موسـیقی عصرنو

موسـیقی عصرنو

احمد ندیمی از موسیقیدانان ارزنده ایرانی است که بیشتر در مکاتب موسیقی غربی، بخصوص موسیقی عصر نو، و تفحص در ابعاد فلسفی و معنوی آن فعالیت داشته است. ندیمی فارغالتحصیل هنرستان عالی موسیقی تهران و کنسرواتوارورسای پاریس است.
در نواختن ترومپت مهارت فراوان دارد. ندیمی که بیشتر علاقه مند به ابعاد فلسفی و معنوی موسیقی است، برای تکمیل تحقیقات و تجربیات خود به کشورهای مختلفی از جمله هند، نپال و بعضی از کشورهای افریقایی مسافرت کرده است. بیشتر کارهای ندیمی از طبیعت الهام میگیرند و او میکوشد که در آثار خود رابطه بین انسان، طبیعت و خالق آنها را به زبان موسیقی بیان کند.
“New Age Music” که شاید بتوان به فارسی آن را «موسیقی عصر نو» یا «موسیقی نو» نامید. چگونه موسیقیای است؟ و چرا به آن عنوان «نو» دادهاند؟
بدیهی است که همانند هر پدیدة دیگرِ نو، یافتن تعریفی دقیق و مورد قبول همگان برای این نوع موسیقی کار آسانی نیست. معهذا، برخی از آهنگسازان و موسیقیدانان در این زمینه کوششهایی را آغاز کردهاند. به نظر لوسیاهوانگ، آهنگساز چینی، موسیقی نو همانند نغمههای بهاریاست که شکوفههای آن با فرهنگ و سنن و آداب و رسوم شنوندگان خویش به وحدت رسیده باشد.
ادی گابسون معتقد است که موسیقی نو آرامش جسم و جان را با هم به ارمغان دارد. نویسنده آلمانی دیگری مینویسد موسیقی نو همانند زمزمه کلمات به هم بافتهای است در مغز، که میتواند شادیآور و یا متألمکننده باشد. وی معتقد است که این تأثیر دوگانه بستگی به آن دارد که چه کسی و با چه فلسفهای این نغمات را سروده باشد.
موسیقی نو از دامنه وسیع و متنوعی برخوردار است، میتواند شامل ترکیبات گوناگونی از موسیقی کلاسیک، جاز، راک، و یا موسیقی اصیل و محلی فرهنگهای مختلف باشد.
استفاده از نواهای مختلف طبیعت در موسیقی نو امری عادی است و طبعاً هیچ محدودیتی برای استفاده از سازهای مختلف در آن وجود ندارد استفاده از سازهای مختلف آکوستیک، الکترونیک و سینتی سایزرهای کامپیوتریزه برای ایجاد اصوات متنوع، کمک شایانی به پیشرفت این موسیقی کرده است.
طرفداران «موسیقی نو» که غالباً از طرز تفکر فلسفی برخوردارند معتقدند درزمانی که رشد ناموزون صنعتی و مدرنیزاسیون و گسترش ابعاد نظامهای متمرکز سرمایهداری زندگی انسان را هرچه بیشتر به سمت ابعاد ماشینی و مادی هدایت میکند و او را از طبیعت و معنویات و اصالت زندگی دور میکند، موسیقی نو میتواند راهی برای رهایی، آزادی، آرامش و پرورش روح معنویت باشد. اینان معتقدند که اکثر گروههای موسیقی پاپ، راک، هارد راک و امثالهم با ایجاد صداهای ناهنجار و ترکیبات نامطلوب هارمونیک، که در واقع انعکاس زندگی ماشینی این عصر است، درواقع به تشدید حالات ناشی از فلسفه مادی و ظاهرگرانه زندگی دامن زده و بر روح لطیف انسانی زخمههای ناموزون وارد میکنند.
دیوید تیم، در کتاب خود به نام «راز قدرت موسیقی» مینویسد یکی از بنیادیترین تفاوتهای راک و هارد راک با موسیقی نو فلسفه روحی و معنویتی است که ریشههای موسیقی نو را در خود میپروراند.
البته ناگفته نماند که استفاده نادرست و غیرفلسفی و غیرمعنوی از این نوع موسیقی بین عدهای از نوازندگان و آهنگسازان رواج دارد. بدیهی است که در موسیقی آنها فقط جنبههای تکنیکی و مادی این نوع موسیقی مورد توجه قرار گرفته است.
از سال ۱۹۶۳ به بعد موج نوینی از نوازندگان و آهنگسازان اروپایی و امریکایی به فرهنگ و هنر مشرق زمین روی آوردند و در اکثر کارهای آنها تأثیر موسیقی شرقی دیده میشود. این واکنش به خاطر تجسس بیشتر در فضای معنوی و درونی و فلسفی موسیقی بود که در غرب کمیابتر است.
گروه بیتلها نمونه بارزی از جستجوگران فضای فلسفی شرق میباشند. همچنین، نوازندگان دیگری مثل یان گاربارک و جان مک لافلین تحت تأثیر موسیقی هند صفحات متعددی را با نوازندههای هندی ضبط کردهاند.
تونی اسکات نوازنده قره نی از اولین نوازندگانی است که در سال ۱۹۶۴ با دو نوازنده سازهای اصیل ژاپنی صفحهای به نام Zen Meditation را ضبط کرد. بعضی این صفحه را اولین صفحه موسیقی نو میدانند. در سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۹ گیتاریست جوانی در نیویورک به نام ساندی بال ترکیب جدیدی از موزیک جاز و هندی و غربی را در سه صفحه به نام Blends ضبط کرد. او را هم از جمله اولین نوازندههای موسیقی نو میدانند.
از سال ۱۹۷۰ به بعد تأثیر موسیقی نو را میتوان در برخی از گروههای راک مثل Tangerine Dream, Who و Pink Floyd مشاهده کرد که اکثراً در جستجوی فضای صداهای طبیعت و ابعاد فلسفی موزیک هستند.
از سال ۱۹۶۹ به بعد نوازندگان و آهنگسازانی مثل وندی کارلوس، برایان انو، پیتر باومن، استیوراچ، جرج وینستن، فیلیپ گلاس، روی لینچ، پل وینتر، دن اسلیپین، در آمریکا و ژان میشل ژار در فرانسه ونجلیس در انگلیس و ولنویدر سوئیس و کیتارو در ژاپن از جمله کسانی هستند که موسیقی نو را در سطح جهانی عرضه کردهاند.
مانفرد ایشر با تأسیس کمپانی صفحه ECM در آلمان، ویلیام آکرمن با کمپانی ویندهام هال و بعد از مدتی Private Music و نوادا موسیقی نو را به صورت وسیعتری گسترش دادند.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است