آیپاز

آیپاز :: رسانه تخصصی موسیقی

بیگرافی شهرام ناظری

بیگرافی شهرام ناظری

بیوگرافی شهرام ناظری
شهرام ناظری در سال ۱۳۲۹ در کرمانشاه و در خانواده‌ای ادیب، فرهنگ دوست و اهل موسیقی متولد شد.
وی از زمان کودکی مانند اکثر خوانندگان که صدای خوش در خانواده‌شان موروثی بوده، صدای خوش را از پدر و مادر خود به ارث می‌برد و پدرش که صدای لطیفی داشت و از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص شیخ داوودی خواننده بزرگ بهره گرفته بود، فرزندش را تحت تعلیم قرار داد. قطب این خانواده، استاد حاجی خان ناظری (پرویز خان پورناظری) بوده که اکثر موسیقی‌دانان کرمانشاه را با نت و موسیقی اصیل ایران تعلیم داده و خود از شاگردان درویش خان و کلنل وزیری بوده‌است.
پدر شهرام ناظری ضمن آشنایی با گوشه‌ها و ردیف‌های آواز ایرانی با سه‌تار هم آشنایی داشت و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنین محیطی پرورش یافت.
این محیط مناسب هنری موجب شد تا وی در سن ۹ سالگی اولین برنامه هنری خود را در رادیو کرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی، از نوازندگان معروف کرمانشاه، اجرا نماید.
وی سپس در سن ۱۱ سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در آواز ایرانی اجرا نمود و برای پر بارتر کردن درک موسیقی خود ارتباط بیشتری با پسر عمویش کیخسرو پورناظری و درویش نعمت علی خان خراباتی که تأثیر بزرگ و مهمی بر آشنایی او با موسیقی محلی و کردی و درک آن داشته‌اند برقرار کرد.
وی همواره در پی بهره‌بردن از مکاتب و استادان مختلف بوده‌است. در سال ۱۳۴۵ برای بهره‌گیری از محضر اساتیدی چون عبداله خان دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری و محمود کریمی، مقیم تهران شد و ضمن بهره‌گیری از محضر این اساتید، سه‌تار را نیز نزد استادان احمد عبادی، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت.
شهرام ناظری به مدت یک سال در تبریز با نوازندگان و موسیقی‌دانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجه‌خانی و فرنام قیطانچیان که از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد.
درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی برومند به استخدام رادیو تلویزیون در آمد و اولین برنامه خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با مثنوی مولانا و ترانه‌ای از شیخ بهایی اجرا کرد و پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان همکاریش را ادامه داد.
وی درسال ۱۳۵۵ در نخستین کنکور موسیقی سنتی ایران (باربد) مقام اول را به دست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنواره توس انتخاب شد. در سال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش که خود از اعضای اصلی آن بود در سخت‌ترین شرایط صدای موسیقی سنتی و اصیل ایران را به گوش مردم هنردوست ایران رساند.
شهرام ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پی‌گیر و بی‌وقفه، آلبوم‌های چاووش ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ را با همکاری گروه چاووش، گروه شیدا و گروه عارف به سرپرستی محمد رضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، شعر و عرفان را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی، آلبوم سخن عشق باهمکاری گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همکاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد.
او در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعالیت خود کاست و به روش‌های مختلف مشغول تدریس موسیقی و ردیف‌های آوازی به علاقه‌مندان گردید.
از سال ۱۳۶۴ به بعد با همکاری گروه‌های موسیقی ایرانی کارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی و اصیل ایرانی عرضه ساخت که از درخشان‌ترین این آثار می‌توان شورانگیز با همکاری حسین علیزاده، گل صد برگ و آتش در نیستان با همکاری جلال ذوالفنون، کنسرت اساتید با همکاری گروه اساتید (گروه فرامرز پایور) و بی‌قرار با همکاری گروه جلیل عندلیبی را نام برد.
شهرام ناظری طی فعالیت هنری خود برای اجرای کنسرت‌های موسیقی اصیل ایرانی و عرفانی سفرهای بی‌شماری به کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکا داشته‌است و در فستیوال‌های جهانی نیز حضور یافته‌است.
وی درسال‌های اخیر در کنسرت‌های داخلی که زحمات اجرای آنها به دلیل کمبود امکانات و مشکلات پیش رو، زیاد است، حضور بیشتری داشته‌است. وی در جشنواره موسیقی فجر درسال ۱۳۸۰، به همراه فرزندش حافظ ناظری، شرکت کرد و جایزه اول این فستیوال را به عنوان بهترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی را به دست آورد. وی جایزه مخصوص هیئت داوران را نیز از جشنواره مهر دریافت داشته‌است.

در خانه ما همیشه حرف شاهنامه و فردوسی بود
شهرام ناظری که سال‌ها به این فکر می‌کرده که چرا هیچ کس روی اشعار فردوسی کار نمی‌کند حالا بعد از سال‌ها تصمیم خود را عملی کرده و بالاخره روی شاهنامه کار کرده است.
چندسال پیش وقتی شهرام ناظری نشان لژیون دو نور را برای سمفونی رومی از آن خود کرد همه فکر می‌کردند که او حالا حالاها تصمیم دارد تا روی اشعار مولانا کار کند. اما ویژگی آدم‌های خلاق همیشه این بوده که در یک جا معطل نمانند و زودتر سراغ پروژه بعدی‌شان بروند. با اینحال کمتر کسی فکر می‌کرد که او کمتر از دوسال بعد از دریافت نشان شوالیه سراغ فردوسی برود.
ناظری که سال‌ها به این فکر می‌کرده که چرا هیچ کس روی اشعار فردوسی کار نمی‌کند و از سویی همیشه این حس را داشته که صدایش آن لحن حماسی لازم را برای اجرای اشعار فردوسی دارد حالا بعد از سال‌ها تصمیم خود را عملی کرده و بالاخره روی شاهنامه کار کرده است. این کار را از پاریس شروع کرده و این روزها به همراه پسرش حافظ همچنان در ایالت‌ها و شهرهای مختلف آمریکا مشغول برگزاری کنسرت است. او که حسابی خوشحال است که حافظ درس موسیقی خوانده و کار موسیقی را به عنوان کار اصلی اش انتخاب کرده آهنگسازی را نزدیک‌تر از او به خود حس نمی‌کند.
او در این باره گفته است: من یک نوع لحن و بیان آوازی را پیدا کرده‌ام چرا که هم ذهن محققی داشته‌ام و هم اینکه از بچگی آموزش موسیقی دیده بودم، آن هم آموزشی که به دور از جو حاکم بر موسیقی سنتی آوازی ایران بود، به دور از تقلیدها و روزمرگی‌ها بود. کسی نیامد دقیقا به من بگوید که تو هم باید عینا از این راه وارد موسیقی بشوی، چون اگر قرار بود که من وارد آن راه بشوم، بی‌شک مقلد می‌شدم. در نتیجه من از راه دیگری وارد موسیقی شدم و دریچه دیگری را در آواز دیدم که به ذهن هیچ خواننده دیگری نمی‌رسید و آن این بود که من از کودکی وارد موسیقی شده بودم و از همان دوران طفولیت، حس موسیقی و حس تشخیص در من وجود داشت. حالا در این بین هم شانس‌های زیادی آوردم، چرا که همه چیز موافق این بود که من در این راه بروم، خانواده‌ام بسیار همراه من بودند، مادر و پدرم عاشق شعر و موسیقی بودند، مدرسه‌ای که در شش سالگی به آنجا رفتم، عموهایم هم بسیار علاقه‌مند به موسیقی بودند و مرا تشویق می‌کردند و در نتیجه همه چیز موافق بود و همه هم دوست داشتند که چیزی یاد من بدهند. از شش سالگی هم که به مدرسه رفتم از خوش‌ شانسی که من داشتم، هم مدرسه‌ و هم ناظم آنجا هر دو اهل شعر و موسیقی بودند. وقتی شش سالم بود، صبح‌ها ناظم مدرسه آقای همتی سر صف مدرسه کوروش کرمانشاه ساز می‌زد و من آواز می‌خواندم و هر روز این جریان تکرار می‌شد و بعد از این مراسم بود که بچه‌ها سرکلاس می‌رفتند. یعنی این را می‌خواهم بگویم که همه چیز برای من در زندگی‌ام با موسیقی شروع شده است حتی یکی از بزرگان کرمانشاه که مردم برای او احترام ویژه‌ای قائل بودند، به مدت ۳۰ سال مرا در موسیقی راهنمایی می‌کرد، کسی که منبع موسیقی، شعر و تاریخ اجتماعی ایران بود.

دیگرنمی‌خواهم شهرام ناظری گذشته باشم
استاد آواز ایران تابستان سال گذشته در جریان تور آواز ایران درمحل خانه هنرمندان به گفتگو با خبرنگاران نشست.
در این نشست خبری شهرام ناظری ابتدا در مورد کنسرت اول این تور که قرار است روزهای ۲۵ و ۲۶ تیر ماه در قزوین برگزار شود گفت: این کنسرت با همراهی گروه مولوی خواهد بود و سعی کرده ام ترکیبی از قطعات جدید و قدیمی را ارائه کنم که در راستای همان مسیر حرکتی گذشته ام باشد. البته این طبیعی است که یکسری تغییرات در آن دیده شود.
وی همچنین افزود: بسیاری از مردم هنوز هم دوست دارند من همان شهرام ناظری ۲۰ سال قبل باشم و این را بارها به من گفته اند. اما به دلیل اینکه اولا من یک موزیسین هستم و بعد یک خواننده، و دوم اینکه چون من همواره در حال تحقیق و مطالعه هستم، همواره در کارهایم تغییر وجود خواهد داشت و اصلا دوست ندارم آن شهرام ناظری گذشته باشم.در این کنسرت نیز چنین تغییراتی وجود خواهد داشت.

افتخارات
شهرام ناظری، در سفری که مهرماه ۱۳۸۶ به فرانسه داشت، نشان شوالیه ادب و هنر (Chevalier des Arts et Lettres) را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه‌است و پاس‌داشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژه‌ای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام می‌دهند. وی از طرف مجمع آسیاسوسیتی به عنوان هنرمند برتر آسیا انتخاب و از طرف بان کی‌مون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه شد وی همچنین در سال ۱۹۹۸ میلادی جایزه بهترین موسیقی عرفانی جهان را در مراکش کسب نمود.

نشان طلایی بارگاه مولانا بر سینه‌ی شهرام ناظری نشست
آسین چلپی، نشان طلایی بارگاه مولانا جلال‌الدین محمد را در قونیه به سینه‌ی شهرام ناظری چسباند.
این خبری بود که ایسنا از مراسم تقدیر خانواده مولانا از صاحب صدای مولاناخوان شرق بر مزار عارف پارسی‌گوی ایران زمین منتشرکرد.
دراین مراسم آسین چلبی – نواده شانزدهم پسری مولانا از سلطان ولد – با تقدیر از فعالیت‌های شهرام ناظری درباره‌ی توسعه افکار و اندیشه مولانا گفته بود: از سوی خانواده چلپی مرکزی تاسیس شده است که خدمت و اشاعه‌ی اندیشه‌ حضرت مولانا در دنیا هدف قرار داده‌اند؛ این موسسه به ثبت رسیده و مرکز آن در قونیه است.
سپس چلبی با تقدیر ازفعالیتهای استاد آواز ایران ، شهرام ناظری راشایسته‌ترین کسی دانست که میتواند ریاست افتخاری این مرکز پژوهشی را در ایران برعهده داشته باشد.

آثار منتشر شده
•مثنوی موسی و شبان – مثنوی مولانا جلال الدین بلخی – ۱۳۵۸ •صدای سخن عشق (از صدای سخن عشق) – موسبقی عرفانی ایران – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه: علی ناظری – ۱۳۵۸ •بهاران آبیدر – شهرام ناظری بیژن کامکار – آهنگساز: هوشنگ کامکار -بهمن ماه ۱۳۶۴
•باد صبا (باد صبا می‌آید) – جلال ذوالفنون
•شعروعرفان (بنمای رخ) – سرپرست: جلیل عندلیبی – اجرا: گروه مولانا – مرداد ۶۳
•یادگار دوست – اثری از کامبیز روشن روان – به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولدمولانا جلال الدین محمد بلخی – ارکستر سمفونیک ۱۳۶۴
•ساقی نامه و صوفی نامه ۱ (سوته دلان) – موسیقی: کامبیز روشن روان – ۱۳۶۷
•ساقی نامه و صوفی نامه ۲ (نسیم صبحگاهی) – موسیقی: کامبیز روشن روان – ۱۳۶۷
•نجوا – آهنگساز: حسن یوسف زمانی – گروه سلمک – پاییز ۱۳۶۳
•بشنو از نی آهنگساز و سرپرست گروه: فریدون شهبازیان
•سخن تازه -آهنگساز و سرپرست اجرا: مهدی آذرسینا -اجرا و ضلط در سال ۱۳۶۷
•دیوان شمس – محمد رضا لطفی
•لاله بهار – گروه عارف – سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان – ۱۳۶۵
•شورانگیز – آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده – گروه شیدا و عارف – تالار وحدت تابستان ۱۳۶۷
•سروش پیروزی – گنجینه سروش -موسیقی دفاع مقدس – آهنگساز: جلیل عندلیبی محمدعلی کیانی نژاد خواننده: محمد گلریز شهرام ناظری
•درگلستانه -به مناسبت شصتمین سال تولد سهراب سپهری – آهنگساز: هوشنگ کامکار – زمستان ۱۳۶۶
•زمستان – موسیقی: محمدرضا درویشی – سروده مهدی اخوان ثالث
•کنسرت اساتید موسیقی ایران – سرپرست گروه: فرامرز پایور – پاییز ۱۳۶۸
•گل صدبرگ – به یاد هشتصدمین سال تولد مولانا – موسبقی عرفانی ایران – همنوازی سه تار – سرپرست گروه: جلال ذوالفنون – ۱۳۶۰
•آتش در نیستان (آتشی در نیستان) – همنوازی سه تار – سرپرست گروه: جلال ذوالفنون – سال انتشار ۱۳۶۷ – نوار و لوح فشرده این آلبوم کمی متفاوت است
•۲۰ سال با آثار پرویز مشکاتیان – شهرام ناظری – علیرضا افتخاری – علی رستمیان – حمیدرضا نوربخش -تابستان ۸۲
•چشم به راه – آهنگساز: عطا جنگوک – گروه شهرآشوب – اردیبشت ۱۳۷۰
•کنسرتی دیگر (ساز و آواز) – داریوش طلایی – سال انتشار بهار ۷۲
•دل شیدا (اصفهان) – گروه اساتید موسیقی ایران – سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور – زمستان ۱۳۷۱
•کیش مهر – تصنیف‌های ایرانی – آهنگساز و سرپرست گروه: جلیل عندلیبی
•مهتاب رو (مطرب مهتاب رو) – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری
•بی قرار – آهنگساز: جلیل عندلیبی
•حیرانی – موسبقی عرفانی ایران – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه و آهنگساز: کیخسرو پورناظری
•لیلی و مجنون – موسبقی سنتی – گروه اساتید – سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور – ضبط ۱۳۶۸
•ساز نو آواز نو – گروه دستان – حمید متبسم – راست پنجگاه
•کنسرت ۷۷ (۹۸s Concert) – کامکارها شهرام ناظری – گرامی‌داشت یادروز حافظ- شیراز ۲۰ مهر ۱۳۷۷
•کنسرت کامکارها – مجموعه ورزشی انقلاب – مدیر هنری گروه و سرپرست: هوشنگ کامکار – تابستان ۷۶
•آواز اساطیر – نغمه‌های ساسانی (شاهنامه کردی)-آهنگساز: علیرضا فیض بشی پور
•سفر به دیگر سو (خط سوم) – یادواره شمس تبریزی – گروه دستان – کنسرت واشینگتون ۱۹۹۸
•غم زیبا – آهنگساز و سرپرست ارکستر: مسعود شناسا – بهار ۸۲
•لولیان – گروه دستان – آهنگ سازی و تنظیم قطعات: حمید متبسم
•مولویه (شور رومی) – آهنگساز: حافظ ناطری ۲۰۰۷ – ضبط شده در سال ۲۰۰۱
یکسری نوار به نام چاووش از شماره ۱ تا ۱۰ که در اکثر آنها همکاری دارد حتب اگر نخوانده باشد نقشی داشته‌است
•چاوش ۲ – گروه شیدا – موسیقی: محمد رضا لطفی – خوانندگان: محمد رضا شجریان شهرام ناظری
•چاوش ۳ – گروه شیدا – سرپرست گروه: حسین علیزاده
•چاوش ۴ – گروه شیدا و عارف – موسبقی ملی ایران – کانون فرهنگی و هنری
•چاوش ۷ – گروه شیدا و عارف – به مناسبت سالگرد انقالب – محمد رضا شجریان شهرام ناظری
•چاوش ۸ (موسبقی اصیل ایرانی)- گروه شیدا – سرپرست: محمد رضا لطفی – کانون فرهنگی و هنری

استاد ایرج بسطامی

استاد ایرج بسطامی

وی از شاگردان محمدرضا شجریان بود و پس از پیگیری آواز نزد او با پرویز مشکاتیان آشنا شد و اولین آثارش را با آهنگ سازی پرویز مشکاتیان به بازار عرضه کرد. تصنیف گل پونه‌ها معروف ترین اثر ایرج بسطامی است که مربوط به آهنگی از حسین پرنیا بر روی شعری از هما میر افشار می‌باشد و پس از مرگ ایرج بسطامی آوازه ملی یافت. از دیگر آثار معروف او می‌توان به تصنیف وطن من اشاره کرد که مربوط به آهنگی از پرویز مشکاتیان بر روی شعری از ملک الشعرا بهار است و از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد.

ایرج بسطامی در روز ۵ دی سال ۱۳۸۲ طی حادثه زمین‌لرزه بم در سن ۴۶ سالگی بدرود حیات گفت.
ایرج بسطامی در سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم از خانواده‌ای هنرمند متولد شد. هر یک از اعضای خانواده او، از جد پدری گرفته تا پدربزرگ و پدر در زمینه خواندن آواز و نواختن سازهای مختلف تجربه داشتند. تولد و رشد ایرج در چنین خانواده‌ای به همراه استعداد ذاتی اش موجب گردید که او از پنج سالگی به خواندن آواز علاقه نشان دهد. این علاقه و پیگیری موجب شد که پدر بزرگ به استعداد شگرف وی در زمینه فراگیری آواز پی برده و بارها به دیگران تأکید کند «او در آینده خواننده بزرگی خواهد شد». از این رو، پدر ایرج کمر همت بست تا این کودک مستعد را در مسیر صحیح آموزش قرار دهد و اینگونه شد که ایرج نخستین معلم آواز خویش را در خانه و در هیئت پدر یافت. ایرج در این سال‌ها ردیف‌های آوازی در مکتب تهران سبک استاد عبدالله خان دوامی را نزد عمویش یدالله بسطامی فرا گرفت و در ادامه و در سن ۲۲ سالگی به جرگه شاگردان استادان آواز ایران پیوست.
فعالیت حرفه‌ای

وی در سنین نوجوانی مجذوب عمویش یداله بسطامی بود که مردی مهربان و از نوازندگان چیره‌دست بم و معلم موسیقی بود. در همین ایام گروهی با همکاری برادران بسطامی (ایرج، عباس و محمدعلی) و محمدجواد خداوردی (شوهر خواهر ایرج) و نادعلی بنی اسدی و با سرپرستی یداله بسطامی تشکیل شد که در رادیو و تلویزیون آن زمان و اردوهای رامسر اجرای برنامه داشتند.پس از آن ایرج با کمک زنده یاد حسین سالاری (از نوازندگان نامدار کرمانی) به کلاس آواز استاد محمدرضا شجریان راه پیدا کرده و به فراگیری آواز و ردیف‌های آوازی پرداخت. در آن زمان او علی‌رغم مشکلات راه و مسافت زیاد، هفته‌ای یک بار به عشق فراگیری آواز از بم به تهران می‌آمد.

ایرج بسطامی پس از چندی اتاقی در محله پامنار تهران اجاره کرد. به دلیل وقایع انقلاب تمرین‌های آواز برای او بسیار دشوار بود. اما وی تا آن جا که می‌توانست به این تمرین‌ها ادامه داد. بسطامی مدت‌ها بعد در منزل استاد شجریان با پرویز مشکاتیان (آهنگ ساز و نوازندهٔ نامی سنتور) آشنا شد و این آشنایی منجر به شروع همکاری‌های بسطامی و گروه عارف شد.

پرویز مشکاتیان درباره آشنایی خود با ایرج بسطامی گفته است: اولین بار ایرج بسطامی را در خانه محمدرضا شجریان دیدم. در آن زمان ما چاووش را داشتیم. به خاطر شرایط اجتماعی آن زمان به خواننده‌های بیش تری با صداهای متفاوت نیاز داشتیم. من پشت در کلاس آواز استاد شجریان نشسته بودم تا هنرجوها مرا نبینند. از آن جا بود که از صدای بسطامی خیلی خوشم آمد. ایشان صدای خوبی داشتند و مثل همه آدم‌های کویر نشین آدم خیلی مهربان و خوبی بود، بعد از کلاس مدتی با او صحبت کردم تا با نقطه نظراتش راجع به هنر و آواز و انگیزه خواندش آشنا شوم. ولی آن قدر ساده یافتمش که مصمم شدم تا با او یک سالی در مورد قضایای پیرامونی سوای موسیقی به گپ و گفت وگو بنشینم.

ایرج بسطامی پس از ۷ سال، کلاس‌های استاد شجریان را رها کرد و به فراگیری مبانی موسیقی نزد پرویز مشکاتیان پرداخت و کم‌کم نخستین آلبوم‌های خود را با مشکاتیان منتشر کرد. آلبوم‌های “افشاری مرکب “، “مژده بهار”، “افق مهر” و “وطن من” در همین دوره به بازار عرضه شدند. افشاری مرکب نخستین اثر ایرج بسطامی بود که در سال ۱۳۶۸ منتشر شد.

در واقع پرویز استاد مشکاتیان افشاری مرکب را ساخت و بسطامی در اوج آمادگی آن را اجرا کرد. قرار بود که این برنامه پنج شب در تالار رودکی اجرا شود اما به علت استقبال گسترده مردم، اجرا دو شب دیگر تمدید شد. بعد از آن نوار افشاری مرکب به بازار آمد. صدای بسطامی با استقبال مردم روبه رو شده بود. گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان و آواز بسطامی برای اجرای کنسرت به اروپا رفت. در آن زمان بسطامی حدود ۳۳ سال داشت و اجرای این کنسرت‌ها شروعی برای موفقیت‌های بعدی او به شمار می‌آمد. بدین ترتیب محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان، بسطامی را به جامعه معرفی کردند و این گونه فعالیت حرفه‌ای ایرج بسطامی به صورت رسمی آغاز شد.

یکی دیگر از آثار ایرج بسطامی “بوی نوروز” است که حاصل همکاری او با گروه دستان و آهنگ سازی حمید متبسم می‌باشد و از کارهای به یادمادنی موسیقی ایران است.

ایرج بسطامی با همکاری کیوان ساکت “آلبوم فسانه” و بی کاروان کولی و با کورش متین، “سکوت” و با حسین پرنیا “خانه بوی گل گرفت”، “رقص آشفته” و حال آشفته را خلق کرد.

البته آلبوم حال آشفته شامل دو بخش می‌باشد: بخش اول مربوط به کنسرت ایرج بسطامی و گروه همایون در تابستان ۱۳۷۸ در ارگ بم می‌باشد و بخش دوم با صدای رضا رضایی پایور پس از درگذشت بسطامی اجرا شده است.

تصنیف گل پونه‌ها (که بسطامی آن را در آلبوم رقص آشفته منتشر کرد اما پس از مرگ بسطامی نسخه‌های دیگری از آن در آلبوم‌های حال آشفته و کنسرت بسطامی و گروه همایون منتشر شد) پس از مرگ وی در ایران آوازه ملی یافت. تصنیف گل پونه‌ها، معروف ترین اثر با صدای ایرج بسطامی است.

همچنین آلبوم “موسم گل” حاصل همکاری او با محمدرضا درویشی بود و در آن برخی از تصانیف قمرالملوک وزیری را بازخوانی کرد. این آلبوم تنهاترین اثر ایرج بسطامی است که در آن بیش تر سازهای استفاده شده سازهای غربی می‌باشند. در این مجموعه پرویز مشکاتیان کار نظارت بر اجرا و نوازندگی سه تار را بر عهده داشت.

ایرج بسطامی در سن ۴۰ سالگی به اوج فعالیت خود رسید و در طول ۱۴ سال فعالیت ۱۱ کاست ماندگار، به یادگار گذاشت. آوازهای ایرج بیش تر بر پایه سنتور بود و در گام‌های بلند هیچ کس به مهارت وی نرسید، همچنین آوازهای دشتی و محای او نیز در کرمان و کل ایران دارای شهرت بسیاری است.

به دلیل مشکلات معیشتی ایرج بسطامی از سال‌های پایانی دهه ۷۰ دیگر کار جدی نکرد. با این همه پرویز مشکاتیان یادآور می‌شود که او یکی از پرتیراژترین آلبوم‌های موسیقی را به بازار عرضه کرد، آلبومی که “وطن من” نام دارد و روی شعری از ملک الشعرا بهار ساخته شده است که چنین آغاز می‌شود: ای خطه ایران مهین ای وطن من

این مطلب هم ناگفته نماند که بیش تر آثار ایرج بسطامی (به عنوان مثال بی کاروان کولی، خزان و آرزو و بداهه خوانی و بداهه نوازی) پس از مرگ او انتشار یافتند. او بیش تر شهرتش را پس از مرگش به دست آورد و علت این موضوع همان چیزی است که در بخش ویژگی‌های شخصیتی او ذکر شده است، تواضع او. بسطامی تا جای امکان اجازهٔ این که تصویری از او روی آلبوم‌هایش چاپ شود را نمی‌داد.

برخی از آثار بسطامی که پس از مرگش انتشار یافته‌اند مربوط به اجراهای خصوصی و ضبط‌های خارج از استودیوی او هستند (مثل خزان و آرزو) و طبق آن چه روی جلد آلبوم خزان و آرزو نوشته شده است، نباید انتظار داشت که از کیفیت استاندارد برخوردار باشند. هر چند این آثار پیش از انتشار پالایش و تصحیح شده‌اند.
ویژگی‌های شخصیتی و زندگی شخصی

ایرج بسطامی در اوج فعالیت هنری خود با مرگ برادر رو به رو می‌شود و از این رو برای سرپرستی خانواده برادرش به بم بازمی گردد. او علاقه زیادی به برادر از دست رفته اش داشت. زمانی که برای تحصیل آواز به تهران رفته بود، برادر مخارج زندگیش را تقبل کرده بود و این بار نوبت ایرج بود که به بازماندگان برادرش ادای دین کند.

بسطامی هرگز ازدواج نکرد و با وجود این که در فقر شدید به سر می‌برد، سرپرستی خانوادهٔ برادر مرحومش را بر عهده گرفت. بسطامی بسیار فروتن بود و شاید این تواضع یکی از علت‌های کم تر شناخته شدنش تا قبل از خاموشی بود. او اجازه نمی‌داد عکسش بر روی نوارهایش درج شود و یا مقاله‌ای در موردش نوشته شود.

او به دور از جنجال و هیاهوی هنری در شهرستان بم و استان کرمان، به تدریس آواز برای جوانان محروم و مستعد بم و سرپرستی خانواده برادر مرحومش پرداخت.

وی که در اواخر عمر کوتاهش، به زادگاهش بم پناه آورده بود و در خانهٔ کاهگلی پدر زندگی می‌کرد، سرانجام در سحرگاه پنجم دی ماه ۱۳۸۲، و در پی زلزله بم زیر آوار ماند و به زرق و برق جهان و تمام متعلقاتش وداعی بلند گفت. در طی این زمین لرزه، ایرج بسطامی به همراه تمام اعضاء خانواده برادرش (به جز خاطره، دختر برادر ایرج) درگذشتند.
پس از مرگ ایرج بسطامی

پس از زمین لرزه بم فاطمه بسطامی (خواهر ایرج) و محمدعلی بسطامی (برادر ایرج) بنیاد فرهنگی هنری ایرج بسطامی را تاسیس کردند و از فعالیت‌های این بنیاد می‌توان به برگزاری تلاش برای معرفی افراد به جامعه، برگزاری مراسم نکوداشت زنده یادان استاد پرویز مشکاتیان و ایرج بسطامی اشاره کرد.

محمدعلی بسطامی در گزارشی از نشست مطبوعاتی نخستین جایزه آوازی ایرج بسطامی درباره معرفی جوانان اهل موسیقی به جامعه با بیان این که شجریان و مشکاتیان، ایرج را به جامعه شناساندند، گفت: به یقین ما در تمام مراحل کاری مدیون این دو استاد بزرگ هستیم.

همچنین کتابی تحت عنوان سکوت گویا وجود دارد که در آن مجموعه نوشته‌های درباره ایرج بسطامی و تمامی آثار خوانده شده توسط وی گرد آمده و از سوی انتشارات آتنا به بازار کتاب عرضه شده است. مسعود زرگر این کتاب را از مقالات و نوشته‌های علی شیرازی گردآوری کرده است.
شهرام ناظری :

“اگر بنا باشد از بهترین خوانندگان پس از انقلاب مثالی بیاورم ایرج بسطامی را نام می‌برم. او از ذوق ذاتی خاصی بر خوردار بود و نقطه امیدی در عرصه آواز بعد از انقلاب محسوب می‌شد.”

پرویز مشکاتیان:

“تنها افتخارم در زندگی این است که ترانه وطن من با صدای ایرج، از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد.”

عبدالحسین مختاباد :

“وی تنها خواننده چپ کوک زمان خود بود (قدرت خواندن گام‌های بالا را داشت) و به لحاظ جنس و طعم ویژه‌ای که صدایش داشت در سه یا چهار دهه گذشته بی مانند بود.” مختاباد، معتقد است خواندن مجموعه “موسم گل” که عموماً شامل آهنگ‌های چپ کوک (گام بالا) است تنها از عهده بسطامی بر می‌آمد.

اصول شکل گیری گام های مینور (۱)

اصول شکل گیری گام های مینور (۱)

ام های مینور سه گونه ی مختلف هستن که عبارتند از:

۱٫ گام های مینور (یا گام های مینور طبیعی یا همون Natural)

۲٫ گام های مینور هارمونیک

۳٫ گام های مینور ملودیک

توی این پست، فقط راجب مورد اول صحبت میکنیم، که پایه و اساسِ فهمِ مورد دو و سه هم هست. یعنی اگه شما گام های مینور طبیعی رو یاد نگیرین، در یادگیریِ مینورِ هارمونیک و ملودیک دچار مشکل میشین دوستان. پس به این پست و توضیحاتش خوب دقت کنین.

واسه یادگیری گام های ماژور ما از گامِ دو ماژور شروع کردیم به حرکت، از روی اون اصولی رو پیدا کردیم، و طبق اون رفتیم و گام های ماژور رو یکی یکی ساختیم. لطفا واسه مرور اون گام ها به قسمت گام های ماژور از ستون سمت راست وبلاگ مراجعه کنین.

در گام های مینور طبیعی، که کلا بهشون میگن گام ِ مینور، ما دقیقا همون اصول رو اینجا پیاده سازی میکنیم و پیش میریم. خواهید دید که تفاوت خیلی ناچیزی در روش پیدا کردن تک تک گام های مینور با ماژور وجود داره. حتی واسه پیدا کردن سرکلیدِ گام های مینور هم دوباره میریم و به حلقه ی پنجمین ها (Circle of Fifths) مراجعه میکنیم، که خیلی خیلی کارمون رو ساده میکنه. دقت کنین، واسه گام های مینور به حروفِ کوچک انگلیسی داخل حلقه نگاه میکنیم، و واسه ماژور به حروف بزرگ انگلیسی که بیرون حلقه نوشته شدن.

واسه گامِ مینور، ما از لا مینور شروع میکنیم به یادگیری، چون گامِ لا مینور گامی هست که توی سرکلیدش هیچ دیز و بِمُلی وجود نداره. به شکل زیر دقت کنین

La minor scale

مطالبی که مهم هستن، و باید توی گامِ ماژور و مینور بهشون دقت بشه اینه که: هر گام، از همون نُتی شروع میشه که اسمِ گام هست. مثلا: گامِ دو ماژور با نُتِ دو شروع میشد، گامِ لا بِمُل ماژور با نُتِ لا بِمُل شروع میشد، گامِ فا ماژور هم با نُتِ فا شروع میشد.

اینجا که گامِ ما لا مینور هست، ما از نُتِ لا شروع میکنیم به حرکت، و یک حرکتِ بالا رونده داریم. حرکتِ بالا رونده، یعنی به سمت نُت های زیر تر، یا کلید های سمت راستِ پیانو، مثل شکلی که بالا میبینین. نُتِ اول لا هست، بعدش سی، و به همین شکل رفته تا به نُتِ لای اکتاوِ بالاتر رسیده.

خوب، همونطور که میبینیم دوستان، سرکلیدِ گامِ لا مینور هیچ نمونه دیز و بِمُل نداره. پس اگه سرکلیدی نشونتون دادن که توش هیچ علامتی نبود، اون میشه گامِ لا مینور. یه لحظه صبر کنین!!! سرکلیدِ گامِ دو ماژور هم که همینجوری بود!!؟؟ بلاخره اگه سرکلیدِ یه گام علامتی توش نبود، اون گام میشه دو ماژور یا لا مینور؟! جواب این سوال رو، که واسه همه ی گام های ماژور هم همین قضیه وجود داره، توی پُست بعدی خدمت شما توضیح میدم، همچنین بهتون میگم که منظور از ماژور و مینور چی هست، و اینکه آیا اسمای دیگه ای هم در این رابطه داریم یا خیر.

الگوی شکل گیریِ گام های مینور:

اگه یادتون باشه، واسه گام های ماژور، ما این الگو رو داشتیم:

W W H W W W H

الگوی شکل گیری گام های مینور به این صورت هست:

W H W W H W W

خوب شروع میکنیم و گامِ لا مینور رو با استفاده از این الگو میسازیم.

توی این گام، تُنیک (یا همون نُتِ اولِ گام) هست لا. از لا باید یک پرده (W) بریم به جلو، که میرسیم به نُتِ سی. از نُتِ سی هم طبق الگو باید نیم پرده (H) حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ دو. از نُتِ دو یک پرده، میرسیم به ر. از ر یک پرده، میرسیم به می. از می نیم پرده، میرسیم به فا. از فا یک پرده، میرسیم به سُل. و در نهایت هم از سُل گفته شده که یک پرده، میرسیم به نُتِ لا، که در اکتاوِ بالاتر هست. یعنی همون عکس بالایی. دوباره همین پاراگراف رو بصورت دقیق بخونین و روی عکس بالا چکش کنین.

قبل از ادامه دادن، و بررسی چندتا گامِ مینور دیگه، من اینجا اولین تفاوت بینِ گامهای ماژور و مینور رو میگم خدمت شما. اگه خوب نگاه کنین به دوتا الگو، میبینین که هر دوتا از ۵ تا فاصله ی پرده (یعنی همون W)، و ۲ تا فاصله ی نیم پرده (یعنی همون H) ساخته شدن. از لحاظِ پرده و نیم پرده، فقط جابجایی بین اونا هست، که گام رو ماژور و مینور کرده. واسه گامِ ماژور، نیم پرده ها در مکانِ سوم و هفتم هستن، اما برای مینور، نیم پرده ها در مکانِ دوم و پنجم.

گامهای مینور هم، مثل گام های ماژور، سرکلیدهاشون به دو دسته تقسیم میشن: اونایی که توی سرکلیدشون فقط دیز هست، و اونایی که توی سرکلیدشون فقط بِمُل هست. دقت کنین، هیچ سرکلیدی، دیز و بِمُل رو باهم نداره. حواستون به این نکته باشه.

با توجه به این حلقه ی پنجمین ها، اگه از لا مینور به سمت راست برین، گام های مینور دیز دار تولید میشن، و اگه به سمت چپ بچرخین، گام های مینورِ بِمُل دار. اگه طبق این عکس بخوام بگم کدوم گام ها دیز دار هستن، میشن:

می مینور (e)، سی مینور (b)، فا دیز مینور (#f)، دو دیز مینور (#c)، سُل دیز مینور (#g)، ر دیز مینور (#d)، و در آخر هم لا دیز مینور (#a). یعنی گام هایی که از سمتِ راستِ حرفِ a که نشون دهنده ی گامِ لا مینور هست شروع شدن به چیده شدن.

سوال: چرا گام های مینور دیز دار فقط اینا هستن؟ چرا مثلا دو دیز مینور نداریم اینجا؟!!

جواب: وقتی که میخوان گام های دیز دار رو بسازن، از روی گامِ قبلی، میان و گامِ بعدی رو مشخص می کنن. چه ماژور باشه، چه مینور، گامِ دیز دارِ بعدی، از روی نُتِ پنجُمِ گامِ قبلی ساخته میشه. اینجا ترتیبِ گام های مینورِ دیز دار رو بررسی میکنیم ببینیم درست هستن یا نه:

اولی که گامِ لا مینور هست. به من بگین پنجمین نُت، توی این گام چیه؟ یعنی اینکه توی عکسِ بالا نگاه کنین، از خودِ نُتِ لا بشمُرین، ببینین پنجمین نُت چیه؟ میشمریم: لا، سی، دو، ر، می. پنجمین نُت شد نُتِ می. پس گامِ مینورِ دیز دارِ بعدی میشه گامِ می مینور. به همین راحتی.

واسه اثباتِ این قضیه، من گامِ می مینور رو اینجا طبقِ الگو میسازم، و بعدش میریم ببینیم گامِ مینور دیز دارِ بعدی چی میشه. واسه ساختنِ گامِ می مینور، اول نُتِ می رو باید بذاریم. بعدش طبق الگو باید یک پرده حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ فا دیز. یعنی پس دومین نُت توی گامِ می مینور هست فا دیز. از فا دیز باید نیم پرده حرکت کنیم به جلو، که میرسیم به سُل. از سُل باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به لا. از لا هم باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به سی. از سی طبق الگو، باید نیم پرده حرکت کنیم، میرسیم به دو. از دو هم یک پرده میرسیم به ر. در نهایت از ر هم باید یک پرده حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ می در اکتاوِ بالاتر. پس، طبق این الگو، گامِ می مینور، یک نُتِ دیز دار داره، که اونم هست: فا دیز. تا اینجا گامِ می مینور بالا رونده ساخته شد. حالا اگه همین نُت ها رو برگردیم به سمت پایین، میشه پایین رونده. شکلِ زیر، گامِ می مینور بصورت بالا رونده و پایین رونده هست:

798px-E_natural_minor_scale_ascending_and_descending

سوال: نُتِ پنجم در این گام چی هست؟

جواب: میشمریم: می، فا، سُل، لا، سی. نُتِ پنجم سی هست، پس گامِ بعدی مینور دیز دار میشه سی مینور.

همونطور که میبینین دوستان، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتِ فا علامتِ دیز میذارن. این یعنی گامِ ما می مینور هست.

توی پست بعدی، در زمینه ی گام های مینور، چندتا گامِ دیز دار و بِمُل دارِ مینور رو بررسی میکنیم، و در نهایت هم تفاوت بین گام های مینور و ماژور رو با هم خواهیم دید.

چطور میتونیم نت های روی خطوط حامل رو سریع تشخیص بدیم؟

چطور میتونیم نت های روی خطوط حامل رو سریع تشخیص بدیم؟

دوستان عزیز، یک مشکلی که خیلی از ماها در ابتدای راهِ یادگیری موسیقی داریم، یا حتی بین کسایی که موسیقی رو خیلی وقته که شروع کردن هم دیده میشه، اینه که با دیدنِ نُتِ روی خطوطِ حامل، نمیتونن سریع بگن که چه نُتی هست. باید از یه نُتِ خاص شروع کنن به شمارش تا برسن به اون نُت.

واسه شروعِ یادگیری، شمُردن خیلی هم خوب هست، چون پشتِ سر هم بودنِ نُتها رو به ما میفهمونه.

همه ی ما با خطوطِ حامل آشنایی داریم. میدونیم که واسه پیانو شاملِ دو دسته ی پنج خطی میشه، که میان و روی این خط ها یا بینشون، یا بالا یا پایین این خطوط یه سری علامت میذارن، که بهشون میگن نُت. مثل عکسِ زیر

Piano_Note_Chart

میدونیم که نُت ها از اینایی که اینجا کشیده شدن بیشترن. واسه اینکه دقیقا بفهمین چندتا نُت هست، به این پست مراجعه کنین دوستان.

خوب، سوالی که مطرح هست اینه که: چجوری این نُت ها رو به خاطر بسپریم؟! آیا راهی هست که توی حفظ کردنِ این نُت ها کمکمون کنه؟

من اینجا چند تا نکته رو میگم، که میتونه کمک کنه واسه یادگیری هرچه سریع ترِ نُت های روی خطوطِ حامل.

۱- اول اینکه نُتها از پایین به بالا شمرده میشن، و هرچی میریم به بالا، صدا زیرتر میشه، و هرچی میایم پایین صدا بم تر میشه. بالا رفتن روی خطوطِ حامل، مثل اینه که روی پیانو از سمت چپ بریم به سمتِ راست.

۲- ساده ترین نُت هایی که به خاطر سپردنشون از همه راحت تر هست،یکی نُتی هست که جلوی کلیدِ سُل، در پنج خطِ حامل بالایی، که مربوط به دست راست هست میشه، و همچنین نتی که جلوی کلیدِ فا در پنج خطِ حامل دوم، که پایینی هست و بهشون میگن “خطوط حامل مضاعف”. جلوی کلیدِ سُل، اسمِ نُتِش میشه سُل (دومین خط). و جلوی کلیدِ فا، اسمِ نُتِش میشه فا (چهارمین خط).

F-G

۳- نُتِ سومی که حفظ کردنش خیلی سادست، نُتِ دو هست. توی شکل زیر، من ۴ تا نُتِ دو رسم کردم. دوتای وسطی که یکی هستن، و باهم فرقی ندارن. یکی بالای خطوط حامل پایینی هست، یکی هم پایینِ خطوطِ حاملِ بالایی (گیج نشین دوستان، خیلی راحته، یخورده تمرکز میخواد فقط). بغیر از این دوتا، اگه دیدین زیرِ خطوطِ حاملِ پایینی دوتا خط مضاعف کشیدن و روش نُت نوشتن، میشه نُتِ دو. همچنین اگه بالای خطوط حامل بالایی، دوتا خط مضاعف کشیدن و روی خط دوم نُت گذاشتن میشه نُتِ دو.

C

۴- چهار تا نُتِ دیگه هست که خیلی راحت میتونین اینا رو تا دیدین بگین چی هستن. شکلِ زیر رو نگاه کنین، فقط کافیه از هر کدوم از نُت های خطوطِ حامل، یکی رو بدونین، تا دومیه رو سریع بگین. نُتِ روی خط اول، از خطوطِ حامل پایینی هست سُل. و نُتِ روی خط پنجم از خطوطِ پایینی هست لا! خیلی جالبه نه؟!! حفظش کنین پس. نُتِ روی خط اول از خطوطِ حامل بالایی هست می، و نُتِ روی خط پنجم، از خطوطِ حامل بالایی هست فا!! یعنی چی؟ یعنی پشت سر هم هستن از توی حروفِ الفبای موسیقی.

G-A-E-F

۵- در هر صورت، دونستنِ نُت های همنام روی خطوط، یا بینِ خطوط، میتونه کمک کنه واسه شمردن و فهمیدنِ بقیه ی نُت ها. به شکلِ زیر نگاه کنین، تمامِ این نُت ها دو هستن!! کافیه چند بار روی یه کاغذ این شکل پایینی رو تمرین کنین، تا همه ی نُت های دو رو توی ذهن خودتون واسه همیشه ثبت کنین. وقتی نیاز به فهمیدن بقیه ی نُت ها هست، میشمرین. به مرحله ای خواهید رسید که دیگه نیازی به شمردن نخواهید داشت.

C2

حالا نظرتون رو به عکس زیر جلب میکنم. تمامِ نُت هایی رو که توی آموزش بالایی یاد گرفتیم رو گذاشتم کنار هم. اگه اینا رو یاد بگیرین، راحت میتونین بقیه ی نُت ها رو هم سریع بگین که چی هست!

ALL1

راه های دیگه ای هم هست واسه به خاطر سپردنِ نُت ها.

اولین راه، بخاطر سپردنِ این دوتا ترتیب هست: GBDF و ACE، که توی شکلی که در لینکِ زیر اومده به خوبی منظور رو میرسونه. حتما لینک رو ببینین و عکسش رو ذخیره کنین دوستان.

لینک تصویر روش GBDF و ACE

راه بعدی پیشنهادی: جمله سازی با حروفِ اولِ نُت ها. چیزی مثلِ شکلِ زیر، که در کنار هم قرار دادنِ حروفِ نُت های بینِ خطوطِ حاملِ کلیدِ سُل، کلمه ی FACE، یعنی “صورت”، رو می سازه:

FACE

واسه کامل شدنِ بحث، جملاتِ انگلیسی ای رو هم که واسه بخاطر سپردنِ نُت های روی خطوطِ حامل معمولا حفظ میکنن رو مینویسم واستون:

توی عکس بالا دیدین که واسه نُت های بینِ خطوطِ حامل کلیدِ سُل شد کلمه ی FACE

واسه روی خطوطِ حاملِ کلیدِ سُل جمله ای مثل: Every Good Boy Deserves Fudge، حروفِ اولِ پر رنگ رو که بذارین کنار هم میشن نُت های E G B D F

واسه بینِ خطوطِ حاملِ کلیدِ فا: All Cows Eat Grass. که میشه نُت های A C E G

واسه رویِ خطوطِ حاملِ کلیدِ فا: Good Boys Do Fine Always که میشه نُت های

G B D F A

البته روش سومی که نوشته شده، یک روش دو مرحله ای هست که نیاز به بررسی کلمات داره، که توصیه نمیشه. اما اگه واسه شما عمل میکنه، ازش استفاده کنین

به هر روشی که عمل کنین، مهم فهمیدنِ این خطوطِ حامل هست. راه رسمیش هم اینه که هر قطعه ای که اجرا میکنین، نامِ نُتی رو هم که اجرا میکنین رو بگین. انقدر این کار رو تکرار کنین، که تمامِ نُت ها ملکه ی ذهنتون بشن .

استاد غلامحسین بنان

استاد غلامحسین بنان

«استاد غلامحسین بنان» در اردیبهشت ماه سال ۱۲۹۰ خورشیدی در تهران خیابان زرگنده (قلهک)، در خانواده ای متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش «کریم خان بنان الدوله نوری» و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار بود. اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم “میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی” و سومین استادش مرحوم “ناصرسیف” بوده اند.

«مرتضی نی داوود» نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنیف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشویق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می‌شد. در سال ۱۲۹۶ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمان‌ها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود، او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد.

بنان موسیقی را از «مرتضی نی داوود» و آواز را از «میرزا ضیاء الدین رضایی» فرا گرفت و از آنها نکته‌ها آموخت و از ردیف‌های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد. بنان در این انجمن سالهای سال خواننده بود.

غلامحسین بنان در سال ۱۳۱۵ خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت «ایران بار» که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال ۱۳۲۱ به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم «فرخ» که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت.
بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت.

بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می‌روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان می‌خواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغاز می‌کند و صبا هم با ویلن او را همراهی می‌کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می‌گوید: «شما نواختن ویولن را قطع کنید» و به بنان اشاره می‌کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می‌خواند و به «سه گاه» فرود می‌آید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می‌بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می‌کند.

صدای بنان، بسیار لطیف و شیرین، زیبا و خوش آهنگ بود، کوتاه می‌خواند ولی درهمین کوتاهی، ذوق و هنر بسیار نهفته است، غلت‌ها و تحریرهای او چون رشته مروارید غلطانی، به هم پیوسته و مانند آب روان است.

از سال۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری خود را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند «داود پیرنیا» با آن همکاری داشت.

بنان مردی مبادی آداب، خوش لباس، خوش بیان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن همیشه لبخندی روی لب‌های این هنرمند می‌شکفت. و می‌گفت: «این لبخند، قیافه مرا در هر حال برای بیننده و شنونده آوازم قابل تحمل‌تر می‌کند» خانه بنان در بلندی‌های جمال آباد شمیران، یادگارهای او را دارد. شاید هم اکنون نیز بتوان «حالا چرا» را در عشاق و بوسلیک، «امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم» را در ابوعطا، «به یاد صبا» را در سه گاه و «همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی» را در ماهور و هزاران اثر دیگر را را در آن سربالایی‌ها شنید و لذت برد و هنر سحرآفرین او را تحسین کرد.

بعدها از کلاس‌های «روح الله خالقی»، «ابوالحسن صبا» و «مرتضی محجوبی» و دیگر هنرمندان بهره‌ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می‌دانم. می‌گویند بنان بم‌ترین صدای مردانه را داشت و صدای او در ردیف آواشناسی، صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ویژگیهای آوای او بود.

بعدها به صلاحدید «کلنل وزیری» و «خالقی»، صدایش را پایین‌تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل‌انگیز شد. « صبا» می‌گفت: «بعضی تحریر‌ها را هیچ کس به جز بنان نمی‌تواند درست بخواند». تحریر در اصطلاح موسیقی به معنی پیچیدگی در آواز، کشش صدا، غلت دادن آواز و پیراستن آواز از خشونت و زواید است. «فرهاد فخرالدینی» می‌گوید: «بنان» به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج، یا کم و زیاد بخواند. بنان در انتخاب شعر و درست ادا کردن آن، بیش از اندازه دقت می‌کرد و در نتیجه وقتی شعر را می‌خواند آنچنان را آنچنان‌تر می‌کرد.

بنان در انتخاب شعر و موسیقی، سخت خوش سلیقه بود.
«روح الله خالقی» می‌گوید: «صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام» اگر به یکی از تصنیف‌های بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان، شکستن کلمه، نابجا خواندن، درنگ یا شتاب بی جا در سرتاسر تصنیف حتی یک بار هم دیده نمی‌شود. اوج، جای خود را دارد و فرود هم. اینجاست که هنر تبلور پیدا می‌کند و بنان را در صدر می‌نشاند. نوع ادای کلمات، جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است.

«علی تجویدی» می‌گوید: «مرا عاشقی شیدا» را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد. بنان علاوه بر شعر‌هایی که از سروده‌های «رهی معیری» از سروده‌های «نواب صفا» نیز استفاده می‌کرد: یاد باد آن همدلی، آن همدمی، آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی.

از کارهای به جا مانده بنان می‌توان به «بوی جوی مولیان» در بیات اصفهان که «روح الله خالقی» آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار دیگری که نام بنان را بر سر زبان‌ها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنیف زیبا و پر مفهوم «من از روز ازل» ساخته استاد «مرتضی محجوبی» در مایه سه گاه است.

در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد.

بنان در ۲۷ آذر ماه ۱۳۳۶ با اتومبیل شخصی در جاده کرج با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف می‌کند و در این سانحه چشم راست خود را از دست می‌دهد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می‌کرده است، این اتفاق تاثیر شدیدی در روحیه او داشت. بنان پس از این ماجرا دچار افسردگی شد ولی همچنان با قدرت به کار خود ادامه می‌داد.

در سال ۱۳۴۶ نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و زمان ریاست «قطبی» به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه‌های گل‌های جاویدان و گل‌های رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته که رهاورد این همکاری‌ها ده‌ها برنامه گل‌های جاویدان، گل‌های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.

گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می‌توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه‌های رادیویی همراه با ارکستر گل‌ها و تکنوازان آن اشاره کرد.
بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان «تنها»، ماهور با پیانوی «رضا محجوبی»، همایون با «مرتضی محجوبی» و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می‌توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از «محجوبی»، دیدی ای مه آهنگ از «یاحقی»، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از «وزیری»، حالا چرا آهنگ از «خالقی» اشاره کرد. «احمد ابراهیمی» و «کاوه دیلمی» از شناخته شده ترین شاگردان این هنرمند برجسته به حساب می‌آیند.

بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود ۴۵۰ آهنگ اجرا کرد و آنچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می‌آورد، زیر و بم‌ها و تحریرات صدای اوست که مخصوص به خودش است.
بنان نه تنها در آواز قدیمی ‌و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعاست.

بعد از انقلاب، چندین بار از ایشان برای اجرای برنامه در رادیو دعوت به عمل آمد اما بنان دیگر حوصله آن سال‌ها را نداشت. در سال‌های آخر عمر تنها سرگرمی ‌استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زیبای خود بود. یاد و خاطره استاد بنان را می‌توانید در “نور و نوا” که به یاد او تدوین و پرداخته شده است زنده کنید و یاد تندیسی بیافتید که در خانه، جای او را پر کرده است.
وی عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است.

غلامحسین بنان مدت‌ها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز ‌هاضمه شده بود و از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز‌ هاضمه او را بیشتر رنجور می‌کرد و متاسفانه کوشش‌های پزشکان و خاصه مراقبت‌ها و از خود گذشتگی‌های «پری بنان» همسر وفادار و مهربانش هم مؤثر نیفتاد و سرانجام غلامحسین بنان گنجینه آواز کلاسیک ایرانی درساعت ۷ بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال ۱۳۶۴ خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت.

پری بنان همسروفادار و مهربانش به احترام او ساعت‌های خانه بنان را از آنروز تا کنون متوقف کرد. روی قبر بنان در امام زاده طاهر کرج نوشته شده الهه ناز …

کتاب “از نور تا نوا” به کوشش دکتر داریوش صبور در مورد زندگی این خواننده بزرگ موسیقی سنتی ایران منتشر شده است.
همچنین کتاب “رویای هستی” به کوشش شهرام آقایی پور که حاوی زندگینامه، اطلاعات متن ترانه‌ها، نام آهنگسازها، نت‌ها و عکسهای استاد بنان است توسط انتشارات پازینه تهران به زیور طبع آراسته گردیده است.

کارنامه هنری استاد غلامحسین بنان
گلهای جاویدان
گلهای جاویدان بدون شماره در «شور»
گلهای جاویدان بدون شماره در «سه گاه»
گلهای جاویدان بدون شماره در «همایون» با سنتور رضا ورزنده
گلهای جاویدان شماره ۹۲ در «بیات ترک و ابو عطا»
گلهای جاویدان شماره ۹۳ در «شور» با ویولون استاد مهدی خالدی
گلهای جاویدان شماره ۹۸ در «ابو عطا» با تار لطف اله مجد
گلهای جاویدان شماره ۱۱۸ در «ماهور» با ویولون استاد علی تجویدی و سنتور رضا ورزنده
گلهای جاویدان ۱۱۸مکرر در «ابو عطا» با ویولون استاد مهدی خالدی
گلهای جاویدان ۱۲۴ در «بیات ترک»
گلهای جاویدان شماره ۱۲۸ در«شوشتری»
گلهای جاویدان شماره ۱۲۹، گلهای جاویدان ۱۳۰
گلهای جاویدان ۱۳۱ در «سه گاه»، گلهای جاویدان شماره ۱۳۲ در «دشتی»
گلهای جاویدان شماره ۱۳۶
گلهای جاویدان شماره ۱۳۷ در «چهار گاه» با پیانو استادمرتضی محجوبی و استاد علی تجویدی
گلهای جاویدان شماره ۱۳۸
گلهای جاویدان شماره ۱۳۹ در «سه گاه» با استاد جلیل شهناز
گلهای جاویدان شماره ۱۴۳ در «شور»
گلهای جاویدان شماره ۱۴۵ در «شور» با سنتور رضا ورزنده
گلهای رنگارنگ
گلهای رنگارنگ شماره ۱۰۳ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۰۹ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۲۶ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۳۴ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۳۶ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۰ الف در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۰ ب در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ب مکرر
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۹ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۱ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۲ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۴ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۶ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۹۰ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۰۱ در «ابو عطا»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۰۵ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۱۰ در «بو سیلک»
گلهای رنگارنگ ۲۱۰ ب مکرر در «بوسیلک»
گلهای رنگارنگ ۲۱۱ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۲۸ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۳۳۰در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۲ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۴ در «دشتی و ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۷ در «ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۲ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۵ در«همایون»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۹ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۰ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ بختیاری (محلی)، شماره ۲۵۱
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۲ در «همایون»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۴ در «اصفهان»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۶ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۷ در «ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۶۵ در «اصفهان»
برگ سبز
برگ سبز شماره ۲۷ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۳۱در «افشاری»
برگ سبز شماره ۴۶ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۶۳ در «اصفهان»
برگ سبز شماره ۸۳ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۱۰۷ در «اصفهان»
برگ سبز شماره ۱۴۵ در «همایون»
و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده‌است.

کلیدهای سیاه پیانو

کلیدهای سیاه پیانو

در این قسمت قصد دارم راجب کلیدهای سیاه پیانو صحبت کنم، و ببینیم بین اینها با کلیدهای سفید چه تفاوتی وجود داره.

قبل از هر چیز، اگر پست ” شناخت کلید های پیانو، و نت های مربوط به آن ها “رو مطالعه نکردن، اول پیشنهاد میکنم حتما اون رو بخونین، بعد ادامه ی این پست رو ببینین.

برای فهم کلیدهای پیانو، ابتدا باید معنی “پرده” رو فهمید، و قبل از اون معنی اکتاو رو. به تعریف زیر از “اکتاو”، که از سایت ویکی پدیا گرفتم دقت کنین دوستان:

” اُکتاو (به انگلیسی ( Octave :گاه به اختصار به صورت ۸ve و P8 نیز نوشته می‌شود در زبان لاتین یعنی عدد هشت. اکتاو در موسیقی نشان دهنده ی هفت نُتِ پایه‌ای Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si موسیقی و نت هشتم که تکرار نت Do اول با فاصله نت هفت است، می‌باشد. هر ساز دارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشت نت که برابر با یک اکتاو می‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.

در واقع بازه­ی اصوات موسیقی به زیربازه­هایی به نام اکتاو بخش می­شود. یک اکتاو بازه فرکانسی را شامل می­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هر نت ۲ برابر فرکانس نت هم­نام خود در اکتاو قبلی است (برای نمونه لا در اکتاو ۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لای اکتاو ۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گ‌یرند، تشکیل تصاعد هندسی می­دهند. ”

بصورت خلاصه میشه گفت: یک اکتاو، یعنی هفتا نُت الفبای موسیقی، به اضافه ی هرچی کلید سیاه بینشون هست، روی پیانو. یعنی همون عکس زیر، که قبلا هم دیدین:

qgsjxgv6qjdalmsjk7pt

خوب، حالا تعریف پرده:

” در سیستم کلاسیک، یک اکتاو به دوازده فاصله برابر تقسیم می‌شود که به هر یک از این فواصل یک نیم‌پرده گفته می‌شود، و جمع هر دو نیم‌پرده را یک پرده می‌گویند. ”

بازهم به صورت ساده تر میشه گفت: بجای استفاده از کلمه ی “فاصله” بین کلیدهای پیانو، میگن “پرده”. این واژه در آلات موسیقی دیگه هم استفاده میشه. ولی نکته ای که مهم هست اینه که در پیانو، بین هر کلید با کلید کناری، نیم پرده فاصله هست، نه یک پرده. به عکس زیر دقت کنین دوستان:

9d9lnj1mdljr1o9ghd

طبق این عکس، ما میفهمیم که بین کلید دو، با کلید سیاه بعدیش نیم پرده فاصله هست، از اون کلید سیاه تا کلید سفید بعدی که میشه ر، اونم نیم پردست، به همین تریتیب بین کلید ر تا کلید سیاه بعدیش نیم پرده فاصله هست، و … . طبق این روند قطعا بین کلید می با کلید فا میشه نیم پرده فاصله، بین کلید فا و کلید سیاه بعدیش نیم پرده، بین کلید سل با کلید لا میشه یک پرده (که حاصل جمع نیم پرده + نیم پرده هست). در آخر هم بین کلید سی و کلید دو در اکتاو بعدی هم نیم پرده فاصله هست.

حالا واسه اینکه هی نگن “کلید بعدی بعد از مثلا کلید دو”، میان و اسم گذاری میکنن کلیدهای سیاه رو. البته با توجه به جهت حرکت شما از کلید سفید کناری به کلید سیاه مورد نظر! مثلا: اگه از سمت کلیدهای بم، از روی یه کلید سفید برید روی یه کلید سیاه، اسمش رو با نام همون کلید سفید میخونین، اما جلوش میگین “دیِز”. مثلا: اگه از روی کلید دو برم به سمت کلید سیاه طرف راستش، اون کلید سیاه میشه دو دیز. حالا در نظر بگیرین روی کلید لا هستیم، اگه بریم به سمت راست، کلید سیاه بعد از کلید لا اسمش میشه لا دیز، و اگه بریم به سمت چپ، اسمش میشه لا بِمُل. سادست. به عکس زیر دقت کنین دوستان عزیز:

piano2-labeled

علامت دیز شارپ ( # ) هست، و علامت بمل هم یه حرف b انگلیسی کوچیک جلو هر حرف نشون دهنده ی نُت. درست مثل عکس بالا.

حالا وقتی خوب دقت کنیم میبینیم که دو دیز، همون ر بمُل هست. یعنی اسم این کلید متناسب با جهت حرکت ما از سمت راست به چپ، یا چپ به راست مشخص میشه، که کاربردش در مسئله ی گام ها هست که در مرحله ی بعدی خدمت دوستای گُلَم توضیحاتش رو مفصل خواهم آورد.

هنگام یا اُکتاو

هنگام یا اُکتاو

هنگام یا اُکتاو (به انگلیسی: Octave) گاه به اختصار به صورت ۸ve و P۸ نیز نوشته می‌شود در زبان لاتین یعنی عدد هشت. اکتاو در موسیقی نشان دهنده ۷ نُت پایه‌ای موسیقی: Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si و نت هشتم که تکرار نت Do اول با فاصله ۷ نت است می‌باشد. هر ساز دارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشت نت که برابر با یک اکتاو می‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.

در واقع بازه­ اصوات موسیقی به زیربازه‌هایی به نام هنگام بخش می­شود. یک هنگام بازه فرکانسی را شامل می­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هر نت ۲ برابر فرکانس نت هم­نام خود در اکتاو قبلی است (برای نمونه لا در اکتاو ۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لای اکتاو ۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گیرند، تشکیل تصاعد هندسی می­دهند.

تمام پرده

تمام پرده

پرده (تمام پرده)(به انگلیسی: whole tone) یا دوم بزرگ (به انگلیسی: major second) فاصله‌ای در موسیقی است که معادل ۲ نیم پرده باشد. به بیان دیگر، فاصلهٔ دومی که از ۲ نیم پرده تشکیل شده باشد را دوم بزرگ گویند. مانند فاصلهٔ بین دو تا ر؛ چرا که فاصلهٔ بین دو تا ر از ۲ نت تشکیل شده (دو، ر) و این فاصله دارای ۲ نیم پرده است (دو -> دودیز -> ر). براین اساس که هر نیم پرده برابر با ۱۰۰ سنت است، فضای بین دو نت ابتدایی و پایانی در یک فاصلهٔ دوم بزرگ، ۲۰۰ سنت می‌باشد.

دوم افزوده، دوم کوچک و دوم کاسته نیز فاصله‌های دوم هستند با این تفاوت که از تعداد نیم پردهٔ متفاوتی تشکیل شده‌اند. دوم افزوده دارای ۳ نیم پرده (مانند فاصلهٔ بین دو تا ر دیز)، دوم کوچک دارای ۱ نیم پرده (مانند دو تا ر بمل) و دوم کاسته دارای ۰ نیم پرده (دو دیز تا ر بمل) است.

فاصله‌های دیگری که با پسوند «بزرگ» نامگذاری شده‌اند، سوم بزرگ، ششم بزرگ و هفتم بزرگ هستند.

معکوس فاصله دوم بزرگ، هفتم کوچک است.

720px-Major_Second_P.svg


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است