خانه » بیوگرافی خوانندگان (صفحه ی 34)

بیوگرافی خوانندگان

استاد محمد نوری

استاد محمد نوری

زندگینامه محمد نوری

زادروز: ۱ دی ۱۳۰۸
کار(ها) : خواننده

سبک‌ها: لایت کلاسیک
درگذشت : ۹ مرداد ۱۳۸۹

نوری در اول دی ماه ۱۳۰۸ در تهران زاده شد و در جوانی آواز را نزد خانم اولین باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر می‌داند.

دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفكر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود كه بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولكلور كشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها – سنین نوجوانی – با خواندن اشعار نوینی كه برروی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات كلاسیكِ آوازی سروده شده‌بود، كار خوانندگی را آغاز كرد.

محمد نوری طی سال‌های بعد، با تكیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی كه قبلاً ذكر آنان رفت، فضای متفكرانه‌ای به گونهٔ آوازیِ خویش دهد. محمد نوری طی پنج دهه بیش از سیصد قطعهٔ آوازی اجرا كرد. او همچنین به تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه‌ نیز پرداخت. محمد نوری در سال های پایانی عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. وی ترانه‌های زیادی با تم میهنی چون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونك»، «جمعه بازار»، «ایران» را اجرا كرده‌است.

محمد نوری,زندگینامه محمد نوری,بیوگرافی محمد نوری

محمد نوری

یكی از مهمترین و معروف‌ترین ترانه‌های محمد نوری، جان مریم نام دارد كه آهنگ زیبای آن از ساخته‌های خود نوری است. نوری در كنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار» و «فریدون فرزانه» و«مصطفی پورتراب» رفت و از آن‌ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز كلاسیك را نزد اولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا كرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه‌ای كه به سختی می‌توان آن را در زیر شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، كلاسیك و… گنجاند.

محمد نوری فارغ‏‌التحصیل هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشكدهٔ علوم اجتماعی بود. او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سكوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این همكاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان مغز استخوان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم در تهران در گذشت.

فهرست آلبوم‌های محمد نوری
– جان مریم
۱. جان مریم ۲. آرزوها ۳. نسترن ۴. عروسی ۵. یاد اون روزها بخیر ۶. پس از انتظار ۷. لالایی ۸. یک شب خوش ۹. بیا بار سفر بندیم ۱۰. تصویر تو ۱۱. مبارک باد ۱۲. تا تو بودی ۱۳. ای وطن

-در شب سرد زمستانی

(دکلمه: احمدرضا احمدی؛ آهنگساز: فریبرز لاچینی، شعر: نیمایوشیج)
۱. در شب سرد زمستانی ۲. داستان زندگی من ۳. قو ۴. بر سر قایقش ۵. تو را من چشم‌درراه‌ام ۶. از دور ۷. داستانی نه تازه ۸. هنگام که گریه می‌دهد ساز ۹. ری‌را ۱۰. پدرم ۱۱. خانه‌ام ابری‌ست ۱۲. اجاق سرد

– آوازهای سرزمین خورشید

(آهنگساز: فریبرز لاچینی)
۱. چوپان ۲. تو بیو ۳. سرزمین خورشید ۴. ای دیار خوب من ۵. مارال ۶. شالیزار ۷. ای وطن ۸. بخفته دل ۹. نُشو نُشو ۱۰. گیلان جان ۱۱. لالایی

– دلاویزترین

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. ایران ایران ۲. دلاویزترین ۳. با نام تو ۴. قایقی باید ساخت ۵. دوران عاشق‌ها ۶. کوچ ۷. غم بیهودگی‌ها ۸. بی تو ۹. تولدت مبارک

– در ماه باران

(آهنگساز: شهرام گلپریان، شعر: علی‌اصغر محتاج)
۱. ساقی ۲. مرغ سپیده ۳. آسمان روشن ۴. از روزگاران ۵. مژده نور ۶. همه آبی ۷. در ماه باران

– جاودانه با عشق

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. اگر تو آمده‌بودی ۲. آواز با عشق ۳. باران ۴. سخن عشق ۵. روزی با غروب ۶. در سفر گم شدن ۷. کهکشان عشق ۸. شب‌های تهران

– شکوفهٔ خاطرات

گل مریم(آهنگساز: شهرام گلپریان)
۱. گل مریم ۲. گلچهره ۳. جمعه‌بازار ۴. مرغک زیبا ۵. آخرین درود ۶. رود آواره ۷. بزم خیال ۸. جنگ و جنگ‌ساز

– چراغی در افق

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. چراغی در افق ۲. آواز با عشق ۳. نوازش باران ۴. حریر مهتاب ۵. شب تنهایی ۶. عشق دیرین ۷. حسرت ۸. کوره‌راه زندگی

– شکوفه در شکوفه

(آهنگساز: شهرام گلپریان)
۱. زمزمه ۲. باز اومد ۳. شکفتن ۴. خاموشی‌های ساحل ۵. رها ۶. لانهٔ متروک ۷. سرزمین محبوب من

– جلوه‌های ماندگار
۱. عاشقانه ۲. برای فرزندم ۳. زورق شکسته ۴. آرزو ۵. عروسی ۶. رویای جوانی ۷. امید ۸. دور ۹. بدرود

بابک ریاحی‌پور نوازنده چیره دست گیتار بیس

بابک ریاحی‌پور نوازنده چیره دست گیتار بیس

بابک ریاحی‌پور نوازندگی گیتار باس را در بیست سالگی در کشور آلمان آغاز کرد و در همان ابتدا به عضویت گروه موسیقی دبیرستان درآمد. وی پس از بازگشت به ایران همکاری خودرا با بابک امینی و سپس با کورش یغمایی آغاز نمود. بابک یکی از چهار عضو تشکیل دهنده گروه آویژه در سال ۱۳۷۵ بود که به همراه این گروه موفق به دریافت جازه بهترین گروه پاپ بعد از انقلاب گردید . وی همچنین به عنوان یکی از اعضا با گروه اوهام نیز همکاری نمود و در آلبوم نهال حیرت با این گروه به همکاری پرداخت . از سال ۱۳۷۷ با آغاز موج جدید موسیقی پاپ در کشور با خوانندگان پاپ نظیر محمد اصفهانی ، مانی رهنما ، علیرضا عصار و … شروع به همکاری کرد . بابک یکی از اعضای گروه خانم فائقه آتشین (گوگوش) در اولین کنسرتهای بعد از انقلاب بود و به مدت شش ماه در خارج از کشور با این خواننده بزرگ همکاری نمود. وی در سال ۱۳۸۲ اولین آلبوم شخصی خود به نام آزمون و خطا را منتشر نمود که در این آلبوم از هنرمندان مهمان مانند: هومن جاوید، عین اله کیوان شکوه، فرمان فتحعلیان، شهرام شرباف، شاهرخ ایزد خواه و … استفاده شده است. بابک به همراه گروه اختصاصی اش در سال ۱۳۸۷ دو کنسرت در تهران برگزار کرد که با استقبال زیادی مواجه شد. بابک ریاحی پور در طی دوران فعالیت هنری خود در ده‌ها آلبوم و صدها کنسرت حضور داشته و با هنرمندان مختلف همکاری نموده است.

در ضمن بابک ریاحی‌پور همسر مهتاب کرامتی (بازیگر سینما و سفیر حسن نیت یونیسف ایران) است.

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

عکس های بابک ریاحی‌پور

استاد فرامرز پایور

استاد فرامرز پایور

فرامرز پایور، (۲۱ بهمن ۱۳۱۱ – ۱۸ آذر ۱۳۸۸) استاد برجستهٔ موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز، مدرس و نوازنده سرشناس سنتور بود. وی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های موسیقی ایرانی و بزرگ‌ترین پایه‌گذار گروه‌نوازی در موسیقی سنتی ایرانی بوده‌است.

 

آغاز کار هنری

فرامرز پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت.پایور، تحصیلات ابتدایی و متوسطه او در دبستان عسجدی و دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رساند. او در سال ۱۳۳۱ وارد خدمت نظام شد و یک سال بعد به استخدام وزارت دارایی درآمد.

وی در سن ۱۷ سالگی، آموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد در مدت شش سال ردیف موسیقی را فراگرفت.هنگامی که فرامرز پایور برای فراگیری سنتور به کلاس درس استاد ابوالحسن صبا در خیابان ظهیرالاسلام رفت، سه سال از درگذشت آخرین بازماندهٔ سنتورنوازان افسانه‌ای از نسل پیشین، استاد حبیب سماعی، می‌گذشت. استاد ابوالحسن صبا که خود در دوره نوجوانی، سنتورنوازی را نزد علی اکبرخان شاهی و با تکنیکی گوناگون با روش خاندان سماعی فراگرفته بود، پس از مدتی نشست و برخاست با حبیب سماعی، روش سنتورنوازی او را برتر از استاد پیشین خود یافت. بنابراین با کوشش فراوان پاره‌ای از بداهه‌نوازی‌های وی را نت‌نویسی کرد. سپس استاد صبا کوشش کرد تا با آموزش روش درست سنتورنوازی به شماری از شاگردانش، از ورافتادن روش سنتورنوازی نزدیک به آیین‌های هنری و زیباشناسی موسیقی دستگاهی ایران جلوگیری کند. در همین دوران، فرامرز پایور، یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد صبا شد و تا سال ۱۳۳۶ که استاد صبا درگذشت، از آموزش‌های وی بهره برد.

پس از درگذشت ابوالحسن صبا، پایور نزد استادانی چون عبداله دوامی، موسی معروفی و نورعلی‌خان برومند به فراگیری ردیف درویش‌خان و ردیف میرزا عبدالله پرداخت.
فعالیت حرفه‌ای

فرامرز پایور از سال ۱۳۳۳، کار خود را در وزارت فرهنگ و هنر آن زمان و از سال ۱۳۳۷ آموزش سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی می‌کرد و تنها در پی بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، نخستین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود.

او سپس هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات کلاسیک خود، از طرف وزارت فرهنگ و هنر به انگلستان فرستاده شد. از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسی دانشنامه گرفت و در تمام این سال‌ها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل دانشگاهی انگلستان انجام داد که برنامه‌های دلپذیری از آن سال‌ها در آرشیو رادیو بی‌بی‌سی وجود دارد.در این سال‌ها، برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی، از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او خواسته شد تا کنفرانس‌هایی در این زمینه همراه با ساز خود ترتیب دهد. همه این کنفرانس‌ها با موفقیت انجام شد و از سوی این دانشگاه‌ها به دریافت جوایزی نائل گردید.

بازگشت پایور از انگلستان، همزمان با آغاز برگزاری جشن‌های هنر شیراز بود. او همه ساله با گروه اساتید و گروه نوازندگان فرهنگ و هنر، نمونه‌های ارزنده‌ای از آثار بزرگان موسیقی ملی و نیز آثار خود را در این جشن‌ها اجرا می‌نمود. پایور در سال ۱۳۴۷ از وزارت دارایی به وزارت آموزش وپروش (سازمان مبارزه با بی‌سوادی) منتقل و در سال ۱۳۵۵ بازنشسته شد.

همچنین محمدرضا شجریان، استاد کنونی آواز ایران، در سال ۱۳۵۰ با استاد پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیف‌های آوازی را با ایشان دنبال کرد.

چکیده کارهای فرامرز پایور در زمینه موسیقی به شرح زیر است:

بیش از هزار و پانصد ساعت اجرای گروهی و فردی روی صحنه‌های داخل و خارج از کشور
آهنگ‌سازی و تنظیم قطعات فراوان موسیقی
تربیت صدها شاگرد از چهار نسل متوالی
نت‌نویسی قطعات فراوانی از پیشینیان
حضور در هنرستان و هنرکده موسیقی ملی، اداره هنرهای زیبا و واحد موسیقی رادیو تلویزیون ملی ایران
نگارش کتب آموزشی سنتور (دومین کتاب «دستور سنتور» را در ۱۳۴۰ بعد از زنده یاد حسین صبا نوشت که تاکنون پرفروش‌ترین کتاب آموزش موسیقی در ایران بوده‌است.)
نظارت بر کار گروه‌های دیگر و تصحیح آنها
کار با خوانندگان بسیاری از جمله عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمود خوانساری، احمد ابراهیمی، خاطره پروانه، سیما بینا، مرضیه، نادر گلچین، سروش ایزدی، شهرام ناظری، حمیدرضا نوربخش و علی رستمیان و بسیاری خوانندگان دیگر

کوشش‌های فرامرز پایور، پلی بود بین میراث صبا و محجوبی و جریانی که جوانان موسیقی‌دان و تحصیل‌کرده در دانشکده هنرهای زیبا از اوایل دهه ۱۳۵۰ به راه انداختند و الگوی موسیقی ایرانی امروزی شدند. در فاصله زمانی بین این دو، یعنی حدود پانزده سال، هیچ کس جز فرامرز پایور، کار جدی و پی‌گیر در زمینهٔ موسیقی اصیل انجام نمی‌داد.

وی در اجراهای گروهی خود با شماری از نخبگان موسیقی ایرانی مانند جلیل شهناز و هوشنگ ظریف (تار)، رحمت‌الله بدیعی و علی اصغر بهاری (کمانچه)، حسن ناهید و محمد موسوی (نی)، حسین تهرانی و محمد اسماعیلی (تنبک) همکاری کرده‌است. در دههٔ ۱۳۶۰ به همراهی جلیل شهناز، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی و محمد موسوی، برای بار دیگر «گروه اساتید» را سازمان داد و سرپرستی، آهنگ‌سازی و نوازندگی سنتور را در آن به دوش گرفت. این گروه، آثار ماندگاری با محمدرضا شجریان و شهرام ناظری اجرا کردند.
آلبوم‌ها

کنسرتینو برای سنتور و ارکستر

اثر مشترک فرامرز پایور و حسین دهلوی
آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.

آلبوم آموزشی دستور سنتور (استاد فرامرز پایور)
سی قطعه چهارمضراب (استاد فرامرز پایور)
شهرناز (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
پرنیان (فرامرز پایور)
ضرباهنگ (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
شهرآشوب (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
دلنواز (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
کرشمه (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)
پریزاد (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)
دلکش (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)
دستگاه ماهور و سه‌گاه (فرامرز پایور، هوشنگ ظریف و محمد اسماعیلی)
نغمه‌هایی در دستگاه شور و ماهور (ارکستر پایور)
شور، چهارگاه، به یاد حبیب سماعی (فرامرز پایور)
دستگاه همایون (فرامرز پایور، محمد اسماعیلی)
رهاورد (فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی)
چهارباغ (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور، خواننده: علی رستمیان)
ضرب اصول (فرامرز پایور، حسین تهرانی)
حاصل عمر (پایور، بهاری، تهرانی)
حکایت دل (گروه پایور، خواننده: علی رستمیان)
پراکنده (فرامرز پایور، محمد اسماعیلی) این آلبوم همچنین با نام «در زیر باران» و در خارج از ایران نیز به اسم «یادگاری» منتشر شده‌است
ارغوان (گروه پایور، خواننده:علی رستمیان)
شب مهتاب (مجموعه تصانیفی که علی رستمیان با گروه پایور خوانده‌است)
نوای دل
بداهه‌نوازی نوا، راست پنجگاه (فرامرز پایور)
رِنگ شهر آشوب (فرامرز پایور)
گروه‌نوازی
گفتگو (مجموعه دو نوازی برای سنتور و سازهای مختلف)
پرده عشاق (گروه پایور، خواننده: حمیدرضا نوربخش)
سروش بهار (ساخته استاد فرامرز پایور، خواننده: بهرام باجلان)
مویه (گروه دلنوازی با همکاری فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد موسوی)
دل شیدا (ارکستر پایور، آواز اصفهان، خواننده: شهرام ناظری)
کنسرت اساتید موسیقی ایران (گروه اساتید، آواز ابوعطا، خواننده: شهرام ناظری)
لیلی و مجنون (گروه پایور، دستگاه شور، خواننده: شهرام ناظری)
خلوت گزیده (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور، خواننده: محمدرضا شجریان)
کرشمه نرگس (فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی، خواننده: سیامک شجریان)
راز دل (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده: محمدرضا شجریان)
انتظار دل (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده: محمدرضا شجریان)
انتشار مجموعه‌ای از آثار پایور به پاس نیم قرن فعالیت هنری وی از سوی موسسهٔ ماهور
هفت پیکر
آواز محمود کریمی (سنتور: فرامرز پایور، سه تار: داریوش صفوت)
تنها یک خاطره (فرامرز پایور، محمدرضا لطفی)
عیاران (اجرای آثاری از احمد پژمان توسط گروه سازهای ملی)
قطعاتی از استادان قدیم ایران (گروه سازهای ملی، تنظیم و سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور)
تعدادی از برنامه‌های گلها با همکاری استاد فرامرز پایور:
و آثار بسیار دیگر

تألیف‌ها

دستور سنتور، دی ۱۳۴۰
سی قطعه چهارمضراب برای سنتور، اردیبهشت ۱۳۵۱
هشت آهنگ برای سنتور، فروردین ۱۳۵۷
پرنیان (دونوازی برای تار و سنتور)، مهر ۱۳۵۸
گفتگو (دو نوازی برای ویلن و سنتور)، بهمن ۱۳۵۸
ردیف (چپ‌کوک) برای سنتور، مهر ۱۳۵۹
مجموعه پیش درآمد و رنگ (برای سنتور)، مهر ۱۳۵۹
مجموعه پیش درآمد و رنگ (برای ویلن)، مهر ۱۳۶۱
قطعات موسیقی مجلسی، مهر ۱۳۶۱
فانوس، مهر ۱۳۶۱
تئوری موسیقی، اردیبهشت ۱۳۶۲
رِنگ شهرآشوب، خرداد ۱۳۶۳
دوره ابتدایی، شهریور ۱۳۶۷
رهگذر (دونوازی برای سنتور و فلوت)، شهریور ۱۳۶۸
آموزش ابتدایی تار، شهریور ۱۳۷۳
ردیف آوازی و تصانیف قدیمی به روایت استاد عبدالله دوامی، شهریور ۱۳۷۵
ویرایش مجدد دوره‌های سنتور ردیف استاد ابوالحسن صبا (بازنویسی توسط پژمان آذرمینا)، فروردین ۱۳۷۸
فالگوش (هفت قطعه برای سنتور)، ۱۳۷۹
چهل قطعه برای سنتور(پیش درآمد، رنگ، چهارمضراب از استادان قدیم ایران) گردآوری و تنظیم فرامرز پایور و تدوین شده توسط مینا افتاده، ۱۳۸۳
ردیف استاد ابوالحسن صبا برای سنتور چپ کوک، به کوشش فرامرز پایور،(انتقال به چپ کوک و ویرایش توسط مینا افتاده)، ۱۳۹۰، (نسخه اولیه این کتاب در اردیبهشت ۱۳۵۹ توسط خانم افتاده و زیر نظر استاد پایور آماده شده‌است)

سکته مغزی و خانه‌نشینی

فرامرز پایور، در سال ۱۳۷۸دچار عارضهٔ سکتهٔ مغزی شد و از آن زمان تا زمان مرگ نتوانست فعالیت هنری خود را ادامه دهد. با این وجود، در این سال‌ها، برخی آثار قدیمی وی با تنظیم مهرداد دلنوازی و خوانندگی سالار عقیلی و با تأیید او تهیه و اجرا شدند.
درگذشت

فرامرز پایور ۱۸ آذر ۱۳۸۸ در بیمارستان شهید باهنر اقدسیه تهران به علت ایست قلبی و مشکل تنفسی درگذشت.

استاد داریوش صفوت

استاد داریوش صفوت

داریوش صفوت، ردیف دان، موسیقی‌دان و نوازنده سه‌تار و سنتور هفتم آذرماه ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد.

موسیقی و نواختن سه تار را ابتدا نزد پدرش علی اصغر صفوت فرا گرفت و به دلیل حشر و نشر پدرش با اهالی هنر، از جمله حیب سماعی (سماع حضور) در ۱۶ سالگی (۱۳۲۳) نزد وی رفت و سنتور را نزدش آموخت.

در ۱۹ سالگی (۱۳۲۶) به درک محضر استاد ابوالحسن صبا توفیق یافت و نوازندگی سه‌تار و سنتور را در محضر وی تکمیل کرد به نحوی که بعدها صبا در جایی از وی به عنوان یکی از بهترین شاگردان خود یاد کرد که درکی دقیق و ظریف از موسیقی ایرانی دارند.

صفوت در کنار یادگیرى موسیقى، تحصیلات آکادمیک خود را نیز با قبولی و فارغ‌التحصیلی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران دنبال کرد و سال ۱۳۳۲ در رشته حقوق فارغ التحصیل شد. صفوت البته همزمان با تحصیل دانشگاهی کار موسیقی را هم ادامه داد، چنانکه نزدیک به ده سال و تا قبل از درگذشت ابوالحسن صبا از محضرش کسب فیض کرد.

بعد از فوت صبا، صفوت که میان شاگردان صبا و اهالى موسیقى آن زمان، به استعداد و طبع روان شهره بود، در هنرستان عالى موسیقى مشغول تدریس شد.
دراین دوران مرحوم دکتر مهدى برکشلى موسیقیدان و استاد فیزیک دانشکده علوم ، رئیس واحد موسیقى اداره کل فرهنگ و هنر بود. او که با شرق شناسان فرانسوى ارتباط داشت و نیز تحصیلات آکادمیک خود را در فرانسه به پایان برده بود، داریوش صفوت را براى تدریس موسیقى ایرانى به «مرکز مطالعات موسیقى شرقى» در پاریس معرفى کرد.

صفوت تا اخذ درجه دکترا در رشته حقوق بین‌الملل از دانشکده حقوق پاریس پیش رفت. داریوش صفوت بورسیه اداره کل هنرهاى زیبا شد و در پاریس در کنار تحصیل و تدریس، به تحقیق و پژوهش در موسیقى و اجراى کنسرت‌هاى پژوهشى پرداخت. او به تشویق و کمک شرق شناس فرانسوى خانم نلى کارن که شاگرد سه تار و سنتور صفوت نیز بود، کتابى به زبان فرانسه درباره موسیقى ایران نوشت که ذیل مجموعه «سنت‌هاى موسیقى » در سال ۱۳۴۴ انتشار یافت.

صفوت در آن کتاب موقعیت اجتماعى موسیقى در آن دوران را شرح داده و راهکار حفظ و احیاى موسیقى قدیم ایران را تأسیس یک مرکز باستان شناسى موسیقى دانست.

انتشار کتاب رئیس رادیو تلویزیون سابق را برآن داشت تا از صفوت براى مشاوره در زمینه موسیقى رادیو و تلویزیون، دعوت به همکارى کند، اما صفوت پیشنهاد جدى ترى داشت و آن تأسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقى ایران بود. دراین زمان او به دعوت دکتر برکشلى، در دانشگاه تهران تدریس موسیقى مى کرد. حضور او در دانشگاه فرصت مناسبى بود تا با استعدادهاى جوان موسیقى آشنا شود و بهترین هاى آنان را براى حضور در مرکز حفظ واشاعه موسیقى ایران انتخاب کند.

وی بعدها مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را بنا گذاشت و شاگردان برگزیده دپارتمان موسیقى دانشگاه تهران را نیز با همکارى نورعلى خان برومند، موسیقیدان شاخص دوران که مدرس دانشکده بود، به مرکز آورد و واسطه پیوند نسل قدیم موسیقیدانان ایران با این نسل نوجو و جوان شد.

از جمله ویژگی‌های این مرکز این بود که شاگردان حقوق می‌گرفتند تا از بزرگان موسیقی ردیف و نوازندگی بیاموزند. شاگردانی که بعدها هر کدامشان برای خود و جامعه موسیقی یلی شدند. افرادی چون محمد رضا لطفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داود گنجه‌ای، ، جلال ذوالفنون ، مجید کیانی، محمدرضا شجریان، علی اکبر شکارچی، محمد علی کیانی‌نژاد، داریوش پیرنیاکان، مرحوم نورالدین رضوی سروستانی، مرحوم محمدعلی حدادیان، مرتضی اعیان، مرحوم عشقی، رضا مقدسی و… از جمله افرادی بودند که زیر نظر دکتر صفوت و بزرگانی چون، سعید هرمزی، فروتن، دوامی، شهنازی، بهاری و… هم درس موسیقی آموختند وهم درس زندگی هنری.

دکتر صفوت در دوره‌ای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ریاست بخش موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را بر عهده داشت.

وی چند سال قبل نشان شوالیه را از دولت فرانسه دریافت کرد که به دلیل روحیه گریز از تبلیغاتش آن را نزد کسی و جایی بیان نکرد.

برخى از آثار مکتوب او عبارتند از:
ـ خصوصیات موسیقى سنتى ایرانى (به زبان فرانسه) ۱۳۴۵
ـ موسیقى ایران (به زبان فرانسه تحت نظارت شوراى بین المللى موسیقى یونسکو) ۱۹۶۶
ـ رساله عرفان موسیقى ایران ۱۳۴۸
ـ موسیقى سنتى و عرفان شرقى (نیویورک) ۱۹۸۵
از دکتر صفوت دوتکنوازى سه تار و سنتور و نیز ردیف آوازى موسیقى ایران با صداى حاتم عسگرى نیز منتشر شده است.

استاد داریوش صفوت چهره برجسته موسیقی ایران که نقشی ارزنده در شکل گیری و نضج جریان موسیقی سنتی داشت فروردین سال ۱۳۹۲ در سن ٨٥ سالگی درگذشت.

استاد محمدرضا لطفی

استاد محمدرضا لطفی

محمدرضا لطفی (۱۷ دی ۱۳۲۵ گرگان – ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ تهران) نوازندهٔ برجسته و سرشناس تار، سه‌تار و ردیف‌دان، موسیقی‌دان و آهنگساز، همچنین پژوهشگر و مدرس موسیقی سنتی ایرانی بود. وی در بداهه‌نوازی استادی چیره‌دست بود. لطفی در کنار تار و سه‌تار،کمانچه، دف و نی نیز می‌نواخت.

زندگی‌نامه و فعالیت‌هنری

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان زاده شد. او به مدت پنج سال در هنرستان موسیقی به آموختن موسیقی پرداخت و موسیقی را نزد استادانی چون علی اکبر شهنازی، حبیب‌الله صالحی فرا گرفت. پس از پایان هنرستان به دانشکده موسیقی راه یافت و به تکمیل آموخته‌هایش پرداخت. در این زمان از استادانی مانند نورعلی برومند، عبدالله دوامی، سعید هرمزی نیز بهره جست. در سال ۱۳۴۳ جایزه نخست موسیقی‌دانان جوان را نیز کسب کرد. در سال ۱۳۵۴ در جشنواره موسیقی جشن هنر شیراز به همراه محمدرضا شجریان و ناصر فرهنگ‌فر به اجرای راست پنجگاه پرداخت که بسیار مورد توجه قرار گرفت. در اجرای ردیف آوازی توسط عبدالله دوامی با ساز تار وی را همراهی کرد. در سال ۱۳۵۳ به عضویت گروه علمی دانشکده موسیقی درآمد و در همین سال همکاری خود را با رادیو آغاز کرد. به مدت یک سال و نیم به عنوان مدیر گروه موسیقی دانشکده موسیقی هنرهای زیبای تهران به کار مشغول شد و پس از آن از این سمت استعفا کرد. در سال ۱۳۵۴ گروه شیدا را راه‌اندازی کرد و به همراه گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده به بازخوانی و اجرای دوباره آثار گذشتگان پرداخت. کانون چاووش را با همکاری هنرمندانی مثل حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و علی اکبر شکارچی راه‌اندازی کرد و در طی یک فعالیت چشمگیر آثاری از این گروه به جای ماند که به گفتهٔ بسیاری از اساتید از بهترین کارهای موسیقی ایران به شمار می‌روند. مجموعه آلبوم‌های چاووش از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین عوامل در جهت حرکت رو به جلو در موسیقی سنتی ایرانی به حساب می‌آید. پس از انحلال چاووش بعد از سفرهای زیادی که برای کنسرت به ایتالیا، فرانسه و آلمان کرد. در سال ۱۳۶۵ به آمریکا رفت. علاوه بر کنسرت‌های متعدد در سراسر آمریکا، مرکز فرهنگی هنری شیدا را در واشنگتن بنیان گذاشت.

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۸۵ به ایران بازگشت.

از خوانندگانی که در سال‌های فعالیت‌هنری با او همکاری کرده‌اند می‌توان به عبدالله دوامی، مرضیه، نصرالله ناصح‌پور، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، هنگامه اخوان، صدیق تعریف، زویا ثابت، علیرضا شاه‌محمدی، علیرضا فریدون‌پور، محمد معتمدی، سجاد مهربانی و امیر اثنی‌عشریاشاره کرد.
لطفی و احسان طبری

حاصل کار مشترک محمدرضا لطفی و دکتر احسان طبری در آلبوم موسیقی‌ای با نام از میان ریگ‌ها و الماس‌ها بعد از انقلاب ۵۷ منتشر شد. در این اثر لطفی در کنار شعرخوانی طبری به بداهه‌نوازی پرداخته است.
گروه شیدا

پایه‌های تاسیس گروه شیدا در سال ۱۳۵۱ توسط محمدرضا لطفی و با همکاری علی‌اکبر شکارچی، حسین عمومی و ناصر فرهنگ‎فر در دانشگاه تهران ریخته شد، اما فعالیت رسمی این گروه در سال ۱۳۵۳ با همکاری هوشنگ ابتهاج در رادیو ایران آغاز شد. . اولین برنامه گروه شیدا که از رادیو پخش شد بازسازی آثار قدما شامل پیش درآمد ابوعطا از درویش خان و تصنیف شیدا بود. و نخستین اجرای گروه شیدا نیز در جشن هنر سال ۱۳۵۴ با اجرای دستگاه نوا همراه بود. اما نوازندگان گروه شیدا پس از واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا و به شکل مستقل فعالیت خود را در کانون چاووش ادامه دادند.. اعضای این گروه عبارت بودند از: محمدرضا لطفی ،عبدالنقی افشارنیا، پشنگ کامکار، زیدالله طلوعی، بیژن کامکار، هادی منتظری، مجید درخشانی، جمال سماواتی، ارژنگ کامکار .
کانون فرهنگی و هنری چاووش
نماد کانون فرهنگی و هنری چاووش بر روی یکی از آلبوم‌ها

محمدرضا لطفی کانون فرهنگی و هنری چاووش را در دهه ۱۳۵۰ با حمایت‌های معنوی هوشنگ ابتهاج تاسیس کرد. کانون چاووش پس از استعفای دسته‌جمعی موسیقی‌دانان سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران از جمله گروه شیدا، به دلیل فضای سیاسی سال ۱۳۵۷ و به ویژه واقعه ۱۷ شهریور، شکل گرفت. این موسیقی‌دانان به نام جریان احیاء نامیده شده بودند و تحت حمایت رضا قطبی رییس وقت رادیو تلویزیون بودند. پس از استعفا از رادیو به کار خود در کانون چاووش ادامه دادند.کانون چاووش شامل گروه شیدا به سرپرستی و آهنگسازی محمدرضا لطفی و گروه عارف با آهنگسازان آوانگاردی مانند حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان بود. آثار کانون چاووش هم از جایگاه اجتماعی – سیاسی مهمی بهره‌مند هستند و هم از دیدگاه موسیقایی تحول و پیشرفت مهمی در زمینه موسیقی سنتی ایران به وجود آوردند که تاثیر مهمی هم در سبک و شیوه اجرایی (چه نوازندگی چه خوانندگی)، هم در نوع رویکرد به یک قطعه موسیقایی به مثابه یک کل، هم در شیوه رنگ آمیزی و صدادهی ارکستر و به ویژه در تلاش برای استفاده از تکنیک چندصدایی نویسی در موسیقی سنتی ایرانی گذاشت. گروه‌های عارف و شیدا زیر نظر کانون چاووش تا قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ به طور مخفیانه آثاری تولید می‌کردند از جمله سه سرود شب‌نورد (برادر نوجوونه)، سپیده ایران ای سرای امید و آزادی. محمد رضا لطفی در بولتن آوای شیدا می‌نویسد این سرودها در زیر زمین خانه مسکونی او تولید می‌شد و در همان‌جا نوار کاست آن تکثیر می‌شد. سپس آلبوم‌های چاووش شامل چاووش ۱، چاووش ۲، چاووش ۳، چاووش ۴، چاووش ۵، چاووش ۶، چاووش ۷، چاووش ۸، چاووش ۹، چاووش ۱۰، چاووش ۱۱، و چاووش ۱۲ منتشر شدند. کانون چاووش در سال ۱۳۶۳ عملاً تعطیل شد. چاووش با جدا شدن بسیاری از هنرمندان آن، رو به افول گذاشت. آخرین کنسرت تعدادی از اعضای کانون در سال ۱۳۶۷ با آهنگسازی حسین علیزاده و آواز شهرام ناظری در تالار وحدت روی صحنه رفت.بخش عمده‌ای از گروه چاووش کامکارها در گروه شیدا بودند. با رفتن پشنگ، ارژنگ، اردشیر، و بیژن کامکار از گروه شیدا و دیگر اختلافات و مشکلات، کانون چاووش منحل شد. اما تاثیر آن را بر موسیقی سنتی ایرانی در آثار سال‌های دهه شصت و هفتاد، در گروه‌هایی چون عارف (به سرپرستی پرویز مشکاتیان)، شیدا (به سرپرستی لطفی)، گروه دستان و … می‌توان مشاهده کرد.
همکاری با علی حاتمی

موسیقی متن فیلم حاجی واشنگتن به کارگردانی علی حاتمی ساخته محمدرضا لطفی می‌باشد، این فیلم در سال ۱۳۶۱ ساخته شد.
استاد محمدرضا لطفی
کتاب سال شیدا

از اوایل دههٔ هفتاد کتابی تحت عنوان کتاب سال شیدا به کوشش محمدرضا لطفی چاپ شد که تا دههٔ نود این کتاب وارد بازار کتاب می‌شد. موضوع و مطالب کتاب حاوی مقالات گردآوری شده به قلم موسیقیدان‌های ایرانی و همچنین مقالات ترجمه شده در باب موسیقی بود. محمدرضا لطفی در هر شمارهٔ کتاب مقاله‌ای پژوهشی از موسیقی ارائه می‌داد، این کتاب در هر نوبت بعضاً به دست ناشرهای مختلف به چاپ می‌رسید. طرح جلد کتاب هم کاری از استاد مرتضی ممیز بود.
موسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا

با بازگشت محمدرضا لطفی به ایران در سال ۱۳۸۵ موسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا دوره جدید فعالیت خود را آغاز کرد. سیاست فرهنگی این موسسه به وسیله استاد محمدرضا لطفی مدیر هنری و اجرایی، طراحی شده و هدف آن تولید موسیقی هنری از هر نوع می‌باشد. به جز آثار ایشان، آوای شیدا تولیدات هنری دیگر هنرمندان را نیز در دستور کار خود دارد.
مکتب‌خانه میرزا عبدالله

هنرستان آزاد موسیقی (مکتب‌خانه میرزا عبدالله) موسسه‌ای آموزشی است که به سرپرستی و زیر نظر محمدرضا لطفی در سال ۱۳۷۲ تشکیل شد. این مکتب‌خانه به تعلیم ساز و آواز ایرانی با متد تاریخی آن یعنی سینه به سینه (شفاهی) می‌پردازد. محتوای دروس بر پایهٔ ردیف میرزا عبدالله فراهانی بوده که تحت نام “متن و حاشیه ردیف” شناخته شده است. در کنار آموزش ردیف به پیشرفت فن (تکنیک) نوازندگی هنرجویان، با متد برگرفته از ردیف نیز توجه می‌شود.
همکاری‌هنری با محمود دولت‌آبادی

استاد محمدرضا لطفی با بداهه‌نوازی تار در کنار بداهه‌خوانی رمان سترگ کلیدر توسط استاد محمود دولت‌آبادی اثر مشترکی را خلق کردند. به گفته محمود دولت‌آبادی متن بازخوانی‌شده این رمان، از اوایل سال ۱۳۸۳ برای کسب مجوز از سوی نشر ثالث به وزارت ارشاد رفته بود، اما سرانجام به گفته محمود دولت‌آبادی این اثر مجوز نشر دریافت نکرده و منتشر نشده است.

زندگی شخصی

محمدرضا لطفی با قشنگ کامکار ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۷ از او جدا شد. حاصل این ازدواج امید لطفی می‌باشد. سرود لطفی فرزند دیگر محمدرضا لطفی می‌باشد که حاصل ازدواج دوم اوست.
درگذشت

محمدرضا لطفی صبح روز جمعه، ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ بر اثر بیماری سرطان در ۶۷ سالگی در بیمارستان پارس تهران درگذشت.
واکنش‌ها و پیام‌های تسلیت درپی درگذشت لطفی

سوگنامهٔ محمدرضا شجریان در فراق لطفی:

استاد محمدرضا لطفی آن یار دیرینهٔ بی‌همتا به جاودانگی پیوست. او تمام زندگیش تلاش و دقت و وسواس در موسیقی نژاده و ردیف بجا مانده از میراث‌داران موسیقی کهن و آموزش به شاگردان بود. دستی توانا در نواختن و فکری سنتی در اصالت تاریخی آهنگ و نغمه با حال و هوا و شور و شیدایی خاص خود داشت. از شروع زندگی موسیقائی‌اش به شکلی تأثیرگذار در عرصه هنر و جاودانگی سنت‌های آن راه پیمود و به انجام رساند. همواره دلسوز طبقه کارآمد کم‌درآمد بود. حیف و صد حیف که زود درگذشت و ما را سوگوار کرد. با تأثر فراوان.

پیام تسلیت حسین علیزاده «آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد» محمدرضا لطفی از ما جدا شد … ملت ایران، امروز در سوگ خاطرات و زندگی عاشقانه‌شان نشسته‌اند، تا جاودانه نغمه‌هایش را بر لب داشته باشند. یاد و خاطره محمدرضا لطفی جاودان.

دفتر رییس جمهوری در پیامی در گذشت استاد محمد رضا لطفی را به جامعه هنری و خانواده وی تسلیت گفت.

علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی پیامی درگذشت استاد محمد رضا لطفی را تسلیت گفت. در بخشی از این پیام آمده است: مرحوم محمدرضا لطفی صاحب اندیشه‌ای هنرمندانه و مردم‌مدار بود که با جسارتی ستودنی از پیله شور و خلاقیت ذاتی خود به پروانگی تواضع و مردم دوستی دست یافت. بی شک او بخش مهمی از روند جریان‌سازی موسیقی سنتی این سرزمین کهن محسوب می‌شد.

احمد مسجد جامعی رئیس شورای شهر تهران، محمدرضا لطفی را یک چهرهٔ ماندگار در حوزهٔ موسیقی سنتی دانست که با خانواده‌های اهل موسیقی زندگی می‌کرد و موسیقی سنتی را نجات داد.

شهرام ناظری: باز هم یکی دیگر از پرچمداران موسیقی سنتی ایران، جهان بی‌بنیاد را وداع گفت. فقدان موسیقیدان برجسته استاد محمدرضا لطفی ضایعه‌ای است جبران‌ناپذیر برای جامعه فرهنگی ایران

فرهنگ شریف،فرهاد فخرالدینی، هوشنگ ظریف، محمد سریر، درویش‌رضا منظمی، هادی منتظری کیوان ساکت، حسام‌الدین سراج، عبدالحسین مختاباد، همایون شجریان و علیرضا قربانی هم در پیام‌ها و نوشته‌هایی درگذشت استاد محمدرضا لطفی را به مردم و جامعه‌هنری تسلیت گفتند.

مجید انتظامی با اظهار تأسف از درگذشت این نوازندهٔ پیشکسوت تار، گفت: بسیار متأسفم که کسانی مانند محمدرضا لطفی که در کار خود استاد هستند، به این راحتی از جمع ما می‌روند.

کیخسرو پورناظری :امیدوارم شاگردان لطفی چراغ راهش را روشن نگه دارند.

کیهان کلهر: لطفی همیشه در ذهن من همان لطفی سال ۱۳۶۱ است که اولین بار دیدم و دوست داشتمش و همیشه حتی با گذشت زمان و تغییرات دیگر در همان زمان و همان سن باقی ماند، می‌ماند،… خواهد ماند… .

اکبر گلپایگانی در گفتگو با بخش فارسی صدای آمریکا ضمن تسلیت به همه هنرمندان و هنردوستان، آقای لطفی را اینگونه توصیف کرد: «او یک نوازنده ردیف دان بی نظیری بود … ضمن این که پایش را گذاشت بالاتر و آن دوره عالی را دید که بداهه نوازی است.»

هنگامه اخوان: محمدرضا لطفی به موسیقی ایرانی خدمت فراوانی کرد.

علی مرادخانی معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار پیامی، درگذشت محمدرضا لطفی، نوازندهٔ سرشناس تار و موسیقی‌دان پیشکسوت را تسلیت گفت.

مدیران سه مجموعه فرهنگی هنری (بنیاد رودکی،سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران،خانه هنرمندان ایران) با صدور پیام‌های جداگانه درگذشت استاد محمدرضا لطفی نوازنده پیشکسوت موسیقی ایرانی را تسلیت گفتند.

مسعود سلطانی‌فر رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با صدور پیامی، درگذشت نوازندهٔ پیشکسوت کشور را تسلیت گفت.

کانون ساز سازان در بیانیه‌ای درگذشت محمدرضا لطفی را تسلیت گفت.

پیروز ارجمند تاج‌الدینی مدیرکل دفتر موسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مهدی افضلی مدیرعامل موسسه توسعه هنرهای معاصر هر یک درگذشت استاد محمدرضا لطفی را تسلیت گفتند

استاندار گلستان درگذشت استاد محمدرضا لطفی را تسلیت گفت.
آیین تشییع پیکر محمدرضا لطفی در تهران

پیکر زنده یاد محمدرضا لطفی صبح ۱۴ اردیبهشت ماه هزار و سیصد و نود وسه روی دوش دوستداران و شاگردانش، از مقابل تالار وحدت، به سمت زادگاهش گرگان بدرقه شد. محوطه تالار وحدت و خیابان استاد شهریار که منتهی به این تالار می‌شود برای وداع با محمدرضا لطفی مملو از جمعیت بود. این مراسم با پخش قطعه موسیقی ایران، ای سرای امید اثر محمدرضا لطفی و با صدای محمدرضا شجریان آغاز شد. در این مراسم علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: من از طرف رئیس جمهور این ضایعه بزرگ را خدمت همه علاقه‌مندان این هنرمند مردمی تسلیت عرض می‌کنم. حسین فریدون برادر رئیس جمهور و پیروز ارجمند (مدیر کل دفتر موسیقی)، علی ترابی (مدیرعامل انجمن موسیقی)، علی مرادخانی در این مراسم حضور داشتند. در این مراسم اساتید: علی‌اکبر شکارچی، محمود دولت‌آبادی، حسین علیزاده و داریوش طلایی سخنرانی کردند. در انتهای مراسم عباس سجادی اعلام کرد که محمدرضا شجریان به دلیل اینکه در ایران حضور ندارد، نتوانسته در این مراسم حاضر شود و همینطور هوشنگ کامکار، بزرگ خانواده کامکارها به دلیل مسافرت برای اجرای برنامه، فرصت حضور پیدا نکرده است. در این مراسم چهره‌هایی چون محمد سریر، هوشنگ ظریف، داوود گنجه‌ای، حمید متبسم، هنگامه اخوان،، ارشد تهماسبی، کیوان ساکت، مسعود شعاری، بهداد بابایی، بیژن بیژنی، اکبر زنجانپور، علی دهکردی، رضا فیاضی، حسن ریاحی، فاضل جمشیدی و محمد اصفهانی حضور داشتند.
خاکسپاری در گرگان

مراسم تشییع و خاکسپاری محمدرضا لطفی صبح ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ در گرگان و در بافت قدیمی شهر “محله سبزه مشهد” انجام شد و پیکر ایشان در کنار کهنسال‌ترین چنار شهر گرگان به خاک سپرده شد. پیکر استاد محمدرضا لطفی بعد از خروج از تالار فخرالدین اسعد گرگانی و بعد از مارش عزا و قرائت پیام علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین محمود دولت‌آبادی و اجرای آواز صدیق تعریف و علی‌اکبر شکارچی و سخنرانی استاد حسین علیزاده و استاندار گلستان به‌سوی جایگاه خاکسپاری روانه شد.زیدالله طلوعی، ارشد تهماسبی، داریوش طلایی، حسین علیزاده، صدیق تعریف و … در این مراسم حضور داشتند حضور داشتند.
مراسم یادبود حمدرضا لطفی

مراسم یادبود محمدرضا لطفی، عصر ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ در مسجد جامع شهرک غرب تهران برگزار شد. در این مراسم احمد مسجدجامعی رییس شورای شهر تهران به سخنرانی پرداخت. شرکت کنندگان در این مراسم عبارت بودند از: محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، بیژن کامکار، داریوش طلایی، محمد سریر، مهدی خزعلی، علی مرادخانی، علی‌اکبر شکارچی، صدیق تعریف، ارشد طهماسبی، کیوان ساکت، اردشیر کامکار، فرخ مظهری، بیژن بیژنی، محمدرضا طالقانی و …

استاد جلیل شهناز

استاد جلیل شهناز

جلیل شهناز (۱ خرداد ۱۳۰۰ اصفهان – ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ تهران) یکی از سرشناس‌ترین نوازندگان تار و سه تار سدهٔ اخیر در ایران بود.

زندگینامه

جلیل شهناز، در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه به مقام استادی رسیدند. پدرش «شعبان‌خان» علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار و سنتور هم می‌نواخت. عموی او غلامرضا سارنگ (سارنج) هم از نوازندگان کمانچه بود.

جلیل شهناز، از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز که به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد.

در کتاب «موسیقی‌دانان ایرانی» نوشته پژمان اکبرزاده آمده است: «شهناز نوازندگی در رادیو اصفهان را از سال ۱۳۲۸ آغاز کرد و در سال ۱۳۳۶ به دعوت سازمان رادیو به تهران آمد و در برنامه‌های گوناگونی مانند برنامه گلها، ارکستر حسین یاحقی و… به عنوان تکنواز و همنواز به فعالیت پرداخت. وی همچنین در گروه “یاران ثلاث” (همراه با تاج اصفهانی و حسن کسایی) و گروه “اساتید موسیقی ایران” کنسرت‌های بسیاری را در داخل و حارج از ایران اجرا نمود. شهناز در برنامه‌های جشن هنر شیراز نیز حضوری فعال داشت.»

این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسائی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، حسین خواجه امیری، محمد رضا شجریان و حسن زیرک(خواننده بزرگ کرد) -شاهزیدی-طباطبائی -محمد اصفهانی همکاری داشته‌است.

وی در دههٔ ۱۳۶۰ همراه با فرامرز پایور (سنتور)، علی اصغر بهاری (کمانچه)، محمد اسماعیلی (تنبک) و محمد موسوی (نی) «گروه اساتید» را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت.

وی در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد.

در سال ۱۳۸۷، محمدرضا شجریان، گروهی که با آن کار می‌کرد را به افتخار جلیل شهناز، گروه شهناز نام گذاشت.

جلیل شهناز، علاوه برنواختن تار، که ساز اختصاصی اوست، با نواختن ویولون، سنتور و تمبک و اواز -سه تار نیز آشنایی کامل دارد. که تمام فایلهای صوتی استاد موجود و در درجه استادانی چون یاحقی -پایور-ووو می‌نوازد معروف است که او در شیوه نوازندگی می‌تواند با ساز خود علاوه برنواختن، آواز هم بخواند.

کیومرث، علیرضا، فرشته، فریبا، فروزنده و نوشین از فرزندان استاد شهنار هستند که در کشورهای آمریکا، فرانسه و ایران اقامت دارند.
درباره شیوه نوازندگی جلیل شهناز

«شهناز موسیقی ایران»، قطعه ای نواخته که در هیچکدام از آوازها و دستگاههای موسیقی ایرانی نیست. این قطعه به «شوردشت» معروف است.» (چیزی میان شور و دشتی) …

در آیین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده یاد درویش خان در فرهنگسرای هنر در سال ۱۳۸۵ گفته شده است:

استاد حسن کسائی: شناخت موسیقی کار هرکسی نیست. همه موسیقی را گوش می‌دهند و دوست می‌دارند اما کسی که سره را از ناسره تشخیص بدهد و بتواند درک مقاماتی را که استاد شهناز نواخته‌اند داشته باشد بسیار نادر است. همه ساز می‌زنند و همه خوب ساز می‌زنند ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز می‌دانند و اجرا کرده‌اند، چیزی که در دست همگان باشد نیست. یعنی ردیف موسیقی ایران نیست. قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق العاده‌است. من ۶۰ سال با ایشان همنوازی کرده‌ام و ساز بنده با ساز شهناز گره خورده‌است.

استاد محمدرضا شجریان: ساز شهناز در من زندگی می‌کند و من با ساز شهناز زندگی می‌کنم. من تنها خواننده‌ای هستم که خودم را شاگرد جلیل شهناز می‌دانم. ساز این نوازنده بی بدلیل، یک ساز آوازی است؛ برخلاف دیگر نوازنده‌ها که ۸۰ درصد سازی می‌زنند و فقط ۲۰ درصد آوازی. جلیل شهناز به بیان واقعی در نوازندگی تار رسیده است؛ چرا که در گیرودار ردیف و تقلید از دیگران نماند و مانند آبشاری خروشان در جریان است.
داریوش پیرنیاکان: جلیل شهناز هنرمندی است که زاوایای بسیاری در سازش نهفته‌است. وی علاوه براشراف کامل بر ردیف و رموز آن، ویژگی منحصربه‌فردی دیگری نیز داشت. جواب آوازهای شاهکار و بی نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشه‌های مهجور، رعایت جمله‌بندی در نوازندگی از جمله ویژگی‌های نوازندگی جلیل شهناز است.

استادپرویز یاحقی:شهناز دفتر تار بست
یک عمر توان به ساز دمساز شدن وز ساز نواختن سرافراز شدن
صد سال توان به تار مضراب زدن اما نتوان جلیل شهناز شدن
درگذشت

جلیل شهناز پس از یک دوره بیماری صبح روز دوشنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٢ در بیمارستان آراد درگذشت

محمدرضا شجریان پس از درگذشت جلیل شهناز گفت: “استاد جلیل شهناز در من شور و عشق آفرید و من با صدای تار شهناز بدین جا رسیدم و کلمۀ استاد فقط لایق شهناز و استاد جلیل شهناز را بسان حافظ که تکرار ناشدنی‌ست و با احترام به تمام نوازندگان تار پس از استاد شهناز باید دفتر تار ایران بسته شود.”

پس از درگذشت جلیل شهناز، رامیز قلی اف نوازنده برجسته تار در جمهوری آذربایجان پیام تسلیتی به همین مناسبت از طریق سفارت جمهوری اسلامی ایران ارسال نمود.
آثار

– آلبوم “عطرافشان” (همراه با تمبک محمد اسماعیلی).”زبان تار” (تا تمبک جهانگیر ملک)…

– کتاب “گل های جاویدان” (پانزده قطعه برای تار و سه تار). نت نگاری: هوشنگ ظریف. انتشارات سرود، تهران، ۱۳۷۹٫

آلبوم (های) آواز و تصنیفهای ایرانی، نوبهار، ره آورد، راز، آواز شهناز، باغ نوا، بیات ترک، چهارمضراب، صد سال تار، مهر، دفتر تار، افتخار آفاق، عشق و زندگی، نوید بهاری، شور و زندگی، تار سولو، تار و ترمه، یاران زنده رود، شهناز شهنواز و… از جمله آثار جلیل شهناز است.

ابوالحسن صبا

ابوالحسن صبا

ابوالحسن صبا، (۱۲۸۱، تهران – ۱۳۳۶) استاد برجستهٔ موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی بود.

او از برجسته‌ترین چهره‌های موسیقی ایران در هفتاد سال گذشته‌است. صبا پس از سال‌ها کوشش و پرورش شاگردان فراوان در شب جمعه ۲۹ آذر سال ۱۳۳۶ دیده از جهان فروبست و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

زندگی

ابوالحسن صبا، فرزند ابوالقاسم کمال‌السلطنه در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در خانواده‌ای آشنا به موسیقی و اهل ادب متولد گردید. پدرش، کمال‌السلطنه، پزشک، ادیب و دوست‌دار موسیقی بود. او سه‌تار می‌نواخت و اولین استاد پسرش بود.

صبا نخستین پویه‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت. او نزد میرزا عبدالله فراهانی، درویش خان و علی‌نقی وزیری تار و سه‌تار، نزد حسین هنگ‌آفرین ویولن، نزد حسین اسماعیل‌زاده کمانچه، نزد علی اکبر شاهی سنتور، نزد اکبرخان نی و نزد حاجی خان ضرب را آموخت.

او در جوانی به مدرسه کمال‌الملک رفت و نقاشی را فرا گرفت. هم‌چنین، در رشته‌هایی مانند سوهان‌کاری، نجاری، ریخته‌گری، معرق‌کاری و خاتم‌کاری مهارت کسب کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی به کار بست. صبا، آثار نیما و هدایت را می‌خواند و با نیما و شهریار روابط نزدیک داشت.

صبا، در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام منتخب اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج، سه دختر به نام‌های غزاله، ژاله و رکسانا می‌باشد. ابوالحسن صبا در سال ۱۳۳۶ و به علت ناراحتی قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. بعد از مرگ، بر طبق وصیت او، خانه‌اش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳، توسط دانشکدهٔ هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد.این موزه که در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوهٔ استاد سبا خویی، که آنقدر پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه شد تا بالاخره کار نتیجه داد به وضعیت فعلی‌اش رسیده مهمان هنردوستان ایرانی است. سبا فرزند رکسانا آخرین و کوچک‌ترین دختر استاد صبا و اسماعیل خویی ست و دستی به تار دارد و فعالیت‌های هنری مادربزرگش را در کار تهیه مزون لباس‌های محلی ایرانی ادامه می‌دهد. سبا خویی در حال حاضر مجری اتاق خبر تلویزیون من و تو ۱ و یکی از برنامه‌سازان این شبکه تلویزیونی است. نوه دیگر استاد صبا ابولحسن میر ولی پسر غزاله دختر بزرگ استاد است که مانند پدر بزرگ به آموزش موسیقی مشغول است.
فعالیت هنری

ابوالحسن صبا در سال ۱۳۰۲ در مدرسهٔ عالی موسیقی که توسط علی‌نقی وزیری بنیان گذاشته شده بود، مشغول به تحصیل شد. صبا در ۲۲ سالگی دانشجوی ممتاز و تک‌نواز برنامه‌های مدرسهٔ عالی موسیقی شد و مورد احترام و تشویق اساتید و دوستانش قرار گرفت. نخستین اثر ضبط‌شدهٔ صبا قطعهٔ زرد ملیجه با ویولن بود که در میان دو بند سرود ای وطن با صدای روح‌انگیز در سال ۱۳۰۶ در قالب صفحه تولید شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت.

ابوالحسن صبا، در سال ۱۳۰۶ از طرف استاد علینقی وزیری مأمور شد تا در رشت مدرسه‌ای مخصوص موسیقی تأسیس کند. او نزدیک ۲ سال در رشت ماند و در آنجا ضمن آموزش موسیقی، به روستاها و کوهپایه‌های شمال رفت و به جمع‌آوری آهنگ‌های محلی پرداخت و ارمغان‌هایی از این سفر به همراه آورد. آهنگ‌های دیلمان، رقص چوبی قاسم‌آبادی، کوهستانی و امیری مازندرانی یادگار این دوره از زندگی اوست.

صبا در نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی همچون سنتور، تار، سه‌تار، تنبک، نی، کمانچه، ویولن و نیز پیانو را در حد استادی می‌نواخت ولی ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای تخصصی خود برگزید. سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تکنواز ارکستر او شد.

در سال ۱۳۱۸ که رادیو تهران تأسیس شد، صبا در رادیو به کار نوازندگی پرداخت ولی همچنان در هنرستان موسیقی مشغول آموزش و پژوهش در زمینهٔ موسیقی بود و در اواخر عمر نیز در منزلش کلاس موسیقی دایر کرده بود و به علاقه‌مندان آموزش می‌داد.

ابوالحسن صبا، چهل سال تمام ساز نواخت، تعلیم داد، در ارکسترها شرکت کرد، کتاب نوشت و درتمام جریان‌های موسیقی ایران تأثیر مستقیم و مثبت داشت. وی در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت، زبان انگلیسی می‌دانست و دانشنامه‌ای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود.

مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید وشاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند.

استاد شهریار شعری در سوگ او با این مطلع سرود:

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی؟ چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی؟
شاگردان صبا
فرامرز پایور،ابوالحسن صبا،منوچهر صادقی

حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، غلامحسین بنان، لطف‌الله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمت‌الله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر،اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیب‌الله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج)، ایرج کیایی و فرهاد فخرالدینی از شاگردان صبا بودند.
آثار

از صبا صفحات بسیاری حاوی تکنوازی‌ها و همنوازی‌های او منتشر شده‌است که مهارت فوق‌العاده او را در نواختن ویولن نشان می‌دهد. همچینین نوارهای خصوصی بسیاری پر کرده که مرجع هنرجویان و گویای تسلط فوق‌العاده او در نواختن سه‌تار است.

از استاد صبا، سه دوره آموزش ویولن، چهار دوره تعلیم سنتور، یک دوره تعلیم تار و سه‌تار منتشرشده و باقی آثار او هنوز منتشر نشده‌اند.

شعر، سرود با آهنگ‌سازی حسین ملک است نیز از اوست. صبا نخستین موسیقی‌دان ایرانی است که موزه ای ویژه از او (منزل شخصی صبا) تأسیس شده و به نام خود او در خیابان ظهیرالسلام تهران واقع است.

روی هم رفته کارهای به‌جا مانده از استاد ابوالحسن صبا را می‌توان این گونه دسته بندی کرد:
کارهای مستقل

کتاب دوره اول، دوم، سوم ویلون
کتاب دوره اول و دوم، سوم، چهارم سنتور.
کتاب دوره اول سه تار

کارهای غیرمستقل

سلوی ای وطن کتاب دستور ویلون وزیری
چهار مضراب سه گاه، کتاب دستور ویلون وزیری
رنگ بیات ترک، کتاب ۲۳ قطعه ضربی
پیش درآمد ترک، ۱۸ قطعه پیش درآمد
نوید بهار، کتاب اول ویلون
چهار مضراب ساده در ماهور، کتاب اول ویلون
دستور ضرب
ردیف کامل آوازهای ایرانی
چهر مضراب نوا

کارهای الهام گرفته از موسیقی محلی

دیلمان (دشتی)
امیری یا مازندرانی (دشتی)
زرد ملیجه (دشتی)
به زندان (شوشتری)
در قفس (دشتی)
رقص چوپی (افشاری)
کوهستانی (دشتی)

استاد جلال ذوالفنون

استاد جلال ذوالفنون

جلال ذوالفنون موسيقي‌دان و نوازنده ايراني سه‌تار بود. او در سال ۱۳۱۶ در آباده به دنيا آمد. در کودکي به همراه خانواده‌اش به تهران مهاجرت کرد و فراگيري موسيقي را از ده سالگي در خانواده اي اهل موسيقي شروع کرد. ذوالفنون از کودکي توسط پدر و برادر بزرگش محمود با نغمات موسيقي آشنا شد.

سپس از نه تا هجده سالگي براي تحصيل به هنرستان موسيقي ملي رفت و در آنجا با سازهاي ديگري چون تار و ويلن آشنا شد. ويلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت. در هنرستان تحت آموزش موسي معروفي در زمينه سه‌تار قرار گرفت.

در زمان تاسيس رشته موسيقي در دانشکده هنرهاي زيبا، در آنجا پذيرفته شد. او به مدت ۴ سال به تحصيل موسيقي و آشنايي بيشتر با موسيقي كلاسيك ايراني در دانشگاه تهران(از سال۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱) پرداخت.

آشنا شدن ذوالفنون با شخصيت‌هاي موسيقي ملي ايران از جمله نورعليخان برومند و دکتر داريوش صفوت، دريچه اي جديد از موسيقي اصيل ايراني و امکانات گسترده سه‌تار به روي او گشود و از سال ۱۳۴۶ فعاليت خود را روي سه‌تار متمرکز کرد.

او همچنين دوره آموزش هنر در وزارت فرهنگ و هنر به مدت ۴۰ ساعت به منظور آشنايي با روش هاي جديد آموزش تحصيل موسيقي و تحقيق در مقطع فوق ليسانس به مدت ۴ سال در مركز حفظ و اشاعه موسيقي وابسته به سازمان راديو و تلويزيون پشت سرگذاشت.

او از دانش اساتيدي چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهي و همچنين راهنمايي‌هاي احمد عبادي بهره گرفت. پس از پايان دانشکده در همان جا و در مرکز حفظ و اشاعه موسيقي ملي به تدريس سه‌تار مشغول شد. ذوالفنون در اين سال‌ها از رهنمودهاي يوسف فروتن و سعيد هرمزي از نوازندگان قديمي سه‌تار بهره برد.

جلال ذوالفنون آثار نوشتاري و صوتي فراواني در زمينه موسيقي ايراني از خود به يادگار گذاشته که از بين آنها مي‌توان آلبوم‌هاي گل صدبرگ و آتش در نيستان با صداي شهرام ناظري را نام برد. همچنين يکي ديگر از آثار او، مستانه با صداي عليرضا افتخاري است.

ذوالفنون ساليان متمادي در زمينه تحقيق موسيقي تلاش کرد و سعي کرد جوانان را با اين حوزه آشنا سازد. مهم‌ترين کار وي پس از تحقيق، تدريس بود. سرانجام جلال ذوالفنون ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ در کرج درگذشت.

فعاليت هاي هنري:

۱- كنسرت موسيقي در انجمن فرهنگي ايران و شوروي تكنوازي تار ۱۹۵۸

۲- فعاليت در سازمان راديو و تلويزيون از ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۷

۳- تدريس موسيقي دركانونهاي هنري و آموزشي از مقطع كودكستان تا دانشگاه از ۱۹۵۸ تا سال هاي اخير

۴- كنسرت هاي متعدد در ايران- ژاپن- كشورهاي اروپايي- امريكا-كانادا- استراليا از ۱۹۵۸ تا سال هاي اخير

۵- همكاري با موريس بژاز در زمينه تلفيق موسيقي ايراني با باله هاي اروپايي

۶- تحقيق روي موسيقي فولكور ايران در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايراني

۷- همكاري با ژان دورينگ در زمينه آشنا كردن ايشان با  موسيقي ايراني در سالهاي ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰

۸- شركت در سمينار موسيقي در ژاپن بنا به دعوت سازمان هنري (a.t.p.a) به منظور معرفي موسيقي ايران به كشورهاي خاور دور در ۱۹۷۶

۹- همكاري با موسسه dela munot (دولامونته) بروكسل به منظور معرفي موسيقي ايران به كشورهاي اروپاي غربي

۱۰- همكاري با موسسه word music inisttute به منظور اجراي كنسرت در نيويورك و معرفي موسيقي ايران به ملل دنيا ۱۹۹۴

۱۱- اجراي كنسرت در محل سازمان ملل متحد در نيويورك به منظور معرفي موسيقي ايران به ساير ملل در سال ۱۹۹۴

تاليفات و آثار:

۱- تهيه نوارهايي كه سه تار در آنها نقش اصلي دارند مانند: گل صد برگ-آتش در نيستان- شيدايي و دهها نوار ديگر

۲ – تهيه نوارهايي در زمينه آموزش سه تار

۳ – تديون تجربيات ۳۵ ساله در زمينه آموزش موسيقي بصورت كتاب در چهار جلد

۴ – كتابي در زمينه آناليز آثار درويش خان

۵ – تاليف مقالات گوناگون در زمينه موسيقي ايراني در نشريات ايراني و خارجي

۶ – تهيه نوارهايي در زمينه تكنوازي سه تار با عناوين: پرواز-پرند-پيوند – دل آوا – هجده تصنيف – رديف شور و ..

۷- تهيه آثاري از موسيقي عرفاني ايران با همكاري سهيل ذوالفنون در امريكا با عناوين كرد بيات و سفر روحاني ۱۳۷۰

۸ – تاليف کتاب «مكتب موسيقي ذوالفنون» كتابي فني در زمينه روش نوازندگي ذوالفنون

۹ –  تاليف كتاب تحقيقي در زمينه روان شناسي جامعه شناسي فلسفه هنر و ارائه راهكارهايي در زمينه حركت صحيح موسيقي ايراني تحت عنوان گل صد برگ  و يا  موسيقي ايران از ديدگاهي ديگر

۱۰ – نوار گروهي تحت عنوان سيم آخر روي اشعار مولانا


پیش بینی فوتبال
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است