خیابانی خیس در شبی تاریک

خیابانی خیس در شبی تاریک

آلبوم های جاز همیشه از آن طرف مرز رسیده اند و هیچ ایرانی ای حداقل در ۲۰ سال گذشته شاهد اجرای زنده این سبك در ایران نبوده است البته گروه هایی بوده اند كه به صورت پراكنده آثاری را كاور یا خلق كرده اند كه خلق آثار عمدتاً ناشی از تلفیق موسیقی های دیگر با موسیقی جاز است. نمونه اش كنسرتی بود كه چند ماه قبل به سرپرستی پیتر سلیمانی پور در یك آموزشگاه برگزار شد. این سبك یكی از سبك های ناشناخته در ایران است و مخاطبان حرفه ای آن بسیار كم هستند. بنابراین راه برای آموزش این موسیقی راه بسیار باریكی است كه عده كمی از آن عبور می كنند. هرچند در دهه ۵۰ این سبك تا حدودی از طرف چند گروه در ایران رشد پیدا كرده بود و رادیو و تلویزیون هم آثار موسیقیدانان شناخته شده را پخش می كردند. اما در دو دهه گذشته تنها ورود آثار جاز غربی و خارجی از آن سوی مرز باعث شده ارتباط مخاطب ایرانی با این موسیقی حفظ شود درحالی كه در فضای رسمی موسیقی هیچ نشانی از آن دیده نمی شود. نه در صدا و سیما اثری از آن می شنویم و نه در فضای با مجوز موسیقی شاهد فروش آلبومی از این دست هستیم. اما كیوان میرهادی در پیشگفتار كتاب جاز، پیدایش و سبك شناسی نوشته نیوشا بقراطی آورده: «برای پیشرفت بعدی موسیقی جاز در ایران نیاز مبرمی به آموزش وجود دارد یعنی یك سیستم آموزشی ملهم از تدریس هارمونی، تاریخ، ریتم، سازشناسی، نقد و تركیب بدنه بداهه نوازی جاز و تلاش برای ایجاد گروه های تدریس جاز در دانشگاه های ایران منجر به گشایش بعدی این پدیده در ایران می شود.»احتمالاً این گفته میرهادی همان طیف بسیار كوچك مخاطبان این سبك موسیقی را خطاب قرار می دهد چرا كه حتی در بین شنوندگان تقریباً حرفه ای موسیقی در ایران كمتر شناختی در این باره وجود دارد.با این حال احتمالاً كسانی كه شنیدن جاز را دوست دارند طالب خواندن درباره آن هم هستند و «كتاب جاز» كه چند ماهی است وارد بازار شده اطلاعات خوبی در این باره ارائه و سبك های آن را معرفی كرده و از منابع بسیاری بهره برده است. كتاب جاز از ریشه های آن شروع كرده و بعد به بیشتر از ۲۰ سبك موسیقی جاز پرداخته، آنها را معرفی كرده، تفاوت سبك ها را با هم برشمرده و سرآمدان آن را شناسانده است و در حقیقت برای كسانی كه می خواهند درباره جاز علاوه بر گوش دادن به آثارش اطلاعاتی كسب كنند منبع خوبی است. درحالی كه تقریباً اولین كتابی است كه در ایران به طور مفصل به این نوع موسیقی پرداخته است.
• ترانه های كار
ریشه موسیقی جاز برگرفته از سنت های آمیخته به موسیقی قبیله ای منطقه آفریقای غربی است. از زمانی كه سرزمین هایی كه ساحل عاج و ساحل طلا خوانده می شوند ساحل برده نام گرفتند و تجارت برده رواج پیدا كرد و موجبات خلق موسیقی جاز را فراهم آورد. نیوشا بقراطی برای تصویركردن آن دوران و اینكه چطور جاز اولیه به وجود آمد به بیان تاریخچه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مناطقی كه بعدها تجارت برده در آن رواج پیدا كرد، همچنین نوع فرهنگ و موسیقی پرداخته و در بخش جداگانه ای قوانین بردگی را شرح داده است. قوانینی كه تاثیر مستقیم و بسیار عمیقی بر شكل گیری و به وجود آمدن جاز داشته است. موسیقی برای ساكنان قاره سیاه هیچ گاه اسباب تمدد اعصاب، آرام بخشی یا تجمع نبوده بلكه برای نواخته شدن هر ملودی علت محیطی- اجتماعی خاص وجود داشته است. ترانه های كار در الگوسازی «جاز» نقش مهمی داشت. ترانه ها نوعی آزادسازی درونی و عملی خلاقانه به حساب می آمد و این به تقویت حس موسیقایی و بداهه پردازی كمك بسیار می كرد. ترانه ها به صورت دسته جمعی و با حضور یك خواننده رهبر كه در حقیقت تكخوان گروه بود اجرا می شد و مضمون اشعار با هم تفاوت زیادی داشت. اجرای بداهه ای و لحظه ای اشعار و بداهه نوازی در وزن و آهنگ ادای كلمات، حتی بداهه خوانی در قالب های شعری، ریشه های نخستین بداهه نوازی در جاز معاصر به حساب می آیند كه با گذشت سال ها و دستیابی سیاهان به ساز جای خود را به این فرم دادند.
• بلوز فراگیرتر از جاز
سبك «بلوز» از زیربناهای پایه ای جاز و ژانر جداگانه ای از موسیقی عامیانه سیاهان ایالات متحده است اما به علت تكیه اساسی بر آواز و صوت انسانی و ترانه نسبت به جاز كه تكیه اش بر جنبه نوازندگی است با برخورداری از مزیت اجرای ساده و آسان تر زودتر از جاز فراگیر شد. نیوشا بقراطی بعد از توضیح درباره چگونگی به وجود آمدن سبك بلوز به بیان ویژگی های این موسیقی می پردازد و با ارائه مثال هایی از اشعار به كار گرفته شده عناصر آن را برمی شمرد. او در این كتاب می گوید: دست زدن و پایكوبی متداول در آفریقای غربی فرمول تكرار عبارات در بلوز و انتقال به جاز كلاسیك تغییر شكل آن از آوایی به سازی، موسیقی های مذهبی و سرودخوانی های كلیسایی از منابع تاثیرگذار بر جاز هستند.نیو اورلئان زادگاه راستین این موسیقی عامیانه است و مولف به معرفی آن و بیان خصایص اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی اش می پردازد؛ شهری كه در آن با سیاهان رفتار سازگارتری داشتند و به بردگان اجازه داده می شد تا شب های شنبه و یكشنبه در محلی از شهر كه بعدها میدان كنگو نام گرفت با هم ملاقات كنند و در مراسم ترانه خوانی و رقص های گروهی گردهم آیند.«اركستر آنها را یك قوطی خالی كنسرو و یك بشكه خالی گوشت تشكیل می دهد كه با چوب دستی یا تكه های استخوان، همچون چوب درامز با ضربه زدن به آنها نواخته می شود. همراه با این موسیقی پیرمردان و پیرزنان ترانه هایی می خوانند كه با توجه به نوع تلفظ خاص و استفاده از حروف صدادار بسیار در آن به نظر آفریقایی خالص می آید…» (صفحه ۵۱) نیوشا بقراطی عوامل تعیین كننده و موثر در شكل گیری جاز را یك به یك برمی شمرد عواملی كه حتی برای مخاطبان اسیر دیگر سبك ها نیز جالب است. اینكه سیاهان با آن وضعیت اقتصادی فاجعه آمیز خود چگونه به سازهای گرانبهایی چون كلارینت، ترومپت و ترومبون كه جزیی از موسیقی جاز هستند دسترسی پیدا كردند؟شاید با بیان جنگ داخلی در سال ۱۸۶۵ تعداد زیادی از ادوات موسیقی متعلق به دسته های مارش نظامی در ایالت های لوییزیانا، می سی سی پی، آلاباما، جورجیا و كارولینای جنوبی به دلیل مستعمل شدن به دور انداخته شد و بردگان آنها را دوباره به كار گرفتند. سیاهان به موسیقی مارش علاقه مند شدند و تغییر شكل موسیقی سیاهان از مارش به «جاز» را می توان در حدود سال ۱۸۹۰ تخمین زد. «این تحول و ارتقای موسیقایی با كمك چند تغییر مهم در ساختار و نحوه اجرای دسته های موزیك محقق شد: ضعیف كردن و صیقل زدن ریتم و وزن خشن موسیقی از یك سو به تحول ریتمیك این موسیقی كمك كرد و از سوی دیگر مجال دادن به نوازندگان برای بداهه نوازی فردی و همچنین بداهه نوازی جمعی اساس روند ملودیك موسیقی را از موزیك مارش به «جاز» مبدل كرد.» (ص ۵۷)
• سلاطین جاز
فصل بعدی كتاب درباره پیشگامان جاز است. كسانی كه دست كم در تكنیك نوازندگی این سبك را ارتقای بسیار دادند. هنرمندانی مثل «مانوئل پرز»، «جان رابیشو»، «بادی بولدن»، «فردی كپارد» و «كیدی اوری» كه در حقیقت نوازندگی این موزیسین ها بود كه دوران اولیه جاز را شاخص كرد. البته آنچه كه ما امروز از این سبك می شناسیم به دلیل تلاش ها و خلاقیت های چهره های درخشانی مثل «لویی آرمسترانگ»، «سیدنی بشت»، «جلی رول مورتون» و چند نفر دیگر است كه چهره «نیو اورلئان جز» را از حالت فرمی خام به ژانری پخته مبدل كردند. اما در این میان «بادی بولدن» از معروفیت عمومی بیشتری نسبت به دیگران برخوردار است. او نخستین كسی است كه در تاریخ جاز از سوی مستمعان لقب سلطان را دریافت كرد. او حتی یك نت هم نمی توانست بخواند ولی تكنیك نوازندگی خیره كننده ای داشت و نخستین كسی بود كه اصلی ترین درون مایه های «جز كلاسیك» را به طور روشن در موسیقی خود متبلور كرد. «جوزف كینگ الیور»، «آرمند پایرون»، «فرانك دوسن»، «بانك جانسون»، «جك كری»، «پاپا مات كری»، «كینگ الیور» و دیگران هم بودند كه تاثیر بسیاری بر این سبك داشتند. بعدها جاز از مزرهای نیو اورلئان فراتر رفت و كم كم در سراسر آمریكا رواج پیدا كرد. «این سبك در دهه ۱۹۲۰ دوران فراگیرشدن خود را پشت سر گذاشت و شاید هم به همین دلیل است كه با شنیدن موسیقی جاز حتی امروز نیز هر كس بی اختیار خیابانی خیس را در شبی تاریك در نظر می آورد كه تلالوی چراغ های چشمك زن بر روی زمینش نقش بسته است،…» (ص ۸۷) در دهه های بعد این سبك كاملاً به یك موسیقی آكادمیك و پویا تبدیل شد و از فرم عامیانه خود به مفهوم خیابانی بودن فاصله گرفت و به دنبال آن سبك های مختلفی با ریشه جاز به وجود آمدند. سبك هایی كه هریك با دست زدن به تجربه ای جدید لباسی نو بر تن این قالب موسیقی كردند. مولف كتاب جاز ۲۱ سبك را برشمرده، مهمترین خوانندگان و نوازندگان آنها را معرفی كرده و ویژگی های هریك را توضیح داده است. بخش سبك شناسی كتاب با نگاهی گذرا به تاریخ جاز آغاز می شود و سپس با بررسی جز آوازین، رگتایم، نیواورلئان جز، كلاسیك جز، تقاطع جز- بلوز، پیانو بلوز و… ادامه می یابد و با لاتین جز پایان می یابد.
نیوشا بقراطی ادامه جدول موزیسین های هر سبك را با تفكیك سازهایشان گنجانده و كتاب را با عكس هایی از بزرگان این سبك به پایان می برد ما با دیدن عكس ها بی اختیار خیابانی خیس در شبی تاریك را در نظر می آوریم…

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است