خانه » آموزش موسیقی » آشنایی با موسیقی » صداهایی در پاییز
صداهایی در پاییز

صداهایی در پاییز

اما مهرماه كه می شود، حال و هوای تازه ای با خود پدید می آورد. شاید رخوت و سستی گرمای تابستان در پاییز تعدیل می شود. حال سه ماه را پشت سر گذارده ایم و وارد اولین ماه زمستان شده ایم. به پشت سر نگاهی می كنیم تا گذری و نظری به فعالیت های موسیقی در این سه ماه بیندازیم: با یك نظر با وجود اجرا و برگزاری چند كنسرت مهم، اتفاق و رویداد ویژه ای در موسیقی مشاهده نمی شود. با این حال كنسرت ها آنقدر مهم بوده اند تا پیكره جامعه را به سوی خود معطوف كنند.
۱- از همان هفته اول مهر، اركستر سمفونیك تهران، همزمان با روز جهانی موسیقی و جشن سالیانه خانه موسیقی، به مدت ۵ شب سمفونی ۹ بتهون را برای نخستین بار پس ازانقلاب اجرا كرد.
آنچه این اجرا را مهم جلوه می دهد، نه تنها اجرای این سمفونی، كه حضور چهره ای برجسته چون علی رهبری به عنوان سكاندار اركستر بود.
علی رهبری كه حدود ۳۰ سال در خارج از كشور به سر برده و بسیاری از اركسترهای بزرگ دنیا را رهبری كرده است، به وطن مراجعت كرد تا جانی تازه در كالبد اركستر سمفونیك تهران بدمد، اجرای نسبتاً موفق سمفونی۹ توسط وی نوید تازه ای در این عرصه داد.
۲- هرساله خانه موسیقی، همزمان با روزجهانی موسیقی، جشن سالیانه خود را برگزارمی كند. امسال نیز روز ۹ مهرماه پس از ۵ اجرای اركستر سمفونیك و ۲ اجرای اركستر ملی، اهالی خانه گردهم آمدند تا یك جشن تشریفاتی دیگر را رقم زنند. خانه موسیقی كه برای اهالی موسیقی با پرسش های متعدد روبرو بوده است، اكنون پس از گذشت حدود ۶ سال از آغاز فعالیت، توانسته حدود ۸۰۰۰ نفر را جذب كند. شاید مهمترین دستاورد و فعالیت خانه موسیقی، بیمه هنرمندان موسیقی بوده كه به گفته مسؤولین پیگیری بیمه این تشكل _ به نقل از خبرنامه خانه موسیقی _ تاكنون حدود هزار نفر بیمه شده اند. این مسأله خود جای شكر بسیاردارد. هرچند موسیقیدانان بسیار دیرتر از سایر هنرمندان و تحت عنوان نویسندگان بیمه می شوند. البته بیمه از نوع اختیاری مشابه بیمه كارگرانی كه شغل ثابت ندارند و…
با این حال باز هم جای شكر دارد كه موسیقیدانان بالاخره به رسمیت شناخته شده اند تا بیمه شوند. اگر موسیقی به عنوان یك صنف یا شغل موردتأیید نظام بیمه كشور نبود، آن وقت همین دفترچه های بیمه اختیاری هم دراختیار اهل موسیقی قرارنمی گرفت. جشن خانه موسیقی، گزارش عملكرد یك ساله هیأت مدیره خانه موسیقی به همراه چند برنامه موسیقی است. با وجود آنكه هرساله گزارش های معمول و مرسوم ارائه می شود، اما هیأت مدیره خانه موسیقی، با جلسات پیگیر و هفتگی درحوزه كاری خود، تمام تلاش و كوشش خود را مصروف می كنند.
اگر جشن سالیانه شور و حال ندارد و موسیقی درخور و شایسته با كیفیت ممتازی هم اجرا نمی شود، تاحدودی، مسؤولیت آن از شانه برگزاركنندگان ساقط می شود. زیرا بسیاری از بزرگان موسیقی حاضر نیستند در این برنامه حضور یافته یا به اجرای برنامه بپردازند.
با همه اینها، اینكه سالی یكبار، اهالی موسیقی گردهم می آیند تا همزمان با روز جهانی موسیقی لحظاتی را با هم سپری كنند.
۳- كنسرت های موسیقی بخصوص موسیقی های جدی و هنری نظیر موسیقی كلاسیك ایران، آنقدر كم حضور است كه كنسرت آذرماه حسین علیزاده و كیهان كلهر به همراهی محمدرضا و همایون شجریان، یك اتفاق موسیقایی محسوب می شود.
به هر تقدیر، این كنسرت آنچنان مهم بوده است كه روزهای متمادی نقل محافل عام و خاص و حدود هجده هزارنفر را به دیدن و شنیدن این كنسرت كشاند.
تمام شدن بلیت این كنسرت در روز اول فروش بلیت و ازدحام جمعیت مشتاق و حضور این تعداد در این كنسرت شاید، این شائبه را ایجاد كند كه در كشور ما، هنوز موسیقی كلاسیك ایرانی _ به غلط موسوم به موسیقی سنتی _ این همه خواهان و طرفدار دارد، اما واقعیت چیز دیگری است. مردم ساعتها در صف ایستادند شاید بیش ازهزارنفر، هرشب تا صبح در شهر كتاب نیاوران گردهم می آمدند تا شاید بلیت تهیه كنند و سالن كنسرت نیز علاوه بر حضور آنهایی كه بلیت داشتند، شاهد حضور جمعیتی انبوه و بدون بلیت بود.
با همه این اوصاف، موسیقی رسمی و كلاسیك ایران فاقد مخاطب است و مردم دیگر نه چون گذشته خواهان شنیدن موسیقی كشور خود نیستند.
شاید این سخن قدری عجیب باشد. مگر می شود با وجود حضور ۱۸۰۰۰نفر در یك كنسرت موسیقی ایران، از عدم جایگاه این موسیقی در میان مردم سخن گفت؟ به موضوع دقیق تر می نگریم. اگر مردم هواخواه و مشتاق شنیدن موسیقی ایرانی بودند، باید درهمه كنسرت های این طیف از موسیقی، با حضور مخاطبان، ولو اندك روبرو شویم. مثلاً یك گروه موسیقی كلاسیك ایران كه چندان شناخته شده نیست، باید انتظار مثلاً دویست نفر مخاطب _ از جمعیت ۱۵میلیونی تهران _ را داشته باشد.
اما آیا چنین است؟ به استثنای افراد و گروههای مشهور هیچ موسیقیدان یا گروهی، امیدی به حضور مخاطبان حتی اندك هم ندارد. تجربه نشان داده در اجرای این گروهها اغلب دوستان، آشنایان و مهمانان حضور می یابند و درصد فروش بلیت، رقم قابل گفتاری نیست!
درواقع مردم به كنسرت «شجریان» رفتند. همان گونه كه به كنسرت «ناظری»، «علیرضا اعصار»، «محمد اصفهانی» و «مهران مدیری» هم می روند. موضوع آنها نه خود موسیقی و موسیقی ایرانی، بلكه تفریح و گذران وقت ناشی از حضور در این گونه جمع ها است. مردم با نام خواننده و میزان شهرت او در جامعه یك كنسرت را به رسمیت می شناسند. اگر برای موسیقیدانان حرفه ای، دانشجویان موسیقی و افراد فرهیخته و آشنا به موسیقی، حضور حسین علیزاده و كیهان كلهر مغتنم بود، شاید برای بسیاری از مردم عادی این مسأله چندان مهم هم نبود و اگر مهم هم بود باز به میزان شهرت و اعتبار این دو موسیقیدان ارتباط داشت.
بسیاری از آنها كه به این كنسرت آمدند به كنسرت های مشابه دیگر با هرنوع موسیقی هم رفته و می روند.
میزان استقبال از كنسرت _ از هرنوع موسیقی _ به میزان شهرت افراد بستگی دارد.
سالیان سال است اساتید برجسته موسیقی ایرانی، تمایلی به كنسرت بخصوص كنسرت تكنوازی و بداهه نوازی از خود نشان نمی دهند.اگر سری به سالن كنسرت هایی كه در زمینه موسیقی كلاسیك ایرانی اجرا می شود بزنیم، به خوبی درك خواهیم كرد كه دركجای جهان ایستاده ایم…
فصل پاییز با كنسرت های اركستر ملی با حضور رامین قلی اف و كنسرت گروه ارامنه آرمن باباخانیان در آخرین روز آذرماه به پایان رسید.حالا باید چشم به زمستان داشت.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است