خانه » اخبار موسیقی » نوازنده‌ی گروه شمس در سالن کارنگی هال به اجرای برنامه پرداخت
نوازنده‌ی گروه شمس در سالن کارنگی هال به اجرای برنامه پرداخت

نوازنده‌ی گروه شمس در سالن کارنگی هال به اجرای برنامه پرداخت

نوازنده‌ی گروه شمس در سالن کارنگی هال به اجرای برنامه پرداخت

کنسرت «آوازهای شب» با رهبری «استفانی آستین» و خوانندگی «کونترا کوستا» و «ندا خاکی» که سابقه‌ی نوازندگی و خوانندگی در گروه موسیقی شمس به سرپرستی «کیخسرو پورناظری» را در کارنامه‌ی خود دارد، دوازدهم فروردین ماه در سالن کارنگی هال برگزار شد. در این برنامه قطعاتی از اریکس اسنوالدز و اولا ژیلو به اجرا درآمد.

«اولا ژیلو» آهنگِ «آوازهای شب» را بر اساس یک تجربه‌ی شخصی نگاشته است. او نزدیک به اوسلو،‌ شاهد زیبایی «سهمگینی» بود که در نورهای شمالی، در شفق و یا یک دریاچه‌ی زمستانی تجلی یافته است. با تصور اینکه این پدیده برای افراد دوران باستان مسحورکننده و هراسناک بوده باشد،‌ ژیلو قطعه‌ی «نورهای شمالی» را برای ترسیم این تجربه‌ی نروژی خلق کرده است.این قطعه به اعماق عواطف انسانی سفر می‌کند و به تجربه‌ی زیبایی و سِر و رازی می‌نشیند که هنگام سپیده شب پدیدار می‌شوند. در این لحظات نور و روشنایی به‌نوعی سحرآمیزتر،‌ حزن و فراق سخت‌تر و شدیدتر، تخیل پویاتر و شور و طرب دل‌انگیزتر می‌شود. این سفر در نروژ آغاز می‌شود، در حالی که در یک شب کریسمس از پنجره‌ی اطاق کوچک زیر شیروانی به بیرون چشم دوخته ایم.

اریکس اسنوالدز، در قطعه‌ی «لالایی مادر سرباز»، دو متن قدرتمند جنگ جهانی اول را با هم درمی‌آمیزد. شاعر انگلیسی،‌ ویلفرد اون، شعر «سرود جوانی مفلوک» را پس از جنگ جهانی اول سرود. او که در پی کسب افتخار خانوادگی ومباهات میدان جنگ بود، به جای آن چیزی جز وحشت و اندوه سینه‌سوز نیافت. اسنوالدز این شعر اُون را که تجربه‌ی یک سرباز جنگ را به تصویر می‌کشید به‌کار گرفت و پس از آن به یک گذار آسمانی می‌رسد که در آن دو سولیست،‌ سرباز و مادرش به صورت کَنُن شعر فراموش‌نشدنی «لالایی مادر سرباز» اثر شاعر امریکایی جک والن را می‌خواند.

زیبایی و آرامش شب در قطعه‌ی سه‌بخشی ردفورد با نام «قطعات شب» تبلور می‌یابد. متن ویلیلام وردزدورس شعف بی‌انتهای شب را توصیف میکند. همانند دریایی تاریک که در پس آرامش سطح آن ژرفایی پرتلاطم نهفته است. مناظر شب بازتاب تابناکی ماه را با نغمه‌های بلند است در حالی که در ژرفا،‌ آب توطئه‌چینی می‌کند و بر صخره‌ها می‌کوبد تا به صورت موجٔ‌های کف‌آلود فروکش کند به گاه گرگ‌ومیش فلق،‌ این سفر سرانجام با شور بیش از پیش در آهنگ نورمن دلو جوی،با نام «آهنگ سرمستی»، با شعر والت ویتمن،‌ پایان می‌یابد. آدم می‌تواند پژواک تجربه‌ی آهنگساز از موسیقی جاز را در کنار مهارتی بشنود که نشان می‌دهد او شاگرد هیندمیث است.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است