خانه » بیوگرافی خوانندگان (صفحه ی 30)

بیوگرافی خوانندگان

اسماعیل ادیب خوانساری

اسماعیل ادیب خوانساری

اِسماعیل اَدیب خوانساری (۱۲۸۰ – ۱۳۶۱) نخستین خواننده مرد در رادیوی ملی ایران بود.

ادیب از سال ۱۳۰۳ تا سال ۱۳۰۹ گاه در اصفهان گاه در تهران به سر می‌برد. در سال ۱۳۰۹ وارد خدمات دولتی شد و کار اداری خود را از ۱۶ مهر ماه ۱۳۰۹ در بلدیه که همان شهرداری تهران امروزیست آغاز کرد.

در سال ۱۳۱۹ وقتی برای نخستین بار در ایران رادیو ملی تاسیس شد، در حالی که سی‌ونهمین سال زندگی را می‌گذراند به عنوان نخستین خواننده مرد رادیوی ملی ایران، به رادیو دعوت شد. او در آن دوره با نوازندگانی چون ابوالحسن صبا، علی اکبر شهنازی، حسین یاحقی، مهدی خالدی و مرتضی محجوبی همکاری می‌کرد.

اسماعیل ادیب خوانساری فرزند یک روحانی و خوشنویس برجسته به نام میرزا محمود بن ابی القاسم الخوانساری و شاگرد عندلیب گلپایگانی (تولایی)، سید رحیم اصفهانی، حبیب شاطر حاجی، نایب اسدالله (و غیرمستقیم: طاهرزاده) بود.

آثار او در صفحات گرامافون ۷۸ دور(صفحات سنگی)، آثار رادیویی، آوازها و تصانیف همراه با ساز و ارکستر و تعداد بیشماری ضبط‌های خصوصی و خانگی به‌جا مانده‌است. از آوازهای محلی بختیاری (اجرا شده باارکستر انجمن موسیقی ملی) شلیل و خون دل قابل ذکر است، ادیب خوانساری دربرنامه برگ سبز و گل‌های جاویدان هم چندین اجرا داشته‌است.
دیسکوگرافی آثار استاد ادیب خوانساری

دیسکوگرافی آثار استاد ادیب‌خوانساری بر روی صفحات سنگی ۷۸ دور رامی‌توان از لحاظ زمانی به چهار دوره تقسیم کرد: ۱. توسط کمپانی هیزمسترزویس، تهران، زمستان ۱۳۰۶ شمسی. ۲. توسط کمپانی هیزمسترزویس، تهران، تابستان ۱۳۰۸ شمسی. ۳. توسط کمپانی بایدافون، تهران، اوایل ۱۳۰۹ شمسی. ۴. توسط کمپانی هیزمسترزویس، تهران، ۱۳۲۶ شمسی. در مجموع آثار ضبط شده از استاد ادیب خوانساری بر روی صفحات سنگی گرامافون ۷۸ دور، ۸۰ روی صفحه می‌باشد. آثار ضبط شده ادیب خوانساری موجود در آرشیو رادیو، توسط مشیر همایون شهردار، رییس وقت موسیقی رادیو به دلیل کدورت قدیمی با وی پاک شد و از بین رفت و به این ترتیب گنجینه مهمی از موسیقی اصیل ایرانی نابود شد. آثاری که از این استاد بزرگ باقی مانده، ضبط‌های خصوصی و خانگی و ردیف آوازی وی است که در سالهای کهولت او ضبط شده و به جا مانده‌است.

جمله زیر نقلی است از ادیب خوانساری:

روزگاری، زندگی‌ام را به پای هنر قربانی کردم و حالا زندگی‌ام دارد هنرم را قربانی می‌کند

استاد امیرناصر افتتاح

استاد امیرناصر افتتاح

سال تولد : ۱۳۱۴

محل تولد : تهران
وی از کودکی به نواختن تنبک علاقه مند بود و هر وقت مکانی دست میداد شروع به نواختن می کرد.

او پس از اتمام تحصیلات ابتدائی برای ادامه تحصیل به دبیرستان رازی رفت و در این دبیرستان موفق به دریافت دیپلم شد . ولی در همین زمان پدرش به رحمت ایزدی پیوست و او را تنها گذاشت . فوت پدر برای او ضربه جبران ناپذیری بود و این ضربات تا آخرین لحظات وحیات این هنرمند با ارزش را راحت نگذاشت و پیوسته او را زیر ضربات روحی و روانی قرار می داد ، به طوری که او مردی کم حوصله و تند خو و عصبی شده بود با این همه انسانی بود شریف ، بی تکبر و با شخصیت و نمونه یک هنرمند درستکار و والامقام . او در اوایل نوجوانی نزد هوشنگ مهر ورزان که از شاگردان ممتاز استاد حسین تهرانی بود شروع به فراگیری نواختن ضرب کرد و پس از چندی نیز در خدمت استاد تهرانی نواختن ضرب را تکمیل کرد . این فراگیری به حدی بود که خود در مقام استادی قرار گرفت و شاگردان بزرگی چون محمد اسماعیلی ، آبتین اجلالی ، امیر بابک رکنی ، اصغری ، بهزاد رضوی ، محمود فرهمند بافی و رجبی را تربیت کرد که امروز هر کدام جائی والا در نواختن این ساز دارند امیر ناصر فتتاح در سال ۱۳۳۴ به رادیو رفت و همکاری خود را با ارکسترهای دیگر آغاز کرد ولی اوج کوفایی کار او ، زمانی بود که به برنامه های گلها راه یافت و در واقع او یکی از ستارگان درخشان این برنامه ها شد . شادروان امیر ناصرافتتاح ، دوستی عمیقی با اکپر گلپایگانی هنرمند دیگر گلها پیدا کرد و این دوستی تا آخرین روزهای حیات وی ادامه داشت . سرانجام فشار روحی و عصبانیت و نارسائیهایی که برای وی به وجود آمده بود ، منجر به سکته قلبی او شد و در یازدهم بهمن ماه هزار و سیصد و شصت و شش قلب پر مهر و صفای او در عنفوان جوانی از کار افتاد . او را در امامزاده طاهر به خاک سپردند.
او نوازندگی تنبک را نزد حسین تهرانی و هوشنگ مهرورزان فرا گرفت. در سال ۱۳۳۴ به رادیو رفت و با گروه گلها همکاری کرد.

از شاگردان امیرناصر افتتاح، می‌توان بهمن رجبی، آبتین جلالی و مرتضی اعیان را نام برد. شکل نواختن وی امروزه سبکی در آموزش تنبک می‌باشد و بین هنرجویان به سبک افتتاح شناخته می‌شود.

استاداسدالله ملک

استاداسدالله ملک

اسداله ملک(۱۴ مرداد ۱۳۲۰ تهران – ۹ بهمن ۱۳۸۰ تهران) نوازنده ویولون،کمانچه و آهنگساز ایرانی بود.
اسد الله ملک در ۱۴ مرداد سال ۱۳۲۰در محله «دروازه دولت» تهران و در یک خانواده لشت نشایی متولد شد. در ایام کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد ابولحسن صبا بود و بزودی جز شاگردان خاص ایشان محسوب شد. او شاگرد اساتیدی چون روح الله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و… نیز بود و به تکمیل آموخته‌های خویش و تجربه اندوزی مشغول گشت. در همان سالها خالقی، او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره می‌شد پذیرفت و بدین ترتیب در بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی ملک باز شد. بعد از آن سالها اسدالله ملک از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شد و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا گردید.

آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط می‌شود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه «گریه لیلی» در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر-می-دو-لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا-می) و اجرای آنها با ویولن، اشتهار فراوان یافت. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.

اسد الله ملک با پشتیبانی خواننده نامدار ان دوران دلکش به رادیو راه یافت و نخستین اثار ملک را نیز دلکش با صدای رسایش جاودانه ساخته است. از جمله دیگر خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند می‌توان به حمیرا ، اکبر گلپایگانی ، محمود محمودی خوانساری ، پوران ، ایرج، بهرام حصیری ، محمدرضا شجریان ، کوروس سرهنگ زاده و… اشاره نمود که ثمره سالها همکاری آنها با استاد ملک آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و… است که سالها مورد اقبال مردم ایران بوده‌است.ملک مدتی نیز با همکاری آقای منوچهر جهانبگلو برنامه ای به نام:((نوایی از موسیقی ملی))را تنظیم کردند که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران بعداز مجموعه برنامه((گلها))یکی از برنامه های خوب و موفق رادیویی موسیقی ملی بود

در سالهای پس از انقلاب نیز او تلاش خود را برای اعتلای موسیقی متوقف نکرد و حتی بسیاری از هنرمندان “گلها را به همکاری مجدد فرا خواندند که می‌توان به اساتیدی چون فضل‌الله توکل اشاره نمود که به دعوت ایشان پاسخ مثبت دادند. در اواخر عمر او شروع به ضبط آثار ارکستری خود با سازبندی‌های مختلفی (مانند ویلن – عود، ویلن – سنتور – سه تار، ویلن – قانون، ویلن – عود – سنتور و…) کرد که می‌توان به کاستهای «نغمه رویایی»، “سمیرا، نغمه‌ها و…. اشاره نمود که هر کدامشان سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازی می‌باشد. اسدالله ملک در بهمن ۱۳۸۰ درگذشت. وی طی سالها فعالیت در زمینه های مختلف موسیقی به تربیت شاگردان مجرب و کار ازموده ای همچون مهیار فیروز بخت -سعید مودبیان-لقمان ادهمی-شهرام خسروی همت گمارد که امروز نه چون او ولی به رنگ و بوی او مینوازند

یهودی منوهین نوازنده معروف ویلن که از بهترین‌های تاریخ موسیقی جهان محسوب می‌شود. در سفرش به ایران به صورت اتفاقی با ساز ملک آشنا و به شدت شیفته مکتب استاد می‌شود که این آشنایی موجب دعوت‌های بین‌المللی از استاد ملک می‌شود. ملک به همراه گروهی از اساتید در جشنواره‌هایی در ایتالیا و فرانسه و… شرکت می‌کند و رتبه اول را در برخی جشنواره‌ها نصیب خود می‌کند.

وی جدا از نوازندگی ویلن ،کمانچه را به زیبایی مینواخت و متأسفانه اثار تصویری زیادی از کمانچه نوازی وی در دست نیست. بر اساس گفته های شاگردش کامران داروغه، طنین صدای کمانچه ملک بود که کامران داروغه را نوازنده کمانچه کرد.
آلبوم‌ها

آفتاب
سمیرا
آبنوس
آتش انگیز
ترکم نکن
غروب کوهستان
گریه لیلی
آناهیتا
باربد
آزاده
نغمه‌ها
هدیه
نغمه رویایی
شهرآشوب
گلنوش
سماع ۱
سماع ۲
ساز و نوا ۱
ساز و نوا ۲
ساز و نوا ۳
کرشمه
غنچه پاییز
مرغ شباهنگ
جان عاشق
گلهای تازه شماره‌های ۱۰-۱۷-۱۹-۲۰-۲۴-۳۵-۳۸-۳۹-۴۳-۴۶-۴۷-۷۲-۷۶-۱۱۵-۱۱۸-۱۲۹-۱۳۰-۱۳۲-۱۴۵-۱۴۸-۱۵۴-۱۶۸
برگ سبز شماره‌های ۳۰۶-۳۰۵
تعدادی از برنامه‌های تکنوازان

استاد اردشیر کامکار

استاد اردشیر کامکار

اردشیر کامکار (زاده ۱۳۴۱، سنندج) نوازندهٔ ویولن و کمانچه و از اعضای گروه کامکارها است.

وی از کودکی، ویولن را نزد پدرش فرا گرفت. چندی بعد، وی به عنوان نوازندهٔ ویولن و کمانچه به عضویت ارکستر فرهنگ و هنر سنندج درآمد. او دارای استعداد موسیقایی شگرفی بود و قطعات دشوار ویلن ابوالحسن صبا را با کمانچه اجرا می‌کرد.وی جدا از نواختن کمانچه، ویلن و قیچک را به زیبایی تمام مینوازد حتی وی را جزء برترین نوازندگان ویولن هم دانسته اند.

اردشیر کامکار، در حدود سال ۱۳۶۰ به تهران آمد و همکاری خود را با گروه‌های عارف و شیدا وبا بسیاری از خوانندگان به نام ایران از جمله استاد شجریان و علیرضا افتخاری آغاز کرد. همچنین مطالب تکمیلی را نزد محمدرضا لطفی و پشنگ کامکار آموخت.

اردشیر کامکار همواره برای گسترش هر چه بیشتر قابلیّت‌های ساز کمانچه کوشیده‌است. وی با استفاده از تکنیک های خاص ویلن و پوزیسین های ویلن بروی ساز کمانچه توانست چهره ای دیگر از این ساز به نمایش بگذارد. در این راستا، قطعات استاد صبا را در دو اثر به یاد صبا و بر تارک سپیده، به کمک کمانچه و ارکستر به اجرا در آورده. وی در «بر تارک سپیده»، با تکیه بر توانایی‌های خود دست به ابتکارات بدیعی زده و از این رهگذر کمانچه را به سازی فوق‌العاده تأثیرگذار و وجدآور مبدل کرده‌است. بر اساس گفته بزرگان موسیقی ایران نوع وسبک نوازندگی استاد اردشیر کامکار و تلاش های وی برای شناساندن تکنیک های ناشناخته ی ساز کمانچه، سرمشق والهام بخش نوازندگان جوان کمانچه و ویلن در ایران شده است به طوری که ساز کمانچه در میان نوازندگان و مردم جایگاه ویژه ای پیدا کرده است.

درحدود یک قرن پیش بعد از ورود ویلن به ایران کمانچه مهجور ماند و مورد بی مهری قرار گرفت تا سال ۱۳۶۰ کمانچه مورد استقبال قرار نمیگرفت وبعد از ان به همت و تلاش استادانی چون اردشیر کامکار وشناساندن صدای گرم و دلنشین کمانچه، تعداد نوازندگان این ساز رو به افزایش قرار گرفت.

از شاخصه‌های مهم او در نوازندگی به لحن و بیان مستقل، صدای زیبا ی ساز وارشه کشی شفاف وبدون برخورد ارشه به سیم های دیگر (که در سبک دیگر نوازندگان مشهور هم این گونه نیست) و تکنیک فوق‌العاده و اجرای قوی و تمییز پوزیسین های ۷ به بالا واجرای صداهای هارمونیک که این تکنیک ها مختص ساز ویلن میباشد و تقریباً برای ساز کمانچه به سختی قابل اجرا است می‌توان اشاره کرد.

. کمانچهُ خوش صدا ، شفاف و مورد تاُیید ایشان که با آن می نوازند ساختهُ دستان هنرمند قدرت الله کردی است .

از آلبوم‌های مستقل او می‌توان ناشکیبا با خوانندگی همایون شجریان، راز نگاه و آلبوم بی غبار عادت که با همنوازی شاگردش، شروین مهاجر و عرضه شده را نام برد. از جمله شاگردان او می‌توان از همایون شجریان و مهدی باقری شروین مهاجر و بابک شهرکی و سینا جهان ابادی نام برد.

آقا حسینقلی فراهانی

آقا حسینقلی فراهانی

آقا حسینقلی (۱۲۳۰[نیازمند منبع]، تهران – ۱۲۹۴، تهران)، از نوازندگان سرشناس تار اواخر دوران قاجار بود. او فرزند کوچک‌تر آقاعلی‌اکبر خان فراهانی قدیمی‌ترین نوازنده معروف تار دوره ناصرالدین‌شاه بود. آقا حسینقلی شاگرد برادر بزرگ خود میرزا عبدالله بود. سپس شاگرد آقا غلامحسین شد.

سومین فرزند آقا علی اکبرخان فراهانی است. آقا حسینقلی نزد برادران خود آقا میرزا حسن و آقا میرزا عبدالله و سپس پیش پسرعموی خود آقا غلامحسین به نواختن تار مشغول شد. بعدها او و برادر او آقا عبدالله جزء نوازندگان درباری شدند. تخصص وی نواختن تار با پنج سیم بود. او در نواختن تار بسیار چابک و زبردست بود و همه از جمله عارف او را بزرگترین استاد این هنر دانسته‌اند. وی در مجلس درس موسیقی نیز داشت و در ردیف سبک مخصوصی به‌کار می‌برد. آقا حسینقلی اولین هنرمندی است که به اتفاق چند نوازنده و خواننده برای پر کردن صفحات گرامافون به پاریس رفت و آثاری از او ضبط شد و این نخستین‌بار بود که اروپائیان موسیقی ایرانی را در اروپا می‌شنیدند. در مراجعت هم در استانبول کنسرت داد و نصف درآمد خود را به رسم اعانه به مدرسهٔ ایرانیان واگذار کرد. از شاگردان وی: ارفع‌الملک، غلامحسین درویش، میرزا غلامرضا شیرازی، و مرتضی نی‌داوود، خلیل فهیمی، یوسف فروتن، سرور حضور ، ابراهیم آژنگ را می‌توان نام برد. استاد علی نقی وزیری نیز در مجلس او حاضر شد و قسمتی از ردیف او را با خط موسیقی نوشت. از جمله صفحاتی که استاد به‌تنهائی در آن تار نواخته است می‌توان از ماهور،

سه‌گاه، شور، همایون و رهاب مسیحی نام برد. همسر او، سکینه از بستگان سنهٔور خان-آوزاخوان و نوازنده بود و به ردیف‌های موسیقی ایران آشنا و آقا حسینقلی از اطلاعات او استفاده کرد. فرزندان آقا حسینقلی به شهنازی شهرت دارند. فرزندانش (محمد حسن، اکبر و عبدالحسین) موسیقی را ادامه ندادند. دامادهای وی باقر رامشگر و رضاخان، از نوازندگان معروف به‌شمار می‌آیند.

بیوگرافی حسین خواجه امیری (ایرج)

بیوگرافی حسین خواجه امیری (ایرج)

حسین خواجه امیری ۱۱دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمد.
پدربزرگش از خوانندگان بنام زمان ناصرالدین شاه بود و پدرش که از صدایی خوش و رسا برخوردار بود و ردیف می‌دانست، مدت‌ها او را تحت تعلیم خویش قرار می‌دهد. حسین در همان زمان در مراسم تعزیه‌خوانی شرکت می‌کرد و نزد تعزیه‌خوانانی که ردیف و دستگاه می‌دانستند به یادگیری آواز پرداخت.

hhe1025

وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران رفت و در سال ۱۳۲۶ به مکتب ابوالحسن صبا راه یافت و دو سال پیاپی در حضور او دانسته‌های خویش را تکمیل کرد و به وسیله وی به رادیو ایران معرفی شد. در آن جا به اجرای برنامه با ارکستر ابراهیم خان منصوری پرداخت. وی پس از مدتی به دانشکده افسری رفته و شب‌های جمعه که مرخصی داشته از ساعت ۳۰/۷ تا ۸ در برنامه ارتش شرکت و با ارکستر محمد بهارلو به اجرای برنامه می‌پرداخت.

در همان زمان به خاطر محدودیت‌های ارتش نام مستعار (ایرج) را که در اصل نام برادرش بود برای خود برگزید.

hhe1024

ایرج در سال ۱۳۳۶ به دعوت داوود پیرنیا به برنامه گل‌ها راه یافت و در اولین همکاری خود با این برنامه برگ سبز ۴۳ را در مایهٔ شور-ابوعطا و با همکاری علی تجویدی و فرهنگ شریف و امیر ناصر افتتاح خواند. از همان زمان همکاریش با برنامه گل‌ها ادامه یافت.

ایرج علاوه بر اجرای برنامه‌های مختلف رادیویی به اجرای ترانه و آواز برای فیلم‌های فارسی همت گماشت و بازیگران زیادی به لب‌خوانی ترانه‌های وی می‌پرداختند. اولین فیلمی که ایرج در آن ترانه خواند فیلم روزنه امید به کارگردانی سردار ساکر هندی و ترانه‌ها از ساخته‌های جواد لشکری است.

ایرج خواننده پرآوازه موسیقی با هنرمندان زیادی مانند:

پرویز یاحقی، اسدالله ملک، جلیل شهناز، فریدون حافظی، فرهنگ شریف، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، حسن کسایی، لطف الله مجد، علی تجویدی، رضا ورزنده، منصور صارمی، محمد موسوی، احمد عبادی، حسن ناهید، انوشیروان روحانی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی و بسیاری از نوازندگان و البته خوانندگان دیگر همکاری داشته و مورد تایید و تحسین آن‌ها بوده است.

hhe1023

ایرج در ۲۱۳ برنامه گل‌ها شامل برگ سبز،گلهای رنگارنگ، شاخه گل، گل‌های تازه، برنامه اجرا کرده است.
او علاوه بر این در برنامه‌های رادیو ارتش، ارکستر دانشجویان، ارکستر محمد بهارلو، ارکستر ابراهیم خان منصوری، ارکستر عبدالله جهان پناه، برنامه اجرا کرده است و برای ۱۰۵ فیلم فارسی خوانده است و در سال‌های بعد از انقلاب ، به خصوص دهه هفتاد و هشتاد، بیش از ده آلبوم به بازار موسیقی عرضه کرده است. آلبوم قصه زندگی از او در بهار سال ۹۱ به بازار موسیقی عرضه شد.

علاوه بر آن فیلم مستندی در قالب لوح فشرده (دی وی دی) از زندگی و کارهای هنری ایرج با عنوان پهلوان آواز اواخر سال ۹۱ به بازار موسیقی عرضه شد.
در اوایل شهریور ۱۳۹۲نیز مراسمی در تجلیل از سال ها زندگی هنری او با حضور بزرگانی چون محمدرضا شجریان و فرهنگ شریف در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

مراسمی تجلیل از حسین خواجه امیری (ایرج)

ایرج از خواننده‌های صاحب سبک ایران است و صدایش از معدود صداهای شش دانگ است؛ صدایی که ارتفاع و حجم آن (طول و عرض) بسیار بالاست و خواننده امکان اجرای محدوده صوتی بالایی را در نت‌های بسیاری دارد که خوانندگان معمولی از پس آن بر نمی‌آیند.
او پدر احسان خواجه امیری (خواننده) و الیکا خواجه امیری (نوازنده و مدرس پیانو) است.

بیوگرافی سید عبدالحسين مختاباد

بیوگرافی سید عبدالحسين مختاباد

سید عبدالحسین مختاباد یکم فروردین ماه ۱۳۴۵ در روستای امره از توابع شهر ساری متولد شد

پدر بزرگ پدری‎اش نی‎نواز قهاری بود و پدرش نیز صدایی حماسی داشت. او ازکودکی و در دبستان به خواندن تصنیف‌های موسیقی ایرانی علاقه‌مند شد.

دوران دبستان و راهنمایی و دبیرستان را در شهر ساری گذراند وهمزمان به تعزیه‌خوانی در گروه‌های تعزیه محله‌اش هم پرداخت.

از سال‎های اولیه انقلاب با شنیدن آلبوم‌های گروه چاووش و صدای محمدرضا شجریان به موسیقی سنتی علاقه‌مند شد و تمرین و ردیف‌خوانی را با سرمشق قرار دادن کارهای شجریان پی گرفت.

سال ۱۳۶۳ با قبولی در رشته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران به این شهر آمد و از همان زمان به کلاس درس استاد کریم صالح عظیمی در رادیو رفت و آموزش ردیف آوازی را نزد ایشان تا سال ۷۰ ادامه داد.

مختاباد از یک سال بعد به واحد موسیقی حوزه هنری پیوست و همراه حسام‌الدین سراج و محسن نفر در شکل دهی به این بخش نقشی جدی ایفا کرد.

آشنایی و نواختن سازهای سنتور و سه تار از دیگر تلاش‎های مختاباد در موسیقی سنتی بود.

اجرای کنسرت‌های متعدد در تالارهای اندیشه و وحدت با گروه صبا نخستین تحرکات صحنه‌ای مختاباد به شمار می‌آمد.

اواسط سال هفتاد او نخستین آلبوم خود باعنوان تمنای وصال را به بازار موسیقی عرضه کرد. در این آلبوم که با آهنگسازی زنده‌یاد حسین فرهاد‌پور ضبط شده بود، مختاباد برخی از ملودی‌های تصانیف را هم خود پرداخت کرد.

بعد از این آلبوم وی به عنوان یکی از خوانندگان خوش‌آتیه موسیقی ایرانی مطرح شد و با آلبوم بوی گل به آهنگسازی فریدون شهبازیان و آلبوم شکوه با آهنگسازی مهیار فیروز بخت جلوه های دیگری از موفقیت‌های خود را به تماشا نهاد.

مختاباد در فاصله سال‌های ۷۲ تا ۷۷ بیش از ۱۰ آلبوم موسیقی راخواند و آهنگسازی کرد و دراین مدت هم نزد محسن الهامیان، کامبیز روشن روان و برخی دیگر از اساتیدموسیقی با علومی چون سلفژ، هارمونی و آهنگسازی آشنا شد.

در میانه‌های سال ۷۷ مختاباد برای ادامه تحصیل به کانادا رفت و پس از اقامت دوساله در این کشور به دانشگاه گلد اسمیت انگلیس آمد و زیر نظر جان بیلی، موسیقی‌دان شهیر انگلیسی، دوره‌های فوق لیسانس و دکتری خود را گذراند.

اپایان‌نامه دکتری او موسیقی هنری ایران در بعد نظری و کار عملی‌اش سمفونی صبا بود.

مختاباد با گروه‌های باربد به سرپرستی محمد ساعد کنسرت های متعددی را اجرا کرد که یکی از این آثار اجرای تصنیفی با فرمی نو روی شعر معروف استاد محمد رضا شفیعی کدکنی( هزاره دوم آهوی کوهی) بود که همین تصنیف با ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخر الدینی در تالار وحدت و باصدای مختاباد اجرا شد.

آلبوم بهشت من که حاصل همکاری وی را سامان احتشامی ( نوازنده پیانو وآهگساز) است از جمله دیگر کارهای وی در زمینه موسیقی است.

ماه مجلس نیز از جمله کارهای اوست که با تنظیم محمد ساعد و سامان احتشامی و آهنگسازی مختاباد منتشر شده است.

وی همچنین ریاست نخستین نمایشگاه موسیقی و‌آثار شنیداری تهران را بر عهده داشت که سال گذشته به عنوان مهمترین رخداد موسیقی سال انتخاب شد.

مختاباد در سال ۸۶ به عضویت در هیئت مدیره کانون خوانندگان سنتی در آمد اما ، در انتقاد به وضعیت انفعالی این کانون در انتخابات دور بعدی شرکت نکرد.

مختاباد و شرکت در انتخابات کانون خوانندگان خانه موسیقی

او در سال ۱۳۹۰ آلبوم سایه دوست را روی اشعاری از هوشنگ ابتهاج سایه،عبدالجبار کاکایی و امام خمینی(ره) خواند. ویژگی این اثر در ای است که برای نخستین بار آهنگسازی، تنظیم و خوانندگی این اثر را مختاباد به تنهایی انجام داده است و به نوعی نخسین اثر او بعد تحصیلات آکادمیک به شمار می‌رود. او پیش از انتشار این آلبوم آن را درکنسرتی در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی اجرای صحنه‌ای کرد.

مختاباد هم اینک در دانشکده صدا و سیما در رشته موسیقی تدریس می‎کند.

بیگرافی شهرام ناظری

بیگرافی شهرام ناظری

بیوگرافی شهرام ناظری
شهرام ناظری در سال ۱۳۲۹ در کرمانشاه و در خانواده‌ای ادیب، فرهنگ دوست و اهل موسیقی متولد شد.
وی از زمان کودکی مانند اکثر خوانندگان که صدای خوش در خانواده‌شان موروثی بوده، صدای خوش را از پدر و مادر خود به ارث می‌برد و پدرش که صدای لطیفی داشت و از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص شیخ داوودی خواننده بزرگ بهره گرفته بود، فرزندش را تحت تعلیم قرار داد. قطب این خانواده، استاد حاجی خان ناظری (پرویز خان پورناظری) بوده که اکثر موسیقی‌دانان کرمانشاه را با نت و موسیقی اصیل ایران تعلیم داده و خود از شاگردان درویش خان و کلنل وزیری بوده‌است.
پدر شهرام ناظری ضمن آشنایی با گوشه‌ها و ردیف‌های آواز ایرانی با سه‌تار هم آشنایی داشت و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنین محیطی پرورش یافت.
این محیط مناسب هنری موجب شد تا وی در سن ۹ سالگی اولین برنامه هنری خود را در رادیو کرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی، از نوازندگان معروف کرمانشاه، اجرا نماید.
وی سپس در سن ۱۱ سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در آواز ایرانی اجرا نمود و برای پر بارتر کردن درک موسیقی خود ارتباط بیشتری با پسر عمویش کیخسرو پورناظری و درویش نعمت علی خان خراباتی که تأثیر بزرگ و مهمی بر آشنایی او با موسیقی محلی و کردی و درک آن داشته‌اند برقرار کرد.
وی همواره در پی بهره‌بردن از مکاتب و استادان مختلف بوده‌است. در سال ۱۳۴۵ برای بهره‌گیری از محضر اساتیدی چون عبداله خان دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری و محمود کریمی، مقیم تهران شد و ضمن بهره‌گیری از محضر این اساتید، سه‌تار را نیز نزد استادان احمد عبادی، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت.
شهرام ناظری به مدت یک سال در تبریز با نوازندگان و موسیقی‌دانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجه‌خانی و فرنام قیطانچیان که از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد.
درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی برومند به استخدام رادیو تلویزیون در آمد و اولین برنامه خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با مثنوی مولانا و ترانه‌ای از شیخ بهایی اجرا کرد و پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان همکاریش را ادامه داد.
وی درسال ۱۳۵۵ در نخستین کنکور موسیقی سنتی ایران (باربد) مقام اول را به دست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنواره توس انتخاب شد. در سال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش که خود از اعضای اصلی آن بود در سخت‌ترین شرایط صدای موسیقی سنتی و اصیل ایران را به گوش مردم هنردوست ایران رساند.
شهرام ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پی‌گیر و بی‌وقفه، آلبوم‌های چاووش ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ را با همکاری گروه چاووش، گروه شیدا و گروه عارف به سرپرستی محمد رضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، شعر و عرفان را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی، آلبوم سخن عشق باهمکاری گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همکاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد.
او در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعالیت خود کاست و به روش‌های مختلف مشغول تدریس موسیقی و ردیف‌های آوازی به علاقه‌مندان گردید.
از سال ۱۳۶۴ به بعد با همکاری گروه‌های موسیقی ایرانی کارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی و اصیل ایرانی عرضه ساخت که از درخشان‌ترین این آثار می‌توان شورانگیز با همکاری حسین علیزاده، گل صد برگ و آتش در نیستان با همکاری جلال ذوالفنون، کنسرت اساتید با همکاری گروه اساتید (گروه فرامرز پایور) و بی‌قرار با همکاری گروه جلیل عندلیبی را نام برد.
شهرام ناظری طی فعالیت هنری خود برای اجرای کنسرت‌های موسیقی اصیل ایرانی و عرفانی سفرهای بی‌شماری به کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکا داشته‌است و در فستیوال‌های جهانی نیز حضور یافته‌است.
وی درسال‌های اخیر در کنسرت‌های داخلی که زحمات اجرای آنها به دلیل کمبود امکانات و مشکلات پیش رو، زیاد است، حضور بیشتری داشته‌است. وی در جشنواره موسیقی فجر درسال ۱۳۸۰، به همراه فرزندش حافظ ناظری، شرکت کرد و جایزه اول این فستیوال را به عنوان بهترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی را به دست آورد. وی جایزه مخصوص هیئت داوران را نیز از جشنواره مهر دریافت داشته‌است.

در خانه ما همیشه حرف شاهنامه و فردوسی بود
شهرام ناظری که سال‌ها به این فکر می‌کرده که چرا هیچ کس روی اشعار فردوسی کار نمی‌کند حالا بعد از سال‌ها تصمیم خود را عملی کرده و بالاخره روی شاهنامه کار کرده است.
چندسال پیش وقتی شهرام ناظری نشان لژیون دو نور را برای سمفونی رومی از آن خود کرد همه فکر می‌کردند که او حالا حالاها تصمیم دارد تا روی اشعار مولانا کار کند. اما ویژگی آدم‌های خلاق همیشه این بوده که در یک جا معطل نمانند و زودتر سراغ پروژه بعدی‌شان بروند. با اینحال کمتر کسی فکر می‌کرد که او کمتر از دوسال بعد از دریافت نشان شوالیه سراغ فردوسی برود.
ناظری که سال‌ها به این فکر می‌کرده که چرا هیچ کس روی اشعار فردوسی کار نمی‌کند و از سویی همیشه این حس را داشته که صدایش آن لحن حماسی لازم را برای اجرای اشعار فردوسی دارد حالا بعد از سال‌ها تصمیم خود را عملی کرده و بالاخره روی شاهنامه کار کرده است. این کار را از پاریس شروع کرده و این روزها به همراه پسرش حافظ همچنان در ایالت‌ها و شهرهای مختلف آمریکا مشغول برگزاری کنسرت است. او که حسابی خوشحال است که حافظ درس موسیقی خوانده و کار موسیقی را به عنوان کار اصلی اش انتخاب کرده آهنگسازی را نزدیک‌تر از او به خود حس نمی‌کند.
او در این باره گفته است: من یک نوع لحن و بیان آوازی را پیدا کرده‌ام چرا که هم ذهن محققی داشته‌ام و هم اینکه از بچگی آموزش موسیقی دیده بودم، آن هم آموزشی که به دور از جو حاکم بر موسیقی سنتی آوازی ایران بود، به دور از تقلیدها و روزمرگی‌ها بود. کسی نیامد دقیقا به من بگوید که تو هم باید عینا از این راه وارد موسیقی بشوی، چون اگر قرار بود که من وارد آن راه بشوم، بی‌شک مقلد می‌شدم. در نتیجه من از راه دیگری وارد موسیقی شدم و دریچه دیگری را در آواز دیدم که به ذهن هیچ خواننده دیگری نمی‌رسید و آن این بود که من از کودکی وارد موسیقی شده بودم و از همان دوران طفولیت، حس موسیقی و حس تشخیص در من وجود داشت. حالا در این بین هم شانس‌های زیادی آوردم، چرا که همه چیز موافق این بود که من در این راه بروم، خانواده‌ام بسیار همراه من بودند، مادر و پدرم عاشق شعر و موسیقی بودند، مدرسه‌ای که در شش سالگی به آنجا رفتم، عموهایم هم بسیار علاقه‌مند به موسیقی بودند و مرا تشویق می‌کردند و در نتیجه همه چیز موافق بود و همه هم دوست داشتند که چیزی یاد من بدهند. از شش سالگی هم که به مدرسه رفتم از خوش‌ شانسی که من داشتم، هم مدرسه‌ و هم ناظم آنجا هر دو اهل شعر و موسیقی بودند. وقتی شش سالم بود، صبح‌ها ناظم مدرسه آقای همتی سر صف مدرسه کوروش کرمانشاه ساز می‌زد و من آواز می‌خواندم و هر روز این جریان تکرار می‌شد و بعد از این مراسم بود که بچه‌ها سرکلاس می‌رفتند. یعنی این را می‌خواهم بگویم که همه چیز برای من در زندگی‌ام با موسیقی شروع شده است حتی یکی از بزرگان کرمانشاه که مردم برای او احترام ویژه‌ای قائل بودند، به مدت ۳۰ سال مرا در موسیقی راهنمایی می‌کرد، کسی که منبع موسیقی، شعر و تاریخ اجتماعی ایران بود.

دیگرنمی‌خواهم شهرام ناظری گذشته باشم
استاد آواز ایران تابستان سال گذشته در جریان تور آواز ایران درمحل خانه هنرمندان به گفتگو با خبرنگاران نشست.
در این نشست خبری شهرام ناظری ابتدا در مورد کنسرت اول این تور که قرار است روزهای ۲۵ و ۲۶ تیر ماه در قزوین برگزار شود گفت: این کنسرت با همراهی گروه مولوی خواهد بود و سعی کرده ام ترکیبی از قطعات جدید و قدیمی را ارائه کنم که در راستای همان مسیر حرکتی گذشته ام باشد. البته این طبیعی است که یکسری تغییرات در آن دیده شود.
وی همچنین افزود: بسیاری از مردم هنوز هم دوست دارند من همان شهرام ناظری ۲۰ سال قبل باشم و این را بارها به من گفته اند. اما به دلیل اینکه اولا من یک موزیسین هستم و بعد یک خواننده، و دوم اینکه چون من همواره در حال تحقیق و مطالعه هستم، همواره در کارهایم تغییر وجود خواهد داشت و اصلا دوست ندارم آن شهرام ناظری گذشته باشم.در این کنسرت نیز چنین تغییراتی وجود خواهد داشت.

افتخارات
شهرام ناظری، در سفری که مهرماه ۱۳۸۶ به فرانسه داشت، نشان شوالیه ادب و هنر (Chevalier des Arts et Lettres) را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه‌است و پاس‌داشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژه‌ای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام می‌دهند. وی از طرف مجمع آسیاسوسیتی به عنوان هنرمند برتر آسیا انتخاب و از طرف بان کی‌مون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه شد وی همچنین در سال ۱۹۹۸ میلادی جایزه بهترین موسیقی عرفانی جهان را در مراکش کسب نمود.

نشان طلایی بارگاه مولانا بر سینه‌ی شهرام ناظری نشست
آسین چلپی، نشان طلایی بارگاه مولانا جلال‌الدین محمد را در قونیه به سینه‌ی شهرام ناظری چسباند.
این خبری بود که ایسنا از مراسم تقدیر خانواده مولانا از صاحب صدای مولاناخوان شرق بر مزار عارف پارسی‌گوی ایران زمین منتشرکرد.
دراین مراسم آسین چلبی – نواده شانزدهم پسری مولانا از سلطان ولد – با تقدیر از فعالیت‌های شهرام ناظری درباره‌ی توسعه افکار و اندیشه مولانا گفته بود: از سوی خانواده چلپی مرکزی تاسیس شده است که خدمت و اشاعه‌ی اندیشه‌ حضرت مولانا در دنیا هدف قرار داده‌اند؛ این موسسه به ثبت رسیده و مرکز آن در قونیه است.
سپس چلبی با تقدیر ازفعالیتهای استاد آواز ایران ، شهرام ناظری راشایسته‌ترین کسی دانست که میتواند ریاست افتخاری این مرکز پژوهشی را در ایران برعهده داشته باشد.

آثار منتشر شده
•مثنوی موسی و شبان – مثنوی مولانا جلال الدین بلخی – ۱۳۵۸ •صدای سخن عشق (از صدای سخن عشق) – موسبقی عرفانی ایران – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه: علی ناظری – ۱۳۵۸ •بهاران آبیدر – شهرام ناظری بیژن کامکار – آهنگساز: هوشنگ کامکار -بهمن ماه ۱۳۶۴
•باد صبا (باد صبا می‌آید) – جلال ذوالفنون
•شعروعرفان (بنمای رخ) – سرپرست: جلیل عندلیبی – اجرا: گروه مولانا – مرداد ۶۳
•یادگار دوست – اثری از کامبیز روشن روان – به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولدمولانا جلال الدین محمد بلخی – ارکستر سمفونیک ۱۳۶۴
•ساقی نامه و صوفی نامه ۱ (سوته دلان) – موسیقی: کامبیز روشن روان – ۱۳۶۷
•ساقی نامه و صوفی نامه ۲ (نسیم صبحگاهی) – موسیقی: کامبیز روشن روان – ۱۳۶۷
•نجوا – آهنگساز: حسن یوسف زمانی – گروه سلمک – پاییز ۱۳۶۳
•بشنو از نی آهنگساز و سرپرست گروه: فریدون شهبازیان
•سخن تازه -آهنگساز و سرپرست اجرا: مهدی آذرسینا -اجرا و ضلط در سال ۱۳۶۷
•دیوان شمس – محمد رضا لطفی
•لاله بهار – گروه عارف – سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان – ۱۳۶۵
•شورانگیز – آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده – گروه شیدا و عارف – تالار وحدت تابستان ۱۳۶۷
•سروش پیروزی – گنجینه سروش -موسیقی دفاع مقدس – آهنگساز: جلیل عندلیبی محمدعلی کیانی نژاد خواننده: محمد گلریز شهرام ناظری
•درگلستانه -به مناسبت شصتمین سال تولد سهراب سپهری – آهنگساز: هوشنگ کامکار – زمستان ۱۳۶۶
•زمستان – موسیقی: محمدرضا درویشی – سروده مهدی اخوان ثالث
•کنسرت اساتید موسیقی ایران – سرپرست گروه: فرامرز پایور – پاییز ۱۳۶۸
•گل صدبرگ – به یاد هشتصدمین سال تولد مولانا – موسبقی عرفانی ایران – همنوازی سه تار – سرپرست گروه: جلال ذوالفنون – ۱۳۶۰
•آتش در نیستان (آتشی در نیستان) – همنوازی سه تار – سرپرست گروه: جلال ذوالفنون – سال انتشار ۱۳۶۷ – نوار و لوح فشرده این آلبوم کمی متفاوت است
•۲۰ سال با آثار پرویز مشکاتیان – شهرام ناظری – علیرضا افتخاری – علی رستمیان – حمیدرضا نوربخش -تابستان ۸۲
•چشم به راه – آهنگساز: عطا جنگوک – گروه شهرآشوب – اردیبشت ۱۳۷۰
•کنسرتی دیگر (ساز و آواز) – داریوش طلایی – سال انتشار بهار ۷۲
•دل شیدا (اصفهان) – گروه اساتید موسیقی ایران – سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور – زمستان ۱۳۷۱
•کیش مهر – تصنیف‌های ایرانی – آهنگساز و سرپرست گروه: جلیل عندلیبی
•مهتاب رو (مطرب مهتاب رو) – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری
•بی قرار – آهنگساز: جلیل عندلیبی
•حیرانی – موسبقی عرفانی ایران – گروه نتبور شمس – سرپرست گروه و آهنگساز: کیخسرو پورناظری
•لیلی و مجنون – موسبقی سنتی – گروه اساتید – سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور – ضبط ۱۳۶۸
•ساز نو آواز نو – گروه دستان – حمید متبسم – راست پنجگاه
•کنسرت ۷۷ (۹۸s Concert) – کامکارها شهرام ناظری – گرامی‌داشت یادروز حافظ- شیراز ۲۰ مهر ۱۳۷۷
•کنسرت کامکارها – مجموعه ورزشی انقلاب – مدیر هنری گروه و سرپرست: هوشنگ کامکار – تابستان ۷۶
•آواز اساطیر – نغمه‌های ساسانی (شاهنامه کردی)-آهنگساز: علیرضا فیض بشی پور
•سفر به دیگر سو (خط سوم) – یادواره شمس تبریزی – گروه دستان – کنسرت واشینگتون ۱۹۹۸
•غم زیبا – آهنگساز و سرپرست ارکستر: مسعود شناسا – بهار ۸۲
•لولیان – گروه دستان – آهنگ سازی و تنظیم قطعات: حمید متبسم
•مولویه (شور رومی) – آهنگساز: حافظ ناطری ۲۰۰۷ – ضبط شده در سال ۲۰۰۱
یکسری نوار به نام چاووش از شماره ۱ تا ۱۰ که در اکثر آنها همکاری دارد حتب اگر نخوانده باشد نقشی داشته‌است
•چاوش ۲ – گروه شیدا – موسیقی: محمد رضا لطفی – خوانندگان: محمد رضا شجریان شهرام ناظری
•چاوش ۳ – گروه شیدا – سرپرست گروه: حسین علیزاده
•چاوش ۴ – گروه شیدا و عارف – موسبقی ملی ایران – کانون فرهنگی و هنری
•چاوش ۷ – گروه شیدا و عارف – به مناسبت سالگرد انقالب – محمد رضا شجریان شهرام ناظری
•چاوش ۸ (موسبقی اصیل ایرانی)- گروه شیدا – سرپرست: محمد رضا لطفی – کانون فرهنگی و هنری


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است