خانه » موسیقی درمانی » موسیقی درمانی چیست؟
موسیقی درمانی چیست؟

موسیقی درمانی چیست؟

اصوات موسيقي به علت برخورداري از بار هيجاني و عاطفي تاثيرات عميقي بر روحيات شخصيت و پرورش عواطف انساني مي گذارند و در تعدادي از شاخه هاي طب جايگزين مانند طب سوزني هومئوپاتي و آيورودا نقش عمده اي در درمان دارند. امروزه به علت نگرش علمي و روش مند به موسيقي در درمان امراض موسيقي درماني به عنوان رشته اي مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حكم روشي مكمل براي درمانهاي رايج پزشكي تعريف شده است كه منظور از آن استفاده تجويز شده از تحريكات موسيقايي يا فعاليتهاي آن براي كاهش ناتواني و بيماري و تغيير حالات ناسازگار از طريق توانبخشي توقف و درمان علائم بيماري است كه زير نظر پرسنل آموزش ديده صورت مي گيرد.

در اين رشته موسيقي به عنوان ابزار و موسيقي درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخي از بيماري ها شرايطي را (با توجه به شدت آن بيماري) ايجاد مي كنند كه مي تواند بيمار را در يك روند مثبت صعودي درجهت كاهش استرس ها و ارتقا سلامت قرار دهد و اين شرايط ممكن است متناسب با جنس و سن بيمار و شدت بيماري در امراض مختلف متفاوت باشد. در مورد كاركرد موسيقي در پزشكي پژوهش هاي گوناگون و معتبري صورت گرفته است كه تعدادي از آن ها بر روي علائمي چون ضربان قلب، فشارخون، دردهاي گوناگون، تنفس، واكنش هاي پوستي، هورمونهاي آدرنالين، پرولاكتين، كورتيزول، امواج مغزي، كتكولامين ها، استروئيدها، الكتروميوگراف، عوارض جانبي داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستري بودن و بسياري موارد ديگر متمركز بوده است.به طور كلي اهداف درماني اين پژوهش هاي موسيقايي را مي توان در هشت محور عمده خلاصه كرد.

۱٫ پيشگيري، آموزش و يادگيري

۲٫ كاهش دردهاي گوناگون پزشكي و دندان پزشكي

۳٫ كاهش تنش ها و نگراني هاي ناشي از جراحي آسيبها و بيماريها

۴٫ توان بخشي بعد از جراحي آسيب ها و تصادفات

۵٫ كاهش خستگي حاصل از تنوس هاي عضلاني (گرفتگي هاي عضلاني ) و كاركرد ماهيچه

۶. كاهش عوارض جانبي دارو ها

۷٫ كاهش مدت استفاده از دارو ها

۸٫ كاهش طول مدت درمان و بستري بودن

علاوه بر تاثيرات درماني يادشده موسيقي مي تواند براي ارتقا برخي از فاكتورهاي رفتاري در افراد سالم موثر واقع شود. مثلاٌ در صنعت از دوش موسيقي براي افزايش بازده توليد و آرامش رواني كاركنان استفاده مي شود. تاثيرات انواع موسيقي بر فرايندهاي حافظه يادگيري، دقت، ادراكات حسي، سيستم عصاب حركتي و … نمونه هايي از اين مقوله اند. پژوهش هاي انجام شده درباره حس آميزي رابطه متقابل تاثيرات رواني برخي از نت ها و گامهاي موسيقي را با رنگهاي مختلف آشكار مي سازد. مثلاٌ روان پزشكان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مايل به آبي را به گام لاماژور نسبت داده اند. موسيقي در زمينه شناخت و كمك به رفع مشكلات رفتاري نيز كاربرد فراواني دارد و اين تغييرات رفتاري خاصه در سنين رشد و كودكي حائز اهميت است. علت اين تاثير گذاري اين است كه هنر به طور كلي و در اين جا موسيقي با توجه به بار عاطفي آن به عنوان نوعي وسيله تخليه رواني به كار برده مي شود و كودكاني كه دچار تنش و فشار رواني هستند با برون فكني فشارها و هيجانات از طريق موسيقي، به حد مطلوب هيجان و آرامش دست مي يابند. به استثناي مواردي كه مشكل كودك ريشه جسمي يا ارگانيك (اندامي) دارد تاثير موسيقي در رفتار كودك در مقايسه با ساير شيوه هاي ديگر از جمله دارو درماني موفق تر بوده و بيش از هر روش ديگري در تعديل رفتارهاي كودك موثر است اگر چه در مورد نقصهاي ارگانيك نيز نقش موسيقي را نبايد از نظر دور داشت. مهم ترين ويژگي ازتباطي موسيقي جنبه غير كلامي آن است كه مي تواند در درمان اهميت اساسي داشته باشد. موسيقي واسطه با ارزشي براي ايجاد ارتباط مجدد با واقعيت در مورد افرادي است كه از واقعيت و اجتماع بريده اند(بيماران اسكيزوفرني). موسيقي، نوعي محرك احساسي قوي و تجربه اي چند حسي است : تحريك شنوايي از طريق اصواتي كه شنيده مي شوند تحريك لمسي از طريق ارتعاشاتي كه قابل احساس هستند و نيز تحريك بينايي توسط اجراي زنده آن. مثلاٌ كسب موفقيت در فعاليتهاي موسيقايي مي تواند احساس ارزش فردي را تقويت كند.

به علاوه موسيقي به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقويت كننده ها و زمينه اي براي يادگيري و انعكاس مهارتها نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

:: مهارت هاي لازم

بررسي علمي هر پديده در جهان منوط به شناخت اجزا عناصر تشكيل دهنده و نسبتهاي لازم و متعادل در ميان آنها و نيز بررسي طرز قرار گرفتن هر يك از اجزا و نسبت روابط و وظايف آنها با يكديگر است . در مبحث موسيقي درماني كه دو جنبه موسيقايي و پزشكي درآن مطرح است داشتن اطلاعاتي جامع براي درك و دريافت موسيقي روان شناسي موسيقي، تئوري موسيقي، تاريخ موسيقي و همچنين شناخت دقيق جوانب مختلف جسمي و رواني انسان از ديدگاه علوم فيزيولوژي (كاركرد صحيح اجزاي بدن) و پاتولوژي (آسيب شناسي) براي «موسيقي- درمانگر » الزامي است. علاقه و اشتياق يه كار و پذيرش مسئوليت حرفه اي از تعهد نسبت به اين رشته حقوق درمان جويان و داشتن روحيه تحقيق از ويژگي هاي مهم يك «موسيقي درمانگر» است. بنابراين او بايد مهارت هاي تكنيكي و تفسيري پيشرفته را حد افل در يك وسيله اجراي موسيقي بداند و در توسعه و گسترش روابط بين افراد از طريق فعاليتهاي موسيقايي مهارت كامل داشته باشد. از طرفي چون ريشه و پايه تمام بحثهاي روان شناسي به نوعي به مغز و اعصاب مربوط مي شود و با توجه به اين كه فرايند درك موسيقي در مغز انسان صورت مي گيرد ضرورت بحث عصب شناختي پيرامون موسيقي آشكارتر مي شود . موسيقي مي تواند از طريق ايجاد تحريكاتي در قسمتهاي مختلف سيستم عصبي به طور وسيعي بر بسياري از اعضا و اندام هاي انسان از نظر ادراكات حسي و كاركردهاي عملي موثر واقع شود و باعث پويش جسم و روان انسان در حالت سلامتي و بيماري گردد.

:: تكنيك ها و روشهاي موسيقي درماني

شنيدن موسيقي به طور غير فعال / در اين روش بيش تر بيماران موسيقي دلخواه و انتخابي خود را مي شنوند و در مواردي مي توانند از هدفون استفاده كنند و اجازه دارند صداي ضبط را كنترل و نوار را دستكاري كنند. كاهش درد اضطراب و استرس ناشي از بيماري و استفاده كمتر از داروهاي بي حسي و يا كاهش عواض جانبي داروها و در نهايت كوتاه كردن مدت استفاده از دارو و بستري شدن از هدفهاي عمده درماني در اين روش است. انتخاب موسيقي مورد علاقه بيمار بر اساس تجربيات، روحيات، منش و خلق و خوي وي معمولاٌ با برانگيخته شدن خاطراتي همراه خواهد بود كه قبلاٌ تجربه شده و تهييج اين خاطرات خود موجب تحريكاتي هيجاني در سطح سيستمهاي خود آگاه و ناخود آگاه عصبي و مغزي مي شود و پي آمدهاي مختلفي را بر جاي خواهد گذاشت كه بايد توسط متخصص اين رشته- يعني «موسيقي درمانگر»- تا رسيدن به هدف نهايي پيگيري و كنترل شود و تداوم داشته باشد.

۲٫ همكاري فعال در فعاليتهاي موسيقايي : در اين روش بيماران براي هماهنگي هاي عضلاني و تنفسي به انجام تمرينات مناسب ريتميك مي پردازند و از موسيقي براي حركات بدني، خواندن و نواختن استفاده مي كنند. مثلاٌ سازهاي بادي براي افزايش گنجايش ششها مورد استفاده قرار مي گيرند. در اين روش از ريتم و سبك موسيقي مناسب با نيازهاي بيماران استفاده مي شود. به عنوان مثال موسيقي محرك مانند ديسكو براي حركات قوي و موسيقي آرام مانند والس براي انجام حركات روان و سيال به كار مي روند و در موارد ديگر به تمرين تمركز بر روي عناصر و اجزاي موسيقي از طريق شنيدن توصيه شده است. هدفهاي عمده درماني كه از اين روش حاصل شده عبارتند از : كاهش درد همراه با حركات ريتميك، افزايش توانايي هاي حركتي، افزايش قدرت و مدت حركت در نارسايي هاي عضلاني، افزايش گنجايش تنفسي و نمونه هاي متعدد ديگر.

۳٫ موسيقي و مشاوره : در اين روش از موسيقي براي بحث و گفت و گو و ياد آوري خاطرات بيماران به منظور افزايش مكالمه مثبت و ارتباط نزديك با يكديگر استفاده شده است. ترغيب بيشتر بيماران به شروع گفت و گو و بحثهاي موسيقايي و سخن گفتن پيرامون هر چيزي- جز بيماري- بر تحمل و سازگاري بيماران با شرايط بيمارستاني مي افزايد. هدف عمده اين روش كاهش استرسها، نگراني ها، ترسهاي ناشي از بيماري و جراحي و افزايش ارتباطات بين فردي و ايجاد آرامش و اميدواري در بيماران است.

۴٫ موسيقي و رشد : در اين روش عمدتاٌ از موسيقي به عنوان محركي تقويت كننده استفاده مي شود و با آن افراد مختلف مخصوصاٌ كودكان را به انجام تمرينات موزيكال ترغيب مي كنند كه تقويت رفتارهاي خاص خودياري و يادگيري مي انجامد. هدف عمده اين روش افزايش يادگيري و توان بخشي بيماران و جلوگيري از واپس روهاي رشدي است.

۵٫ موسيقي و محرك : در اين روش موسيقي براي تقويت حواس بينايي، لامسه و شنوايي به كار مي رود و غالباٌ با فعاليتهاي خوشايندي همراه مي شود و تحريكهاي شنوايي و لامسه را فراهم مي كند. در مواردي نيز در اين روش از نمايش براي هدايت تصوير و تخيل بيماران استفاده شده است. اين روش ضمن داشتن كارايي در درمان بيماراني كه دچار نقيصه هاي حسي و حركتي هستند تاثير بارزي در كاهش افسردگي و اضطراب معلولين دارد.

۶٫ موسيقي و بازخورد زيستي :در اين روش از موسيقي براي تقويت پاسخهاي فيزيولوژيك استفاده مي كنند و موسيقي را بازخوردهاي زيستي بيماران همراه مي نمايند و پاسخهاي مطلوب را در آنان افزايش مي دهند و به اين ترتيب از ناراحتي هاي فيزيولوژيك مي كاهند. براي مثال موسيقي را همراه با تنفس ريتميك عميق و يا حركات سيبك سازه در كاهش فشار خون، تنش هاي عضلاني، تشنجهاي صرعي و دردهاي ميگرني به كار گرفته اند.

۷٫ موسيقي و فعاليتهاي گروهي :در اين روش بيماران در فعاليتهاي گروهي موسيقايي مانند شنيدن، خواندن و نواختن شركت مي كنند و ارتباط مثبت بين افراد و احساس بهبودي افزايش مي يابد و متقابلاٌ احساس ناشي از ديدها و بيماري هاي مانند افسردگي و اضطراب كاهش پيدا مي كند. شركت در كنسرتهاي موسيقي درخواست آهنگاهاي مورد علاقه اجراي موسيقي في البداهه به طور گروهي و همچنين بحث هاي گروهي درباره موسيقي و تاثير مثبت اين فعاليتها از جمله مواردي است كه گزارش شده است .

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است