خانه » مصاحبه و گفتگو (صفحه ی 5)

مصاحبه و گفتگو

آلبوم شخصی مرحوم «علی طباطبایی» به فراموشی سپرده شد

آلبوم شخصی مرحوم «علی طباطبایی» به فراموشی سپرده شد

پروژه آلبوم شخصی مرحوم «علی طباطبایی» به فراموشی سپرده شد

یک سال در همین ماه شهریور و چنین روزهایی بود که خبر درگذشت ناگهانی «علی طباطبایی» خیلی‌ها را تحت‌تأثیر قرار داد و ناراحت کرد. این بازیگر جوان سابقه ایفای نقش در چند سریال از جمله «قلب یخی» و «بچه‌های نسبتاً بد» را داشت و از خانواده‌ای هنری پا به این عرصه گذاشت. اما شاید کمتر کسی در جریان باشد که علی طباطبایی در یک مقطع زمانی به فکر انتشار آلبومی با صدای خودش بوده است. او حتی برای این امر با «شهاب اکبری» و «محسن یگانه» وارد همکاری می‌شود و چند قطعه را هم تولید می‌کنند اما این پروژه متوقف و به فراموشی سپرده می‌شود. یک سال پس از درگذشت او با شهاب اکبری گپ زدیم و این موزیسین برای اولین‌بار از جزئیات آلبومی که قرار بود با صدای علی طباطبایی منتشر شود پرده برداشت. او درباره دلایل توقف این مجموعه و اتفاقات پس از آن هم سخن گفت. البته بخش دوم گفتگوی ما با شهاب اکبری هم درباره فعالیت‌های شخصی خودش در عرصه خوانندگی بود. چون او این روزها تمام تمرکز خود را روی آلبوم شخصی‌اش معطوف کرده و شاید این مجموعه تا پایان سال به بازار عرضه شود.

  • *سال گذشته مدتی پس از درگذشت زنده‌یاد «علی طباطبایی» با هم صحبتی داشتیم و گفتید که او قصد داشت به عرصه خوانندگی وارد شود اما مجالی برای توضیح بیشتر در این زمینه پیش نیامد.

قرار بود من و «محسن یگانه» آلبومی را برای مرحوم «علی طباطبایی» جمع کنیم. پس از ضبط چند قطعه متوجه شدیم که علی نیاز دارد تا بیشتر روی مقوله خوانندگی و تکنیک‌های آواز کار کند. به صورت موقت پروژه را متوقف کردیم ولی بعداً همه ما از این ماجرا دور شدیم. اما چند قطعه داشتیم که محسن ملودی آنها را ساخته بود و من هم تنظیم کرده بودم.

  • *جرقه آشنایی شما و تولید این آلبوم از چه سالی شکل گرفت؟

سال ۸۷ این پروژه را آغاز کردیم که همزمان با شروع بخش‌هایی از آلبوم «نفس‌های بی هدف» بود. حدود یک ماه پیش از آن آلبوم پروژه مجموعه آثار علی طباطبایی را آغاز کردیم.

ادامه مطلب

حامد زمانی: هر جا ظلمی هست صدای من هم باید آنجا باشد

حامد زمانی: هر جا ظلمی هست صدای من هم باید آنجا باشد

حامد زمانی: هر جا ظلمی هست صدای من هم باید آنجا باشد

حامد زمانی که در هفته‌های گذشته قطعه «۷ تیر» را در فضای مجازی منتشر کرد و همچون اکثر آثارش واکنش‌های مختلفی را نیز در جامعه ایرانی به خود دید، از انتشار آلبومی در فضای اجتماعی خبر داد که برنامه‌ریزی‌ها و هدف‌گذاری‌های زیادی را در آن اعمال کرده است.

این هنرمند در گفتگو با «موسیقی ما» برای نخستین بار جزئیاتی از فعالیت‌های جدید و آلبومش را عنوان کرده که در ادامه می‌خوانید.

  • * آلبوم حامد زمانی مدت‌ها است که در آستانه انتشار است ولی هنوز روانه بازار نشده. دلیل این تاخیرهای فراوان چیست؟

ببینید، آلبوم یک پروسه است نه یک پروژه. پس می‌تواند یک حس و یک تفکر باشد که باید رشد پیدا کند و پرورانده شود. اتفاقی که متاسفانه موسیقی امروزمان کمتر به خودش می‌بیند. یعنی مجموعه‌ای از آزمون و خطاها و رفت و برگشت‌های حسی و ادراکی، که بقول فلاسفه یک جور فرآیند سنتزی دارد. آلبوم یک هنرمند با کیفیت‌ترین و زمان‌برترین اثرش است و اینجا است که باید دیالکتیک من با خودم و جامعه‌ام شکل بگیرد که بخشی از آن حدیث نفسه و بخشی از آن نقد و اعتراض است. حس و فکر روی آلبوم من سال‌ها است شروع شده و طبیعتاً هروقت به پختگی لازم برسد آن را منتشر می‌کنم. الان به نظرم کم‌کم زمان تولدش است.

  • * جزئیاتی از این آلبوم منتشر نشده است. فضای این آلبوم با چه موضوعیتی است؟

اول بگویم که این آلبوم ادامۀ تکمیل پازل گفتمانیِ من خواهد بود که در همان چارچوب قبلی من تعریف می‌شود. موضوعات متفاوت است. لحن و فرم شاید متفاوت باشد. اما خاستگاه همه یکی است. پازل گفتمانیِ من یعنی شورش علیه سه گانۀ طاغوت‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که شاید بعد از آهنگ «۷ تیر» من، ملموس‌تر شده باشد. وظیفه و رسالت یک هنرمند گفتن از مشکلات و مسائل جامعه و دنیای خودش است. در فلسفۀ علوم انسانی که اتفاقاً من «هنر اجتماعی» را یکی از شاخه‌های مرتبط آن می‌دانم، مقابل هم تعریف می‌شود. یعنی من خواندن از مسائل و مشکلات را وظیفه و تکلیف خودم می‌دانم، که این به نظرم می‌شود رسالتِ موضوعی آلبومم. که اگر اجازه بدهید بقیه آن را بگذارم برای فضاهای مبسوط‌تری که برای توضیح حال و هوای آلبومم در نظر گرفته‌ام.

ادامه مطلب

گفت‌وگو با نوازندۀ برجستۀ گیتار (آنتونیو ری)

گفت‌وگو با نوازندۀ برجستۀ گیتار (آنتونیو ری)

«آنتونیو ری» - نوازندۀ برجستۀ گیتار فلامنکو- که می‌توان او را از بزرگ‌ترین نوازندگانِ فلامنکو دانست، این روزها در همکاری با «سهراب پورناظری» - نوازندۀ نامدار تنبور و کمانچه- مشغولِ اجرای پروژۀ «زریاب» است. پروژه‌ای که  تاکنون دو کنسرتِ آن برگزار شده و قرار است به زودی آلبومی نیز از آن منتشر شود و البته قرار است پروژه به شکل‌های گوناگونی نیز ادامه داشته باشد. این در حالی است که او چهارم و پنجم ماهِ جاری، همچنین مسترکلاسی برای هنرجویانِ گیتار فلامنکو برگزار کرد که دربارۀ مباحث نوازندگی حرفه‌ای گیتار فلامنکو، تکنیک، دستگاه‌های مختلف، ریتم و کومپس و بررسی مشکلات نوازندگان، کلاس‌های آموزشی خود را برگزار کرده است. با او دربارۀ این پروژه و همچنین برنامه‌های آتی‌اش گفت‌وگو کرده‌ایم.        * به عنوانِ سوالِ اول دربارۀ نحوۀ آشنایی‌اتان با «سهراب پورناظری» توضیح می‌دهید که چگونه به این همکاری منجر شد؟  ابتدا برای حضور در جشنواره‌ِ موسیقی فجر از من دعوت شد تا در این فستیوال به اجرای برنامه بپردازم. حضورم در ایران منجر به آشنایی‌ام با «سهراب» شد و از همان‌جا، این ایدۀ مشترک برایمان شکل گرفت که با یکدیگر کنسرت دهیم و کار مشترک ضبط کنیم. خوشبختانه این ایده محقق شد و برای من افتخار بزرگی است که با ایشان می‌نوازم. به خصوص این‌که موسیقی ما و نگاهمان به این هنر با یکدیگر اشتراکاتِ بسیاری دارد.      * نتیجۀ این همکاری تا کنون چه بوده است؟  من در ایران که بودم، با یکدیگر کنسرتی برگزار کردیم که احتمالاً آن را مشاهده کرده‌اید.بعد از مدتی ایشان به «فرس» -شهر من- آمد و با هم برای مدتی تمرین کردیم و همان‌جا، ضبطِ یک آلبوم را شروع کردیم که می‌توان آن را تلفیقی از موسیقی ایران و موسیقی فلامنکو دانست. تعدادی از قطعاتِ این آلبوم را من ساخته‌ام و تعدادی دیگر را «سهراب» و تعدادی قطعه را نیز به صورت بداهه به اجرا درآورده‌ایم.      * بداهه‌نوازی برای دو نوع موسیقی از دو فرهنگِ متفاوت کار دشواری نیست؟‌  شاید در ظاهر این دو نوع موسیقی با یکدیگر متفاوت باشند، اما قلب و روحِ این نوع موسیقی‌ها، هارمونی‌ و ریتمشان یکی است. درست به همین خاطر است که من با روانیِ بسیاری با ایشان ساز می‌زنم.      * یعنی آنچه ما در این دو کنسرت دیدیم، کاملاً به صورت بداهه روی صحنه رخ داد؟‌  اگر کنسرت را دیده باشید، مشاهده کرده‌اید که من در بخش اول، دستگاه‌های خالص فلامنکو را نواختم. در قسمت دوم «سهراب» به همراه گروهش روی صحنه رفت و در بخشِ سوم تلفیقی از این دو نوع موسیقی صورت گرفت که بخش مهمی از آن بداهه‌نوازی میان من و ایشان بود. ما پیش از اجرای برنامه ساختار کلی آن را تصنیف کرده‌ بودیم. اما این اتفاق تنها در ساختارِ کلی رخ داد و دیگر به شکل بداهه با یکدیگر گفت‌وگوی موسیقایی کردیم. اتفاقاً برخلافِ آنچه شما تصور می‌کنید، این اتفاق به هیچ‌وجه غیرممکن یا حتی مشکل نیست. من و «سهراب» موزیسین‌هایی هستیم که سال‌های زیادی است که موسیقی کار می‌کنیم و سال‌های زیادی را پشتِ سر گذاشته‌ایم. بنابراین به صورت «آنی» -روی کلمۀ «آنی» تاکید می‌کنم- توانستیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم. البته که شاید ابتدا از نظر روحی توانسته‌ایم با هم به این ارتباط درونی برسیم و بعد از آن، این مساله در موسیقی‌مان نیز متبلور شده است. جالب است که من همیشه بداهه‌نوازی را دوست دارم و می‌توانم در آن موفق باشم. به نظرم در این شیوۀ نواختن، احساس، ریتم، هارمونی و به طور کلی تمام روحِ موزیک به بهترین شکل متبلور می‌شود و خوشحالم از اینکه «سهراب» -بگذارید استاد صدایش کنم- توانایی فوق‌العاده‌ای در نواختن به این شکل دارد. شما کمانچه را بیشتر دوست داشتید یا تنبور را؟‌ با کدام یک از این سازهای سهراب پورناظری ارتباط بیشتری برقرار می‌کنید؟ کمانچه. به نظرم این ساز، خودش آواز می‌خواند. ملودی‌هایی از آن بیرون می‌آید که مثل گیتار است. این ساز را به جهان موسیقایی خودم نزدیک‌تر می‌دانم. تا پیش از این با موسیقی ایرانی آشنایی داشتید؟‌ نه.      * و حالا که آشنا شده‌اید، نظرتان دربارۀ آن چیست؟‌  برایم مثل پیدا کردنِ یک نورِ جدید است. جالب است که من بعد از این پروژه، تحقیقاتِ بیشتری روی موسیقی مشرق زمین انجام داده‌ام و با این موسیقی‌ها آشنا شده‌ام. تا پیش از این، همیشه به کار خودم اشتغال داشتم و موسیقی فلامنکو تمامِ زندگی من بود. تمامِ مرجعِ من «پاکودلوسیا» بود. اما بعد از اینکه با «سهراب» و موسیقی خارق‌العاده‌ای که او می‌نوازد، آشنا شدم، متوجۀ این ماجرا شدم که این نوع موسیقی تا چه اندازه اعجاب‌انگیز است و تعجب نمی‌کنم اگر در کارهای موسیقایی آتی من تاثیر داشته باشد،‌ همان‌طور که کسی که خیلی دوستش دارم (پاکودلوسیا) با موسیقی‌دانانی از ژانرهای مختلف همکاری داشته و نواخته است. با ضبطِ آلبوم و برگزاری این دو کنسرت، پروژۀ «زریاب» به اتمام رسیده است؟ نه. می‌خواهیم آن را ادامه دهیم. جالب است که من دوباره به زودی به ایران می‌آیم تا این کنسرت‌ها را در تهران و همچنین خیلی شهرهای دیگرِ کشور شما برگزار کنیم و علاوه بر آن، کنسرت‌هایی نیز در اروپا و امریکا خواهیم داشت. اغراق نمی‌کنم، اما «زریاب» یکی از مهم‌ترین پروژه‌های زندگی من است و واقعاً از این همکاری بسیار خوشحال هستم. من می‌توانم ساعت‌ها دربارۀ نبوغِ «سهراب» و موزیکش حرف بزنم و با اطمینان بگویم که او یک «نابغه» است.      * چرا این اثر را تا این اندازه دوست دارید؟‌  چون برایم مثل یک انفجار احساسات است. وقتی روی صحنه هستم یا حتی هنگام ضبطِ آلبوم، در یک حالت خاصی موسیقی‌ام شکل می‌گیرد. هم من و هم «سهراب»،‌ موزیسین‌هایی هستیم که همه چیز از گوش و دلمان بر می‌خیزد. تم‌هایی که ایشان یا من تصنیف کرده‌ایم، هر کدامشان یک ملودی پایه دارد و بعد فضاهایی برای هر کدام از ما شکل می‌گیرد که می‌توانیم خودمان را بروز دهیم. امیدوارم که در کنسرتِ بعدی‌مان در ایران، از این اثر رونمایی کنیم تا مخاطبان هم از حظی که من دربارۀ آن صحبت می‌کنم، شریک شوند.      * کمی دربارۀ فضای آلبوم توضیح دهید.  کار بیشتر بر اساسِ کمانچه و گیتار است و بعد سازهای کوبه‌ای ایرانی و فلامنکو و همچنین آواز ایرانی و آواز فلامنکو و در این میان «مهیار طریحی» نیز سنتور نواخته است. من موسیقی آقای طریحی را بسیار دوست دارم و از ساز زدنش دیوانه می‌شوم. همان‌طور که «آرین کشیشی» و «همایون نصیری» هم موزیسین‌های بسیار خوبی هستند. این یک گروه ویژه است که علاوه بر آنکه موسیقی‌دانانِ‌ خوبی هستند، با من هم بسیار مهربان هستند.      * آوازها را خودِ شما و آقای پورناظری اجرا کرده‌اید؟  تا جایی که من می‌دانم،‌ قرار است یک خوانندۀ معروف ایرانی آن را بخواند، من نیز از یکی از خواننده‌های معروف اسپانیایی -مندس- که صدایش را بسیار دوست دارم و موزیسین متبحری است، استفاده خواهم کرد.      * نظرتان دربارۀ کشور ما چیست؟‌  واقعاً نمی‌توانستم باور کنم که تا این اندازه با موسیقی فلامنکو آشنا باشند. اصلاً فکر نمی‌کردم من را تا این اندازه بشناسند. من با ذهنِ بازی به ایران آمدم و اینجا و مردمانش را بسیار دوست دارم و مهم‌تر اینکه دوست‌های بسیار زیادی پیدا کرده‌ام. فقط ترافیکش اذیت‌کننده است.      * از سایر کارهایتان هم بگویید.  همان‌طور که گفتم در حال حاضر اصلی‌ترین پروژه برای من همین اثر است. البته کارهای دیگری هم در دست دارم؛ یک آلبوم و قرار برای برگزاری کنسرت در کشورهای مختلف. علاوه بر آن در ایران مسترکلاسی خواهیم داشت که در آن دربارۀ پایه‌های فلامنکوی سنتی صحبت می‌کنم و تکنیک‌های گیتار فلامنکو را بررسی می‌کنیم. به طور کلی تمام تجربیات خودم را در زمینۀ این نوع موسیقی ارائه خواهم داد و امیدوارم به موزیسین‌های اینجا کمک کند تا بتوانند فلامنکو را کشف کنند.  ***** آنتونیو ری چند روز پیش در قالب فستیوال موسیقی «بارانا» اجرای مشترکی با «سهراب پورناظری» داشت که عکس‌های آن را در ادامه می‌بینید.

«آنتونیو ری» – نوازندۀ برجستۀ گیتار فلامنکو- که می‌توان او را از بزرگ‌ترین نوازندگانِ فلامنکو دانست، این روزها در همکاری با «سهراب پورناظری» – نوازندۀ نامدار تنبور و کمانچه- مشغولِ اجرای پروژۀ «زریاب» است. پروژه‌ای که  تاکنون دو کنسرتِ آن برگزار شده و قرار است به زودی آلبومی نیز از آن منتشر شود و البته قرار است پروژه به شکل‌های گوناگونی نیز ادامه داشته باشد. این در حالی است که او چهارم و پنجم ماهِ جاری، همچنین مسترکلاسی برای هنرجویانِ گیتار فلامنکو برگزار کرد که دربارۀ مباحث نوازندگی حرفه‌ای گیتار فلامنکو، تکنیک، دستگاه‌های مختلف، ریتم و کومپس و بررسی مشکلات نوازندگان، کلاس‌های آموزشی خود را برگزار کرده است. با او دربارۀ این پروژه و همچنین برنامه‌های آتی‌اش گفت‌وگو کرده‌ایم.

  • * به عنوانِ سوالِ اول دربارۀ نحوۀ آشنایی‌اتان با «سهراب پورناظری» توضیح می‌دهید که چگونه به این همکاری منجر شد؟

ابتدا برای حضور در جشنواره‌ِ موسیقی فجر از من دعوت شد تا در این فستیوال به اجرای برنامه بپردازم. حضورم در ایران منجر به آشنایی‌ام با «سهراب» شد و از همان‌جا، این ایدۀ مشترک برایمان شکل گرفت که با یکدیگر کنسرت دهیم و کار مشترک ضبط کنیم. خوشبختانه این ایده محقق شد و برای من افتخار بزرگی است که با ایشان می‌نوازم. به خصوص این‌که موسیقی ما و نگاهمان به این هنر با یکدیگر اشتراکاتِ بسیاری دارد.

  • * نتیجۀ این همکاری تا کنون چه بوده است؟

من در ایران که بودم، با یکدیگر کنسرتی برگزار کردیم که احتمالاً آن را مشاهده کرده‌اید.بعد از مدتی ایشان به «فرس» -شهر من- آمد و با هم برای مدتی تمرین کردیم و همان‌جا، ضبطِ یک آلبوم را شروع کردیم که می‌توان آن را تلفیقی از موسیقی ایران و موسیقی فلامنکو دانست. تعدادی از قطعاتِ این آلبوم را من ساخته‌ام و تعدادی دیگر را «سهراب» و تعدادی قطعه را نیز به صورت بداهه به اجرا درآورده‌ایم.

  • * بداهه‌نوازی برای دو نوع موسیقی از دو فرهنگِ متفاوت کار دشواری نیست؟‌

شاید در ظاهر این دو نوع موسیقی با یکدیگر متفاوت باشند، اما قلب و روحِ این نوع موسیقی‌ها، هارمونی‌ و ریتمشان یکی است. درست به همین خاطر است که من با روانیِ بسیاری با ایشان ساز می‌زنم.

  • * یعنی آنچه ما در این دو کنسرت دیدیم، کاملاً به صورت بداهه روی صحنه رخ داد؟‌

ادامه مطلب

شهرام شکوهی: من اولین موج موسیقی تلفیقی همه‌گیر بازار را ایجاد کردم

شهرام شکوهی: من اولین موج موسیقی تلفیقی همه‌گیر بازار را ایجاد کردم

شهرام شکوهی: من اولین موج موسیقی تلفیقی همه‌گیر بازار را ایجاد کردم

دقیقاً پنج سال قبل در چنین روزهایی زمزمه‌های ورود یک چهره جدید به عرصه موسیقی رسمی شنیده می‌شد. خواننده‌ای که همه اولین بار تصویر او را در یک مسابقه استعدادیابی دیدند. مخاطبان عام آن برنامه هم وقتی می‌خواستند از او یاد کنند می‌گفتند «شهرام»؛ همان خواننده‌ای که با گیتار، چهچهه می‌زند! سرانجام «شهرام شکوهی» در آبان سال ۹۰ اولین آلبوم خود به نام «مدارا» را منتشر کرد. اثری که در آن قطعاتی متفاوت با آثار بازار موسیقی پاپ شنیده می‌شد. همین تفاوت کارهای شهرام شکوهی و کنار هم قرار دادن تم اسپانیش با آواز و موسیقی الکترونیک باعث شد که او در سال اول اجراهای زنده‌اش یکی از پرکارترین‌ها باشد. او در ادامه آلبوم دومش را منتشر کرد و با انتقادهایی رو به رو شد و روند فعالیت‌هایش دست‌خوش فراز و فرودهای بسیار شد.

اما حالا و پس از پنج سال و انتشار سه آلبوم، شهرام شکوهی دست به تغییرات زیادی زده است. با مدیربرنامه‌های سابق و شرکت «اکسیر نوین» که کنسرت‌هایش در تهران را برگزار می‌کرد همکاری‌اش را به پایان رسانده و با یک تیم کاری جدید آماده اجرای چهاردهم مرداد می‌شود. کنسرتی که طی دو سانس و در سالن میلاد برگزار می‌شود و بلیت‌هایش از طریق سایت Tik8 قابل تهیه است.

به بهانه همین تغییرات دو ساعت گفتگوی صریح و بی‌پرده با شهرام شکوهی داشتیم و این خواننده ناگفته‌های بسیاری را برای اولین‌بار مطرح کرد. این گفتگوی مفصل را حتماً تا پایان بخوانید:

  • * قرار است که پس از حدود هفت ماه روز ۱۴ مرداد در تهران روی صحنه بروید. دلیل این غیبت طولانی چه بود؟

در سیستم کاری خودمان تغییراتی لحاظ کردیم و همچنین دوره نقاهت پس از عمل جراحیِ دست -که زمستان سال گذشته داشتم- کمی طولانی شد. همه این عوامل دست به دست هم داد تا مدتی از استیج دور باشم. این تغییرات را ایجاد کردیم تا بتوانیم حرف تازه‌ای در اجراهای زنده داشته باشیم.

  • * قطع همکاری شما با شرکت «اکسیر نوین» چگونه بود؟

مدتی از اتمام قرارداد من با شرکت «اکسیر نوین» گذشته بود ولی ما همچنان به همکاری ادامه می‌دادیم. من همیشه گفته‌ام که «رضا خانزاده» یکی از بهترین تهیه‌کننده‌های ایران است و سیستم بسیار منظمی هم در زمینه‌های مختلف دارد. هیچ ایراد حرفه‌ای به کارشان نمی‌شد گرفت. همین‌طور به شخصیت و منش بسیار متین و دوستانۀ رضا و گروه اجرایی او ایرادی وارد نبود. ولی من بنا به یک سری دلایل مخصوص به خودم تصمیم گرفتم تغییری در تیم کاری خودم ایجاد کنم.

  • * تیم جدیدی که با آنها کار می‌کنید چه کسانی هستند و آیا در ارکستر هم تغییر داشتید؟

یکی از نقاط قوت ما این است که پایه گروه همان است که از سه سال قبل با هم کار را آغاز کردیم. «امیرحسین کاشانیان» دست راست من و یکی از بهترین گیتاریست‌ها و تنظیم‌کنندگان آکوستیک در ایران است. سایر اعضای گروه هم اینگونه هستند. بنابراین ارکستر تغییر نمی‌کند و شاکله اصلی حفظ می‌شود ولی با کارهای جدید روی صحنه می‌رویم. اما در حال حاضر یک تیم هنری و اجرایی داریم. آقایان «محراب ابوالفضلی» و «زایا سلیمان» مدیریت اجرایی و هنری کار را انجام می‌دهند. اجرای تهران به همت شرکت «هنر اول» به مدیریت «مجید محسنی» برگزار می‌شود. اما خروجی و برآیند اتفاقات گروه جدید ما در کنسرت تهران و سایر اجراها و اتفاقات موسیقایی نمود خواهد داشت.

ادامه مطلب

مهدی بوستانی: می‌خواهم در ایران بمانم

مهدی بوستانی: می‌خواهم در ایران بمانم

مهدی بوستانی: می‌خواهم در ایران بمانم

زمستان سال گذشته مسابقه استعدادیابی «استیج» از یک شبکه ماهواره‌ای پخش شد. رقابتی جنجالی که در طول مدت پخش، حواشی زیادی را در میان مخاطبان و رسانه‌های داخلی به وجود آورد و بازتاب‌های زیادی داشت. پس از اتمام مسابقه، شرکت‌کننده‌های آن مسابقه هرکدام به نقطه‌ای از دنیا رفتند ولی زمزمه‌ها و گمانه‌زنی‌ها درباره آنها کماکان ادامه داشت. «مهدی بوستانی» یکی از شرکت‌کننده‌های این مسابقه بود که تا مرحله نیمه‌نهایی پیش آمد و خیلی‌ها او را یکی از شانس‌های حضور در فینال می‌دانستند. اما از این مسابقه کنار رفت و بلافاصله به ایران بازگشت. حضور او در کشور باعث تقویت شایعات زیاد درباره این خواننده شد و واکنش‌های گوناگون مخاطبان را به دنبال داشت. در عصر یکی از روزهای گرم تابستان دقایقی را با «مهدی بوستانی» هم‌کلام شدیم. این خواننده شیرازی نکاتی را مطرح کرد که می‌تواند به برخی گمانه‌زنی‌ها درباره او که خصوصاً در فضای مجازی شکل گرفته پایان دهد. این گفتگو را تا پایان بخوانید:

  • * حضور شما در داخل ایران موقت است یا قصد ماندن دارید؟

من مدتی است که در ایران حضور دارم و در حال آماده‌سازی شرایط و برنامه‌ریزی برای ماندن در کشور خودم هستم. شاید طی چند روز آینده سفر کوتاهی به خارج از کشور داشته باشم اما قطعاً به ایران برمی‌گردم و فعالیت‌های هنری خودم را همین جا ادامه می‌دهم.

  • * به دنبال اخذ مجوز هستید؟

بله. می‌خواهم در ایران بمانم و به دنبال اخذ مجوز هستم. از این به بعد تمامی آثارم را با همکاری هنرمندان داخلی تولید و منتشر خواهم کرد.

  • *البته شما یک خواننده صد در صد غیرمجاز هم محسوب نمی‌شوید. چون پیش از عید نوروز آلبوم گروه «عجم» منتشر شد که به عنوان خواننده مهمان با آنها همکاری کرده بودید. ماجرای حضور در کنار این گروه چه بود؟

من با اعضای گروه عجم دوست بودم و در دو قطعه به عنوان خواننده مهمان با آنها همکاری کردم. این همکاری بازخوردهای خوبی داشت و خوشحال هستم که آلبومشان مجوز رسمی انتشار را دریافت کرد.

ادامه مطلب

گفت‌وگوی مفصل با استاد برجستۀ تنبور به بهانۀ اجرای کنسرت «از دوار چرخ»

گفت‌وگوی مفصل با استاد برجستۀ تنبور به بهانۀ اجرای کنسرت «از دوار چرخ»

گفت‌وگوی مفصل با استاد برجستۀ تنبور به بهانۀ اجرای کنسرت «از دوار چرخ»؛

کیخسرو پورناظری -آهنگساز و نوازندۀ پیشکسوت تنبور- ۳۰ و ۳۱ تیرماه در تالار وحدت تهران به اجرای برنامه خواهد پرداخت. این برنامه قرار است در سه بخش اجرا شود. خود او ابتدا تک‌نوازی تنبور خواهد کرد و بعد از آن با «سهراب و تهمورس» هم‌نوازی کرده و در آخر هم گروه شمس با آنها همراه می‌شود. این کنسرت اما تنها بهانۀ این گفت‌وگو است. نمی‌شود پایِ صحبت‌های استاد «کیخسرو» نشست و دربارۀ مسائل دیگر حرف نزد. مثلاً از او نپرسید که چرا تا این اندازه با دیگران متفاوت است؟ این همه گوشه‌نشینی و خلوت گزیدن و این میزان دوری از هیاهوهای رایج چگونه امکان‌پذیر است؟ چرا از معدود هنرمندانی است که با وجود تمام سختی‌ها و راه‌های دشواری که در موسیقی طی کرده، برخلاف خیلی‌های دیگر از کسی طلبکار نیست و مِنتی سرِ دیگران ندارد؟ خودش اما نگاهی متفاوت به این مسائل دارد. می‌گوید که کار و زندگی طبیعی‌اش را انجام داده است. در این گفت‌وگو دربارۀ این مسائل و همچنین نقشی که در زمینۀ موسیقی تنبور ایفا کرده و همچنین فعالیت‌های دیگرش صحبت کرده‌ایم.

  • بگذارید گفت‌وگو را از چیزی جز موسیقی شروع کنیم. آنچه در اولین قضاوت دربارۀ شما همه متفق‌القول به آن صحه می‌گذارند، این است که این میزان فروتنی و دوری از حاشیه نه تنها در میان هنرمندان موسیقی که در میان هنرمندان دیگر نیز بی‌سابقه است. اصرار شما به حفظ اخلاق و وارد نشدن در مباحث غیر هنری در تمام این سال‌ها دلیل خاصی داشته است؟ طبیعی است که رعایت چنین فضایی در محیطی که کسی به آن پای‌بند نیست، قاعدتاً مشکلاتی را نیز در فعالیت‌های هنری‌تان به وجود آورده. هیچ‌گاه این رفتار پشیمان‌تان نکرده؟ با خودتان نگفته‌اید که ای کاش شما هم روندی مثل دیگران در زندگی و کار هنری‌تان داشتید؟

من نمی‌توانم دربارۀ این مسائل صحبت کنم. چون ممکن است همه این نظر را نداشته باشند و تمام صحبت‌های شما را نفی کنند. اما فکر می‌کنم در زندگی‌ام حرکت و کاری معمولی انجام می‌دهم. یعنی اگر به قول شما داخلِ ماجراها و کم و زیادهای موسیقی نشده‌ام، کار طبیعی انجام دادم. حالا اگر دیگران روندی جز این دارند، من اظهارنظری در این باره نمی‌کنم.

  • مثل بقیه نبودن دشوار نیست؟

ادامه مطلب

محمدرضا گلزار: برای نظرسنجی آهنگ منتشر نمی‌کنم

محمدرضا گلزار: برای نظرسنجی آهنگ منتشر نمی‌کنم

محمدرضا گلزار: برای نظرسنجی آهنگ منتشر نمی‌کنم

محمدرضا گلزار که چندی پیش قطعه «دلم شکست» را منتشر کرد و از اعلام برنامه کنسرت‌هایش در عید فطر خبر داد، همزمان با انتشار قطعه جدیدش توضیحات بیشتری در این باره ارائه داد.  این چهره سرشناس سینما که فعالیت هنری‌اش را با موسیقی آغاز کرده بود، قصد دارد به شکل جدی حضور در عرصه موسیقی را ادامه دهد. با گلزار که قرار است روز یکشنبه (۱۰ جولای) برای شرکت در مراسم فرش قرمز فیلم «مادر قلب اتمی» به لندن سفر کند، به بهانه انتشار قطعه جدیدش گپ زدیم.

  • * برگزاری تور کنسرت‌هایت در چه مرحله‌ای قرار داد و از چه زمانی آغاز می‌شود؟

طبق برنامه‌ریزی‌هایی که انجام شده، اولین کنسرتِ این تور را در نیمه دوم شهریورماه و در کیش برگزار می‌کنیم. اگر بنا باشد که زودتر از این زمان، اجرایی برگزار شود اطلاع‌رسانی خواهیم کرد. در حال حاضر مشغول برگزاری تمرین‌ها هستیم و گروه آماده است. فکر می‌کنم در جلسۀ بعدی تمرین، گروه برای اجرای تمامی آهنگ‌ها در کنسرت آمادگی کامل پیدا کند.

  •  * به نظرت تعداد قطعات برای اجرا کافی است؟

من تا کنون ۸ قطعه منتشر کرده‌ام و دو قطعه دیگر هم به زودی منتشر خواهم کرد و تعداد قطعات به حد نصاب خواهد رسید. علاوه بر این، چند سورپزاریز جالب برای کنسرت داریم. من حرف‌های زیادی برای روی استیج دارم.

  • * در این اجرا هم مانند کنسرت‌های قبلی «ریزار» ساز خواهی زد؟

بله، حتماً گیتار خواهم زد و درباره سازهای دیگر هم باید تصمیم بگیریم.

  • * تو با موسیقی حضور در عرصه هنر را تجربه کردی. اما این روزها به عنوان یک سوپراستار سینما شناخته می‌شوی و حضورت در موسیقی ممکن است واکنش‌هایی در پی داشته باشد. مانند دیگر همکاران سینمایی‌ات.

ادامه مطلب

بابک جهانبخش: «خواب» قطعه متفاوتی نسبت به سایر آثار احساسیم است

بابک جهانبخش: «خواب» قطعه متفاوتی نسبت به سایر آثار احساسیم است

بابک جهانبخش: «خواب» قطعه متفاوتی نسبت به سایر آثار احساسیم است

اولین تک‌آهنگ «بابک جهانبخش» پس از آلبوم «حالم خوبه» با آهنگسازی خودش منتشر شد. این اثر «خواب» نام دارد و ترانه آن توسط «نغمه قاسمی» سروده شده و «رضا تاجبخش» هم این کار را تنظیم کرده است. جدیدترین آلبوم بابک جهانبخش اردیبهشت امسال به بازار عرضه شد و او بر خلاف اغلب خواننده‌هایی که در فاصله کوتاهی پس از آلبوم خود، تک‌آهنگ منتشر می‌کنند به مدت دو ماه اثری را ارائه نکرد. از سوی دیگر سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران طی روزهای ۲۸ و ۲۹ مردادماه  با همت شرکت «اکسیر نوین» به مدیریت «محمدرضا خانزاده» میزبان کنسرت بابک جهانبخش خواهد بود. او در ادامه تور تابستانی اجراهایش در پایتخت روی صحنه می‌رود و قبل و بعد از آن در سایر شهرهای ایران برنامه دارد.

بابک جهانبخش درباره دلایل انتخاب قطعه «خواب» برای انتشار به عنوان اولین اثر پس از آلبوم جدیدش گفت: «این یک آهنگ احساسی با ریتم متفاوت نسبت به سایر کارهای احساسی است که تا کنون اجرا کرده‌ام و فکر نمی‌کنم تا به حال ریتم «باسانوا» را کار کرده باشم. «رضا تاجبخش» این اثر را تنظیم کرده و ترانه آن توسط خانم «نغمه قاسمی» سروده شده که کارهایی نظیر «به کسی چه» را برای من سروده بودند. آهنگ این قطعه را هم خودم ساخته‌ام. علت انتشار آن به عنوان تک‌آهنگ این است که من وقتی آلبومی را منتشر می‌کنم همیشه به فراخور بازخوردی که از آن آلبوم می‌گیرم متوجه می‌شوم که در کدام بخش‌ها نیاز به تقویت وجود دارد. مثلاً در یک جایی می‌گویند که آهنگ‌ها خیلی شاد بوده و ای کاش حسی‌تر می‌بود. این قطعه هم خیلی دلی بود و هنوز هم که هنوز است من دلی کار می‌کنم و امیدوارم به دل مخاطبان عزیز و هواداران خوبم هم بنشیند.»

ادامه مطلب


خرید vpn ساکس پیش بینی فوتبال
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است