خانه » اخبار موسیقی (صفحه ی 4)

اخبار موسیقی

عثمان محمدپرست: شکایتی ندارم

عثمان محمدپرست: شکایتی ندارم

عثمان محمدپرست: شکایتی ندارم

«حالم خوش نیست. این کمر درد می‌کند. راه نمی‌توانم بروم؛ اما خدا را شکر می‌کنم. خدا را شکر می‌کنم. زنده‌ام دیگر. ساز می‌زنم‌ها؛ اما خیلی کم.»

اینها را «عثمان محمدپرست» می‌گوید؛ وقتی تلفنش را برمی‌دارد. با همان لهجه‌ی شیرین‌اش. می‌گوید: «شکایتی ندارم.» پیرمرد شکایتی ندارد. از زندگی‌اش راضی است. می‌شود نباشد؟ با آن زندگی پر از ماجرایش، با آن همه حضورِ مقتدرانه‌‌اش در موسیقی، با آن همه کار خیری که انجام داده است؛ پیرمرد شکایتی ندارد. سرخوش است؛ اگر این دردِ بی‌امانی که این روزها اسیرش کرده، امان دهد: «شکایتی ندارم، ۹۰ سالم است دیگر.»

مصاحبه با «عثمان» کار سختی است؛ نه به خاطرِ آن لهجه‌ی شیرین؛ نه فقط به خاطر اینکه استادِ بزرگی است؛ برای اینکه وقتی حرف می‌زند؛ دلت نمی‌خواهد هیچ بگویی؛ دلت می‌خواهد همین‌طور او حرف بزند و حرف بزند و حرف بزند و زمان متوقف شود و او برای همیشه بماند. گفت‌وگو با «عثمان» درد دارد، وقتی میانِ حرف‌هایش از دردی که امانش را بریده، «آه» می‌کشد: «پدرم دامدار بود؛ من اما ساز زدم از همان وقتی که بچه بودم. خدا کمکم کرد؛ خدا همیشه به من نظر داشت. خب من ساز می‌زدم؛ اما این ساز زدن شنیده شد. رفتم خیلی جاها، خیلی کشورها، مردم من را شناختند. ساز در این منطقه پراعتبار شد، خب خدا کمکم کرد؛ خدا که نخواهد؛ هیچ چیز نمی‌شود. حالا شما هی تلاش کن. هی بدو. فایده ندارد. همه چیز دستِ خداست. خدا.»

«عثمان» راست می‌گوید. خداوند انگار او را بغل کرده، نه به خاطر اینکه دوتارنوازِ شهیری شده است. خب این هم مهم است؛ اما می‌دانید مهم‌ترش چیست؟‌ همین صدایش، همین صورتی که انگار نورِ خدا دارد، این خطوطِ روشنِ چهره‌اش و این سادگی و این لبخندی که همیشه روی صورتش است. ای کاش این درد از بین برود. عثمان مثلِ آسمانِ پر ستاره‌ی کویر است؛ مثلِ‌ همان سرزمینی که در آن به دنیا آمد، رشد کرد و ساز زد و در تمامِ این سال‌ها دلِ مردمانش را خوش کرد میانِ این همه خشکی: «اینجا محروم است دخترم. عقب افتاده است. برای همین باید دل مردم را به چیزی خوش کرد. من خیلی وقت‌ها برای این مردم ساز زدم. مردم از قدیم دوتار می‌زدند؛ بی‌کلاس و استاد؛ سازی که می‌زدند؛ با این چیزی که من می‌زنم، فرق داشت. من خیلی کارها روی این ساز کردم. بهش چند پرده اضافه کردم. حالا خیلی‌ها دوتار را می‌شناسند. خیلی‌ها دوستش دارند. مردم دلشان خوش است به این صدا دیگر. مثلِ خود من. هیچ چیزی جز صدای خوش حالِ من را خوب نمی‌کند.»

ادامه مطلب

شاهنامه به روایت پدر و پسرِ آوازخوان

شاهنامه به روایت پدر و پسرِ آوازخوان

شاهنامه به روایت پدر و پسرِ آوازخوان

کنسرت «آواز پارسی» با حضور استاد «شهرام ناظری» و همچنین «حافظ ناظری»، بر اساس اشعار حماسی شاهنامه فردوسی، که با استقبال پر شور و بیش از ده هزار نفری مخاطبان، در چهار شب و در سالن وزارت کشور برگزار شد؛ اواسط شهریور ماه بارِ دیگر تمدید و به اجرا درآمد. در این کنسرت از برنامه‌های «آواز پارسی»، «حافظ ناظری» در بخش اول کنسرت به تنهایی و بدون همراهی پدرش به اجرای برنامه پرداخت. در قسمت های دیگر این کنسرت، داستان «ضحاک» توسط پدر و پسر، به نوعی متفاوت و با لحنی حماسی به اجرا درآمد. این کنسرت بر اساس آهنگسازی بر روی اشعار شاهنامه و با هدف حفظ آواز ایرانی به دور از الحان عربى اجرا می‌شود.

استاد شهرام ناظری و حافظ ناظری، پس از «ناگفته» این بار، کنسرت شاهنامه خوانی ایران را اجرا کردند. استاد ناظری درباره‌ی این برنامه می‌گوید: «چون این پروژه شاهنامه خوانی است ما گفتیم بهتر است بخشی را به صورت نقالی برایتان اجرا کنیم. البته از نظر گفتمان باید یک نقال باشد اما از لحاظ لحن و بیان کار خود من است. داستان فریدون و ضحاک، نبرد نیکی و بدی و حق و باطل است. طبیعتاً الگوی ظلمت ضحاک و الگوی نور فریدون است.»

ادامه مطلب

فرشید اعرابی: دیگر نمی‌توانم موسیقی‌های سبک خودمان را گوش کنم

فرشید اعرابی: دیگر نمی‌توانم موسیقی‌های سبک خودمان را گوش کنم

فرشید اعرابی: دیگر نمی‌توانم موسیقی‌های سبک خودمان را گوش کنم

همان یک ربعی که بر حسب اتفاق پشت در بسته دفتر موسیقی ما ماندیم، صحبت‌هایی بین‌مان رد و بدل شد که متوجه کاراکتر متفاوت فرشید اعرابی شدم. با توجه به مصاحبه‌های متعددی که بعد از انتشار چهارمین آلبومش یعنی «مرگ خاموش» داشت، نگران بود که این مصاحبه هم تکراری شود و حرف جدیدی برای گفتن نداشته باشد. همان لحظه تصمیم گرفتم سوال‌هایم را تغییر دهم و این‌بار شخصیت جدیدی از این موزیسین را پیش‌روی دوست دارانش قرار دهم؛ اتفاقی که به یاد ندارم رخ داده باشد؛ چراکه مصاحبه‌های فرشید اعرابی معمولاً درباره فضای موسیقایی و مسائل تکنیکال این سبک بوده است.

برای ما که جالب بود اما شاید برای شما هم جالب باشد بدانید یک راکر دیگر نمی‌تواند موسیقی‌های ژانر خودش را گوش کند و علایق‌اش در قطعات آرام دهه ۵۰ خلاصه می‌شود و ترجیح می‌دهد شب‌ها که خسته از آموزشگاه به خانه برمی‌گردد، مستند یا راز بقا نگاه کند.

فرشید اعرابی جزء اولین هنرمندان پس از انقلاب است که شاگردان متعددی هم داشته و خیلی از آنها الان برای خودشان اسم و رسمی دارند. با این هنرمند درباره آلبوم جدید و همچنین کاراکتر متفاوتش گفت‌وگوی جالبی داشتیم که امیدواریم به مذاق شما هم خوش بیاید.

ادامه مطلب

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

اولین اجرای کافه‌ای رامین بهنا برگزار می‌شود

گروه «بهنا» به سرپرستی رامین بهنا، جدیدترین کنسرت خود را این‌بار در «لاکی کلاور کافه» برگزار می‌کند. این کنسرت قرار است روز شنبه ۲۵ شهریور ساعت ۲۱ برگزار شود.

در این کنسرت قطعات دو آلبوم اخیر رامین بهنا یعنی «نه آنچنان» و «ایران ۱۱» -که حدود دو سال پیش منتشر شد- اجرا می‌شود.

رامین بهنا، طی سال‌های زیادی که در موسیقی فعالیت داشته، برای اولین‌بار است که کنسرت کافه‌ای برگزار می‌کند. البته این هنرمند زمستان سال گذشته نیز در فضای متفاوت  گالری «طراحان آزاد»، پرفورمنس «کاموفلاژ» را روی صحنه برد که در آن برنامه شاهد تلفیق موسیقی با اینستالیشن، لایتینگ آرت، ویدیو آرت و نمایش بودیم.

ادامه مطلب

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

پیمان قدیمی: برای مردمی نوشتم که سواد خواندن نداشتند

این روزها آلبوم «غم‌‌‌نومه‌ فریدون» منتشر شده است. اثری با آهنگسازی «حسین علیزاده»‌ و نویسندگی و کارگردانی «پیمان قدیمی».  حسین علیزاده استادِ بزرگی است؛ خیلی بزرگ؛ از معدود موسیقی‌دانانی که می‌توان با خیالِ راحت بهشان «استاد» گفت و از شنیدنِ هر اثرشان و حتی از شنیدنِ حرف‌هایشان حظ کرد و لذت برد و احساس غرور کرد؛ اما همین که موسیقی او روی اثری از یک جوان نشسته است، خودش دلیلِ دیگری است برای اندیشه‌هایِ خاصِ تارنوازِ شهیرِ موسیقی ایران. لابد که متن آنقدر خوب بوده که استاد را برای ساختنِ موسیقی ترغیب کرده است؛ اما می‌دانید خیلی از جوان‌ها خیلی کارهای خوب دارند و خب خیلی از اساتید به آنها اعتماد نمی‌کنند؛ این اثر اما ماجرایش فرق می‌کند. «پیمان» یک روز می‌رود خانه‌ی او تا اجازه بگیرد که از موسیقی‌هایش به صورت انتخابی در این کار استفاده کند؛ ‌استاد اثر را می‌شنود و می‌گوید که چرا از قطعاتِ انتخابی استفاده کند؟‌ برایش موسیقی می‌سازد. خب این برای نویسنده‌ی جوان اتفاقِ مهمی بوده است. خودش می‌گوید ساعت‌ها بعد از آن پیاده روی کرده است. از آتی‌ساز تا نزدیکی‌های انقلاب؛ اما نویسنده‌ی جوان هم این اعتماد را بی‌جواب نگذاشته است؛ از متنِ متفاوت و خاصش اگر بگذریم، در کارگردانی هم سنگِ تمام می‌گذارد و بهترین‌های تئاتر و سینما را جمع می‌کند تا اثری خلق شود که از هر طرف که نگاه می‌کنی، اثرِ متفاوتی شود که می‌‌توان بارها و بارها گوشش داد و همراه هیچا خندید و همراه بی‌بی گریه کرد. «غم‌نومه‌ فریدون» را باید گوش داد؛ نه تنها به خاطر موسیقی سرزنده و شاداب و پرقدرتِ حسین علیزاده، نه به خاطرِ متنِ تمیز و شعرِ زیبای پیمان قدیمی، نه به خاطر صدای خاصِ مرتضی احمدی و ژاله علو و فاطمه معتمدآریا و صابر ابر و خیلی‌های دیگر؛ باید گوش داد تا یادمان بیاید این سرزمین، سرزمین قصه‌هاست با مردمانی که می‌توانند دردهایشان را هم قصه کنند؛ قصه‌ای شیرین و کسی چه می‌داند شاید جاوید:

ادامه مطلب

اولین کنسرت «مهدی جهانی» برگزار می‌شود

اولین کنسرت «مهدی جهانی» برگزار می‌شود

اولین کنسرت «مهدی جهانی» برگزار می‌شود

ورود چهره‌های جدید به عرصه موسیقی رسمی کشور، اتفاق مثبتی است که در یک سال اخیر رخ داده و در ادامه این روند، «مهدی جهانی» بار دیگر در جرگه خوانندگان رسمی کشور قرار گرفت. به گزارش «موسیقی ما»، این خواننده پس از مدت‌ها انتظار توانست مجوزهای لازم برای برگزاری کنسرت را بگیرد و نخستین اجرای زنده او در تاریخ ۱۸ شهریور در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی برگزار خواهد شد.

مهدی جهانی درباره نخستین کنسرت و فعالیت مجازش در کشور در نخستین اظهار نظر رسمی به خبرنگار سایت «موسیقی ما» گفت: «حس بسیار خوبی دارم و امیدوارم در کشور خودم در بهترین و مقبول‌ترین حالت برای دوستداران موسیقی بخوانم و این برایم ارزشمند است. هم‌صدا شدن با هم‌وطنانم برای من بهترین اتفاق است و قطعاً همیشه تلاشم بر این است که بتوانم بهترین آثار را برای آنها تولید کنم.»

این کنسرت به تهیه کنندگی «رسول ترابی» و تحت امتیاز موسسه «آوای دوران» در دو سانس برگزار خواهد شد. رسول ترابی دقایقی پیش درباره این کنسرت و برنامه‌ریزی‌های آن در گفتگو با خبرنگار سایت «موسیقی ما» گفت: «خدا را شکر که مجوزهای مهدی جهانی صادر شدند. رویه دفتر موسیقی واقعاً رویه‌ای مثبت و قابل احترام است. نسل خواننده‌ها در ایران در حال پوست‌اندازی است.»

ادامه مطلب

موسیقی مدرن امروزی در آینده سنتی می‌شود

موسیقی مدرن امروزی در آینده سنتی می‌شود

موسیقی مدرن امروزی در آینده سنتی می‌شود

این روز‌ها سی روی صحنه است؛ کنسرت- نمایشی که تا همین الان توانسته رکورد فروش مخاطبان در موسیقی را بشکند؛ همایون شجریان و سهراب پورناظری در این سال‌ها توانسته‌اند با آثارش مخاطب گسترده‌ای را به خود جلب کنند؛ آن‌ها هر دو از خانواده‌ای اهل موسیقی هستند؛ اما هیچ‌گاه خودشان را محدود به موسیقی سنتی نکرده‌اند؛ انگار می‌دانند آدم‌های این دوره و زمانه؛ موسیقی خودشان را هم می‌خواهند؛ موسیقی‌ای متناسب با زندگی شلوغ این روز‌ها؛ اما در این راه همراهان بسیاری هم داشته‌اند؛ اگر به آثار گذشته‌شان نگاه کنید، متوجه خواهید شد که نام‌های مشترکی دیده می‌شود: مهیار طریحی، حسین رضائی نیا، آزاد میرزاپور و البته نگار خارکن. این نام‌ها حالا هم در این کنسرت- نمایش حضور دارند؛ به همین بهانه با آنان به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم:

  • به عنوان اولین سوال در این باره توضیح می‌دهید که دلیل مهجور ماندن شاهنامه فردوسی و استفاده کمتر از اشعار این شاعرِ بزرگ در موسیقی ایران به چه دلیل است و به نظرتان عدم پرداخت کافی به یکی از مهمترین آثار ادبی این سرزمین برای موسیقی کشور یک خلأ به‌شمار نمی‌رود؟

نگار خارکن: دلایل زیادی برای مهجور ماندن این اثر در موسیقی ایران وجود دارد؛ در واقع می‌توان گفت حالت روایی بودنِ «شاهنامه» باعثِ ایجاد یک مشکل برای ورودِ موسیقی، نمایش و هنرهای دیگر به آن می‌شود. داستان‌های شاهنامه، همگی بسیار طولانی و مفصل هستند و روایتِ آن‌ها همراه با موسیقی کار آسانی نیست. از آن طرف این اثر به لحاظ ادبی نیز کتاب دشواری است و کسی که می‌خواهد روی آن کار کند، باید به «شاهنامه‌خوانی» مسلط باشد. خود شاهنامه‌خوانی هم یک بحث جداست. در واقع کسی که می‌خواهد یک قطعه موسیقی بر اساس شاهنامه بسازد یا یک نمایش بر این اساس کار کند، باید در وهله اول بتواند شاهنامه را خوب بخواند و در عین حال خوب بفهمد. همه این‌ها دلایلی است که باعث می‌شود خیلی‌ها برای خلق یک اثر هنری به سراغ شاهنامه نروند.

ادامه مطلب

خاطره‌بازى با موسيقى دهه هفتاد در برج آزادى

خاطره‌بازى با موسيقى دهه هفتاد در برج آزادى

خاطره‌بازى با موسيقى دهه هفتاد در برج آزادى

محمدرضا عیوضى، خواننده قدیمى موسیقى پاپ، روز جمعه ١٠ شهریورماه، بعد از ١۵ سال در برج آزادى با مخاطبان خود دیدار مى کند.

اواخر سال ٨١ بود که محمدرضا عیوضى آخرین کنسرت خود را در سالن حجاب برگزار کرد و بعد از انتشار آلبوم «دل خوش سیرى چند؟» براى ادامه تحصیل به آلمان رفت. او اردیبهشت سال جارى ششمین آلبومش با نام «حس خوب» را با فضایى ملهم از موسیقى دهه هفتاد روانه بازار کرد و تصمیم گرفت فعالیت هاى هنرى خود را از سر بگیرد.

این خواننده ى خوب نسل اول موسیقى پاپ که این روز‌ها بیشتر از گذشته سعى در فعالیت در فضاى موسیقایى دارد، در کنسرت پیش رو یازده قطعه اجرا مى کند که دو قطعه آن به آهنگ هاى خاطره انگیز او یعنى قطعه «رنگین کمون» تیتراژ سریال روزگار جوانى (که اصلا با این قطعه توانست اواخر دهه هفتاد به شهرت برسد) و همچنین قطعه «یه روز برفى» اختصاص دارد. علاوه بر این دو قطعه آذرى قدیمى با نام «آیریلیق» (براى پیانو و آواز) و «کارلار دوشر» را این بار با تنظیم متفاوتى در فضاى موسیقى جز اجرا خواهد کرد. باقى قطعات از تازه‌ترین آلبوم این هنرمند یعنى آلبوم «حس خوب» انتخاب شده‌اند که مى توان به قطعات حس خوب، عشق تنها شد، نگاهتو ازم نگیر، یکى هست، خداحافظ، چهار دیوارى و نوازش اشاره کرد.

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است