سلیوس Jean Sibelius

سلیوس Jean Sibelius

Jean Sibelius ,1865 – 1957
هر جا اسمی از سیبلیوس (Sibelius) ببرید به احتمال خیلی زیاد در جواب خواهید شنید Finlandia، نام اثری از این آهنگ ساز بزرگ فنلاندی که سرود بیداری ملی فنلاند را خلق کرد. Finlandia، از جمله قطعات موسیقی است که همواره در ذهن اکثر دوست داران موسیقی کلاسیک موج میزند.

سالها قبل از آنکه فرانک سیناترا آواز های معروفش از جمله ترانه My Way را بخواند، بت و آهنگ سازی فنلاندی به نام یان سیبلیوس (Jean Sibelius) در توصیف راه و روش ساخت موسیقی و کارهایش از اصطلاح My Way استفاده کرده بود.

هر یک از بزرگان موسیقی سمفونیک دارای سبک خاص خود هستند، بتهوون به کلاسیک، باخ به سبک باروک، راخمانینف به سبک رمانتیک، دبوسی به سبک امپرسیونیسم و … اما سیبلیوس به کدام یک از این سبک ها تعلق دارد؟ رمانتیک ؟ نئو رمانتیک ؟ ناسیونالیست؟ امپرسیونیسم ؟

آثارسیبلیوس در عین حال که به نوعی همه این سبک ها را شامل می شود، به هیچکدام بطور مطلق شبیه نیست. اصالت آثار این موسیقیدان برجسته از یکطرف و بدعت گذاری او در بکارگیری تونالیته و رنگ ها در موسیقی از ویژگی های منحصر به فرد اوست.

Sibelius در زمان تحصیل در برلین شیفته اپراهای ریچارد واگنر شد، در واقع حس ناب قدرت و درام موجود در اپراهای واگنر او را جذب کرده بود. یکی از اولین پروژه های سیبلیوس (که هیچگاه به پایان نرسید) تحت تاثیر آثار واگنر نوشته شد. این اثر اپرای با شکوهی به نام The building of the boat به معنی “ساختن یک قایق” بود.

در اولین کار سمفونیک او با وجود آنکه تلاشی کاملآ موفق محسوب می شود می توان بسادگی ردپایی از چایکوفسکی و بورودین (Alexander Borodin دیگر آهنگساز روس) پیدا کرد. هر چند او سالها پس از تهیه این اثر همواره این ارتباط را به شدت انکار می کرد و معتقد بود که سبک خود را متاثر از الهامات منحصر به فردش خود بدست آورده است.

سیبلیوس در دومین سمفونی اش که طی سالهای ۲-۱۹۰۱ تهیه کرد، دیگر سبک مخصوص به خود را پیدا کرده بود. نوشتن قطعاتی فی البداهه بر پایه موضوعات مختلف، روشی بود که او در پیش گرفت. آنچه که از نظر او بیش از همه چیز در موسیقی مهم محسوب می شد، اصالت آن بود و نه چیز دیگر.
او موسیقی را به روشی که آنرا ارگانیک می نامید، تهیه می کرد. بدین معنی که موسیقی از نظر او می باید ساختار بی عیب و نقصی داشته و محکم باشد.

هر چند او قطعاتی سفارشی مانند The swan of Tuonela وKarelia Siute (هر دو بر مبنای یک افسانه فنلاندی به نام Kalevala) را نیز تصنیف کرده است، اما عملا آهنگسازی را به دلیل عشق به موسیقی برگزید و نه برای امرار معاش.

او در مورد سبک خودش می گوید:

“سمفونی های من به معنای واقعی موسیقی هستند و به عنوان تعریفی از موسیقی که هیچ تاثیری از ادبیات ندارد، متقاعد کننده و دربرگیرنده جزئیات می باشند. یک سمفونی، از اول تا آخر باید ‘موسیقی’ باشد.”

او همانند سایر موسیقدانان عرصه ملی گرا، معمولا از افسانه های فنلاندی به عنوان منبع الهام گرفتن برای خلق موسیقی استفاده می کرد. سمفونی هایی مانند مانند Luonnotar, Pohjola’s Dauther و Tapiola از این جمله هستند.

علی رغم موفقیتش درکشورهای اسکاندیناوی، بریتانیای کبیر و آمریکا، در کارهای اولیه او تاثیرات موسیقی اروپای مرکزی از جمله برلین، پاریس، وین، مسکو و میلان به چشم می خورد. چرا که موسیقی سنتی و تعصب در میهن پرستی در کلیه این شهرها دارای قدمت طولانی است.
سحر افشانی

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید وی پی ان
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است