خانه » آموزش موسیقی » آموزش ساز ها (صفحه ی 2)

آموزش ساز ها

گذری بر تاریخچه ساز کهن ایرانی عود

گذری بر تاریخچه ساز کهن ایرانی عود

گذری بر تاریخچه ساز کهن ایرانی عود

عود در تمدن قدیم
در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت موسیقی شناخته شده نبوده است. نیاز به چنین سازی در حقیقت به دوره آکاد بر می گردد. سازی که توسط شاه شجاع استفاده می شد سازی جدید بود که “گودی” نامیده می شد، نامی که احتمالاٌ از زبان عربی استخراج شده است . مردمی که در آن دوره زندگی می کردند معتقد بودند که این ساز توسط قبایل کوچ نشین اختراع شده است زیرا سبک بوده و به راحتی حمل می شده است. به عقیده “اسطودور”این ساز باید از قفقاز آورده شده باشد. بالعکس “اسومیر”بر اساس عکسی از یک زن که در حال نواختن عود بود این نظریه را مطرح کرد که این ساز توسط نواحی غربی ساخته شده است. ولی در بین تمامی مجسمه های موجود مربوط به عصر برنز در سوریه، هیچکدام شخصی را که موسیقیدان باشد نشان نمی دهد.


به هر صورت امروزه توجه به دوره اسلامی معطوف می باشد، بر طبق یافته های “انیس اسپایک” که در سال ۱۹۷۲ مطرح گردید، طرحهایی که عود را نشان می دهند به طور معمول در روی ظرفهای گلی یافت شده در حفاری های شوش موجود می باشد. نوعی از عود با بدنه ای بیضی شکل موجود می باشد که به نظر می رسد توسط یک فرد خاص مانند یک ساحر نواخته می شده است. ساختار این عود توسط “ایخمان” در سال ۱۹۸۸ به دست آمد. این نوع عود در کناره هایش سوراخ نداشته است و کاسه آن بیضی شکل بوده است.


نوعی عود با کاسه ای گرد در لرستان وجود دارد که از برنز ساخته شده است. این نوع عود را می توان در یک نمایش عروسکی مربوط به دوره پارتیان نیز دید. برطبق فرهنگ مسوپوتامیا، مشابه عود را می توان در مصر دید. این ساز از زمان امپراطوری جدید دیده شده است. همینطور ظرفی نقره ای با زمینه ای مشابه در مازندران کشف شده است که از سال ۱۹۵۳ میلادی در موزه انگلیس بوده است. دالتون در کتاب “گنجینه اکسوس” و فارمر نیز در کتاب خود در مورد آن صحبت کرده اند. این ظرف تاریخی به بعد از دوره ساسانیان تعلق دارد. در زمینه پشت این ظرف یک فضای باز دیده می شود که نزدیک یک دریاچه و یک باغ است.

ارباب و نوکرهایش به پشتی هایی تکیه داده اند و دو نوازنده در کنار دریاچه نشسته اند. یکی از آنها در حال نواختن یک عود بزرگ می باشد. متاسفانه جزئیات این عکس واضح نمی باشد. این نوازنده عود را به گونه ای گرفته است که دسته رو به پایین است. این شیوه گرفتن عود از زمان سیلوسیدها رایج بوده است.


▪ عود در دوره ساسانیان (ایران : قرن پنجم تا ششم هجری)
عکسهای موجود در روی ظرفهای فلزی یافت شده از این دوره و همچنین شعرهای شاعران ایرانی بیانگر آن است که عود در آن زمان ساز رایجی بوده است و مشهورترین نوازنده آن نیز باربد بوده است. داستانهای زیادی درباره هنرمندی او وجود دارد. گروهی فکر می کنند که واژه “بربت” (نام فارسی عود) از نام باربد گرفته شده است. ولی عده دیگری گمان می کنند که لغت “بربت” به معنای گردن مرغابی می باشد. نظر آنها این است که اگر ما این ساز را در حالتی قرار دهیم که پشت آن قابل دیدن باشد، می توانیم تشابهی بین این ساز و گردن مرغابی را مشاهده کنیم. در داستانهای باستانی ایران، درباره خسرو پرویز، پادشاه ساسانی، می خوانیم که اسبی به نام شبدیز داشت که او را بسیار دوست داشت. وقتی شبدیز مرد هیچکس جرات نداشت که به او بگوید که اسبش مرده است. بنا بر این باربد با کمک ساز خود و نواختن نغمه ای موضوع را به او فهمانید، خسرو پرویز فریادی کشید و گفت “اسب من مرده است.”


▪ عود در دوره فرعونی مصر (از سال ۲۰۰ تا سال ۱۶۰۰ هجری)
بعد از مطالعات زیاد درباره نقاشی های به جای مانده بر روی اهرام مصر، می توانیم به این نکته پی ببریم که مصریان دو نوع عود داشته اند:


۱) عود با دسته ای کوتاه:
این نوع عود شبیه عودی است که در عصر حاضر در مصر نواخته می شود. این عود از کاسه ای بیضی شکل ساخته می شده است و یک سیم نازک و دسته ای کوتاه داشته است و توسط یک مضراب چوبی نواخته می شده است.


۲) عود با دسته ای بلند:
این عود شبیه یک “دیوم” یا “سه تار” بوده است. کاسه ای بیضی شکل داشته است و ضمناً پرده نیز داشته است و آن را مانند “ربک مصری” یا “تار ترکی” روی سینه یا سر قرار می دادند و می نواختند.
می توانیم بگوییم که وجود عود و وجود تمدن موسیقی مصر تقریباً همزمان بوده اند. عود رایج ترین سازی بوده است که در مهمانی ها و نیز مراسم مذهبی نواخته می شده است. از این ساز برای آوازهای مذهبی نیز استفاده می شده است. “هیرودوس” تاریخ نویس یونانی، به نوازندگان مصری اشاره میکند که روی عرشه یک کشتی می نشستند و در طول مسیر رودخانه نیل ساز می زدند.


▪ عود در یونان (قرن پنجم پیش از میلاد)
بیشتر محققان موسیقی ایرانی و عرب گمان می کنند که عود از یونان وارد کشورهای آنان شده است. این محققان گمان می کنند که فیثاغورس بعد از اینکه هارمونی بین اصوات موسیقی را به دست آورد، عود را ساخته است.


اما بعضی محققان گمان می کنند که عود توسط افلاطون اختراع شده باشد. اگر این فرضیه صحیح باشد، عود یونانی نیز همانند دیگر اثرات تمدن یونان به شرق منتقل شده است. البته این انتقال عود بعد از حمله “اسکندر” و اشغال ایران و هند و همچنین حمله به چند قسمت آسیا، اروپا و افریقا صورت گرفته است. ولی اعتبار این فرضیه باید بررسی شود.


تا جاییکه می دانیم بعد از اشغال این مناطق یونان تحت تأثیر فرهنگ شرق قرار گرفته است. پس عکس این فرضیه نیز می تواند صحیح باشد. چرا که عود پیش از این تاریخ هم در مصر وجود داشته است. عود در یونان باربیتوس یا باربیتون نامیده می شد. نوع استفاده از این ساز در مراسم مذهبی و غیرمذهبی مانند دیگر تمدنها است.


ـ عود در بابل و آشور (از سال ۱۷۲۰ پیش از میلاد)
ـ عود آشوری: این عود وسعت صدایی وسیعی دارد و از نظر ظاهری شبیه عودهایی است که در نقاشی های مصر باستان دیده می شود. دسته بلندی دارد و به عنوان “دیوم” آشوری شناخته می شود. امروزه این عود در سوریه، یونان، اردن و ترکیه متداول می باشد.


ـ عود در بابل: بابل، سومر و مناطق اطراف آنها اولین کشورهایی بودند که انواع مختلف عود را اختراع کردند. آنها همچنین سازهایی اختراع کردند که تنها یک سیم داشت. آنها این ساز را با قرار دادن انگشت بر روی سیم و حرکت دادن بر روی آن می نواختند. این نوع نواختن ساز با انگشت صداهای مختلفی را به وجود می آورد.


▪ یهود
عبریان و یهودیان از نژاد “سام” بودند و در جنوب عربستان زندگی می کردند. زندگی آنها به صورت کوچ نشینی بود و شغل آنها گله داری بود. در حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد اولین قوم از نژاد سام به شمال غربی “بحرالروم” آمدند، منطقه ای که بین مصر و دمشق بود. قبایلی که به این منطقه آمدند “کانا آنیت” نام داشتند. این قبایل نوع خاصی از نوشتن، صنعت و همچنین تجارت را دارا بودند. حضرت داوود یکی از پادشاهانی بود که قبایل عبرانی یا یهود را معرفی کرد. او خصوصیات خوب زیادی داشت که از آن جمله می توان به شجاعت و صدای خوب او برای آواز خواندن اشاره کرد.


در نهایت آشوریان بر دولت اسرائیل غلبه کردند و ۳۰۰۰۰ سرباز را دستگیر کردند. به جز ادبیات و موسیقی عبریان در دیگر هنرها چون حکاکی بر روی سنگ، نقاشی و مجسمه سازی استعدادی نداشتند. بعضی هنرها مثل مجسمه سازی و نقاشی در دین عبریان ممنوع بود و به همین دلیل، آنها تمام توجهشان را به موسیقی و ادبیات معطوف کرده بودند. مدارک تاریخی استعداد آنها را در این دو هنر نشان می دهد.


بعضی شعرهای قبایل عبری شعرهایی مخصوص مراسم تدفین بودند و بعضی از آنها مذهبی بودند و دیگر شعرهایشان درباره جنگهایشان بوده است. یهودیان بعضی شعرهای تدفین را در هنگام دستگیری می خواندند.

یکی از این شعرها به صورت زیر است:
ما در کنار رودخانه بابل نشسته ایم و عودهای ما به درختهای بید بسته شده اند. بابلیان از ما می خواهند که برای آنها آهنگی بخوانیم. ولی چگونه می توانیم آهنگهای مقدسمان را در کشورهای غریبه بخوانیم؟


سازهای موسیقی عبری از فلز و چوب ساخته شده بودند. آنها سازهایی چون فلوت، طبل، ترومپت، شیپور، سنج، عود و … داشتند. در وصیت نامه های قدیمی می توانیم دو نوع از ساز های آنها را ببینیم.


▪ منصور زلزال
او یکی از موسیقیدانان مشهور ایرانی در دوره عباسی بوده است. نام او به صورتهای “زلزال رازی” ، “زلزل” یا ” زیلزیل” تلفظ شده است. او در نواختن تنبک تخصص داشته است و به همین دلیل به عنوان نوازنده تنبک شناخته می شده است. زلزال مربی و همچنین دایی “اسحاق” پسر ابراهیم موصلی است. زلزال یکی از موسیقیدانان ارشد دوره “هارون الرشید” و “مهدی الهادی” نیز بوده است. در آن زمان متداول بود که هر موسیقیدان یا خواننده با دیگر موسیقیدانان هم پایه خود همکاری داشته باشد. زلزال با همسر خواهر خود، ابراهیم موصلی همکاری می کرد چرا که او هم پایه زلزال بود. منصور زلزال یک موسیقیدان متخصص در نواختن سازهای موسیقی بود. او آهنگ های جدیدی ساخت و بر روی آن شعر هایی گذاشت. او یک دستان سوم ساخت که به دستان ایرانی مشهور است. این دستان سوم در بین موسیقیدانان به عنوان دستان زلزال یا وسطای زلزال شناخته شده است. دکتر برکشلی در یک مقاله تحقیقاتی می نویسد که زلزال به تقسیم بندی فواصل به مجنب های صغیر و کبیر اعتقادی نداشت. او همچنین نوعی عود ساخت که چون شبیه “شبوط” (یک نوع ماهی) بود به نام عود شبوط شناخته می شد و به جای عود فارسی، لغت “عود شبوط” متداول شد.


برای توصیف مهارت زلزال در نواختن موسیقی، “جاحز” می نویسد که زلزال انگشتان ماهری برای نواختن موسیقی داشت، انگشتانی که توسط خدا خلق شده بودند! منصور زلزال فردی بخشنده نیز بوده است و بخش زیادی از پول خود را به مردم فقیر می داده است و بیشتر پول خود را برای اهداف خیریه صرف می کرده است. او همچنین چاهی در بغداد ساخته است که به نام او نامیده شده است.


این موسیقیدان به دستور هارون الرشید زندانی شد و بعد از ده سال در حالیکه به شدت ضعیف شده بود و موهای سرش سفید شده بود از زندان آزاد شد. پس از آزادی او دیگر یک فرد سالم نبود. دکتر “تقی بینش” مرگ او را حدود ۱۷۵ هجری و ۷۹۱ میلادی می داند.اما در کتاب تاریخ موسیقی ایران آقای حسن مشحون مرگ او را ۲۰۰ هجری دانسته است.


ابواسحاق ابراهیم بن ماهان مشهور به “ندیم” مشهورترین خواننده و موسیقیدان دوره عباسی بود. همچنین او یکی از بزرگترین خوانندگان عرب بود. پدر او “ماهان” از یک خانواده بزرگ ایرانی بود و در “اراجان” از توابع شیراز به دنیا آمده بود. ولی به خاطر ظلم و ستم امویان به کوفه مهاجرت کرد و پسرش، ابراهیم، در سال ۱۲۵ هجری در آنجا به دنیا آمد. مادر ابراهیم یک زن ایرانی بود. ابراهیم در کودکی پدرش را از دست داد و در کوفه نزد خانواده “تمیم” بزرگ شد. به همین دلیل او بزرگ خاندان تمیم نامیده شد. ابراهیم از کوفه به موصل مهاجرت کرد. او حدود یک سال آنجا بود. نواختن عود را در موصل آموخت و در همان زمان بود که او موصلی نامیده شد. او هنر را از مربیان موسیقی ایرانی آموخت.


او یکی از بهترین غزلسرایان بود و آهنگهای زیادی ساخت که با غزلهایش هماهنگی داشت. به عبارت دیگر او یک موسیقیدان، خواننده، شاعر و نوازنده بود. او یکی از موسسان موسیقی عربی است. او شعرهای فارسی و عربی را با هم مخلوط کرد و نوع جدیدی از موسیقی عربی را ساخت. او آهنگها و آوازهایی ساخت که به سرعت در زبان عربی متداول شد. او فرم ترانه های عربی را تغییر داد. بعد از مرگ ابراهیم، پسرش اسحاق راه پدرش را ادامه داد. شاگرد اسحاق، علی زریاب، روش استادش را در اندلس و مراکش منتشر کرد.


ابراهیم موصلی از بصره به بغداد مهاجرت کرد. مهاجرت او در زمان حکومت “مهدی” در دوره عباسی بود. “مهدی” او را به بغداد دعوت کرد ولی او حاکمیت را دوست نداشت. او شراب می خورد و عیاشی می کرد که طبق دستور خلیفه ممنوع بود. خلیفه او را زندانی کرد و در آنجا او خواندن و نوشتن را آموخت. در زمان خلافت هادی، موقعیت ابراهیم بهتر شد چرا که او دوست نزدیک خلیفه بود و خلیفه به او هدایای زیادی می فرستاد. در زمان هارون الرشید، موقعیت او باز هم بهتر شد و او به خواننده، شاعر و موسیقیدان دربار ارتقاء یافت. او همچنین دوست نزدیک خلیفه بود و خلیفه او را بسیار دوست داشت. او ثروت زیادی از هدایای دریافتی از خلیفه و یحیی برمکی و پسرانش جمع آوری کرد و سپس به دمشق سفر کرد.


او به همراه هارون الرشید به آنجا رفت ولی در آنجا بیمار شد و هارون او را به بغداد باز گرداند. او در سال ۱۸۸ هجری در بغداد از دنیا رفت. وقتی او بیمار بود هارون او را در خانه اش ملاقات کرد و بعد از مرگش از پسرش مأمون خواست که برای او نماز میت بخواند و او را دفن کند. هارون تمام القاب ابراهیم را به پسرش اسحاق اعطاء کرد. همچنین او مقداری پول به خانواده اش داد.


کتابهای زیادی از جمله “لیلهٔ و لیلهٔ” و ” الاقانی” درباره مهارت فوق العاده او در موسیقی نوشته شده است. ابراهیم موصلی در خانه خود یک مدرسه هنر تأًسیس کرده بود و در آنجا نواختن عود را به دختران می آموخت. خانواده های ثروتمند بغداد دختران خود را برای فراگیری نواختن عود پیش او می فرستادند. علاوه برآن او کنیزان زیادی خریداری کرده بود و هنرهای گوناگون را به آنها می آموخت. ابو محمد ابن النادیم اسحاق ابن ابراهیم موصلی یکی از مشهورترین دوستان هارون الرشید بود. بعد از هارون او از دوستان صمیمی امین، مأمون، معتصم، واثق و متوکل بود. او در سال ۱۵۵ هجری در ری متولد شد. مادرش ایرانی بود و شاهک نام داشت. او در دوره متوکل در سال ۲۳۵ هجری در بغداد مرد. از آنجا که پدرش با بنی تمیم نسبت داشت او نیز تمیمی شناخته می شد.


اسحاق به خوبی آموزش دیده بود. معلمهای او افرادی چون ملک بن اناس، سفیان بن اویاینه، ابو معاویه زریر، هشام بن بشیر و اسد بن ابراهیم بودند. او قرائت قران را از “کسایی” و “فرا” آموخت و ادبیات و شعر عرب را از معلمانی چون “اسمایی” و “ابوعبیده” آموخت. اما معلمان او برای موسیقی دایی اش “زلزال” و “عاتکه بنت شوهدا” و پدرش بودند.


از نظر “ابوالفرج اصفهانی” دانش او در علوم، ادبیات و شعر عمیق تر از آن بود که وصف شود. در نواختن موسیقی بسیار با استعداد بود. اگرچه مهارت او در خواندن در درجه پایین تری نسبت به دیگر اطلاعاتش بود ولی او بیشتر برای نواختن و خواندن شهرت داشت. به گونه ای که آوازهای او حتی از آوازهای مشهور عربی نیز محبوب تر بودند. اولین حامی او هارون الرشید و دولت او بود به خصوص “یحیی بن خالد برمکی” و پسرانش. آنها از او بسیار حمایت کردند و او از پدرش هم غنی تر شد. بعد از مرگ پدرش، اسحاق به عنوان بهترین موسیقیدان شهرت یافت و خلیفه و دولتمردان او را بسیار تحسین کردند. در عوض اسحاق در مدح آنان ترانه سرایی می کرد. شعرها و آوازهای او سبب بزرگی و اقتدار مراسم و جشنهای آنها بود.


خوانندگان زیادی بودند که در سطح اسحاق بودند ولی هیچ کدام از آنها نمی توانستند به خوبی او عود بنوازند. او خود را با “پهلبد مغانی” مقایسه می کرد و اعتقاد داشت که هنر را از او به ارث برده است. اگرچه او هیچ دانشی در مورد علم موسیقی و ترجمه کتب یونانی نداشت گردآوری های او در این زمینه ها به خوبی کارهای باستانی بود. او دانش بالایی درباره تمام جزئیات علم موسیقی داشت و چندین شیوه جدید تبیین کرد. ابوالفرج اصفهانی او را یک هنرمند رده بالا می داند و می گوید که او یکی از بهترین موسیقیدانانی است که تمام روشهای علم موسیقی را کامل کرده است. شاگردان مشهور او ابن خردازبه، عبیدالله بن احمد، زریاب، علی بن نافه، عمر بن سلیمان و پسرش حامد بن اسحاق هستند. حامد اولین کسی بود که زندگینامه اسحاق را نوشت.


▪ زریاب:
ابوالحسن علی بن نافع، مشهور به زریاب از بزرگترین موسیقیدانان ایرانی بود. او ملقب به زریاب بود و با عنوان بصری شناخته می شد. او هنر موسیقی را در بغداد از معلمش اسحاق موصلی آموخت. او در زمینه موسیقی بسیار پیشرفت کرد و بسیار مشهور شد به طوریکه توانست وارد دربار هارون الرشید شود. او دانش بالایی در بعضی زمینه ها چون علوم و ادبیات و به خصوص هنر موسیقی داشت. او یکی از رقیبان اسحاق موصلی بود. زریاب دانش بالایی درباره جغرافی، ستاره شناسی و ادبیات داشت. او به درجه استادی در نواختن عود و آهنگسازی دست یافته بود و ابداعاتی در زمینه های مذکور داشت. در نتیجه او جانشین اسحاق در دربار خلیفه شد. یکی از ابداعات او افزودن یک سیم دیگر به عود بود. عودهای آن زمان چهار سیم داشتند و زریاب آن را به عود هایی با پنج سیم تغییر داد. همچنین او در مضراب عود که از چوب بود تغییراتی ایجاد کرد و در عوض مضرابی از ناخن عقاب ساخت. چنین تغییری باعث بهتر شدن صدای ساز گردید. دومین، سومین و چهارمین سیم عود نیز با نظر او از روده بچه شیر ساخته می شد. او اعتقاد داشت چون روده شیر قوی تر از دیگر حیوانات است صدای بهتری می دهد.


وقتی برای اولین بار زریاب به دربار هارون الرشید رفت، عود خود را که کاملاً توسط خودش ساخته شده بود به همراه خود نزد هارون برد و خلیفه او و هنرش را بسیار تحسین نمود. قبل از زریاب، اسحاق بهترین موسیقیدان دربار بود. بنابراین او نسبت به زریاب احساس حسادت می کرد. اسحاق یک مرد ثروتمند بود و روی خلیفه تأثیر بسیاری داشت. او دوست نداشت که فراموش شود و دوست داشت که جایگاهی مشابه با قبل داشته باشد. بنابراین سعی کرد که زریاب را مجبور به ترک بغداد کند. زریاب نمی توانست در مقابل او مقاومت کند چون قدرت کافی نداشت. به همین دلیل او ترجیح داد که بغداد را ترک کند و به تونس برود که تحت حکومت مسلمانان بود. او مدتی را در قیروان (پایتخت تونس) زندگی کرد و بعدها به اسپانیا رفت. هشام حاکم مسلمان اسپانیا بسیار درباره زریاب و هنرش شنیده بود به همین دلیل از او دعوت کرد به “کردوا” مرکز حکومتش برود. او دستور داد که خانه ای برای او ساخته شود و سالانه نیز ۴۰۰۰۰ سکه طلا به او می داد. وقتی زریاب در “کردوا” بود هشام به او توجه زیادی می کرد و زریاب زمان کافی برای تصحیح قوانین آموزش موسیقی داشت.


او مدرسه موسیقی ایرانی را در اسپانیا تأسیس کرد. همانطور که روشهای ابراهیم و پسرش و خانواده موصلی در بغداد مشهور بود، روش زریاب در اسپانیا بسیار شهرت یافت و بعدها به کشورهای کرانه ای در افریقا و همچنین اروپا انتقال یافت. زریاب بعضی اصول اساسی آموزش موسیقی را به روی کاغذ آورد. بعد از زریاب بسیاری از هنرمندان روش آموزش او را به کار می بردند. زریاب آموزش شاگردانش را به سه مرحله تقسیم کرد:


در مرحله اول او به آنها ریتم آهنگها را می آموخت. سپس در مرحله دوم او سلفژ را یاد می داد و در سومین مرحله او به آنها خواندن آوازها را آموزش می داد.


در مرحله سوم، ابتدا هنرجویان یاد می گرفتند که چگونه آهنگ اصلی را بخوانند و سپس به آنها ملودی های جدیدی اضافه می کردند. بنابراین آنها به آرامی در این هنر پیشرفت می کردند.


گفته می شود زریاب در ابتدا استعداد دانش آموزان را می سنجید و سپس از آنها می خواست روی بالشی به نام “مصوری” بنشینند و تا آخرین حد صدایشان بخوانند. اگر صدای خواننده به اندازه کافی بلند نبود، زریاب از او می خواست که عمامه اش را دور کمرش ببندد. و اگر دانش آموزی
نمی توانست دهانش را به اندازه کافی باز کند، زریاب از او می خواست که چوب کوچکی را ۲۴ ساعت درون دهانش بگذارد تا فکش باز بماند.


سپس او از دانش آموز می خواست که بعضی لغات چون “یا هجام” ” یا اسحاق” و ” یا اه” را بلند تکرار کند. اگر بعد از همه این تمرین ها صدای دانش آموز بلند تر می شد و به اندازه کافی قوی می شد، زریاب او را به عنوان شاگرد خود می پذیرفت و به او هنر موسیقی را می آموخت. در غیر اینصورت او پذیرفته نمی شد.


این روشها هنوز در هنرستان های موسیقی در غرب متداول است بدین صورت که اگر دانش آموزی نتواند دهان خود را در زمان خواندن به اندازه کافی باز کند، از او درخواست می شود استخوانی در دهانش بگذارد. طول استخوان ۲ تا ۵/۲ سانتی متر است و شیارهایی دارد که به دانش آموز
کمک می کند تا آن را به صورت عمودی در دهانش بگذارد، به خاطر وجود این شیارها، دانش آموزان می توانند استخوان را تا انتهای آواز در دهانشان نگه دارند. این شیوه که توسط زریاب در اسپانیا اختراع شد امروزه در بیشتر موسسات موسیقی در غرب مورد استفاده قرار میگیرد.


● عود معاصر ایرانی
بعد از یک مطالعه طولانی درباره تاریخ عود، حال می دانیم که عود تغییرات زیادی را از گذشته تا حال داشته است.


عمده این تغییرات به شرح ذیل است:
تغییر در صدای آن، جنس سیمهای آن، شیوه نواختن آن و همچنین سایز و اندازه آن. به نظر می رسد که با گذشت زمان دسته عود کوتاه تر شده و کاسه آن نیز بزرگتر شده است.


البته هنوز عودهایی در بعضی مناطق یافت می شوند که دسته ای بلند و کاسه ای کوچک داشته باشند. به احتمال زیاد کاسه عود در جهت تولید صدایی بهتر در موسیقی عربی بزرگ شده است.


ابراهیم قنبری مهر، محقق و مبدع بزرگ در زمینه ساخت آلات موسیقی، پس از چندین سال تحقیق در مورد انواع عود و بربت در سال ۱۳۷۵ هجری شمسی دو نوع بربت ایرانی را ساخت:


الف) بربت ایرانی با صفحه ای چوبی


ب) بربت ایرانی ساخته شده از پوست حیوانات(با دو طرح)


▪ بربت ایرانی با صفحه ای چوبی:
این بربت پنج جفت سیم دارد و مانند دیگر عودها می باشد و هیچ تفاوتی در نواختن این بربت با دیگر عودها وجود ندارد. به همین دلیل یک نوازنده که با انواع دیگر عودها نواخته است می تواند با این بربت نیز به سادگی بنوازد. اگرچه برای کاسه کوچکتر و دسته بلندتر آن می توان مزایای زیر را نام برد:
طول دسته آن به اندازه یک نت نسبت به عود های رایج در خاور میانه بلندتر است. به عبارتی می توان گفت در روی سیم اول در قسمت پایینی دسته(جایی که دسته به کاسه متصل میشود) به جای نت “سل” نت “لا” را داریم. به علاوه قسمت جلویی دسته این ساز بلندتر است و تا قسمت مرکزی صفحه ادامه می یابد. این دو فاکتور به نوازنده کمک می کند که به راحتی در اکتاو های بالاتر بنوازد.


بدون هیچ تغییری در ابعاد کلی ساز، کاسه آن کوچکتر از انواع دیگر عود ساخته می شود و این موضوع سبب می شود تا هنگامی که نوازنده ساز را می نوازد احساس راحتی بیشتری داشته باشد. این تفاوت، احتمال به وجود آمدن درد در شانه نوازنده را کاهش می دهد.


سیمگیر و سرپنجه(و شکل اتصال آن به دسته) در این نوع بربت با طرحی جدید ساخته شده اند به همین خاطر علاوه بر اینکه زیبا تر به نظر می رسند از نظر اصول تکنیکی ساختن ساز نیز بهتر می باشند. در سیمگیر هر سیمی می تواند از طریق یک سوراخ از میان سیمگیر بگذرد و سپس در روی سیمگیر بسته شود.


در این بربت پل هایی که زیر صفحه ساز قرار می گیرد به گونه ای طراحی شده است که با وجود این که کاسه کوچکتر است، می تواند با دیگر عودها در زمینه صدا و طنین برابری کند.


پشت شیطانک، قرقره های کوچکی وجود دارد که کوک کردن را آسان تر می کند و دوام سیمها را بیشتر می کند.


نسبت بزرگی کاسه به بدن انسان متناسب تر از قبل است به گونه ای که وقتی که نوازنده آن را در بر می گیرد، زیبا تر جلوه میکند.


▪ بربت ساخته شده از پوست حیوان:
به جز یک مورد هیچ اختلاف خاصی بین این بربت و نوع چوبی آن وجود ندارد:
اختلاف این است که نیمی از صفحه آن از چوب ساخته شده و نیمه دیگر آن از پوست حیوانات. همچنین در این بربت سیمها به انتهای کاسه آن بسته می شود. این بربت که از پوست حیوانات ساخته می شود صدای بهتری می دهد و به صدای سازهای ایرانی نزدیکتر است. در گذشته انواع مختلفی از عود وجود داشته است که در صفحه آنها به جای استفاده از چوب از پوست حیوان استفاده می شده است. عودهای ساخته شده از پوست حیوانات نسبت به رطوبت مقاوم کمتری دارند اما صدای بهتری دارند.


● عود
بربط ظاهرا نام ایرانی همان سازیست که اعراب کاسه آنرا با چوب یعنی عود پوشانده اند . تاریخ موسیقی خاور زمین نوشته هنری جورج فارمر ترجمه بهزاد باشی . این ساز در اصل همان بربط ایرانی بوده از سازهای بسیار قدیمی است .فارابی برای اول دفعه به شرح آن پرداخته و چون آن را از سایر سازهای معمول زمان خود کاملتر دانسته آنرا مورد آزمایش قرار داده و سایرین هم از او پیروی کرده اند. به اصطلاح قدما عود دارای ۴ وتر بوده و بعد وتر پنجمی هم به آن اضافه شده است . در ابتدا وتر های عود فرد بوده ولی بعدها برای آنکه صدای آن قوی تر شود هر یک از اوتار را جفت بسته اند . وتر های این ساز به فاصله چهارم درست کوک می شده و اسامی اوتار از بم به زیر چنین بوده است : بم ، سه تا ( مثلث ) دو تا( مثنی ) ، زیر ، حاد . خالقی – نظری به موسیقی .


زدود دل گره بر عود میزد
که عودش بانگ بر داوود میزد
عود در اندازه های مختلف ساخته شده که اندازه معمول متداول همان عود های ساخت ایران است و به طور کلی بزرگ یا کوچک بودن ساز در نوازندگی، اشکال یا تسهیلاتی بوجود نمی آورد . عود های ساخت کشور های عربی دارای کاسه ای بزرگ و عود های ترکیه کوچک و عود های ایران در اندازه متوسط می باشد . با توجه به صدای گرم و جذاب ان به خوبی قابل استفاده در موسیقی سنتی ایران و بویژه برای تکنوازی آوازها و گوشه های اصیل ایرانی است . عود سازیست با صدای بم و دلنشین و به علت وسعت کم صدا که جمعا دو اکتاو است باید نوازنده دقت و سلیقه بیشتری از خود نشان دهد تا درب نواختن آن موفق گردد . منصور نریمان – شیوه بربط نوازی

انواع گیتار

انواع گیتار

Cutaway guitar
طنین صدای این ساز (بسته به جنس بدنه و سیم ها) مناسب برای موسیقی کلاسیک، فلامنکو و بعضاً موسیقی پاپ است. بنابر این اگر علاقمند به نوازندگی به سبک کلاسیک یا فلامنکو هستید یا تصمیم دارید برای اولین بار گیتار یاد بگیرید، این نوع گیتار برای شما مناسب تر است. جنس صدای گیتار فلامنکو خشن تر و تیز تر است

ادامه مطلب

ساز نی در گذر زمان

ساز نی در گذر زمان

گیاه نی نسبت به شرایط اقلیمی و خاک نقاط مختلف کره زمین دارای تنوع بسیاری است و به صور مختلف برای ساختن سازهای بادی مورد استفاده بشر قرار گرفته است. نی به عنوان قدیمی ترین وسیله موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است. نقاشان ایرانی در مینیاتورهای خود از هزار سال پیش تصویر نایی را در جلسات سماع همراه با دف به تصویر کشیده اند.

ادامه مطلب

دسته بندی : نی
صدای تار دیجیتال

صدای تار دیجیتال

سال های آغازین دهه ۱۹۹۰ میلادی را می توان سرآغاز تولید موسیقی با رایانه های شخصی به حساب آورد. پیشتر از این، موسیقی رایانه ای با دستگاه های غیرخانگی وجود داشت ولی در دسترس همگان نبود و تا حدی تخصصی می نمود. از آن پس به کمک انواع نرم افزارها، بسیاری از علاقه مندان موسیقی، این امکان را یافتند

ادامه مطلب

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایران

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایران

سه تار از خانواده ی تنبور قبل از اسلام می باشد. کاسه ی آن از چوب درخت توت ساخته شده و دارای بیست و پنج یا بیست و شش پرده می باشد. از نام آن بر می آید که دارای سه سیم است. اما یک سیم چهارم نیز بعدها به آن افزوده شده است. این افزایش به نوازنده ی سه تار قرن دوازده هجری شمسی، مشتاق علی شاه، تعلق می یابد. این سیم که «واخوان» نامیده می شود، نسبت به نت تکیه یا نت اصلی دستگاه مورد نظر کوک می شود ولی نواخته نمی شود بلکه نوسان آن به همراه سیمهای دیگر، آن نت اصلی را به نوازنده و به شنونده یا آوری می کند.بدلیل صدای ظریف و طنین اندازش، که نتیجه ی در نظر گیری ممنوعیت موسیقی در دوران گذشته در ساخت آن میباشد، سه تاز ساز مورد علاقه ی عرفا و اهل تصوف بوده است. گفته می شود که مشتاق علی شاه، در مقابله با آنهایی که تلاش بر از بین بردن موسیقی داشتند، سه تارش را «چوب سگ زنی» نامیده بود.در عصر ناصری (۱۲۲۹ـ۱۲۷۷ه.ش.)، میرزا عبدالله ، فرزند آقا علی اکبر خان فراهانی و جمع آورنده و تشکیل دهنده ی «ردیف» موسیقی ایرانی، ازنخستین کسانی بود که سه تار را، مانند تار، یکی از سازهای پایه ی این موسیقی دانست و خود او نیز علاوه بر تار، نوازنده ی سه تار چیره دستی بود. پس از او، درویش خان و ابوالحسن صبا، از جمله استادانی بودند که در بالا بردن آشنایی عام با سه تار و ادامه ی مکتبمیرزا عبدالله آثار بسیار با ارزشی را به جای گذاشتند. اما تا اواسط قرن چهارده ه.ش. سه تار هنوز جایگاه خود را به عنوان ساز پایه نیافته بود ودر اکثر اوقات ساز دوم نوازندگان به شمار می رفت. با به وجود آمدن رادیو و پخش مرتب اجراهای استادان موسیقی ایرانی از این طریق، دسترسی مردم به این هنر آسان تر شد و حضور احمد عبادی فرزند میرزا عبدالله و از اولین استادانی که سه تار را ساز اصلی خود به شمار می بردند، در برنامه های رادیو، این ساز را در بین مردم محبوب ساخت.

تمیز کردن ساز

تمیز کردن ساز

بدون تماس با گیتار نمی توان آن را نواخت، و تماس با ساز موجب کثیفی ان می شود.اگر مقداری از وقت خود را صرف تمیز کردن سازتان بکنید،جلوی مشکلات بسیاری را گرفته اید.در این مقاله، با استفاده از تعدادی وسایل ساده می توانید سازتان را تمیز و براق بکنید.
بهترین وسیله برای تمیز کردن و جلا دادن به گیتار پارچه نرم و کتان است. همچنین پارچه حوله ای (فلانل)،مخصوص تمیز کردن گیتار، این پارچه را می توانید از فروشگاه موسیقی تهیه کنید.( این نوع پارچه مخصوص تمام سازها است.
پارچه تی شرت نیز وسیله خوبی برای تمیز کردن گیتار است. هر چقدر این پارچه کهنه تر باشد عملکردش بهتر خواهد بود. هرگز با قسمت های عکسدار تی شرت گیتار را پاک نکنید، زیرا باعث آسیب رساندن به سطح ساز می شود. دستمال کاغذی نیز باعث سائیده شدن سطح گیتار می شود.
اگر مایلید از دستمال های یک بار مصرف استفاده کنید، از نوع حلقه ای که در داخل جعبه قرار دارند استفاده کنید. هر یک از این دستمالها سه بار قابل استفاده هستند و با خیس شدن پاره نمی شوند و باعث سائیده شدن سطح ساز نمی شوند.
اگر پس از هر بار نواختن گیتار را تمیز کنید اینکار باعث بهتر ماندن ساز می شود. پاک کردن بعضی نقاط ساز مثل گریف سخت است در این مواقع می توان با هل دادن پارچه به درون گریف، یا کشیدن دستمال روی سیم ها آن را تمیز کرد.
همچنین صفحه رو و زیر را به دقت تمیز کنید مراقب اثر انگشت، لکه و… باشید. اگر سطح سازتان مرتبا غبارالود می شود (حتی پس از تمیز کردن با دستمال) شاید اشکال از دستمالتان باشد و باید از دستمال دیگری استفاده کنبد. اغلب اوقات من برای گیتارم چند نوع دستمال تهیه می کنم. اگر مایلید سازتان تمیزتر جلوه کند مقداری پاک کننده ضعیف را با آب مخلوط کرده و به وسیله اسپری بر روی دستمال بپاشید و سطح گیتار را با آن پاک کنید.
▪ توجه:
حتما محلول را بر روی دستمال بپاشید نه بر روی ساز.دقت کنید دستمال را بیش از حد مرطوب نکنید. برای پاک کردن و جلا بخشیدن به گیتار انواع مختلفی واکس و پاک کننده در بازار موجود می باشد.
این مواد به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:
۱) روغن ها
۲) ماده پاک کننده چرب با آب
۳) ماده پاک کننده جلادهنده با اب.
روغن ها لکه های موجود بر روی سطح ساز را از بین می برند، اما قادر به از بین بردن کثیفی هایی که در آب قابل حل شدن هستند نیستند.اگر بدنه ساز کدر شده باشد با پاک کننده نوع چرب براق می شود. دقت کنید که تمام پاک کننده ها باید به وسیله دستمال بر سطح گیتار مالیده شود.
گاهی اوقات پس از کندن برچسبهایی که به سطح گیتار می چسبانند، آن قسمت حالتی چسبناک پیدا می کند.اغلب اوقات این پاک کننده ها تاثیری در از بین بردن این حالت چسبنده ندارند، و برای اینکار از الکل یا بنزین استفاده می شود، این مواد هیچ آسیبی بر سطح براق گیتار ندارند. الکل یا بنزین را با استفاده از یک پارچه یک بار مصرف به قسمت چسبناک بمالید و سعی کنید به جز آن قسمت این مواد به نقطه دیگری نخورد.
برای احتیاط پس از اینکار سطح گیتار را با دستمالی مرطوب پاک کنید. درهنگام نوازندگی اغلب چربی و چرک موجود در دست شما روی گریف باقی می ماند.برای تمیز کردن این ناحیه بهترین زمان هنگام تعویض سیم هاست. در آوردن یک جای سیم ها آسیبی به گیتار نمی زند. اگر گریف خیلی کثیف باشد با دستمال مرطوب تمیز نمی شود.برای اینکار باید از سیم ظرفشویی استفاده کرد.
سیم را به آرامی و به صورت موازی در جهت فرتها بسابید، دقت کنید سیم به فرت ها گیر نکند.(پاک کننده دیگری نیاز نیست) عده ای بر این عقیده اند که پس از اینکار باید به گریف روغن مالید، البته اینکار آنچنان ضروری نیست. می توان مقداری روغن را بوسیله دستمال به سطح گریف مالید و بعد با دستمال خشک پاک کرد اگر این کار را نکنید روغن وارد فرتها می شود.
اگر گریف شما دارای شکافهایی است دقت کنید روغن وارد این شکافها نشود.توجه:از روغن بزرک یا روغن نباتی که باعث چسبناک شدن گریف می شود استفاده نکنید.
اینکار را هر یک سال یک بار انجام دهید، روغن کاری بیش از حد باعث آسیب رساندن به ساز می شود. دقت کنید که اگر بدنه گیتارتان شکاف برداشته هرگز به آن روغن نزنید، زیرا روغن به داخل این شکاف ها رسوخ کرده و باعث ایجاد لک روی سطح چوب می شود. این لک ها به مرور زمان رنگ پس می دهد و باعث بد منظره شدن ساز می شود.این لک ها به مرور زمان رنگ پس می دهد و باعث بد منظره شدن ساز می شود.

ظرفیت ساز قانون در موسیقی ایرانی مغفول است

ظرفیت ساز قانون در موسیقی ایرانی مغفول است

یکی از نوازندگان جوان ساز قانون براین اعتقاد است که این ساز آن گونه که باید در میان سازهای ایرانی شناخته نشده و جایگاه متناسب با ظرفیت های خود نیافته است.

قانون از سازهایی است که نوازندگی آن در ایران نیز مانند دیگر کشورهای خاورمیانه و آفریقا رواج دارد، در خصوص تاریخچه ساخت این ساز عده ساخت آنار به افلاطون و برخی به فارابی نسبت داده اند. این ساز همه اکنون به صورت فراگیر در موسیقی عربی و ترکی مورد استفاده قرار می گیرد اما در موسیقی ایرانی کمتر از دیگر سازها توانسته برای خود جایگاهی در گروه نوازی ها پیدا کند. تعداد استادان و مدرسان این ساز نیز در کشور بسیار محدود است و در مقایسه با سازهایی از این خانواده مانند سنتور تعداد نوازندگان کمتری را به خود اختصاص داده است.

امیر مختاری از نوازندگان جوان ساز قانون است که سال های متمادی از وقت خود را صرف فراگیری کرده است، نوازندگی این هنرمند جوان در آیین بزرگداشت حسین خواجه امیری(ایرج) و همکاری با گروه هفت خوان در اثر موسیقی تصویری ˈموسیقی و شاهنامهˈ، بهانه ای برای پرداختن به فعالیت های این هنرمند جوان و ساز قانون شد که حاصل گفت وگوی ایرنا با این نوازنده جوان در ادامه می آید.

**س : ورود شما به عرصه موسیقی کی و چگونه آغاز شد؟

– من از کودکی توسط پدرم با موسیقی آشنا شدم، درواقع پدرم با موسیقی سنتی آشنایی داشت و اولین معلمم در زمینه موسیقی من بود. پدرم با هنرمندان موسیقی در اصفهان آشنایی داشت و در جلسات شعر و موسیقی شرکت می کرد، هم همراه پدر به این جلسات می رفتم و از کودکی به موسیقی علاقمند شدم. یادم می آید که در سن چهار سالگی، پدرم اولین گوشه ی موسیقی را به من یاد داد، گوشه ˈبختیاریˈ در دستگاه همایون با شعر ˈسحر بلبل حکایت با صبا کردˈ .

**س : از میان سازهای مختلف چرا قانون؟ تعداد نوازندگان این ساز در کشور اندک است و پیدا کردن استاد هم سخت تر است، خیلی از جوانان ترجیح می دهند سازهای دیگری مانند تار، ویلون، کمانچه و یا سنتور را برای آموزش انتخاب کنند، چه چیزی در ساز قانون باعث شد تا این ساز را انتخاب کنید؟

– از کودکی صدای ساز قانون را دوست داشتم و به فراگیری علاقه مند بودم ولی به دلیل نبود استاد در اصفهان مجبور شدم، ساز سنتور را برای فراگیری انتخاب کنم. سال ۸۳ فعالیت جدی در موسیقی را شروع کردم و برای یادگیری سنتور از محضر استاد مهدی اکبری بهره مند شدم در مهرماه همان سال با ورود به هنرستان موسیقی اصفهان از کلاس های استاد رضایی نژاد و در سال ۸۶ نیز از محضر استاد اختیاری بهره مند شدم. پس از فارغ التحصیلی از هنرستان، با ورود به دانشگاه علمی کاربردی اصفهان بالاخره به سازی که عاشقانه دوستش داشتم رسیدم و قانون را به عنوان ساز اصلی انتخاب کردم اما دراصفهان استاد این ساز نبود و دانشگاه هم مدرس قانون نداشت.

**س: چرا این ساز قانون نام دارد؟

– دلیل استفاده کردن این اسم برای ساز قانون مثل خیلی از سازهای دیگر به درستی مشخص نیست، سازی مثل تمبک به خاطر صدای تکنیک ˈتم و بک ˈهست که این اسم برایش انتخاب شده ولی خیلی از سازها علت نامگذاری آنها به طور دقیق مشخص نیست، زمان دقیق ساخت ساز قانون هم دقیقا معلوم نیست ولی عده ای معتقدند سازنده این ساز فیلسوف و دانشمند ایرانی ابونصر فارابی است، زیرا در کتاب موسیقی کبیر فارابی نام این ساز ذکر شده است.

**س : در مسیر فراگیری ساز قانون از آموزش های چه کسانی بهره برده اید، آیا در آموزش های آکادمیک موسیقی، آموزش سازی مانند قانون جایگاه دارد؟

– همانطور که بیان شد از کودکی ساز قانون را دوست داشتم و با شنیدن صدای ساز زنده یاد استاد ˈسیمین آقارضیˈ به این ساز علاقه مند شدم، به خاطر علاقه زیاد به این ساز، پس از یک دوره کوتاه نزد استاد پیام حکیم به تهران رفتم و از کلاس های استاد پریچهر خواجه بهره مند شدم. وقتی فهمیدم استاد خواجه سال ها نزد استاد سیمین آقارضی فعالیت داشته، بیشتر خوشحال شدم و در محضر خانم خواجه به فراگیری این ساز مشغول هستم. هم اکنون هم در مقطع کارشناسی موسیقی در دانشگاه هنر کرج افتخار شاگردی وی را دارم.

**س : توانمندی ساز قانون برای اجراهای ارکسترال را چگونه ارزیابی می کنید، در مقایسه با سازهای هم خانواده این ساز مانند سنتور؟

– در ساز قانون قابلیت های زیادی وجود دارد، وجود پرده گردان ها در این ساز این امکان را به نوازنده می دهد که هر نوع موسیقی شرقی، غربی، جاز، بلوز، کلاسیک، مدرن و … را با این ساز اجرا کند. استفاده ازتکنیک های مختلف مانند گلیساندو، آرپز و آکوردهای مختلف، اجرای بعضی از تکنیک های سازهای غربی از جمله گیتار و پیانو را در این ساز افزایش داده و قانون را از سنتور که خیلی ها به اشتباه این دو ساز را شبیه به هم می دانند متمایز می کند، به همین دلیل این ساز هم قابلیت اجرای تکنوازی هم اجرا در ارکسترهای مختلف و موسیقی های مختلف در دنیا را دارد.

**س : ارزیابی شما از میزان بهره گیری از ظرفیت های ساز قانون در موسیقی ایرانی چیست؟

– متاسفانه استاد، مکتب و روش های نوازندگی این ساز در ایران زیاد نیست، این هم به این دلیل است که این ساز سال ها در ایران فراموش شده، حتی متد آموزشی این ساز هم خیلی اندک است و در ایران هنوز خیلی ها ساز قانون را نمی شناسند، حتی برخی موزیسین ها هم با این ساز آشنایی چندانی ندارند. از سوی دیگر به خاطر مشکل بودن روش های نوازندگی قانون، کمتر کسانی به فراگیری این ساز تمایل نشان می دهند، بالا بودن قیمت ساز هم در کاهش اقبال به آن بی تاثیر نبوده است. بدون شک اگر جوان ها با قابلیت هایی ساز قانون در اجرا آشنا شوند حتما به فراگیری نوازندگی آن علاقمند می شوند، هم اکنون معدود نوازنده های ساز قانون، از این ساز به شکلی ساده استفاده می کنند و از تمامی ظرفیت های آن بهره نمی برند.

خیلی ها قانون را به عنوان یک ساز عربی می شناسند، از زمان ورود اعراب به ایران، آنان با ساز قانون و صدای خوش آن آشنا شدند و از ظرفیت این ساز در موسیقی عربی به خوبی استفاده کردند.روی ساز قانون خیلی کار شده چه از نظر ساخت و چه در نوازندگی، قانون های عربی سازهای خوش صدایی هستند به خصوص در سوریه و مصر، حتی در ترکیه، ارمنستان و آذربایجان هم از این ساز زیاد استفاده می شود که البته ترک ها از لحاظ تکنیک نوازندگی از بقیه کشورها بهتر از این ساز بهره برده اند. هم اکنون بهترین سازندگان ساز قانون نیز سازندگان عرب هستند به خصوص در سوریه در زمینه ساخت ساز قانون فعالیت های زیادی صورت گرفته است.

**س : فعالیت هایی که تاکنون برای معرفی ظرفیت های این ساز در کشور صورت گرفته را چگونه ارزیابی می کنید؟

– خوشبختانه در دهه های اخیر وضعیت این ساز در ایران خیلی بهتر شده از زمانی که رحیم قانونی و جلال قانونی روی این ساز کار کردند و بعد توسط مهدی مفتاح، سیمین آقارضی، ملیحه سعیدی، پریچهر خواجه و … این ساز رشد چشمگیری در موسیقی ایران داشته و دائم بر نوازندگان این ساز افزوده می شود.

**س : در خصوص اجراهایی که تاکنون داشته اید، توضیح دهید، با کدامیک از آهنگسازان وخوانندگان کشور تاکنون همکاری کرده اید؟

– به صورت تکنوازی و همکاری با گروه های مختلف فعالیت های زیادی داشته ام، اجرای کنسرت با گروه نوژان درسال ۸۸، همکاری با گروه هفت خان و اجرای کنسرت درسال ۸۹ درشهر اراک و اسفند ۹۲ در اصفهان، همکاری با ارکستر بزرگ اصفهان به خوانندگی علیرضا قربانی درتابستان ۹۲، نوازندگی در آیین بزرگداشت استاد حسین خواجه امیری(ایرج) و دو آلبوم استاد که اخیرا منتشر شده، انتشار دو آلبوم صوتی و تصویری به همراه گروه هفت خان با موضوع موسیقی و شاهنامه، اجرای کنسرت با گروه هنگام ، اجرای کنسرت با گروه همنوازان عارف و همکاری با استدیوهای مختلف در اصفهان و سایر شهرستان ها از جمله اجراهای گروهی من با ساز قانون بوده است. اجراهای انفرادی نیز زیاد داشته ام و تا جایی که در توانم هست سعی دارم بیشتر مردم را با این ساز خوش صدا آشنا کنم، خوشبختانه وقتی مردم برای اولین بار این ساز را از نزدیک می بینند و صدای آن را می شنوند، استقبال خوبی از این ساز می کنند.

اصول شکل گیری گام های مینور (۲)، گام های ماژور و مینورِ نسبی مربوط به آن ها

اصول شکل گیری گام های مینور (۲)، گام های ماژور و مینورِ نسبی مربوط به آن ها

با قسمت دوم از بحث گام های مینور در خدمت دوستان هستم، که در این قسمت با سرکلیدِ تمامِ گامهای مینورِ دیز دار آشنا میشیم، و تفاوت این گام ها رو با گام های ماژورِ دیز دار بررسی میکنیم.

الگوی شکل گیری گام های مینور به این صورت بود:

W H W W H W W

بذارین یه تمرینِ کوتاهِ دیگه روی ساختنِ گامِ مینور داشته باشیم. گامِ دو دیز مینور رو میسازیم: طبقِ نامِ گام، اولین نُتِ ما، نُتِ دو دیز هست. طبق الگو، اول یک پرده (یعنی دو تا نیم پرده) میریم به جلو، میرسیم به ر دیز. از ر دیز باید نیم پرده بریم به جلو، میرسیم به می. از می گفته شده که باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به فا دیز. از فا دیز هم باید یک پرده بریم جلو، میرسیم به سُل دیز. از سُل دیز، نیم پرده میریم جلو، میرسیم به لا. از لا هم یک پرده، میرسیم به سی، از سی هم یک پرده، که باز میرسیم به همون دو دیز، که در اکتاوِ بالاتر هست، و گامِ ما کامل میشه. پس توی گامِ دو دیز مینور، ما چهار نُتِ دیز دار داریم که هستن دو دیز، ر دیز، فا دیز، و سُل دیز. پس توی سرکلیدِ گامِ دو دیز مینور، روی نُت های فا، دو، سُل و ر علامتِ دیز میذاریم، و از نُتِ دو شروع میکنیم به رسمِ گام. شکل زیر، شکلِ گامِ دو دیز مینور هست:

798px-C-sharp_natural_minor_scale_ascending_and_descending

تصویری که در لینکِ زیر هست، شکلِ سرکلیدِ تمامِ گام های مینورِ و ماژوره. روش کلیک کنین و ببینینش، و به توضیحاتِ بعدش دقت کنین دوستان:

تصویرِ سرکلیدِ تمامِ گام های ماژور، و گام هایِ مینورِ نسبی آن ها

همونطور که در شکلِ بالا دیدین، بالای تصویر، گامِ لا مینور رو جلوی گامِ دو ماژور گذاشته، و توی سرکلیدی که بینشون مشخص کرده هیچ دیز و بِمُلی وجود نداره. یعنی اگه قطعه ای دیدین که توی سرکلیدش هیچی نیست، یا دو ماژوره، یا لا مینور. اگه به جدول پایین سمتِ راست نگاه کنین، سرکلیدِ تمامِ گام های ماژورِ دیز دار رو در کنارِ گام های مینورِ دیز دار، که سرکلیداشون یکیه، کنارِ شکلِ سرکلید قرار داده. توی ستونِ .key sig، شکلِ سرکلید رو کشیده، و تعدادِ دیز های اون رو نوشته. توی ستونِ # added، نُتِ دیزی که به نُت های دیز دارِ قبلی، توی سرکلید، اضافه شده رو نشون داده. دوتا ستون بعدی هم که مشخصه، یکیشون گامِ ماژور رو نشون داده، یکی هم گامِ مینور رو. اگر مفید هست، عکس رو پرینت کنین و مرور کنین هر روز تا ملکه ی ذهنتون بشه.

چون این گام های مینور، دقیقا همون نُت های گام های ماژور رو دارن، بهشون میگن گام های مینور نسبی. اینجا نسبی برمیگرده به نسبت، یه چیزی تو مایه ی اعضای خانواده، که یک DNA دارن!!!

سوال: چطوری از روی سرکلید بفهمیم که کدوم گام رو داریم نگاه میکنیم؟

جواب: واسه گام های ماژور، نُتی که آخرین دیز روش نشسته رو در نظر میگیریم، و نیم پرده میبریمش بالا، میشه گامِ ماژورِ ما. مثلا اگه توی شکل نگاه کنین، آخرین نُتی که در گامِ لا ماژور (A Major) علامت دیز نشسته روش، نُتِ سُل هست. پس سُل دیز رو نیم پرده میبریم بالا میشه لا. پس گامِ ما لا ماژوره.

واسه گام های مینور، دقیقا همین کار رو انجام میدیم، اما این بار بجای اینکه نیم پرده ببریم بالا، یک پرده آخرین نُتی رو که دیز گرفته میاریم پایین. مثال میزنیم: توی گامِ سُل دیز مینور (G# minor)، آخرین نُتی که دیز گرفته هست نُتِ لا دیز. اگه لا دیز رو یک پرده ببریم عقب به همون سُل دیز میرسیم.

هر دوتا رو توی عکس، و ستون دیز ها ببینین و بررسی کنین که دقیقا واستون روشن بشه که درسته.
سوال: چطوری تفاوتِ بینِ گام های ماژور با مینورِ نسبی رو بتونم تشخیص بدم؟
جواب: به دوتا عکسِ زیر و توضیحاتِ بعدش دقت کنین:

اولین نکته ای که در تفاوتِ گامِ ماژور و مینور باید مد نظر داشت، نُتِ آغازگرِ گام هست، که با این سرکلید، از کدوم نُت شروع شده به کشیدن. دوتا عکسِ پایین رو نگاه کنین:

797px-A_Major_Scale

گامِ لا ماژور

798px-C-sharp_natural_minor_scale_ascending_and_descending

گامِ فا دیز مینور

اگه دقت کنین، سرکلیدِ هر دوتا گامی که بالا نشون داده شده، سه تا نُتِ دیز مثلِ هم داره. اما اولی اسمش گامِ لا ماژور هست، و دومی اسمش هست فا دیز مینور!! چرا؟ چون اولی از نُتِ لا شروع کرده به نوشته شدن، و دومی از نُتِ فا دیز (فا دیز، چون روی فا علامتِ دیز گذاشته، دقت کنین). این یعنی اینکه کُلِ قطعه ای که نوشته میشه، حولِ این نُت، بعنوانِ تُنیک، میچرخه و محورِ کُلِ قطعه این نُت هست.
سوال: چطوری میتونیم گامِ مینورِ نسبیِ مربوط به یه گامِ ماژور رو پیدا کنیم؟
جواب: گامِ ماژور رو ببینین، نُتِ ۶ام رو نگاه کنین چیه، گامِ مینورِ نسبی میشه نُتِ ۶امِ گامِ ماژور! به همین راحتی. یه مثال میزنم: توی عکسِ لینکِ بالا نگاه کنین. میخوام گامِ مینورِ نسبی مربوط به گامِ سُل ماژور رو بدست بیارم. میشه توی ستونِ راستی، ردیفِ اول، که گامِ سُل ماژور رو مشخص کرده. از سُل میشمریم: میشه: سُل، لا، سی، دو، ر، می. حالا کناریش رو توی همون ردیف نگاه کنین. گامِ مینورِ نسبیِ سُل ماژور، میشه می مینور!! به راحتیِ آب خوردن پیداش کردیم.
یه مثالِ دیگه: گامِ مینورِ نسبی مربوط به گامِ می ماژور. میشمریم: می، فا، سُل، لا، سی، دو. دقت کنین، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتِ دو علامتِ دیز گذاشته. پس گامِ مینورِ نسبیش میشه دو دیز مینور!!!
سوال: چطوری میتونیم گامِ ماژورِ مربوط به یه گامِ مینورِ نسبی رو پیدا کنیم؟
جواب: درست مثلِ روش بالا عمل میکنیم، اما این بار باید نُتِ ۳وُم رو مد نظر بگیریم. یک مثال: گامِ ماژورِ مربوط به گامِ ر دیز مینور چیه؟ میشمریم: ر، می، فا. دقت کنین، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتی فا علامتِ دیز گذاشته، پس گامِ ماژورِ مربوط به این گامِ مینور میشه فا دیز.

یک تفاوت خیلی خیلی جالبی که بینِ آهنگهای نوشته شده توی گامِ ماژور با مینور وجود داره، حس و حالی هست که توی این آهنگها هست. آهنگهای توی گام های ماژور، شادتر و زنده تر هستن، نسبت به آهنگهایی که توی گام های مینور نوشته میشن.

واسه اینکه بصورت عملی این قضیه رو حس کنین، برین پُشت پیانو بشینین و این دوتا آکورد رو بگیرین، و خوب به صداشون گوش کنین: آکورد دو ماژور، و آکورد دو مینور. اگه آکورد گیری رو مسلط نیستین، به این سایت برین، و از توی ستونی که حروف هست حرفِ C، و از توی ستون جلویش کلمه ی maj رو اول انتخاب کنین و بزنین play، صدایی که میشوین صدای آکوردِ دو ماژور هست. بعد با همون C، کلمه ی min رو از جلوش انتخاب کنین و بزنین play، این صدا میشه صدای آکورد دو مینور. همین کار رو میتونین با بقیه ی آکوردها هم انجام بدین. شکلِ آکورد رو هم روی کلاویه هایی که اونجا هست نشونتون میده.

تفاوت رو قشنگ احساس میکنین. مبحث آکوردها رو بعد از اتمامِ بحثِ گام های مینور انشالا شروع خواهیم کرد.

یه جمع بندی میکنیم: تا به امروز، با تمامِ گام های ماژور آشنا شدیم، گام های مینورِ دیز دار رو هم دیدیم. توی پست های آینده ی مربوط به گامِ مینور، گام های مینورِ طبیعی بِمُل دار رو میبینیم و یاد میگیریم که چطوری از Circle of Fifths واسه رسمِ این گام ها استفاده کنیم. بعدش میریم سراغِ گام های مینورِ ملودیک و هارمونیک.


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است