پیانو

سوالاتی که درباره پیانو وجود دارد

سوالاتی که درباره پیانو وجود دارد

سوالاتی که درباره پیانو وجود دارد
ساز پیانو در سال ۱۷۰۹ توسط بارتولومئو کریستوفری (۱۶۵۵- ۱۷۳۰) از روی سازی به نام هارپسیکورد ساخته شد. این ساز بیشترین وسعت صوتی را در بین سازهای رایج دارد (حدود هفت اکتاو) و جعبۀ صوتی بسیار بزرگی دارد که سیمها و چکشهای متعددی در آن تعبیه شده است. با فشردن کلیدهایی که خارج از جعبه صوتی و روبروی نوازنده تعبیه شده، چکشهای داخل جعبۀ صوتی ساز (که متصل به این کلیدها هستند) به حرکت درآمده و به سیمها اصابت می کنند و صدا تولید می شود.
پیانو بر خلاف هارپسیکورد قادر به اجرای نوانس های مختلف است بدین معنا که به نسبت شدت فشاری که انگشتان نوازنده روی کلیدهای ساز وارد می کند شدت صدائی که تولید می شود نیز تغییر می کند (هر چه کلیدها را قوی تر فشار دهیم صدا بلندتر و قوی تر و هر چه ضعیف تر فشار دهیم، صدا کمتر و ضعیف تر خواهد بود)و از اینرو عنوان پیانو که مخفف شده ی کلمۀ پیانو فورته می باشد (پیانو به معنی ضعیف و فورته به معنی قوی می باشد) بر آن نهاده شد.
انواع پیانو :
-پیانو دیواری (برای مصارف خانگی)
-پیانو رویال (برای استفاده در سالن ها)
-دیجیتال پیانو (پیانوی الکترونیکی) – این نوع پیانو نیاز به کوک ندارند.

 

۱- برای آموزش پیانو چه متد هایی وجود دارد؟
کتاب جان تامپسون برای کودکان و برای بزرگسالان نیز کتاب ها و نت های بسیاری وجود دارد. مانند: بیر، کتاب باخ آنا ماگدالنا، قطعات ساده کلاسیک برای پیانو، قطعات ساده ایرانی برای پیانو
۲- آیا نواختن پیانو سخت است؟
هیچ سازی آسان یا سخت نیست و برای نواختن هر کدام بایستی روزانه تمرین کنید. خوب نواختن هر سازی به دو عامل زمان و تمرین نیاز دارد. سازهایی مانند پیانو یا سنتور از آنجا که از قبل کوک شده اند، در ابتدا صدایی بسیار دلنشین تر دارند. اما سازی مانند ویلن که هنرجو خود بایستی صدای مورد نظر را ایجاد کند کمی سخت تر بنظر می رسد.
۳- آیا یادگیری این ساز برای من دیر نیست؟
آموختن موسیقی در هیچ سنی دیر نیست. بقول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!
۴- از چه موقع بایستی ساز را تهیه کنم؟
قبل از تهیه ساز حتما با مربی خود مشورت کنید. حدودا از جلسه دوم یا سوم بهتر است که ساز را داشته باشید.
۶- آیا پیانو انواع مختلفی دارد؟ فرق آنها چیست؟
بلی پیانوهای اسپینت (Spinet) معمولآ کوتاه ترین نوع پیانوهای دیواری و از ارزانترین نوع آنها هستند. ارتفاع این پیانوها از حدود ۹۰ سانتیمتر شروع می شود و تا حداکثر ۱۰۰ سانتیمتر ادامه دارد. جعبه صدای آنها کوچک است. به همین علت، اغلب قیمت مناسبی دارند.پیانو های دیواری معمولی که از ۱۰۰ سانتیمتر شروع می شوند و تا ۱۳۰ سانتیمتر هم ساخته می شوند.
پیانو های رویال که حالتی خوابیده دارند و برای سالن ها و فضاهای بزرگتر طراحی شده اند. قیمت این نوع پیانو بسیار گرانتر از پیانو های دیواری می باشد.
پیانو های دیجیتال که با برق کار می کنند و نیاز به کوک ندارند.
۷- آیا کودکان نیز می توانند به فراگیری این ساز بپردازند؟
بلی بهترین سن برای شروع نوازندگی پیانو از دوران کودکی است. توجه داشته باشید در این سنین اگرچه فراگیری کودکان بسیار بالا است اما بدلیل زود خسته شدن کودکان از کارهایی که نیاز به تمرکز زیادی دارد، بهتر است برای پیشرفت بیشتر، زمان تمرینات آنان را کوتاه تر و به دفعات بیشتر تقسیم کرد.
۸- قبل یا همزمان با فراگیری پیانو چه درس های دیگری به من کمک می کند تا نواختن این ساز را بهتر بیاموزم؟
آموختن مبانی موسیقی (سلفژ و تئوری) به یادگیری شما کمک می کند. همینطور گوش دادن به آثار صوتی که شامل تکنوازی پیانو باشد و خواندن کتاب های مربوط به موسیقی نیز موثر است.
۹- چه مدت زمانی طول می کشد تا من بتوانم این ساز را در حد قابل قبولی بنوازم؟
متد های آموزشی پیانو بر اساس قطعات ساده شروع می شود و به تدریج پیچیده تر می شوند. برای دوره مقدماتی حدودا هفت تا هشت ماه زمان در نظر بگیرید. البته این زمان بسته به زمان تمرین هر هنرجو متفاوت است.
۱۰– شیوه آموزش برای ساز چگونه است؟ آیا در طی دوره آموزشی ناگهان درس ها سخت می شود؟
شیوه آموزشی برای همه سازها به تدریج و از آسان به دشوار می باشد. در صورت تمرین مرتب روزانه و فراگیری کامل درس ها ، درس های جدید بسیار ساده خواهند بود.

پیانو – نحوه انتخاب، قسمت دوم

پیانو – نحوه انتخاب، قسمت دوم

پیانو بزرگ (رویال) با طول ۱۵۹ سانتیمتر همانند پیانوهای دیواری در اندازه های مختلف ساخته می شوند که تفاوت اصلی آنها با یکدیگر در طول پیانو است. طول یک پیانو بزرگ (رویال) از قسمت جلوی کیبورد تا انتهای پشتی آن اندازه گیری می شود. امروزه با توجه به ساخت صنعتی این پیانوها قیمت آنها نیز کاهش چشمگیر پیدا کرده بگونه ای که می توان با بودجه نه خیلی زیاد اندازهای کوچک آنرا تهیه کرد

کوچکترین سایز این پیانوها Baby بچه نامیده می شود. طول این پیانوها از حدود ۱۴۵ سانتیمتر شروع می شود و تا حداکثر ۱۶۰ سانتیمتر ادامه دارد. پیانوهای Baby طرفداران بسیاری دارد چرا که ابعاد آنها بگونه ای است که در بسیاری از خانه ها می توان برای نگهداری آن محلی را اختصاص داد. تجربه نشان داده است که اغلب پیانوهای Baby بهتر از پیانوهای خوب دیواری نیستند پس اگر الزام خاصی ندارید، خرید یک پیانو خوب دیواری بر یک پیانو Baby ارجحیت دارد. سایز بعدی پیانوهای متوسط یا Medium Grand هستند. طول آنها از حدود ۱۶۰ سانتیمتر شروع می شود و تا حدود ۲۱۵ سانتیمتر ادامه دارد. Professional Grand سازی در حدود ۱۹۰ سانتیمتر در این رنج است که معمولآ نوازندگان حرفه ای در منزل از آن استفاده می کنند. از حدود ۲۰۰ – ۲۱۵ سانتیمتر پیانوهای بزرگ را با نام Artist می شناسند که هنرمندان در اجراها از آنها استفاده می کنند.

طول سیم بلند، صفحه صدای وسیع و جعبه بزرگ از جمله ویژگی های این پیانوها است که به آن توانایی تولید حجم صدای بالا می دهد. با توجه به ابعاد این رنج از پیانوهای بزرگ (رویال) از آنها معمولا بعنوان پیانوهای خاص در مدارس موسیقی، استودیوهای ضبط، سالن های کوچک و متوسط کنسرت و … استفاده می شود.

بزرگترین سایز پیانوهای بزرگ (رویال) ممکن است تا ۲۷۵ سانتیمتر هم طول داشته باشند که معمولا جز در اجراهای بسیار جدی موسیقی و سالن های کنسرت بزرگ و تالارهای اجرای موسیقی کاربردی ندارند. برخی از این سازها در قسمت باس تعداد کلید های بیشتری هم دارند و ممکن است بجای ۸۸ تا ۹۶ کلاویه داشته باشند. پیانوها در این رنج با نامهای Half Concert یا Full Concert با توجه به طول آنها نیز نامیده شوند.

مقایسه بین پیانو دیواری و بزرگ رویال

سئوالی که همواره برای نوازندگان مبتدی و خریداران پیانو مطرح است اینکه کدام یک از این نوع ساز بهتر است و یا تفاوت عمده آنها در چیست؟

اگر تفاوت قیمت و شکل ظاهری این دو ساز را کنار بگذاریم تفاوت اصلی این دو ساز که بسیار قابل توجه است، تنها در سیستم انتقال نیرو (Action) از کلاویه ها به چکشها – و البته سیستم های خفه کن هر سیم (Damper) – است. این اختلاف طبیعتا به این دلیل است که سیم های پیانو دیواری عمودی و سیم های پیانو بزرگ (رویال) افقی است. نمود بارز این تفاوت تفاوت حسی است که هنگام نوازندگی با این دو ساز آنرا احساس می کنیم. در پیانوهای بزرگ (رویال) سیم ها افقی هستند و چکشها بصورت افقی از پایین به بالا ضربه می زنند برای همین هنگام زدن ضربه به کلاویه، نیروی انتقالی به چکش در جهت خلاف جاذبه زمین است و این باعث می شود کلاویه های پیانو بزرگ (رویال) هنگام زدن ضربه سنگین تر باشد. برعکس هنگام برگشت چکش، جاذبه به برگشت آن کمک می کند و چکش سریعتر برمی گردد و لذا نوازنده می تواند با سرعت بالاتری یک کلاویه را درجا نواخته و نت هایی با تمپوی بالا روی یک کلاویه اجرا کند. به همین دلیل معمولا سرعت پاسخگویی یک کلاویه در پیانوهای بزرگ (رویال) بهتر از پیانوهای دیواری است.

اما در پیانوهای دیواری سیم ها و چکشها عمودی هستند و جاذبه تقریبا تاثیر یکسانی به چکش چه در هنگام ضربه زدن و چه در هنگام بازگشت، وارد می کند. به همین خاطر سرعت اجرا در پیانوهای عمودی عموما از پیانو با کیفیت مشابه افقی پایین تر است.دقت کنید که فاکتور توان اجرای سریع تنها برای نوازندگی قطعات بسیار پیچیده با تمپوهای بسیار بالا مورد نیاز است و یک پیانوهای خوب دیواری می تواند در سرعت های معمولی و حتی بالا بازده خوب و قابل قبولی را از خود نشان دهد. یک راهنمایی مهم آنکه اگر بودجه محدودی دارید هرگز اقدام به خرید پیانو بزرگ (رویال) نامرغوب و با ابعاد کوچک نکنید، در عوض یک پیانو دیواری مرتفع با سیم های بلند و کیفیت خوب تهیه کنید.
در مطلب آینده به بررسی مختصر پیانوهای دیجیتال و نیز کیفیت جنس و قطعات بکار برده شده در سازهای آکوستیک و تاثیر آنها روی احساس نوازندگی و Touch پیانو خواهیم پرداخت.

پیانو – نحوه انتخاب، قسمت اول

پیانو – نحوه انتخاب، قسمت اول

انتخاب پیانو بخصوص اگر بودجه کافی در اختیار داشته باشید، یکی از لذت بخش ترین اوقات زندگی یک علاقمند به موسیقی و پیانو است. ایستادن پشت ویترین مغازه های پیانو فروشی و مات و مبهوت ماندن در مقابل عظمت و زیبایی این ساز، بر هیچکدام از نوازندگان پیانو پوشیده نیست. رفتن به داخل فروشگاه ها، گپی با مسئول فروشگاه زدن و احیانآ امتحان صدای چند پیانو جزء غیر قابل توصیف ترین لذت ها در زندگی یک نوازنده پیانو است.

نکته ای که انتخاب این ساز را برای خریدار بسیار دشوار می کند آن است که گرانی پیانو اغلب باعث بوجود آمدن شک و تردید به هنگام خرید می شود، بخصوص اگر هدف خرید پیانو مرغوب باشد که قیمت آن دست کمی از خرید یک اتومبیل امروزی ندارد. پیانو دیواری بخرم یا بزرگ (رویال)؟ یا اصلآ به سراغ پیانو دیجیتال بروم؟ آیا جنس دست دوم – یا دست چندم – بخرم یا نو و بقولی آکبند؟ اگر قرار است دست دوم بخرم از مغازه تهیه کنم یا از فروشگاه؟ این سئوالات و بسیاری دیگر همواره ذهن خریداران پیانو را برای ماه ها مشغول خود می کند. گرانی ساز از یک طرف و ویژگی های خاص فرهنگی ما ایرانیان، موضوع را از محدوه نوازنده یا هنرآموز فراتر هم می برد. بگونه ای که به غیر از او، پدر، مادر، خواهر، برادر و حتی گاهی بسیاری از اقوام درجه دو خانواده و دوست و آشنا هم به هنگام خرید پیانو به نوعی درگیر این پروژه می شوند.

هرچند در نظر داشتیم در ادامه مجموعه مطالبی که راجع به پیانو تهیه میکنیم به بررسی ساختمان داخلی و نحوه عملکرد قسمت های مختلف آن بپردازیم، اما نظر به علاقه دوستان تصمیم گرفته شد تا قبل از پرداختن به این موضوع، طی چند نوشته راجع به چگونگی انتخاب پیانو صحبت کنیم. بیایید ابتدا صحبتی راجع به انواع پیانو داشته باشیم.

پیانو اسپینت

پیانو دیواری (Vertical – Upright)هدف ما این نیست که راجع به مزایای فنی پیانو دیواری به ریز صحبت کنیم، نگاهی کوتاه داریم به ویژگی هایی از این پیانو که می تواند به هنگام خرید برای ما قابل ملاحظه باشد. پیانوهای دیواری در ارتفاع های مختلف، با بدنه – اغلب با چوب تمام شده – متفاوت و انواع مدل ساخت بدنه وجود دارند که بدون شک می توانند سلیقه شما را راضی کنند. در اولین قدم مهمترین پارامتر برای اینکه متوجه شوید پیانو عمودی چقدر حالت مبتدی دارد و چقدر حالت حرفه ای ارتفاع پیانو دیورای است.

ارتفاع یک پیانو دیواری از کف زمین تا بالای آن اندازه گیری می شود (چه پیانو چرخ داشته باشد چه نداشته باشد. )دلیل این امر بیشتر به این خاطر است که عرض و تقریبآ عمق پیانو ها با کمی تفاوت یکسان است و این ارتفاع ساز است که در حجم بدنه پیانو تاثیر بیشتر را می گذارد، هرچه ارتفاع بیشتر باشد پیانو حجم صوتی بیشتری دارد. حجم صوتی ارتباطی به رنگ یا شفاف و مات بودن صدا ندارد و صرفآ صوت حاصله از این پیانو قوی تر خواهد بود. چرا که پیانو بلند علاوه بر آنکه سیم های طولانی تری هم دارد، صفحه صدای (Sound Board) بزرگتری دارد که باعث تولید صدای قوی تر می گردد.

پیانو کنسول

پیانوهای اسپینت (Spinet) معمولآ کوتاه ترین نوع پیانوهای دیواری و از ارزانترین نوع آنها هستند. ارتفاع این پیانوها از حدود ۹۰ سانتیمتر شروع می شود و تا حداکثر ۱۰۰ سانتیمتر ادامه دارد. جعبه صدای آنها کوچک و سیستم انتقال نیرو (Action) آنها ساده ترین شکل خود را دارد به همین علت، اغلب قیمت مناسبی دارند و برای مبتدی هایی که معلوم نیست در آینده نوازندگی را ادامه دهند بسیار مناسب است. فاصله سطح کیبرد تا بلندترین قسمت این پیانوها بسیار کم بوده و حداکثر حدود ۲۰ سانتیمتر است. رنج بعدی پیانو های کنسول (Console) است که از ارتفاع حدود ۱۰۰ سانتیمتر شروع می شود و تا حدود ۱۱۰ سانتیمتر ادامه پیدا می کند. ساختمان سازه آنها بگونه ای است که بدنه ای بسیار محکم و بادوام دارند و معمولآ در آموزشگاه ها یا مدارس موسیقی و نیز استودیوها برای تمرین – نه معمولآ ضبط – از آنها استفاده می شود. انواع آمریکایی این پیانوها – که در بازار ایران کم هستند – زیبایی خاصی دارند و روی بدنه خارجی آنها زیاد کار شده است.

پیانو دیواری حرفه ای

اگر قصد دارید از ابتدا پیانویی بخرید که به احتمال زیاد دیگر آنرا عوض نکنید، حتمآ از نوع کنسول انتخاب کنید، چراکه قیمت و دوام خیلی خوبی دارند. بدنه این پیانوها بخصوص در قسمت کیبرد، محل قرار دادن نت موسیقی (Music Rest) و نیز دیواره های اطراف کیبرد به گونه ای ساخته شده است که شباهت زیادی به پیانو های بزرگ (رویال) دارد. به تفاوت سطح بالایی پیانو از کیبرد در پیانوهای اسپینت و کنسول دقت کنید. از ارتفاع ۱۱۰ سانتیمتر به بالا معمولآ پیانوهای حرفه ای شروع می شود، ارتفاع این پیانو ها ممکن است در بهترین حالت به ۱۳۳ سانتیمتر هم برسد. البته ناگفته نماند که برخی از مدل های بسیار قدیمی پیانوهای دیواری تا ارتفاع ۱۵۰ سانتیمتر هم ساخته شده اند، اما امروزه حداکثر در ارتفاع ۱۳۳ و اغلب ۱۳۰ سانتیمتر ساخته می شوند. فراموش نکنید که طول سیم ها، کیفیت سیستم انتقال نیرو (Action) سایزهای بالای این پیانوها از بسیاری پیانوهای بزرگ (رویال) که در ابعاد کوچک ساخته می شود بهتر است. در مطالب بعدی راجع به پیانوهای بزرگ (رویال) و دیجیتال صحبت خواهیم کرد و سپس به بررسی پارامترهایی مانند جنس مواد اولیه، سیستم انتقال نیرو (Action)، رنگ صدا و … که در انتخاب ساز می تواند مهم باشد خواهیم پرداخت.

اصول شکل گیری گام های مینور (۲)، گام های ماژور و مینورِ نسبی مربوط به آن ها

اصول شکل گیری گام های مینور (۲)، گام های ماژور و مینورِ نسبی مربوط به آن ها

با قسمت دوم از بحث گام های مینور در خدمت دوستان هستم، که در این قسمت با سرکلیدِ تمامِ گامهای مینورِ دیز دار آشنا میشیم، و تفاوت این گام ها رو با گام های ماژورِ دیز دار بررسی میکنیم.

الگوی شکل گیری گام های مینور به این صورت بود:

W H W W H W W

بذارین یه تمرینِ کوتاهِ دیگه روی ساختنِ گامِ مینور داشته باشیم. گامِ دو دیز مینور رو میسازیم: طبقِ نامِ گام، اولین نُتِ ما، نُتِ دو دیز هست. طبق الگو، اول یک پرده (یعنی دو تا نیم پرده) میریم به جلو، میرسیم به ر دیز. از ر دیز باید نیم پرده بریم به جلو، میرسیم به می. از می گفته شده که باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به فا دیز. از فا دیز هم باید یک پرده بریم جلو، میرسیم به سُل دیز. از سُل دیز، نیم پرده میریم جلو، میرسیم به لا. از لا هم یک پرده، میرسیم به سی، از سی هم یک پرده، که باز میرسیم به همون دو دیز، که در اکتاوِ بالاتر هست، و گامِ ما کامل میشه. پس توی گامِ دو دیز مینور، ما چهار نُتِ دیز دار داریم که هستن دو دیز، ر دیز، فا دیز، و سُل دیز. پس توی سرکلیدِ گامِ دو دیز مینور، روی نُت های فا، دو، سُل و ر علامتِ دیز میذاریم، و از نُتِ دو شروع میکنیم به رسمِ گام. شکل زیر، شکلِ گامِ دو دیز مینور هست:

798px-C-sharp_natural_minor_scale_ascending_and_descending

تصویری که در لینکِ زیر هست، شکلِ سرکلیدِ تمامِ گام های مینورِ و ماژوره. روش کلیک کنین و ببینینش، و به توضیحاتِ بعدش دقت کنین دوستان:

تصویرِ سرکلیدِ تمامِ گام های ماژور، و گام هایِ مینورِ نسبی آن ها

همونطور که در شکلِ بالا دیدین، بالای تصویر، گامِ لا مینور رو جلوی گامِ دو ماژور گذاشته، و توی سرکلیدی که بینشون مشخص کرده هیچ دیز و بِمُلی وجود نداره. یعنی اگه قطعه ای دیدین که توی سرکلیدش هیچی نیست، یا دو ماژوره، یا لا مینور. اگه به جدول پایین سمتِ راست نگاه کنین، سرکلیدِ تمامِ گام های ماژورِ دیز دار رو در کنارِ گام های مینورِ دیز دار، که سرکلیداشون یکیه، کنارِ شکلِ سرکلید قرار داده. توی ستونِ .key sig، شکلِ سرکلید رو کشیده، و تعدادِ دیز های اون رو نوشته. توی ستونِ # added، نُتِ دیزی که به نُت های دیز دارِ قبلی، توی سرکلید، اضافه شده رو نشون داده. دوتا ستون بعدی هم که مشخصه، یکیشون گامِ ماژور رو نشون داده، یکی هم گامِ مینور رو. اگر مفید هست، عکس رو پرینت کنین و مرور کنین هر روز تا ملکه ی ذهنتون بشه.

چون این گام های مینور، دقیقا همون نُت های گام های ماژور رو دارن، بهشون میگن گام های مینور نسبی. اینجا نسبی برمیگرده به نسبت، یه چیزی تو مایه ی اعضای خانواده، که یک DNA دارن!!!

سوال: چطوری از روی سرکلید بفهمیم که کدوم گام رو داریم نگاه میکنیم؟

جواب: واسه گام های ماژور، نُتی که آخرین دیز روش نشسته رو در نظر میگیریم، و نیم پرده میبریمش بالا، میشه گامِ ماژورِ ما. مثلا اگه توی شکل نگاه کنین، آخرین نُتی که در گامِ لا ماژور (A Major) علامت دیز نشسته روش، نُتِ سُل هست. پس سُل دیز رو نیم پرده میبریم بالا میشه لا. پس گامِ ما لا ماژوره.

واسه گام های مینور، دقیقا همین کار رو انجام میدیم، اما این بار بجای اینکه نیم پرده ببریم بالا، یک پرده آخرین نُتی رو که دیز گرفته میاریم پایین. مثال میزنیم: توی گامِ سُل دیز مینور (G# minor)، آخرین نُتی که دیز گرفته هست نُتِ لا دیز. اگه لا دیز رو یک پرده ببریم عقب به همون سُل دیز میرسیم.

هر دوتا رو توی عکس، و ستون دیز ها ببینین و بررسی کنین که دقیقا واستون روشن بشه که درسته.
سوال: چطوری تفاوتِ بینِ گام های ماژور با مینورِ نسبی رو بتونم تشخیص بدم؟
جواب: به دوتا عکسِ زیر و توضیحاتِ بعدش دقت کنین:

اولین نکته ای که در تفاوتِ گامِ ماژور و مینور باید مد نظر داشت، نُتِ آغازگرِ گام هست، که با این سرکلید، از کدوم نُت شروع شده به کشیدن. دوتا عکسِ پایین رو نگاه کنین:

797px-A_Major_Scale

گامِ لا ماژور

798px-C-sharp_natural_minor_scale_ascending_and_descending

گامِ فا دیز مینور

اگه دقت کنین، سرکلیدِ هر دوتا گامی که بالا نشون داده شده، سه تا نُتِ دیز مثلِ هم داره. اما اولی اسمش گامِ لا ماژور هست، و دومی اسمش هست فا دیز مینور!! چرا؟ چون اولی از نُتِ لا شروع کرده به نوشته شدن، و دومی از نُتِ فا دیز (فا دیز، چون روی فا علامتِ دیز گذاشته، دقت کنین). این یعنی اینکه کُلِ قطعه ای که نوشته میشه، حولِ این نُت، بعنوانِ تُنیک، میچرخه و محورِ کُلِ قطعه این نُت هست.
سوال: چطوری میتونیم گامِ مینورِ نسبیِ مربوط به یه گامِ ماژور رو پیدا کنیم؟
جواب: گامِ ماژور رو ببینین، نُتِ ۶ام رو نگاه کنین چیه، گامِ مینورِ نسبی میشه نُتِ ۶امِ گامِ ماژور! به همین راحتی. یه مثال میزنم: توی عکسِ لینکِ بالا نگاه کنین. میخوام گامِ مینورِ نسبی مربوط به گامِ سُل ماژور رو بدست بیارم. میشه توی ستونِ راستی، ردیفِ اول، که گامِ سُل ماژور رو مشخص کرده. از سُل میشمریم: میشه: سُل، لا، سی، دو، ر، می. حالا کناریش رو توی همون ردیف نگاه کنین. گامِ مینورِ نسبیِ سُل ماژور، میشه می مینور!! به راحتیِ آب خوردن پیداش کردیم.
یه مثالِ دیگه: گامِ مینورِ نسبی مربوط به گامِ می ماژور. میشمریم: می، فا، سُل، لا، سی، دو. دقت کنین، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتِ دو علامتِ دیز گذاشته. پس گامِ مینورِ نسبیش میشه دو دیز مینور!!!
سوال: چطوری میتونیم گامِ ماژورِ مربوط به یه گامِ مینورِ نسبی رو پیدا کنیم؟
جواب: درست مثلِ روش بالا عمل میکنیم، اما این بار باید نُتِ ۳وُم رو مد نظر بگیریم. یک مثال: گامِ ماژورِ مربوط به گامِ ر دیز مینور چیه؟ میشمریم: ر، می، فا. دقت کنین، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتی فا علامتِ دیز گذاشته، پس گامِ ماژورِ مربوط به این گامِ مینور میشه فا دیز.

یک تفاوت خیلی خیلی جالبی که بینِ آهنگهای نوشته شده توی گامِ ماژور با مینور وجود داره، حس و حالی هست که توی این آهنگها هست. آهنگهای توی گام های ماژور، شادتر و زنده تر هستن، نسبت به آهنگهایی که توی گام های مینور نوشته میشن.

واسه اینکه بصورت عملی این قضیه رو حس کنین، برین پُشت پیانو بشینین و این دوتا آکورد رو بگیرین، و خوب به صداشون گوش کنین: آکورد دو ماژور، و آکورد دو مینور. اگه آکورد گیری رو مسلط نیستین، به این سایت برین، و از توی ستونی که حروف هست حرفِ C، و از توی ستون جلویش کلمه ی maj رو اول انتخاب کنین و بزنین play، صدایی که میشوین صدای آکوردِ دو ماژور هست. بعد با همون C، کلمه ی min رو از جلوش انتخاب کنین و بزنین play، این صدا میشه صدای آکورد دو مینور. همین کار رو میتونین با بقیه ی آکوردها هم انجام بدین. شکلِ آکورد رو هم روی کلاویه هایی که اونجا هست نشونتون میده.

تفاوت رو قشنگ احساس میکنین. مبحث آکوردها رو بعد از اتمامِ بحثِ گام های مینور انشالا شروع خواهیم کرد.

یه جمع بندی میکنیم: تا به امروز، با تمامِ گام های ماژور آشنا شدیم، گام های مینورِ دیز دار رو هم دیدیم. توی پست های آینده ی مربوط به گامِ مینور، گام های مینورِ طبیعی بِمُل دار رو میبینیم و یاد میگیریم که چطوری از Circle of Fifths واسه رسمِ این گام ها استفاده کنیم. بعدش میریم سراغِ گام های مینورِ ملودیک و هارمونیک.

اصول شکل گیری گام های مینور (۱)

اصول شکل گیری گام های مینور (۱)

ام های مینور سه گونه ی مختلف هستن که عبارتند از:

۱٫ گام های مینور (یا گام های مینور طبیعی یا همون Natural)

۲٫ گام های مینور هارمونیک

۳٫ گام های مینور ملودیک

توی این پست، فقط راجب مورد اول صحبت میکنیم، که پایه و اساسِ فهمِ مورد دو و سه هم هست. یعنی اگه شما گام های مینور طبیعی رو یاد نگیرین، در یادگیریِ مینورِ هارمونیک و ملودیک دچار مشکل میشین دوستان. پس به این پست و توضیحاتش خوب دقت کنین.

واسه یادگیری گام های ماژور ما از گامِ دو ماژور شروع کردیم به حرکت، از روی اون اصولی رو پیدا کردیم، و طبق اون رفتیم و گام های ماژور رو یکی یکی ساختیم. لطفا واسه مرور اون گام ها به قسمت گام های ماژور از ستون سمت راست وبلاگ مراجعه کنین.

در گام های مینور طبیعی، که کلا بهشون میگن گام ِ مینور، ما دقیقا همون اصول رو اینجا پیاده سازی میکنیم و پیش میریم. خواهید دید که تفاوت خیلی ناچیزی در روش پیدا کردن تک تک گام های مینور با ماژور وجود داره. حتی واسه پیدا کردن سرکلیدِ گام های مینور هم دوباره میریم و به حلقه ی پنجمین ها (Circle of Fifths) مراجعه میکنیم، که خیلی خیلی کارمون رو ساده میکنه. دقت کنین، واسه گام های مینور به حروفِ کوچک انگلیسی داخل حلقه نگاه میکنیم، و واسه ماژور به حروف بزرگ انگلیسی که بیرون حلقه نوشته شدن.

واسه گامِ مینور، ما از لا مینور شروع میکنیم به یادگیری، چون گامِ لا مینور گامی هست که توی سرکلیدش هیچ دیز و بِمُلی وجود نداره. به شکل زیر دقت کنین

La minor scale

مطالبی که مهم هستن، و باید توی گامِ ماژور و مینور بهشون دقت بشه اینه که: هر گام، از همون نُتی شروع میشه که اسمِ گام هست. مثلا: گامِ دو ماژور با نُتِ دو شروع میشد، گامِ لا بِمُل ماژور با نُتِ لا بِمُل شروع میشد، گامِ فا ماژور هم با نُتِ فا شروع میشد.

اینجا که گامِ ما لا مینور هست، ما از نُتِ لا شروع میکنیم به حرکت، و یک حرکتِ بالا رونده داریم. حرکتِ بالا رونده، یعنی به سمت نُت های زیر تر، یا کلید های سمت راستِ پیانو، مثل شکلی که بالا میبینین. نُتِ اول لا هست، بعدش سی، و به همین شکل رفته تا به نُتِ لای اکتاوِ بالاتر رسیده.

خوب، همونطور که میبینیم دوستان، سرکلیدِ گامِ لا مینور هیچ نمونه دیز و بِمُل نداره. پس اگه سرکلیدی نشونتون دادن که توش هیچ علامتی نبود، اون میشه گامِ لا مینور. یه لحظه صبر کنین!!! سرکلیدِ گامِ دو ماژور هم که همینجوری بود!!؟؟ بلاخره اگه سرکلیدِ یه گام علامتی توش نبود، اون گام میشه دو ماژور یا لا مینور؟! جواب این سوال رو، که واسه همه ی گام های ماژور هم همین قضیه وجود داره، توی پُست بعدی خدمت شما توضیح میدم، همچنین بهتون میگم که منظور از ماژور و مینور چی هست، و اینکه آیا اسمای دیگه ای هم در این رابطه داریم یا خیر.

الگوی شکل گیریِ گام های مینور:

اگه یادتون باشه، واسه گام های ماژور، ما این الگو رو داشتیم:

W W H W W W H

الگوی شکل گیری گام های مینور به این صورت هست:

W H W W H W W

خوب شروع میکنیم و گامِ لا مینور رو با استفاده از این الگو میسازیم.

توی این گام، تُنیک (یا همون نُتِ اولِ گام) هست لا. از لا باید یک پرده (W) بریم به جلو، که میرسیم به نُتِ سی. از نُتِ سی هم طبق الگو باید نیم پرده (H) حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ دو. از نُتِ دو یک پرده، میرسیم به ر. از ر یک پرده، میرسیم به می. از می نیم پرده، میرسیم به فا. از فا یک پرده، میرسیم به سُل. و در نهایت هم از سُل گفته شده که یک پرده، میرسیم به نُتِ لا، که در اکتاوِ بالاتر هست. یعنی همون عکس بالایی. دوباره همین پاراگراف رو بصورت دقیق بخونین و روی عکس بالا چکش کنین.

قبل از ادامه دادن، و بررسی چندتا گامِ مینور دیگه، من اینجا اولین تفاوت بینِ گامهای ماژور و مینور رو میگم خدمت شما. اگه خوب نگاه کنین به دوتا الگو، میبینین که هر دوتا از ۵ تا فاصله ی پرده (یعنی همون W)، و ۲ تا فاصله ی نیم پرده (یعنی همون H) ساخته شدن. از لحاظِ پرده و نیم پرده، فقط جابجایی بین اونا هست، که گام رو ماژور و مینور کرده. واسه گامِ ماژور، نیم پرده ها در مکانِ سوم و هفتم هستن، اما برای مینور، نیم پرده ها در مکانِ دوم و پنجم.

گامهای مینور هم، مثل گام های ماژور، سرکلیدهاشون به دو دسته تقسیم میشن: اونایی که توی سرکلیدشون فقط دیز هست، و اونایی که توی سرکلیدشون فقط بِمُل هست. دقت کنین، هیچ سرکلیدی، دیز و بِمُل رو باهم نداره. حواستون به این نکته باشه.

با توجه به این حلقه ی پنجمین ها، اگه از لا مینور به سمت راست برین، گام های مینور دیز دار تولید میشن، و اگه به سمت چپ بچرخین، گام های مینورِ بِمُل دار. اگه طبق این عکس بخوام بگم کدوم گام ها دیز دار هستن، میشن:

می مینور (e)، سی مینور (b)، فا دیز مینور (#f)، دو دیز مینور (#c)، سُل دیز مینور (#g)، ر دیز مینور (#d)، و در آخر هم لا دیز مینور (#a). یعنی گام هایی که از سمتِ راستِ حرفِ a که نشون دهنده ی گامِ لا مینور هست شروع شدن به چیده شدن.

سوال: چرا گام های مینور دیز دار فقط اینا هستن؟ چرا مثلا دو دیز مینور نداریم اینجا؟!!

جواب: وقتی که میخوان گام های دیز دار رو بسازن، از روی گامِ قبلی، میان و گامِ بعدی رو مشخص می کنن. چه ماژور باشه، چه مینور، گامِ دیز دارِ بعدی، از روی نُتِ پنجُمِ گامِ قبلی ساخته میشه. اینجا ترتیبِ گام های مینورِ دیز دار رو بررسی میکنیم ببینیم درست هستن یا نه:

اولی که گامِ لا مینور هست. به من بگین پنجمین نُت، توی این گام چیه؟ یعنی اینکه توی عکسِ بالا نگاه کنین، از خودِ نُتِ لا بشمُرین، ببینین پنجمین نُت چیه؟ میشمریم: لا، سی، دو، ر، می. پنجمین نُت شد نُتِ می. پس گامِ مینورِ دیز دارِ بعدی میشه گامِ می مینور. به همین راحتی.

واسه اثباتِ این قضیه، من گامِ می مینور رو اینجا طبقِ الگو میسازم، و بعدش میریم ببینیم گامِ مینور دیز دارِ بعدی چی میشه. واسه ساختنِ گامِ می مینور، اول نُتِ می رو باید بذاریم. بعدش طبق الگو باید یک پرده حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ فا دیز. یعنی پس دومین نُت توی گامِ می مینور هست فا دیز. از فا دیز باید نیم پرده حرکت کنیم به جلو، که میرسیم به سُل. از سُل باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به لا. از لا هم باید یک پرده حرکت کنیم، میرسیم به سی. از سی طبق الگو، باید نیم پرده حرکت کنیم، میرسیم به دو. از دو هم یک پرده میرسیم به ر. در نهایت از ر هم باید یک پرده حرکت کنیم، که میرسیم به نُتِ می در اکتاوِ بالاتر. پس، طبق این الگو، گامِ می مینور، یک نُتِ دیز دار داره، که اونم هست: فا دیز. تا اینجا گامِ می مینور بالا رونده ساخته شد. حالا اگه همین نُت ها رو برگردیم به سمت پایین، میشه پایین رونده. شکلِ زیر، گامِ می مینور بصورت بالا رونده و پایین رونده هست:

798px-E_natural_minor_scale_ascending_and_descending

سوال: نُتِ پنجم در این گام چی هست؟

جواب: میشمریم: می، فا، سُل، لا، سی. نُتِ پنجم سی هست، پس گامِ بعدی مینور دیز دار میشه سی مینور.

همونطور که میبینین دوستان، توی سرکلیدِ این گام، روی نُتِ فا علامتِ دیز میذارن. این یعنی گامِ ما می مینور هست.

توی پست بعدی، در زمینه ی گام های مینور، چندتا گامِ دیز دار و بِمُل دارِ مینور رو بررسی میکنیم، و در نهایت هم تفاوت بین گام های مینور و ماژور رو با هم خواهیم دید.

چطور میتونیم نت های روی خطوط حامل رو سریع تشخیص بدیم؟

چطور میتونیم نت های روی خطوط حامل رو سریع تشخیص بدیم؟

دوستان عزیز، یک مشکلی که خیلی از ماها در ابتدای راهِ یادگیری موسیقی داریم، یا حتی بین کسایی که موسیقی رو خیلی وقته که شروع کردن هم دیده میشه، اینه که با دیدنِ نُتِ روی خطوطِ حامل، نمیتونن سریع بگن که چه نُتی هست. باید از یه نُتِ خاص شروع کنن به شمارش تا برسن به اون نُت.

واسه شروعِ یادگیری، شمُردن خیلی هم خوب هست، چون پشتِ سر هم بودنِ نُتها رو به ما میفهمونه.

همه ی ما با خطوطِ حامل آشنایی داریم. میدونیم که واسه پیانو شاملِ دو دسته ی پنج خطی میشه، که میان و روی این خط ها یا بینشون، یا بالا یا پایین این خطوط یه سری علامت میذارن، که بهشون میگن نُت. مثل عکسِ زیر

Piano_Note_Chart

میدونیم که نُت ها از اینایی که اینجا کشیده شدن بیشترن. واسه اینکه دقیقا بفهمین چندتا نُت هست، به این پست مراجعه کنین دوستان.

خوب، سوالی که مطرح هست اینه که: چجوری این نُت ها رو به خاطر بسپریم؟! آیا راهی هست که توی حفظ کردنِ این نُت ها کمکمون کنه؟

من اینجا چند تا نکته رو میگم، که میتونه کمک کنه واسه یادگیری هرچه سریع ترِ نُت های روی خطوطِ حامل.

۱- اول اینکه نُتها از پایین به بالا شمرده میشن، و هرچی میریم به بالا، صدا زیرتر میشه، و هرچی میایم پایین صدا بم تر میشه. بالا رفتن روی خطوطِ حامل، مثل اینه که روی پیانو از سمت چپ بریم به سمتِ راست.

۲- ساده ترین نُت هایی که به خاطر سپردنشون از همه راحت تر هست،یکی نُتی هست که جلوی کلیدِ سُل، در پنج خطِ حامل بالایی، که مربوط به دست راست هست میشه، و همچنین نتی که جلوی کلیدِ فا در پنج خطِ حامل دوم، که پایینی هست و بهشون میگن “خطوط حامل مضاعف”. جلوی کلیدِ سُل، اسمِ نُتِش میشه سُل (دومین خط). و جلوی کلیدِ فا، اسمِ نُتِش میشه فا (چهارمین خط).

F-G

۳- نُتِ سومی که حفظ کردنش خیلی سادست، نُتِ دو هست. توی شکل زیر، من ۴ تا نُتِ دو رسم کردم. دوتای وسطی که یکی هستن، و باهم فرقی ندارن. یکی بالای خطوط حامل پایینی هست، یکی هم پایینِ خطوطِ حاملِ بالایی (گیج نشین دوستان، خیلی راحته، یخورده تمرکز میخواد فقط). بغیر از این دوتا، اگه دیدین زیرِ خطوطِ حاملِ پایینی دوتا خط مضاعف کشیدن و روش نُت نوشتن، میشه نُتِ دو. همچنین اگه بالای خطوط حامل بالایی، دوتا خط مضاعف کشیدن و روی خط دوم نُت گذاشتن میشه نُتِ دو.

C

۴- چهار تا نُتِ دیگه هست که خیلی راحت میتونین اینا رو تا دیدین بگین چی هستن. شکلِ زیر رو نگاه کنین، فقط کافیه از هر کدوم از نُت های خطوطِ حامل، یکی رو بدونین، تا دومیه رو سریع بگین. نُتِ روی خط اول، از خطوطِ حامل پایینی هست سُل. و نُتِ روی خط پنجم از خطوطِ پایینی هست لا! خیلی جالبه نه؟!! حفظش کنین پس. نُتِ روی خط اول از خطوطِ حامل بالایی هست می، و نُتِ روی خط پنجم، از خطوطِ حامل بالایی هست فا!! یعنی چی؟ یعنی پشت سر هم هستن از توی حروفِ الفبای موسیقی.

G-A-E-F

۵- در هر صورت، دونستنِ نُت های همنام روی خطوط، یا بینِ خطوط، میتونه کمک کنه واسه شمردن و فهمیدنِ بقیه ی نُت ها. به شکلِ زیر نگاه کنین، تمامِ این نُت ها دو هستن!! کافیه چند بار روی یه کاغذ این شکل پایینی رو تمرین کنین، تا همه ی نُت های دو رو توی ذهن خودتون واسه همیشه ثبت کنین. وقتی نیاز به فهمیدن بقیه ی نُت ها هست، میشمرین. به مرحله ای خواهید رسید که دیگه نیازی به شمردن نخواهید داشت.

C2

حالا نظرتون رو به عکس زیر جلب میکنم. تمامِ نُت هایی رو که توی آموزش بالایی یاد گرفتیم رو گذاشتم کنار هم. اگه اینا رو یاد بگیرین، راحت میتونین بقیه ی نُت ها رو هم سریع بگین که چی هست!

ALL1

راه های دیگه ای هم هست واسه به خاطر سپردنِ نُت ها.

اولین راه، بخاطر سپردنِ این دوتا ترتیب هست: GBDF و ACE، که توی شکلی که در لینکِ زیر اومده به خوبی منظور رو میرسونه. حتما لینک رو ببینین و عکسش رو ذخیره کنین دوستان.

لینک تصویر روش GBDF و ACE

راه بعدی پیشنهادی: جمله سازی با حروفِ اولِ نُت ها. چیزی مثلِ شکلِ زیر، که در کنار هم قرار دادنِ حروفِ نُت های بینِ خطوطِ حاملِ کلیدِ سُل، کلمه ی FACE، یعنی “صورت”، رو می سازه:

FACE

واسه کامل شدنِ بحث، جملاتِ انگلیسی ای رو هم که واسه بخاطر سپردنِ نُت های روی خطوطِ حامل معمولا حفظ میکنن رو مینویسم واستون:

توی عکس بالا دیدین که واسه نُت های بینِ خطوطِ حامل کلیدِ سُل شد کلمه ی FACE

واسه روی خطوطِ حاملِ کلیدِ سُل جمله ای مثل: Every Good Boy Deserves Fudge، حروفِ اولِ پر رنگ رو که بذارین کنار هم میشن نُت های E G B D F

واسه بینِ خطوطِ حاملِ کلیدِ فا: All Cows Eat Grass. که میشه نُت های A C E G

واسه رویِ خطوطِ حاملِ کلیدِ فا: Good Boys Do Fine Always که میشه نُت های

G B D F A

البته روش سومی که نوشته شده، یک روش دو مرحله ای هست که نیاز به بررسی کلمات داره، که توصیه نمیشه. اما اگه واسه شما عمل میکنه، ازش استفاده کنین

به هر روشی که عمل کنین، مهم فهمیدنِ این خطوطِ حامل هست. راه رسمیش هم اینه که هر قطعه ای که اجرا میکنین، نامِ نُتی رو هم که اجرا میکنین رو بگین. انقدر این کار رو تکرار کنین، که تمامِ نُت ها ملکه ی ذهنتون بشن .

کلیدهای سیاه پیانو

کلیدهای سیاه پیانو

در این قسمت قصد دارم راجب کلیدهای سیاه پیانو صحبت کنم، و ببینیم بین اینها با کلیدهای سفید چه تفاوتی وجود داره.

قبل از هر چیز، اگر پست ” شناخت کلید های پیانو، و نت های مربوط به آن ها “رو مطالعه نکردن، اول پیشنهاد میکنم حتما اون رو بخونین، بعد ادامه ی این پست رو ببینین.

برای فهم کلیدهای پیانو، ابتدا باید معنی “پرده” رو فهمید، و قبل از اون معنی اکتاو رو. به تعریف زیر از “اکتاو”، که از سایت ویکی پدیا گرفتم دقت کنین دوستان:

” اُکتاو (به انگلیسی ( Octave :گاه به اختصار به صورت ۸ve و P8 نیز نوشته می‌شود در زبان لاتین یعنی عدد هشت. اکتاو در موسیقی نشان دهنده ی هفت نُتِ پایه‌ای Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si موسیقی و نت هشتم که تکرار نت Do اول با فاصله نت هفت است، می‌باشد. هر ساز دارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشت نت که برابر با یک اکتاو می‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.

در واقع بازه­ی اصوات موسیقی به زیربازه­هایی به نام اکتاو بخش می­شود. یک اکتاو بازه فرکانسی را شامل می­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هر نت ۲ برابر فرکانس نت هم­نام خود در اکتاو قبلی است (برای نمونه لا در اکتاو ۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لای اکتاو ۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گ‌یرند، تشکیل تصاعد هندسی می­دهند. ”

بصورت خلاصه میشه گفت: یک اکتاو، یعنی هفتا نُت الفبای موسیقی، به اضافه ی هرچی کلید سیاه بینشون هست، روی پیانو. یعنی همون عکس زیر، که قبلا هم دیدین:

qgsjxgv6qjdalmsjk7pt

خوب، حالا تعریف پرده:

” در سیستم کلاسیک، یک اکتاو به دوازده فاصله برابر تقسیم می‌شود که به هر یک از این فواصل یک نیم‌پرده گفته می‌شود، و جمع هر دو نیم‌پرده را یک پرده می‌گویند. ”

بازهم به صورت ساده تر میشه گفت: بجای استفاده از کلمه ی “فاصله” بین کلیدهای پیانو، میگن “پرده”. این واژه در آلات موسیقی دیگه هم استفاده میشه. ولی نکته ای که مهم هست اینه که در پیانو، بین هر کلید با کلید کناری، نیم پرده فاصله هست، نه یک پرده. به عکس زیر دقت کنین دوستان:

9d9lnj1mdljr1o9ghd

طبق این عکس، ما میفهمیم که بین کلید دو، با کلید سیاه بعدیش نیم پرده فاصله هست، از اون کلید سیاه تا کلید سفید بعدی که میشه ر، اونم نیم پردست، به همین تریتیب بین کلید ر تا کلید سیاه بعدیش نیم پرده فاصله هست، و … . طبق این روند قطعا بین کلید می با کلید فا میشه نیم پرده فاصله، بین کلید فا و کلید سیاه بعدیش نیم پرده، بین کلید سل با کلید لا میشه یک پرده (که حاصل جمع نیم پرده + نیم پرده هست). در آخر هم بین کلید سی و کلید دو در اکتاو بعدی هم نیم پرده فاصله هست.

حالا واسه اینکه هی نگن “کلید بعدی بعد از مثلا کلید دو”، میان و اسم گذاری میکنن کلیدهای سیاه رو. البته با توجه به جهت حرکت شما از کلید سفید کناری به کلید سیاه مورد نظر! مثلا: اگه از سمت کلیدهای بم، از روی یه کلید سفید برید روی یه کلید سیاه، اسمش رو با نام همون کلید سفید میخونین، اما جلوش میگین “دیِز”. مثلا: اگه از روی کلید دو برم به سمت کلید سیاه طرف راستش، اون کلید سیاه میشه دو دیز. حالا در نظر بگیرین روی کلید لا هستیم، اگه بریم به سمت راست، کلید سیاه بعد از کلید لا اسمش میشه لا دیز، و اگه بریم به سمت چپ، اسمش میشه لا بِمُل. سادست. به عکس زیر دقت کنین دوستان عزیز:

piano2-labeled

علامت دیز شارپ ( # ) هست، و علامت بمل هم یه حرف b انگلیسی کوچیک جلو هر حرف نشون دهنده ی نُت. درست مثل عکس بالا.

حالا وقتی خوب دقت کنیم میبینیم که دو دیز، همون ر بمُل هست. یعنی اسم این کلید متناسب با جهت حرکت ما از سمت راست به چپ، یا چپ به راست مشخص میشه، که کاربردش در مسئله ی گام ها هست که در مرحله ی بعدی خدمت دوستای گُلَم توضیحاتش رو مفصل خواهم آورد.

هنگام یا اُکتاو

هنگام یا اُکتاو

هنگام یا اُکتاو (به انگلیسی: Octave) گاه به اختصار به صورت ۸ve و P۸ نیز نوشته می‌شود در زبان لاتین یعنی عدد هشت. اکتاو در موسیقی نشان دهنده ۷ نُت پایه‌ای موسیقی: Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si و نت هشتم که تکرار نت Do اول با فاصله ۷ نت است می‌باشد. هر ساز دارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشت نت که برابر با یک اکتاو می‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.

در واقع بازه­ اصوات موسیقی به زیربازه‌هایی به نام هنگام بخش می­شود. یک هنگام بازه فرکانسی را شامل می­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هر نت ۲ برابر فرکانس نت هم­نام خود در اکتاو قبلی است (برای نمونه لا در اکتاو ۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لای اکتاو ۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گیرند، تشکیل تصاعد هندسی می­دهند.


خرید کریو خريد كريو خرید vpn خرید سی سی کم خرید vpn خرید vpn خرید vpn
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است