه و صوفی نامه ۱ (سوته دلان) – موسیقی: کامبیز روشن روان – ۱۳۶۷
•ساقی نامه و صوفی نامه ۲ (نسیم صبحگاهی) – موسیقی: کامبیز روشن روان – ۱۳۶۷
•نجوا – آهنگساز: حسن یوسف زمانی – گروه سلمک – پاییز ۱۳۶۳
•بشنو از نی آهنگساز و سرپرست گروه: فریدون شهبازیان
•سخن تازه -آهنگساز و سرپرست اجرا: مهدی آذرسینا -اجرا و ضلط در سال ۱۳۶۷
•دیوان شمس – محمد رضا لطفی
•لاله بهار – گروه عارف – سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان – ۱۳۶۵
•شورانگیز – آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده – گروه شیدا و عارف – تالار وحدت تابستان ۱۳۶۷
•سروش پیروزی – گنجینه سروش -موسیقی دفاع مقدس – آهنگساز: جلیل عندلیبی محمدعلی کیانی نژاد خواننده: محمد گلریز شهرام ناظری
•درگلستانه -به مناسبت شصتمین سال تولد سهراب سپهری – آهنگساز: هوشنگ کامکار – زمستان ۱۳۶۶
•زمستان – موسیقی: محمدرضا درویشی – سروده مهدی اخوان ثالث
•کنسرت اساتید موسیقی ایران – سرپرست گروه: فرامرز پایور – پاییز ۱۳۶۸
•گل صدبرگ – به یاد هشتصدمین سال تولد مولانا – موسبقی عرفانی ایران – همنوازی سه تار – سرپرست گروه: جلال ذوالفنون – ۱۳۶۰
•آتش در نیستان (آتشی در نیستان) – همنوازی سه تار – سرپرست گروه: جلال ذوالفنون – سال انتشار ۱۳۶۷ – نوار و لوح فشرده این آلبوم کمی متفاوت است
•۲۰ سال با آثار پرویز مشکاتیان – شهرام ناظری – علیرضا افتخاری – علی رستمیان – حمیدرضا نوربخش -تابستان ۸۲
•چشم به راه – آهنگساز: عطا جنگوک – گروه شهرآشوب – اردیبشت ۱۳۷۰
•کنسرتی دیگر (ساز و آواز) – داریوش طلایی – سال انتشار بهار ۷۲
•دل شیدا (اصفهان) – گروه اساتید موسیقی ایران – سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور – زمستان ۱۳۷۱
•کیش مهر – تصنیف‌های ایرانی – آهنگساز و سرپرست گروه: جلیل عندلیبی
•مهتاب رو (مطرب مهتاب رو) – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری
•بی قرار – آهنگساز: جلیل عندلیبی
•حیرانی – موسبقی عرفانی ایران – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه و آهنگساز: کیخسرو پورناظری
•لیلی و مجنون – موسبقی سنتی – گروه اساتید – سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور – ضبط ۱۳۶۸
•ساز نو آواز نو – گروه دستان – حمید متبسم – راست پنجگاه
•کنسرت ۷۷ (۹۸s Concert) – کامکارها شهرام ناظری – گرامی‌داشت یادروز حافظ- شیراز ۲۰ مهر ۱۳۷۷
•کنسرت کامکارها – مجموعه ورزشی انقلاب – مدیر هنری گروه و سرپرست: هوشنگ کامکار – تابستان ۷۶
•آواز اساطیر – نغمه‌های ساسانی (شاهنامه کردی)-آهنگساز: علیرضا فیض بشی پور
•سفر به دیگر سو (خط سوم) – یادواره شمس تبریزی – گروه دستان – کنسرت واشینگتون ۱۹۹۸
•غم زیبا – آهنگساز و سرپرست ارکستر: مسعود شناسا – بهار ۸۲
•لولیان – گروه دستان – آهنگ سازی و تنظیم قطعات: حمید متبسم
•مولویه (شور رومی) – آهنگساز: حافظ ناطری ۲۰۰۷ – ضبط شده در سال ۲۰۰۱
یکسری نوار به نام چاووش از شماره ۱ تا ۱۰ که در اکثر آنها همکاری دارد حتب اگر نخوانده باشد نقشی داشته‌است
•چاوش ۲ – گروه شیدا – موسیقی: محمد رضا لطفی – خوانندگان: محمد رضا شجریان شهرام ناظری
•چاوش ۳ – گروه شیدا – سرپرست گروه: حسین علیزاده
•چاوش ۴ – گروه شیدا و عارف – موسبقی ملی ایران – کانون فرهنگی و هنری
•چاوش ۷ – گروه شیدا و عارف – به مناسبت سالگرد انقالب – محمد رضا شجریان شهرام ناظری
•چاوش ۸ (موسبقی اصیل ایرانی)- گروه شیدا – سرپرست: محمد رضا لطفی – کانون فرهنگی و هنری

استاد ایرج بسطامی

استاد ایرج بسطامی

وی از شاگردان محمدرضا شجریان بود و پس از پیگیری آواز نزد او با پرویز مشکاتیان آشنا شد و اولین آثارش را با آهنگ سازی پرویز مشکاتیان به بازار عرضه کرد. تصنیف گل پونه‌ها معروف ترین اثر ایرج بسطامی است که مربوط به آهنگی از حسین پرنیا بر روی شعری از هما میر افشار می‌باشد و پس از مرگ ایرج بسطامی آوازه ملی یافت. از دیگر آثار معروف او می‌توان به تصنیف وطن من اشاره کرد که مربوط به آهنگی از پرویز مشکاتیان بر روی شعری از ملک الشعرا بهار است و از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد.

ایرج بسطامی در روز ۵ دی سال ۱۳۸۲ طی حادثه زمین‌لرزه بم در سن ۴۶ سالگی بدرود حیات گفت.
ایرج بسطامی در سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم از خانواده‌ای هنرمند متولد شد. هر یک از اعضای خانواده او، از جد پدری گرفته تا پدربزرگ و پدر در زمینه خواندن آواز و نواختن سازهای مختلف تجربه داشتند. تولد و رشد ایرج در چنین خانواده‌ای به همراه استعداد ذاتی اش موجب گردید که او از پنج سالگی به خواندن آواز علاقه نشان دهد. این علاقه و پیگیری موجب شد که پدر بزرگ به استعداد شگرف وی در زمینه فراگیری آواز پی برده و بارها به دیگران تأکید کند «او در آینده خواننده بزرگی خواهد شد». از این رو، پدر ایرج کمر همت بست تا این کودک مستعد را در مسیر صحیح آموزش قرار دهد و اینگونه شد که ایرج نخستین معلم آواز خویش را در خانه و در هیئت پدر یافت. ایرج در این سال‌ها ردیف‌های آوازی در مکتب تهران سبک استاد عبدالله خان دوامی را نزد عمویش یدالله بسطامی فرا گرفت و در ادامه و در سن ۲۲ سالگی به جرگه شاگردان استادان آواز ایران پیوست.
فعالیت حرفه‌ای

وی در سنین نوجوانی مجذوب عمویش یداله بسطامی بود که مردی مهربان و از نوازندگان چیره‌دست بم و معلم موسیقی بود. در همین ایام گروهی با همکاری برادران بسطامی (ایرج، عباس و محمدعلی) و محمدجواد خداوردی (شوهر خواهر ایرج) و نادعلی بنی اسدی و با سرپرستی یداله بسطامی تشکیل شد که در رادیو و تلویزیون آن زمان و اردوهای رامسر اجرای برنامه داشتند.پس از آن ایرج با کمک زنده یاد حسین سالاری (از نوازندگان نامدار کرمانی) به کلاس آواز استاد محمدرضا شجریان راه پیدا کرده و به فراگیری آواز و ردیف‌های آوازی پرداخت. در آن زمان او علی‌رغم مشکلات راه و مسافت زیاد، هفته‌ای یک بار به عشق فراگیری آواز از بم به تهران می‌آمد.

ایرج بسطامی پس از چندی اتاقی در محله پامنار تهران اجاره کرد. به دلیل وقایع انقلاب تمرین‌های آواز برای او بسیار دشوار بود. اما وی تا آن جا که می‌توانست به این تمرین‌ها ادامه داد. بسطامی مدت‌ها بعد در منزل استاد شجریان با پرویز مشکاتیان (آهنگ ساز و نوازندهٔ نامی سنتور) آشنا شد و این آشنایی منجر به شروع همکاری‌های بسطامی و گروه عارف شد.

پرویز مشکاتیان درباره آشنایی خود با ایرج بسطامی گفته است: اولین بار ایرج بسطامی را در خانه محمدرضا شجریان دیدم. در آن زمان ما چاووش را داشتیم. به خاطر شرایط اجتماعی آن زمان به خواننده‌های بیش تری با صداهای متفاوت نیاز داشتیم. من پشت در کلاس آواز استاد شجریان نشسته بودم تا هنرجوها مرا نبینند. از آن جا بود که از صدای بسطامی خیلی خوشم آمد. ایشان صدای خوبی داشتند و مثل همه آدم‌های کویر نشین آدم خیلی مهربان و خوبی بود، بعد از کلاس مدتی با او صحبت کردم تا با نقطه نظراتش راجع به هنر و آواز و انگیزه خواندش آشنا شوم. ولی آن قدر ساده یافتمش که مصمم شدم تا با او یک سالی در مورد قضایای پیرامونی سوای موسیقی به گپ و گفت وگو بنشینم.

ایرج بسطامی پس از ۷ سال، کلاس‌های استاد شجریان را رها کرد و به فراگیری مبانی موسیقی نزد پرویز مشکاتیان پرداخت و کم‌کم نخستین آلبوم‌های خود را با مشکاتیان منتشر کرد. آلبوم‌های “افشاری مرکب “، “مژده بهار”، “افق مهر” و “وطن من” در همین دوره به بازار عرضه شدند. افشاری مرکب نخستین اثر ایرج بسطامی بود که در سال ۱۳۶۸ منتشر شد.

در واقع پرویز استاد مشکاتیان افشاری مرکب را ساخت و بسطامی در اوج آمادگی آن را اجرا کرد. قرار بود که این برنامه پنج شب در تالار رودکی اجرا شود اما به علت استقبال گسترده مردم، اجرا دو شب دیگر تمدید شد. بعد از آن نوار افشاری مرکب به بازار آمد. صدای بسطامی با استقبال مردم روبه رو شده بود. گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان و آواز بسطامی برای اجرای کنسرت به اروپا رفت. در آن زمان بسطامی حدود ۳۳ سال داشت و اجرای این کنسرت‌ها شروعی برای موفقیت‌های بعدی او به شمار می‌آمد. بدین ترتیب محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان، بسطامی را به جامعه معرفی کردند و این گونه فعالیت حرفه‌ای ایرج بسطامی به صورت رسمی آغاز شد.

یکی دیگر از آثار ایرج بسطامی “بوی نوروز” است که حاصل همکاری او با گروه دستان و آهنگ سازی حمید متبسم می‌باشد و از کارهای به یادمادنی موسیقی ایران است.

ایرج بسطامی با همکاری کیوان ساکت “آلبوم فسانه” و بی کاروان کولی و با کورش متین، “سکوت” و با حسین پرنیا “خانه بوی گل گرفت”، “رقص آشفته” و حال آشفته را خلق کرد.

البته آلبوم حال آشفته شامل دو بخش می‌باشد: بخش اول مربوط به کنسرت ایرج بسطامی و گروه همایون در تابستان ۱۳۷۸ در ارگ بم می‌باشد و بخش دوم با صدای رضا رضایی پایور پس از درگذشت بسطامی اجرا شده است.

تصنیف گل پونه‌ها (که بسطامی آن را در آلبوم رقص آشفته منتشر کرد اما پس از مرگ بسطامی نسخه‌های دیگری از آن در آلبوم‌های حال آشفته و کنسرت بسطامی و گروه همایون منتشر شد) پس از مرگ وی در ایران آوازه ملی یافت. تصنیف گل پونه‌ها، معروف ترین اثر با صدای ایرج بسطامی است.

همچنین آلبوم “موسم گل” حاصل همکاری او با محمدرضا درویشی بود و در آن برخی از تصانیف قمرالملوک وزیری را بازخوانی کرد. این آلبوم تنهاترین اثر ایرج بسطامی است که در آن بیش تر سازهای استفاده شده سازهای غربی می‌باشند. در این مجموعه پرویز مشکاتیان کار نظارت بر اجرا و نوازندگی سه تار را بر عهده داشت.

ایرج بسطامی در سن ۴۰ سالگی به اوج فعالیت خود رسید و در طول ۱۴ سال فعالیت ۱۱ کاست ماندگار، به یادگار گذاشت. آوازهای ایرج بیش تر بر پایه سنتور بود و در گام‌های بلند هیچ کس به مهارت وی نرسید، همچنین آوازهای دشتی و محای او نیز در کرمان و کل ایران دارای شهرت بسیاری است.

به دلیل مشکلات معیشتی ایرج بسطامی از سال‌های پایانی دهه ۷۰ دیگر کار جدی نکرد. با این همه پرویز مشکاتیان یادآور می‌شود که او یکی از پرتیراژترین آلبوم‌های موسیقی را به بازار عرضه کرد، آلبومی که “وطن من” نام دارد و روی شعری از ملک الشعرا بهار ساخته شده است که چنین آغاز می‌شود: ای خطه ایران مهین ای وطن من

این مطلب هم ناگفته نماند که بیش تر آثار ایرج بسطامی (به عنوان مثال بی کاروان کولی، خزان و آرزو و بداهه خوانی و بداهه نوازی) پس از مرگ او انتشار یافتند. او بیش تر شهرتش را پس از مرگش به دست آورد و علت این موضوع همان چیزی است که در بخش ویژگی‌های شخصیتی او ذکر شده است، تواضع او. بسطامی تا جای امکان اجازهٔ این که تصویری از او روی آلبوم‌هایش چاپ شود را نمی‌داد.

برخی از آثار بسطامی که پس از مرگش انتشار یافته‌اند مربوط به اجراهای خصوصی و ضبط‌های خارج از استودیوی او هستند (مثل خزان و آرزو) و طبق آن چه روی جلد آلبوم خزان و آرزو نوشته شده است، نباید انتظار داشت که از کیفیت استاندارد برخوردار باشند. هر چند این آثار پیش از انتشار پالایش و تصحیح شده‌اند.
ویژگی‌های شخصیتی و زندگی شخصی

ایرج بسطامی در اوج فعالیت هنری خود با مرگ برادر رو به رو می‌شود و از این رو برای سرپرستی خانواده برادرش به بم بازمی گردد. او علاقه زیادی به برادر از دست رفته اش داشت. زمانی که برای تحصیل آواز به تهران رفته بود، برادر مخارج زندگیش را تقبل کرده بود و این بار نوبت ایرج بود که به بازماندگان برادرش ادای دین کند.

بسطامی هرگز ازدواج نکرد و با وجود این که در فقر شدید به سر می‌برد، سرپرستی خانوادهٔ برادر مرحومش را بر عهده گرفت. بسطامی بسیار فروتن بود و شاید این تواضع یکی از علت‌های کم تر شناخته شدنش تا قبل از خاموشی بود. او اجازه نمی‌داد عکسش بر روی نوارهایش درج شود و یا مقاله‌ای در موردش نوشته شود.

او به دور از جنجال و هیاهوی هنری در شهرستان بم و استان کرمان، به تدریس آواز برای جوانان محروم و مستعد بم و سرپرستی خانواده برادر مرحومش پرداخت.

وی که در اواخر عمر کوتاهش، به زادگاهش بم پناه آورده بود و در خانهٔ کاهگلی پدر زندگی می‌کرد، سرانجام در سحرگاه پنجم دی ماه ۱۳۸۲، و در پی زلزله بم زیر آوار ماند و به زرق و برق جهان و تمام متعلقاتش وداعی بلند گفت. در طی این زمین لرزه، ایرج بسطامی به همراه تمام اعضاء خانواده برادرش (به جز خاطره، دختر برادر ایرج) درگذشتند.
پس از مرگ ایرج بسطامی

پس از زمین لرزه بم فاطمه بسطامی (خواهر ایرج) و محمدعلی بسطامی (برادر ایرج) بنیاد فرهنگی هنری ایرج بسطامی را تاسیس کردند و از فعالیت‌های این بنیاد می‌توان به برگزاری تلاش برای معرفی افراد به جامعه، برگزاری مراسم نکوداشت زنده یادان استاد پرویز مشکاتیان و ایرج بسطامی اشاره کرد.

محمدعلی بسطامی در گزارشی از نشست مطبوعاتی نخستین جایزه آوازی ایرج بسطامی درباره معرفی جوانان اهل موسیقی به جامعه با بیان این که شجریان و مشکاتیان، ایرج را به جامعه شناساندند، گفت: به یقین ما در تمام مراحل کاری مدیون این دو استاد بزرگ هستیم.

همچنین کتابی تحت عنوان سکوت گویا وجود دارد که در آن مجموعه نوشته‌های درباره ایرج بسطامی و تمامی آثار خوانده شده توسط وی گرد آمده و از سوی انتشارات آتنا به بازار کتاب عرضه شده است. مسعود زرگر این کتاب را از مقالات و نوشته‌های علی شیرازی گردآوری کرده است.
شهرام ناظری :

“اگر بنا باشد از بهترین خوانندگان پس از انقلاب مثالی بیاورم ایرج بسطامی را نام می‌برم. او از ذوق ذاتی خاصی بر خوردار بود و نقطه امیدی در عرصه آواز بعد از انقلاب محسوب می‌شد.”

پرویز مشکاتیان:

“تنها افتخارم در زندگی این است که ترانه وطن من با صدای ایرج، از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد.”

عبدالحسین مختاباد :

“وی تنها خواننده چپ کوک زمان خود بود (قدرت خواندن گام‌های بالا را داشت) و به لحاظ جنس و طعم ویژه‌ای که صدایش داشت در سه یا چهار دهه گذشته بی مانند بود.” مختاباد، معتقد است خواندن مجموعه “موسم گل” که عموماً شامل آهنگ‌های چپ کوک (گام بالا) است تنها از عهده بسطامی بر می‌آمد.

اصول شکل گیری گام های مینور (۱)

اصول شکل گیری گام های مینور (۱)

ام های مینور سه گونه ی مختلف هستن که عبارتند از:

۱٫ گام های مینور (یا گام های مینور طبیعی یا همون Natural)

۲٫ گام های مینور هارمونیک

۳٫ گام های مینور ملودیک

توی این پست، فقط راجب مورد اول صحبت میکنیم، که پایه و اساسِ فهمِ مورد دو و سه هم هست. یعنی اگه شما گام های مینور طبیعی رو یاد نگیرین، در یادگیریِ مینورِ هارمونیک و ملودیک دچار مشکل میشین دوستان. پس به این پست و توضیحاتش خوب دقت کنین.

واسه یادگیری گام های ماژور ما از گامِ دو ماژور شروع کردیم به حرکت، از روی اون اصولی رو پیدا کردیم، و طبق اون رفتیم و گام های ماژور رو یکی یکی ساختیم. لطفا واسه مرور اون گام ها به قسمت گام های ماژور از ستون سمت راست وبلاگ مراجعه کنین.

در گام های مینور طبیعی، که کلا بهشون میگن گام ِ مینور، ما دقیقا همون اصول رو اینجا پیاده سازی میکنیم و پیش میریم. خواهید دید که تفاوت خیلی ناچیزی در روش پیدا کردن تک تک گام های مینور با ماژور وجود داره. حتی واسه پیدا کردن سرکلیدِ گام های مینور هم دوباره میریم و به حلقه ی پنجمین ها (Circle of Fifths) مراجعه میکنیم، که خیلی خیلی کارمون رو ساده میکنه. دقت کنین، واسه گام های مینور به حروفِ کوچک انگلیسی داخل حلقه نگاه میکنیم، و واسه ماژور به حروف بزرگ انگلیسی که بیرون حلقه نوشته شدن.

واسه گامِ مینور، ما از لا مینور شروع میکنیم به یادگیری، چون گامِ لا مینور گامی هست که توی سرکلیدش هیچ دیز و بِمُلی وجود نداره. به شکل زیر دقت کنین

La minor scale

مطالبی که مهم هستن، و باید توی گامِ ماژور و مینور بهشون دقت بشه اینه که: هر گام، از همون نُتی شروع میشه که اسمِ گام هست. مثلا: گامِ دو ماژور با نُتِ دو شروع میشد، گامِ لا بِمُل ماژور با نُتِ لا بِمُل شروع میشد، گامِ فا ماژور هم با نُتِ فا شروع میشد.

اینجا که گامِ ما لا مینور هست، ما از نُتِ لا شروع میکنیم به حرکت، و یک حرکتِ بالا رونده داریم. حرکتِ بالا رونده، یعنی به سمت نُت های زیر تر، یا کلید های سمت راستِ پیانو، مثل شکلی که بالا میبینین. نُتِ اول لا هست، بعدش سی، و به همین شکل رفته تا به نُتِ لای اکتاوِ بالاتر رسیده.

خوب، همونطور که میبینیم دوستان، سرکلیدِ گامِ لا مینور هیچ نمونه دیز و بِمُل نداره. پس اگه سرکلیدی نشونتون دادن که توش هیچ علامتی نبود، اون میشه گامِ لا مینور. یه لحظه صبر کنین!!! سرکلیدِ گامِ دو ماژور هم که همینجوری بود!!؟؟ بلاخره اگه سرکلیدِ یه گام علامتی توش نبود، اون گام میشه دو ماژور یا لا مینور؟! جواب این سوال رو، که واسه همه ی گام های ماژور هم همین قضیه وجود داره، توی پُست بعدی خدمت شما توضیح میدم، همچنین بهتون میگم که منظور از ماژور و مینور چی هست، و اینکه آیا اسمای دیگه ای هم در این رابطه داریم یا خیر.

الگوی شکل گیریِ گام های مینور:

اگه یادتون باشه، واسه گام های ماژور، ما این الگو رو داشتیم:

W W H W W W H

الگوی شکل گیری گام های مینور به این صورت هست:

W H W W H W W

خوب شروع میکنیم و گامِ لا مینور رو با استفاده از این الگو میسازیم.

توی این گام، تُنیک (یا همون نُتِ اولِ گام) هست لا. از لا باید یک پرده (W) بریم به جلو، که میرسیم به نُتِ سی. از نُتِ سی هم طبق الگو باید نیم پرده (H) حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ دو. از نُتِ دو یک پرده، میرسیم به ر. از ر یک پرده، میرسیم به می. از می نیم پرده، میرسیم به فا. از فا یک پرده، میرسیم به سُل. و در نهایت هم از سُل گفته شده که یک پرده، میرسیم به نُتِ لا، که در اکتاوِ بالاتر هست. یعنی همون عکس بالایی. دوباره همین پاراگراف رو بصورت دقیق بخونین و روی عکس بالا چکش کنین.

قبل از ادامه دادن، و بررسی چندتا گامِ مینور دیگه، من اینجا اولین تفاوت بینِ گامهای ماژور و مینور رو میگم خدمت شما. اگه خوب نگاه کنین به دوتا الگو، میبینین که هر دوتا از ۵ تا فاصله ی پرده (یعنی همون W)، و ۲ تا فاصله ی نیم پرده (یعنی همون H) ساخته شدن. از لحاظِ پرده و نیم پرده، فقط جابجایی بین اونا هست، که گام رو ماژور و مینور کرده. واسه گامِ ماژور، نیم پرده ها در مکانِ سوم و هفتم هستن، اما برای مینور، نیم پرده ها در مکانِ دوم و پنجم.

گامهای مینور هم، مثل گام های ماژور، سرکلیدهاشون به دو دسته تقسیم میشن: اونایی که توی سرکلیدشون فقط دیز هست، و اونایی که توی سرکلیدشون فقط بِمُل هست. دقت کنین، هیچ سرکلیدی، دیز و بِمُل رو باهم نداره. حواستون به این نکته باشه.

با توجه به این حلقه ی پنجمین ها، اگه از لا مینور به سمت راست برین، گام های مینور دیز دار تولید میشن، و اگه به سمت چپ بچرخین، گام های مینورِ بِمُل دار. اگه طبق این عکس بخوام بگم کدوم گام ها دیز دار هستن، میشن:

می مینور (e)، سی مینور (b)، فا دیز مینور (#f)، دو دیز مینور (#c)، سُل دیز مینور (#g)، ر دیز مینور (#d)، و در آخر هم لا دیز مینور (#a). یعنی گام هایی که از سمتِ راستِ حرفِ a که نشون دهنده ی گامِ لا مینور هست شروع شدن به چیده شدن.

سوال: چرا گام های مینور دیز دار فقط اینا هستن؟ چرا مثلا دو دیز مینور نداریم اینجا؟!!

جواب: وقتی که میخوان گام های دیز دار رو بسازن، از روی گامِ قبلی، میان و گامِ بعدی رو مشخص می کنن. چه ماژور باشه، چه مینور، گامِ دیز دارِ بعدی، از روی نُتِ پنجُمِ گامِ قبلی ساخته میشه. اینجا ترتیبِ گام های مینورِ دیز دار رو بررسی میکنیم ببینیم درست هستن یا نه:

اولی که گامِ لا مینور هست. به من بگین پنجمین نُت، توی این گام چیه؟ یعنی اینکه توی عکسِ بالا نگاه کنین، از خودِ نُتِ لا بشمُرین، ببینین پنجمین نُت چیه؟ میشمریم: لا، سی، دو، ر، می. پنجمین نُت شد نُتِ می. پس گامِ مینورِ دیز دارِ بعدی میشه گامِ می مینور. به همین راحتی.

واسه اثباتِ این قضیه، من گامِ می مینور رو اینجا طبقِ الگو میسازم، و بعدش میریم ببینیم گامِ مینور دیز دارِ بعدی چی میشه. واسه ساختنِ گامِ می مینور، اول نُتِ می رو باید بذاریم. بعدش طبق الگو باید یک پرده حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ فا دیز. یعنی پس دومین نُت توی گامِ می مینور هست فا دیز. از فا دیز باید نیم پرده حرکت کنیم به جلو، که میرسیم به سُل. از سُل باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به لا. از لا هم باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به سی. از سی طبق الگو، باید نیم پرده حرکت کنیم، میرسیم به دو. از دو هم یک پرده میرسیم به ر. در نهایت از ر هم باید یک پرده حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ می در اکتاوِ بالاتر. پس، طبق این الگو، گامِ می مینور، یک نُتِ دیز دار داره، که اونم هست: فا دیز. تا اینجا گامِ می مینور بالا رونده ساخته شد. حالا اگه همین نُت ها رو برگردیم به سمت پایین، میشه پایین رونده. شکلِ زیر، گامِ می مینور بصورت بالا رونده و پایین رونده هست:

798px-E_natural_minor_scale_ascending_and_descending

سوال: نُتِ پنجم در این گام چی هست؟

جواب: میشمریم: می، فا، سُل، لا، سی. نُتِ پنجم سی هست، پس گامِ بعدی مینور دیز دار میشه سی مینور.

همونطور که میبینین دوستان، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتِ فا علامتِ دیز میذارن. این یعنی گامِ ما می مینور هست.

توی پست بعدی، در زمینه ی گام های مینور، چندتا گامِ دیز دار و بِمُل دارِ مینور رو بررسی میکنیم، و در نهایت هم تفاوت بین گام های مینور و ماژور رو با هم خواهیم دید.

چطور میتونیم نت های روی خطوط حامل رو سریع تشخیص بدیم؟

چطور میتونیم نت های روی خطوط حامل رو سریع تشخیص بدیم؟

دوستان عزیز، یک مشکلی که خیلی از ماها در ابتدای راهِ یادگیری موسیقی داریم، یا حتی بین کسایی که موسیقی رو خیلی وقته که شروع کردن هم دیده میشه، اینه که با دیدنِ نُتِ روی خطوطِ حامل، نمیتونن سریع بگن که چه نُتی هست. باید از یه نُتِ خاص شروع کنن به شمارش تا برسن به اون نُت.

واسه شروعِ یادگیری، شمُردن خیلی هم خوب هست، چون پشتِ سر هم بودنِ نُتها رو به ما میفهمونه.

همه ی ما با خطوطِ حامل آشنایی داریم. میدونیم که واسه پیانو شاملِ دو دسته ی پنج خطی میشه، که میان و روی این خط ها یا بینشون، یا بالا یا پایین این خطوط یه سری علامت میذارن، که بهشون میگن نُت. مثل عکسِ زیر

Piano_Note_Chart

میدونیم که نُت ها از اینایی که اینجا کشیده شدن بیشترن. واسه اینکه دقیقا بفهمین چندتا نُت هست، به این پست مراجعه کنین دوستان.

خوب، سوالی که مطرح هست اینه که: چجوری این نُت ها رو به خاطر بسپریم؟! آیا راهی هست که توی حفظ کردنِ این نُت ها کمکمون کنه؟

من اینجا چند تا نکته رو میگم، که میتونه کمک کنه واسه یادگیری هرچه سریع ترِ نُت های روی خطوطِ حامل.

۱- اول اینکه نُتها از پایین به بالا شمرده میشن، و هرچی میریم به بالا، صدا زیرتر میشه، و هرچی میایم پایین صدا بم تر میشه. بالا رفتن روی خطوطِ حامل، مثل اینه که روی پیانو از سمت چپ بریم به سمتِ راست.

۲- ساده ترین نُت هایی که به خاطر سپردنشون از همه راحت تر هست،یکی نُتی هست که جلوی کلیدِ سُل، در پنج خطِ حامل بالایی، که مربوط به دست راست هست میشه، و همچنین نتی که جلوی کلیدِ فا در پنج خطِ حامل دوم، که پایینی هست و بهشون میگن “خطوط حامل مضاعف”. جلوی کلیدِ سُل، اسمِ نُتِش میشه سُل (دومین خط). و جلوی کلیدِ فا، اسمِ نُتِش میشه فا (چهارمین خط).

F-G

۳- نُتِ سومی که حفظ کردنش خیلی سادست، نُتِ دو هست. توی شکل زیر، من ۴ تا نُتِ دو رسم کردم. دوتای وسطی که یکی هستن، و باهم فرقی ندارن. یکی بالای خطوط حامل پایینی هست، یکی هم پایینِ خطوطِ حاملِ بالایی (گیج نشین دوستان، خیلی راحته، یخورده تمرکز میخواد فقط). بغیر از این دوتا، اگه دیدین زیرِ خطوطِ حاملِ پایینی دوتا خط مضاعف کشیدن و روش نُت نوشتن، میشه نُتِ دو. همچنین اگه بالای خطوط حامل بالایی، دوتا خط مضاعف کشیدن و روی خط دوم نُت گذاشتن میشه نُتِ دو.

C

۴- چهار تا نُتِ دیگه هست که خیلی راحت میتونین اینا رو تا دیدین بگین چی هستن. شکلِ زیر رو نگاه کنین، فقط کافیه از هر کدوم از نُت های خطوطِ حامل، یکی رو بدونین، تا دومیه رو سریع بگین. نُتِ روی خط اول، از خطوطِ حامل پایینی هست سُل. و نُتِ روی خط پنجم از خطوطِ پایینی هست لا! خیلی جالبه نه؟!! حفظش کنین پس. نُتِ روی خط اول از خطوطِ حامل بالایی هست می، و نُتِ روی خط پنجم، از خطوطِ حامل بالایی هست فا!! یعنی چی؟ یعنی پشت سر هم هستن از توی حروفِ الفبای موسیقی.

G-A-E-F

۵- در هر صورت، دونستنِ نُت های همنام روی خطوط، یا بینِ خطوط، میتونه کمک کنه واسه شمردن و فهمیدنِ بقیه ی نُت ها. به شکلِ زیر نگاه کنین، تمامِ این نُت ها دو هستن!! کافیه چند بار روی یه کاغذ این شکل پایینی رو تمرین کنین، تا همه ی نُت های دو رو توی ذهن خودتون واسه همیشه ثبت کنین. وقتی نیاز به فهمیدن بقیه ی نُت ها هست، میشمرین. به مرحله ای خواهید رسید که دیگه نیازی به شمردن نخواهید داشت.

C2

حالا نظرتون رو به عکس زیر جلب میکنم. تمامِ نُت هایی رو که توی آموزش بالایی یاد گرفتیم رو گذاشتم کنار هم. اگه اینا رو یاد بگیرین، راحت میتونین بقیه ی نُت ها رو هم سریع بگین که چی هست!

ALL1

راه های دیگه ای هم هست واسه به خاطر سپردنِ نُت ها.

اولین راه، بخاطر سپردنِ این دوتا ترتیب هست: GBDF و ACE، که توی شکلی که در لینکِ زیر اومده به خوبی منظور رو میرسونه. حتما لینک رو ببینین و عکسش رو ذخیره کنین دوستان.

لینک تصویر روش GBDF و ACE

راه بعدی پیشنهادی: جمله سازی با حروفِ اولِ نُت ها. چیزی مثلِ شکلِ زیر، که در کنار هم قرار دادنِ حروفِ نُت های بینِ خطوطِ حاملِ کلیدِ سُل، کلمه ی FACE، یعنی “صورت”، رو می سازه:

FACE

واسه کامل شدنِ بحث، جملاتِ انگلیسی ای رو هم که واسه بخاطر سپردنِ نُت های روی خطوطِ حامل معمولا حفظ میکنن رو مینویسم واستون:

توی عکس بالا دیدین که واسه نُت های بینِ خطوطِ حامل کلیدِ سُل شد کلمه ی FACE

واسه روی خطوطِ حاملِ کلیدِ سُل جمله ای مثل: Every Good Boy Deserves Fudge، حروفِ اولِ پر رنگ رو که بذارین کنار هم میشن نُت های E G B D F

واسه بینِ خطوطِ حاملِ کلیدِ فا: All Cows Eat Grass. که میشه نُت های A C E G

واسه رویِ خطوطِ حاملِ کلیدِ فا: Good Boys Do Fine Always که میشه نُت های

G B D F A

البته روش سومی که نوشته شده، یک روش دو مرحله ای هست که نیاز به بررسی کلمات داره، که توصیه نمیشه. اما اگه واسه شما عمل میکنه، ازش استفاده کنین

به هر روشی که عمل کنین، مهم فهمیدنِ این خطوطِ حامل هست. راه رسمیش هم اینه که هر قطعه ای که اجرا میکنین، نامِ نُتی رو هم که اجرا میکنین رو بگین. انقدر این کار رو تکرار کنین، که تمامِ نُت ها ملکه ی ذهنتون بشن .


پیش بینی فوتبال
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است