خانه » بیوگرافی خوانندگان » بیوگرافی خوانندگان معاصر

بیوگرافی خوانندگان معاصر

آهنگ زیبای احساس از رضا رستم زاد منتشر شد

آهنگ زیبای احساس از رضا رستم زاد منتشر شد

آهنگ احساس از رضا رستم زاد ۲۵ شهریور منتشر شد. آهنگسازی این کار توسط فرامرز نصیری، شعر رسول بهادیوند، تنظیم کار بهرنگ قدرتی و میکس و مستر را معراج میرزایی انجام داده بودند. ضمن اینکه نوازندگی گیتار نیز توسط نوازنده قهار مسعود همایونی انجام شده است. در ادامه می توانید این آهنگ را دانلود کنید.

دانلود کنید (کیفیت ۳۲۰)

آلبوم «کاش از اول» با صدای «مجید یحیایی» منتشر شد

آلبوم «کاش از اول» با صدای «مجید یحیایی» منتشر شد

آلبوم «کاش از اول» با صدای «مجید یحیایی» منتشر شد

«مجید یحیایی» آلبوم «کاش از اول» را چهارم مرداد به بازار عرضه کرد. جدیدترین اثر این خواننده پاپ با همت شرکت «آوای مهر میهن» و از سوی شرکت پخش «آسیا» در اختیار مخاطبان قرار گرفته. «رویای عجیب»، «پاییز»، «کاش از اول»، «نشو پاسوز من»، «زندگی»، «من و تو»، «دارم احساس میکنم»، «عادت»، «طپش»، «فاصله»، «هرجای دنیا باشی» و «حسودی» عناوین دوازده قطعه این مجموعه هستند. ترانه‌ها از سروده‌های «میثم مینایی»، «فرامرز مقدمی»، «فرجام خیراللهی» و مجید یحیایی است. این خواننده جوان به همراه «میلاد ترابی» تنظیم‌ها را انجام داده و آهنگسازی، میکس و مسترینگ تمامی قطعات هم اثری از او است.

ادامه مطلب

مرتضی پاشایی خواننده جوان کشورمان درگذشت

مرتضی پاشایی خواننده جوان کشورمان درگذشت

 

یک منبع آگاه در بیمارستان بهمن از درگذشت مرتضی پاشایی جوان خواننده پاپ کشورمان در ساعت ۹ بامداد امروز خبرداد .

وی که خواست نامش فاش نشود روز جمعه به ایرنا گفت: پاشایی پس از تحمل ماهها رنج بیماری سرطان با خانواده و دوستداران خود وداع کرد.

مرتضی پاشایی در هنگام مرگ ۳۰ سال سن داشت.

وی دانشجوی رشته گرافیک بود و از کودکی به موسیقی علاقه داشت و این هنر را از ۱۴ سالگی با نواختن گیتار آغاز کرد.

پاشایی که پیشتر چند بار دربیمارستان بستری شده بود ، در ۱۳ آبان امسال به علت شرایط وخیم بیماری راهی بیمارستان شد.

زندگینامه محمد نوری

زندگینامه محمد نوری

زندگینامه محمد نوری

زادروز: ۱ دی ۱۳۰۸
کار(ها) : خواننده

سبک‌ها: لایت کلاسیک
درگذشت : ۹ مرداد ۱۳۸۹

 

نوری در اول دی ماه ۱۳۰۸ در تهران زاده شد و در جوانی آواز را نزد خانم اولین باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر می‌داند.
دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفكر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود كه بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولكلور كشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها – سنین نوجوانی – با خواندن اشعار نوینی كه برروی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات كلاسیكِ آوازی سروده شده‌بود، كار خوانندگی را آغاز كرد.

 

محمد نوری طی سال‌های بعد، با تكیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی كه قبلاً ذكر آنان رفت، فضای متفكرانه‌ای به گونهٔ آوازیِ خویش دهد. محمد نوری طی پنج دهه بیش از سیصد قطعهٔ آوازی اجرا كرد. او همچنین به تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه‌ نیز پرداخت. محمد نوری در سال های پایانی عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. وی ترانه‌های زیادی با تم میهنی چون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونك»، «جمعه بازار»، «ایران» را اجرا كرده‌است

یكی از مهمترین و معروف‌ترین ترانه‌های محمد نوری، جان مریم نام دارد كه آهنگ زیبای آن از ساخته‌های خود نوری است. نوری در كنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار» و «فریدون فرزانه» و«مصطفی پورتراب» رفت و از آن‌ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز كلاسیك را نزد اولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا كرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه‌ای كه به سختی می‌توان آن را در زیر شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، كلاسیك و… گنجاند.
محمد نوری فارغ‏‌التحصیل هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشكدهٔ علوم اجتماعی بود. او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سكوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این همكاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.
سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان مغز استخوان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم در تهران در گذشت.

 

فهرست آلبوم‌های محمد نوری
– جان مریم
۱. جان مریم ۲. آرزوها ۳. نسترن ۴. عروسی ۵. یاد اون روزها بخیر ۶. پس از انتظار ۷. لالایی ۸. یک شب خوش ۹. بیا بار سفر بندیم ۱۰. تصویر تو ۱۱. مبارک باد ۱۲. تا تو بودی ۱۳. ای وطن
-در شب سرد زمستانی

(دکلمه: احمدرضا احمدی؛ آهنگساز: فریبرز لاچینی، شعر: نیمایوشیج)
۱. در شب سرد زمستانی ۲. داستان زندگی من ۳. قو ۴. بر سر قایقش ۵. تو را من چشم‌درراه‌ام ۶. از دور ۷. داستانی نه تازه ۸. هنگام که گریه می‌دهد ساز ۹. ری‌را ۱۰. پدرم ۱۱. خانه‌ام ابری‌ست ۱۲. اجاق سرد
– آوازهای سرزمین خورشید

(آهنگساز: فریبرز لاچینی)
۱. چوپان ۲. تو بیو ۳. سرزمین خورشید ۴. ای دیار خوب من ۵. مارال ۶. شالیزار ۷. ای وطن ۸. بخفته دل ۹. نُشو نُشو ۱۰. گیلان جان ۱۱. لالایی
– دلاویزترین

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. ایران ایران ۲. دلاویزترین ۳. با نام تو ۴. قایقی باید ساخت ۵. دوران عاشق‌ها ۶. کوچ ۷. غم بیهودگی‌ها ۸. بی تو ۹. تولدت مبارک
– در ماه باران

(آهنگساز: شهرام گلپریان، شعر: علی‌اصغر محتاج)
۱. ساقی ۲. مرغ سپیده ۳. آسمان روشن ۴. از روزگاران ۵. مژده نور ۶. همه آبی ۷. در ماه باران

 

– جاودانه با عشق

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. اگر تو آمده‌بودی ۲. آواز با عشق ۳. باران ۴. سخن عشق ۵. روزی با غروب ۶. در سفر گم شدن ۷. کهکشان عشق ۸. شب‌های تهران
– شکوفهٔ خاطرات

گل مریم(آهنگساز: شهرام گلپریان)
۱. گل مریم ۲. گلچهره ۳. جمعه‌بازار ۴. مرغک زیبا ۵. آخرین درود ۶. رود آواره ۷. بزم خیال ۸. جنگ و جنگ‌ساز
– چراغی در افق

(آهنگساز: محمد سریر)
۱. چراغی در افق ۲. آواز با عشق ۳. نوازش باران ۴. حریر مهتاب ۵. شب تنهایی ۶. عشق دیرین ۷. حسرت ۸. کوره‌راه زندگی
– شکوفه در شکوفه

(آهنگساز: شهرام گلپریان)
۱. زمزمه ۲. باز اومد ۳. شکفتن ۴. خاموشی‌های ساحل ۵. رها ۶. لانهٔ متروک ۷. سرزمین محبوب من
– جلوه‌های ماندگار
۱. عاشقانه ۲. برای فرزندم ۳. زورق شکسته ۴. آرزو ۵. عروسی ۶. رویای جوانی ۷. امید ۸. دور ۹. بدرود

رستنگاه آوای هزاران

رستنگاه آوای هزاران

وی متولد شهر تبریز است و مقالات و نوشته های خواندنی از وی در نشریاتی چون فصلنامه مقام، ماهور، ماهنامه جهان کتاب و… منتشر شده اند. صفرزاده در تمهید و برگزاری نشست های تخصصی موسیقی در بنیاد ایران شناسی نیز کوششی جدی صرف کرده است. ایجاد واحد پژوهش در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی و نیز برگزاری چندین کارگاه پژوهشی در تبریز از دیگر تلاش های پژوهشگرانه وی است.
صفرزاده سعی کرده ضمن تماس با جریانات مهم موسیقی در مرکز، چراغ موسیقی سنتی و پژوهش در این زمینه را در شهر تبریز روشن نگه دارد. وی به تازگی کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» را به بازار کتاب عرضه کرده است که تنها پژوهش متکی به اسناد و دست نوشته های تاریخی موجود در این باره به شمار می رود. هنرستان موسیقی تبریز از آن جهت اهمیت دارد که فعالیت های آن در حد هنرستان موسیقی تهران بوده است، لذا دانستن تحولات این مرکز آموزشی می تواند، دست اندرکاران موسیقی را در این زمینه یاریگر باشد. متن زیر حاصل گفت وگوی ما با وی است که می خوانید:
* چرا به تالیف کتاب هنرستان موسیقی تبریز پرداختید؟
– مقصود من از تالیف این کتاب، گردآوری و چاپ یادنامه یا مجموعه ای از سند و عکس نبود. بلکه می خواستم به دو موضوع بپردازم. نخست آن که، هنرستان موسیقی تبریز که در سال ۱۳۳۵ تاسیس گردید، چرا در سال ۱۳۵۴ به دانشسرای هنر تبدیل شد؟ و تحلیلی از عملکرد ۱۹ ساله آن داشته باشم. دوم آن که اگر شهر تبریز از چنین تجربه ای برخوردار است از آن چه استفاده ای برای فعالیت دوباره هنرستان موسیقی که گویا قرار است از مهر ماه ۱۳۸۵ راه اندازی شود، می تواند بکند.
بسیار مشتاق هستم که مسئولان و دست اندرکاران فرهنگی و هنری کشورمان با مطالعه این کتاب، در باره سرانجام بی فرجام چنین فعالیت های فرمایشی در شهرستان ها بیشتر بیاندیشند و اگر می توانند طرحی نو دراندازند.
* ولی در نگاه اول، کتاب مجموعه ای از سند و عکس به نظر می آید؟
– متأسفانه بله، ولی تمام سندها و عکس های کتاب برای ارجاع و استناد در متن کتاب به کار رفته اند. به عبارت دیگر، من برای رسیدن به دو هدفی که پیشتر گفتم نیاز به استناد و ارجاع به منابع نوشتاری و شنیداری داشتم که سندها و عکس های کتاب، بخشی از منابع نوشتاری ام بودند و حتی یک برگ سند یا عکس بدون استفاده در کتاب دیده نمی شود.
* برای نگارش این کتاب از چه منابع نوشتاری و شنیداری استفاده کرده اید و در این راه، با چه مشکلاتی مواجه بودید؟
– منابع نوشتاری ام عبارت است از بیش از هفتاد عنوان کتاب که در کتابنامه ذکر شده اند و سندهایی که در پایان هر فصل آمده اند. منابع شنیداری هم، مصاحبه هایی بود که با برخی از مسئولان و هنرجویان هنرستان توانستم انجام دهم. مشکل یا مشکلاتی هم در کار نبود، از بس که نبود!!
* گفتید یکی از اهدافتان بررسی و تحلیل عملکرد ۱۹ساله هنرستان موسیقی تبریز بود، ارزیابی تان از عملکرد آن چیست؟
– فصل پنجم کتاب، به این موضوع اختصاص دارد ولی به طور مجمل می توان گفت، هنرستان موسیقی تبریز واحدی از هنرستان های موسیقی ایران بود و آسیب شناسی عملکرد این هنرستان، بدون توجه به مجموعه هنرستان ها و سیاست های کلان فرهنگی کشور در دوره پهلوی، امکان پذیر نیست. این هنرستان از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۴ روندی کم فراز و پرنشیب داشت که سرانجام به تعطیلی و تبدیل آن به دانشسرای هنر تبریز کشیده شد. البته اگر هنرستان های موسیقی پایتخت نیز گرفتار مشکلات آموزشی و اداری هنرستان های شهرستان ها بودند، فرجام بهتری نداشتند.
* گفتید که گویا قرار است از مهرماه ۱۳۸۵ هنرستان موسیقی تبریز بازگشایی شود. فکر می کنید که آیا مسئولان باید تدابیری را برای پیشگیری از بروز دوباره مشکلاتی که این هنرستان در دوره اول فعالیتش با آنها مواجه بود، بیاندیشند؟
– شهر تبریز به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی اش محل تلاقی و تعامل جریان های سیاسی- اجتماعی و به ناگزیر فرهنگی- هنری مختلفی بوده و جریان های موسیقی متنوعی از قبیل موسیقی عاشقی، کلاسیک، آذری، ایرانی، مذهبی، ارمنی و… در آن وجود دارد. لذا برنامه ریزی برای هرگونه فعالیت فرهنگی و هنری از جمله موسیقی به مطالعه، تأمل و دقت بیشتری نیاز دارد. تأسیس هنرستان موسیقی در تبریز هم، موضوعی است که علاوه بر زیرساخت های فیزیکی و سخت افزاری، پتانسیل های انسانی، کیفی و نرم افزاری مطلوبی را می طلبد. امیدوارم مسئولان توجه داشته باشند که تأسیس هنرستان موسیقی، بدون توجه به عوامل کیفی در کنار مسایل کمی، نقش بر آب زدن است.
* آیا در پیشینه هنرستان موسیقی تبریز، رگه هایی از فعالیت برای تدوین تئوری موسیقی برمبنای موسیقی ردیفی ایران، دیده می شود؟
– نه، هنرجویان هنرستان موسیقی تبریز هم مثل سایر هنرستان های موسیقی ایران، گرفتار این مشکل، یعنی نداشتن تئوری موسیقی بر مبنای موسیقی های شرقی بودند. انگار که شخصی زبان فارسی را با دستور زبان انگلیسی فرا گیرد. البته باید توجه داشت که پیشینه بحث های جدی برای ضرورت تدوین چنین تئوری هایی در ایران به دو دهه اخیر برمی گردد.
* چه آثاری در دست تألیف دارید؟
– کتاب هنرستان موسیقی تبریز، نخستین کار من در زمینه موسیقی تبریز بود و امیدوارم آخرین نیز باشد. اکنون اگرچه روی چند موضوع درباره موسیقی ایران کار می کنم ولی دوست دارم مجموعه مقالات منتشر شده و نشده ام را هر چه زودتر به سرانجام برسانم.
* در پایان، حرفی در باره موسیقی تبریز دارید؟
– هروقت به وضعیت موسیقی در تبریز فکر می کنم این شعر شفیعی کدکنی به ذهنم می آید که:
من دانم و تنهایی باغی که رستنگاه آوای هزاران بود
وینک، خنیا گرش خاموش و آرایه اش خونابه برگان پاییز است.

بیوگرافی داریوش

بیوگرافی داریوش

بدون شک داریوش پدیده‌ای درتاریخ موسیقی ایران است، ترانه‌های داریوش از خواسته‌ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته. داریوش افسانه است. او یکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره می‌درخشد. ترانه‌های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است، مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی. او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می‌پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است، احساسات ژرف و عمیق، از اینرو ترانه‌های داریوش درقلب مردم جای دارد .

داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد. اوسالهای اولیه عمر خود را در میانه، کرج و کردستان سپری کرد.

استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلوزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید « بمن نگو دوست دارم » درقلب مردم جای گرفت.

اوبا پیدایش عصر بی همتای سبک نوین موسیقی ایران همدوره بود . داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود، ترانه‌های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو، نادرپور، جنتی عطایی، قنبری و بیات است. این موضوع سبب گشت تا ترانه‌های او در رابطه با عشق، صلح، آزادی و عدالت سروده شوند.

پس از انقلاب دیگر عرصه‌ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد . کارهای او شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است. داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون Notably Wembley (لندن)، Carnegie Hall (نیویورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی‌سی)، Koncertos (استکهلم)، Greek Theater (لس آنجلس) و Universal Amphitheater (لس آنجلس)به اجرا درآورده است . داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است، همچنین در دو فیلم سینمایی «یاران» و «فریاد زیرآب» نیز ایفای نقش نموده. ترانه‌ها و پیامهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست .
حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه‌های او را پذیرفته است، در فستیوال موسیقی، فیلم ورسانه‌های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد داریوش بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری خود ایران، سرداد .

بیوگرافی فرزاد فرزین

بیوگرافی فرزاد فرزین

فرزاد فرزین متولد سوم تیرماه ۱۳۶۰، موسیقی حرفه ای را در سال ۱۳۷۷ با «گروه کروز» شروع کرد. امّا به دلایل شخصی گروه را به قصد کار کردن روی آلبوم اوّل خود (شراره) ترک کرد. تدارک «شراره» سه سال به طول انجامید و آلبوم در سال ۱۳۸۳ منتشر شد. آهنگسازی قطعه‌های شراره بر عهدهٔ خود فرزاد، «یاشار صباحی» و «علی ثابت» بود و ارژنگ حقانی آن را تنظیم کرده بود.

پس از این فرزاد فرزین همکاری با خوانندگان دیگر را شروع کرد و با افرادی چون «مهدی مقدم»، «مهدی مدرس» را آغاز کرد و در ترانه هایی با «رضا صادقی» و «امید آمری» نیز هم آواز شد. علاوه بر این او برای «امید آمری» و «مهدی مدرس» قطعه هایی تنظیم کرد و در آلبوم «متاسفم» از «محسن چاوشی» به عنوان نوازنده ، همخوان و میکس و مستر کننده ی آلبوم وی حضور داشت. در این مدت او چند موزیک ویدیو هم تهیه کرد که برای کارهای بعدی او را دچار مشکل ساخت.

بعد از شراره فرزاد کار بر آلبوم دوم خود، «تعقیب» را با تنظیم دوباره آهنگ‌های خود شروع کرد که متاسفانه توسط شخص یا اشخاصی که هویت آنها ناشناس ماند، به طور غیر رسمی منتشر شد. بعد از این مسئله، فرزاد سراغ تیم جدیدی از آهنگساز و تنظیم کننده‌ها رفت تا روی آلبوم دیگری که «شوک» نام گرفت کار کند. شوک در سال ۱۳۸۷ به بازار عرضه شد و مورد توجه منتقدین قرار گرفت . بیشتر قطعات آلبوم با آهنگسازی فرزاد صورت گرفته بود و آهنگسازانی مثل «فرزاد فتاحی» و «شهاب اکبری» آنها را تنظیم کرده بودند. این آلبوم مورد توجه زیادی واقع شد و در جدول فروش آلبوم ها خودنمایی می کرد .

پس از موفقیت آلبوم شوک، فرزاد فرزین شروع به اجرای کنسرت هایی در سراسر کشور کرد که از جمله آنها می توان به تهران، کرج (به همراهی محسن یگانه) و کیش اشاره کرد. فرزاد فرزین در سال‌های اخیر تیتراژ برخی از برنامه‌های تلوزیونی از جمله «کوله پشتی» و «شب به خیر تهران»و برنامه ی با ما اینجا را نیز اجرا کرده است. آلبومی که فرزاد پس از «شوک» به سراغ آن رفت، «شانس» نام داشت و او دوباره تیم کاری خود را تغییر داد. او در این آلبوم با تنظیم کنندگان سرشناسی چون «پدرام کشتکار» و «کوشان حداد» کار کرده و «حامد هاکان» نیز با او همکاری کرد . «شانس»، اسفند ماه ۱۳۸۸ عرضه شد و از همان هفته اوّل با فروش بسیار خوبی مواجه شد. فرزاد فرزین در برنامه نوروزی شبکه سوم سیما حضور پیدا کرد و با همکاری «علی اصحابی» و «بهنام صفوی» قطعه‌ای مخصوص برنامه آماده کرد. این قطعه در نوروز ۱۳۹۰ قطعه مخصوص ویژه برنامه تحویل سال نو اجرا شده بود .

فرزاد پس از موفقیت آلبوم شانس آلبوم جدید خود را استارت زد و در این آلبوم با افرادی چون کوشان حداد ، انوشیروان تقوی همکاری کرده است . این آلبوم شلیک نام گرفت که هم اکنون آماده ی ورود به بازار موسیقی می باشد . فرزاد در فاصله ی بین آلبوم شانس و شلیک در دو آلبوم گروهی از جمله آلبوم خاص و آلبوم دلصدا حضور پیدا کرد و به گفته ی وی به احتمال قوی دیگر در آلبوم های گروهی حضور پیدا نخواهد کرد . فرزاد در چند سال اخیر کنسرت های بسیار متفاوت و خوبی با کارگردانی کیوان ملک مطیعی برگزار کرد که بسیار مورد توجه مردم و اهالی موسیقی قرار گرفت تا با این کار سطح کنسرت های موسیقی پاپ داخل کشور را تا حد بسیار زیادی بالا ببرد .

بیوگرافی سیاوش قمیشی

بیوگرافی سیاوش قمیشی

اگر ۴ رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده(Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر۴ وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ(Popular) ایران متفاوت است.

سیاوش قمیشی (متولد ۱۳۲۴-۱۹۴۵ در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد.

نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکوردهای غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی وغربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیرایرانی به نمایش می گذارد.

در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی ازموسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستنداما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند واین هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی راهمچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد.

با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهدهکرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طورخودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهایبسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای ۱۳۲۰و۱۳۳۰ از رادیو تهرانتجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگانآینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.

سیاوش قمیشی خود سالهای ۱۹۷۰ را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی باموسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدیدآوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی ازبهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی وبا توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکسبه مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است.

همکاری باتنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند باموسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه وهوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, بهموسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانههای او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی کهسیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.

سیاوش از دیرباز علاقه ای بهاستفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دامابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است , به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.

اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاهو خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامهی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمیشوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند.

مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزهزندگی فردی و اجتماعی اند و”عشق, زندگی و حرکت” در این میان نقش محوری و کلیدیدارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش درشناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیارخوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبومهایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچارملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند.

او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاطضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته یصدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرفو بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بردل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوینایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ وافزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است.

ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده میشود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقهمندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط میبخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما نسل بعد از انقلاب در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. بااو بوده ایم و او با ما بوده است.

موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روستکه جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشیمانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است