خانه » آموزش موسیقی » آشنایی با موسیقی » موسیقی و قدمتی بیش از تمدن بشری
موسیقی و قدمتی بیش از تمدن بشری

موسیقی و قدمتی بیش از تمدن بشری

نخستین نشانه های مشخص ظهور موسیقی در حدود بین النهرین و نزد اقوام سومری، بابلی و آشوری یافت شده است و قدمت آن به بیش از سه هزار سال پیش از میلاد مسیح (ع) می رسد. چین و مصر نیز در همان زمان از موسیقی بهره می برده اند. در هند در حدود دو هزار سال پیش از میلاد نیز استفاده از آواز و نواختن ساز در مراسم های آئینی رایج بود. در سرزمین فلسطین نیز نشانه هایی از موسیقی از حدود ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد در دست است.
در مغرب زمین، یونان در استفاده از موسیقی پیشگام بود. یونانیان نخستین افرادی بودند که موسیقی را از نظر علمی مورد مطالعه قرار دادند. آنها معمولاً در «پارتنون» یا دیگر معابد خدایانشان گرد هم جمع می شدند و ضمن شعرخوانی، سازهای موسیقایی خود را نیز می نواختند. ایشان خدای موسیقی و هنرهای زیبا را «آپولون» می نامیدند و به هر یک از الهه های هنرهای زیبا «موز» می گفتند. کلمه موسیقی از این اسم وام گرفته شده است. آنها نت ها را نامگذاری کردند و هر یک از اصوات را به نام یکی از حروف الفبا می خواندند. در بین یونانیان سیتار و چنگ بسیار رواج داشت و حماسه سرایان بیشتر اشعار خود را با همراهی این سازها اجرا می نمودند. نمونه سازهای موسیقی یونانیان را می توان در تصاویر منقوش بر روی ظروفی که از این تمدن به جای مانده مشاهده کرد.
زمان زمامداری تیبریوس در رم، مصادف با آغاز موسیقی کلیسایی است. اولین فرم موسیقایی در آن زمان «پسالم» نام داشت که از موسیقی معابد یهودی الهام گرفته شده بود. این موسیقی منحصر به موسیقی آوازی تلاوت آیات انجیل بود و ساز در آن راه نداشت. در طی چهار قرن اول میلادی دین مسیح به تدریج در اغلب کشورهای اروپا رواج یافت و کلیساهای کاتولیک برای جلب بیشتر مردم به این اماکن، کلیسا را مرکز هنرهای مختلف از جمله، نقاشی، پیکرتراشی و نیز موسیقی قرار دادند. در این زمان موسیقی آوازی در مراسم مذهبی کلیساها اجرا گردید و متن های مذهبی همراه با آواز اجرا شدند. در اواخر سده ششم میلادی پاپ گریگور ششم، کتابی را بر مبنای آوازهای مذهبی کلیسا تدوین کرد که به نام سرود گرگورین شهرت یافت و در حقیقت منبع موسیقی کلیسایی است. سرودهای گرگورین به زبان لاتین خوانده می شد و به صورت تک صدای (هموفونی) اجرا می گشت.
با آغاز دوران رنسانس، موسیقیدانان از حدود سنن موسیقی مذهبی خارج شدند و به سمت موسیقی های چندصدایی (پولیفونیک) غیرمذهبی گرایش یافتند. ایتالیا بیش از دیگر سرزمین ها تحت تاثیر نوزایی هنر موسیقی قرار گرفت. در نظر موسیقیدانان ایتالیایی گوش نواز بودن قطعه موسیقی بیش از اجرای دقیق فنی آن اهمیت داشت.در آغاز قرن هفدهم و با پیدایش سبک باروک، موسیقی نیز از این نهضت بهره خود را برد. سبک باروک در حقیقت انقلابی بود که بر ضد موسیقی چند صدایی به وجود آمد در این دوره اپرا اجرا شد و بدین ترتیب باب نوینی در علم موسیقی بازگردید. اپرا به سه شیوه اجرا می شد: نخست، «سریا» که موضوع آن اغلب موضوعات تاریخی بود و غالباً از افسانه های یونان و رم اقتباس می گشت. در «سریا» کلیه قسمت ها به آواز خوانده می شد.
«کمیک» گونه ای دیگر بود که با نمایش همراه بود. موضوع این اپراها غالباً تراژیک بود و خوانندگان اجازه داشتند که مابین آوازهایشان صحبت کنند. نوع نازل تر اپرا نسبت به دو گونه دیگر، «بوفا» بود که در آن هیچ صحنه ای بدون موسیقی و آواز نبود. موضوع این اپرا فکاهی و داستان های مسخره آمیز بود. باروک در موسیقی با مرگ باخ در سال ۱۷۵۰ خاتمه یافت. باخ را رابط هنر باروک و کلاسیک در موسیقی می دانند. در قرون وسطی در اروپای لاتین به اشخاص برجسته اجتماع «کلاس» می گفتند و به همین جهت موسیقی و سایر هنرهایی که مخصوص طبقه اشراف بود کلاسیک نامیده می شد. بعدها در برابر این واژه از اصطلاح «رمان» برای هنر عامیانه و غیرکلاسیک استفاده شد.
در هنر کلاسیک آثار مطابق با قواعد و سبک های هنرمندان یونان و رم ساخته می شد. اثری قابل این اصطلاح می شد که به حد کمال می رسید و از قواعد و مقررات منضبطی پیروی کرده و خالی از حشو و زوائد و پیچیدگی باشد. مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک مربوط به کلاسیک های وین است. بسیاری از آهنگسازان مقیم وین نظیر هایدن، موتزارت و بتهوون موفق شدند تا قواعد خاصی را برای موسیقی وضع کنند که اساس موسیقی نسل های آینده باشد. بتهوون رابط موسیقی دوره کلاسیک و رمانتیک است. سبک رمانتیسم در موسیقی زمانی به منصه ظهور رسید که برخی از هنرمندان به تدریج از اصول و قوانین موسیقی کلاسیک سرپیچی کردند و برای بیان احساسات خود به قوه تخیل خود اتکا نمودند. از مهمترین خصوصیات موسیقی رمانتیک آزادی فرم است.
بسیاری از موسیقیدانان این مکتب از قبیل شومان، مندلسون و برلیوز با ادبیات آشنایی داشتند و به موسیقی توصیفی علاقه نشان می دادند.محبوبیت سبک رومانتیک در اواخر سده نوزدهم با افول روبه رو شد. با پیدایش جنبش امپرسیونیسم در هنر، موسیقیدانان نیز تحت تاثیر این نگرش تازه در برابر آثار رمانتیک ایستادند. طرفداران این مکتب معتقد بودند که آهنگسازان رمانتیک با توصیفات داستانی خود موسیقی را از وظیفه اصلی خود منحرف کرده اند و آن را با افسانه های کودکانه آمیخته اند. در مکتب موسیقی امپرسیونیستی، اصوات طبیعی همچون جریان آب، دریا و ریزش باران منبع الهام هنرمندان قرار گرفتند. در آغاز قرن بیستم موسیقی معلول عواملی همچون تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فلسفی قرار گرفت و دستخوش تغییرات بسیاری در زمینه ساخت و اجرای قطعات گردید. بسیاری از مکاتب آوانگارد در این سده مجال ظهور یافتند که شاید بتوان از موسیقی کانکریت و موسیقی الکترونیک به عنوان مشهورترین آنان نام برد.
در موسیقی کانکریت صداهای طبیعت یا سازهای معمولی به وسیله دستگاه ضبط می شد و سپس مورد تغییر و دستکاری قرار می گرفت. در موسیقی الکترونیکی نیز دستگاه هایی ساخته شد که خود مولد صدا بودند. ساخت افکت های موسیقایی به وسیله همین دستگاه های مولد صدا امکان پذیر است.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است