خانه » آموزش موسیقی » آشنایی با موسیقی » اشتوکهاوزنKarlheinz Stockhausen ، عقل گرا و عارف…قسمت سوم
اشتوکهاوزنKarlheinz Stockhausen ، عقل گرا و عارف…قسمت سوم

اشتوکهاوزنKarlheinz Stockhausen ، عقل گرا و عارف…قسمت سوم

رویکرد اشتوکهاوزن مانند ستاره شناسی بطلیموسی، شدیدا با امور انتزاعیِ ایده آل پیوند خورده بود و در نتیجه، این رویکرد، نمی توانست بدون اینکه صدمه ببیند با دنیای واقعی درگیر شود. همچنین وقتی شنونده به موسیقی او گوش می دهد باید پیوسته از خود دفاع کند که این مسئله در نتیجه گیری حکایت شفر مجسم شده است: «او به چسباندن نوار ها مشغول شد و با خوشحالی نزد ما برگشت. ما هم گفتیم خب حالا بیایید به این اثر گوش دهیم و نوار را به عقب برگردادندیم و تنها چیزی که شنیدیم صدای سوووت بود. این بود مطالعه اشتوکهاوزن بر روی صدا: نوعی سووووت! البته او از نتیجه کار بسیار خرسند بود…»

این حکایت به خوبی نشان دهنده اتهاماتی است که در کل به موسیقی اشتوکهاوزن وارد شده است یعنی ایده های گسترده ای که آثار او در خود جای می دهند، اغلب بی نظم و پر هرج و مرج و زشت به گوش می رسند.

هانس کلر (Hans Keller) به اشتوکهاوزن این اتهام را می زد که او اصلا گوش ندارد (اتهامی که به یکی دیگر از موزیسین های عقل گرا و عارف یعنی یانیس زناکیس Iannis Xenakis نیز زده شد). مسلما موسیقی اشتوکهاوزن سونوریته های درخشان بولز یا سایه روشن ها و نوانس های بسیار ظریف لیگتی را ندارد. در عوض، آنچه که در آثار اشتوکهاوزن به فراوانی یافت می شود، توانایی تمرکز بر موضوعی پر هیاهو و کشدار در حرکتی ناگهانی و بسیار دراماتیک است.

موسیقی اشتوکهاوزن چندین تصویر شنیداری تعیین کننده موسیقی قرن بیستم را در بر می گیرد که به اندازه فلوتی که بعد از ظهر یک دیو (L’après-midi d’un Faune) دبوسی را آغاز می کند یا پایان صعودی (upward swoop) اروارتانگ (Erwartung) شوئنبرگ اهمیت دارند. به عنوان مثال صفحه های پایانی گروپن (Gruppen) را در نظر بگیرید، جایی که آکوردهای برنجی آخرالزمانی در گوش شنونده از یک ارکستر به ارکستر دیگر کشیده می شوند یا لحظه ای که در کنتاکت (Kontakte) شیونی الکترونیکی به اعماق کشیده می شود و به طور سحر آمیزی به یک سری پالس تبدیل می گردد.

این قطعه شگفت انگیز توسط همان تکنیک های بچین و بچسبان (cut-and-splice) دشوار که اصلا نتوانست توجه شفر را در سال ۱۹۵۱ به خود جلب کند ساخته شده است. تنها ۸ سال بعد بود که این تکنیک ها به شاهکار ابزار الکترونیک تبدیل شدند. اینکه اشتوکهاوزن توانست با در دست داشتن ابزاری چنین ابتدایی (آنگونه که امروزه به نظر میرسد) و با وجود شک و تردید هایی که از طرف بزرگان موسیقی به کار او وارد بود و همچنین خصومت ها و عدم فهم آثار او توسط مخاطب، به چنین نتیجه ای دست یابد، به خاطر شخصیت قوی و و هدف متصور و سستی ناپذیر او بود.

این نکته که این نتیجه ها بدون پراگماتیسم بالای او و «بکارگیری هر آنچه در دسترس است» بدست نمی آمد نیز اغلب نادیده گرفته می شود. پشتیبان تصورات اشتوکهاوزن همیشه ماشین حساب های دقیق و موزیسین های عمل گرا و تکنسین های استودیو بودند.

او به دانشجوهای آهنگ سازی خود می گفت: «به من ایده ندهید، صدا بدهید»، که این نیز خود باعث شده است که با اشتباه به اشتوکهاوزن خرده بگیرند که او اسیر سیستم های «عدد و رقمی» آهنگسازی بود. برعکس، او همیشه به دنبال راه هایی برای در لحظه کار کردن بود. در تمامی آثار او کمی شیطنت وجود دارد، به این معنا که قسمت هایی هستند که به کل ساختار کار تعلقی ندارند.
«این نشان می دهد که من همیشه می توانم از خانه خودم بگریزم، از سیستم خودم هم همینطور

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید vpn خرید vpn
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است