خانه » بیوگرافی خوانندگان » آشنایی با بزرگان موسیقی » استراوینســــــکی (قسمت دوم )
استراوینســــــکی (قسمت دوم )

استراوینســــــکی (قسمت دوم )

استراوینسکی تاثیری عظیم بر موسیقی سده بیستم داشته است . نوآوری های او در زمینه ریتم ،هارمونی و رنگ آمیزی صوتی الهام بخش موسیقیدانان سراسر جهان بود . در رپرتوار جهانی موسیقی ،شمار شاهکارهای هیچ یک از آهنگسازان معاصر با او در خور قیاس نیست . آفریده های فراوان او کم و بیش هر گونه از موسیقی ،سازی یا آوازی را در بر می گیرند.

سه باله نخست او پرنده آتش ،پتروشکا و آیین بهار برای ارکسترهایی بسیار بزرگ به نگارش در آمده اند و مبتنی بر فرهنگ و نغمه های عامیانه روس هستند . طی جنگ جهانی اول ،او از آفرینش موسیقی برای ارکستر بزرگ دست کشید و به نگارش آثاری برای گروههای کوچک مجلسی پرداخت ،آثاری که در آن ها آمیزه های نامتعارفی از سازها به کار گرفته شده اند . ریتم رگتایم و رقص های مردم پسند (مانند تانگو) در این آثار- از آن میانه قصه سرباز به کار گرفته شدند .

حدود سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۱ (که از آن به عنوان دوره نئوکلاسیک نام می بریم )او رفته رفته از فرهنگ عامیانه روس روگردان شد و به طور گسترده از موسیقی سده هجدهم الهام گرفت . نخستین ساخته او در این دوره ،باله پولچینلا ،تا اندازه ای مبتنی بر موسیقی جووانی باتیستا پرگولزی ، آهنگساز اوایل سده هجدهم است . و واپسین اثرش ،اپرای سلوک ریک ،به سبک و سیاق اپراهای موتسارت ساخته شده است .

آثار استراوینسکی در این دوره با تاکیدی با پرهیز از بیان احساسات تند و تیزی دارند و نیز پای بندیشان به توازن و هزل موسیقایی ،سراسر دور از خشونت و «بدویت » آیین بهار هستند. استراوینسکی که احساس می کرد سازهای بادی چوبی و بادی برنجی کم تر از سازهای زهی رنگ و بوی «رمانتیک» دارند ،در قسمت های متعددی از این آثار به این ساز ها نقشی برجسته واگذار کرده است.

سبک استراوینسکی در هر دوره هرچه می بود موسیقی او همواره از مرکزیت واضح تونال برخوردار بود و به همین سبب ،روی آوردن او به نظام دوازده نتی (صوتی )جهان موسیقی را در بهت فرو برد . این دگرگونی شدید در دهه ۱۹۵۰ و هنگامی رخ داد که او هفتاد سالگی را پشت سر گذاشته بود . در این زمان ،با الهام از موسیقی آنتون وبرن (۱۸۸۳-۱۹۴۵ )آثاری کوتاه آفرید که در آن ها خط های ملودیک به تکه هایی بسیار کوچک که با رنگ های و زیر و بم هایی پیوسته متغیر ارائه می شوند (خرد)شده اند .

آثارش به رغم این دگرگونی های سبک شناختی چنان «نشان صوتی استراوینسکی » را برخود دارند که بی هیچ شبهه می توان آن ها را باز شناخت . رنگ های صوتی او خشک و واضح و ریتم های او نیرومند و منظم است . تخیل ریتمیک استراوینسکی یکی از پربارترین ها در سده بیستم بوده است . موسیقی اش سرشار از دگرگونی ریتم و وزن های مختلط است ؛گاه در موسیقی او چندین وزن متفاوت همزمان به گوش می رسند . در آثار او استینا توها ،یا الگوهای ریتمیک تکرار شونده ،به وفور سبب یکپارچگی و انسجام بخش های گوناگون قطعه می شوند و نقش همراهی عبارت هایی با ساختارهای بسیار نامنظم را نیز برعهده می گیرند .

فرم نیز در دستان استراوینسکی پرداختی بی همتا دارد . او بیش از آن که تم ها را با پاساژهای رابط به هم پیوند دهد ،ناگهان لاز بخشی به بخش بعدی گریز می زند . در موسیقی او یک ایده مدتی تکرار می شود و دگرگونی می یابد و این روند فقط با ظهور ایده ای تازه قطع می شود . او درباره یکی از فوگ هایش که با ورود مواد موسیقایی متضار بار ها دچار وقفه می شود چنین گفته است :«ببینید ،اینجا من فوگ را با قیچی تکه تکه کرده ام .»اما موسیقی استراوینسکی به رغم تمام غاین دگرگونی های ناگهانی ،منسجم و یکپارچه است .

رنگ آمیزی صوتی ،پاره ای جدانشدنی از کار استراوینسکی است . تاثیر گذاری ریتم ها ،آکوردها و ملودی های اوئ بستگی فراوان به شیون ارکستراسیون آن ها دارد . بسیاری اثار او برای ترکیب های سازی نامتعارف به نگارش در آمده اند . در آثار او اغلب رنگ های صوتی برای ترکیب های سازی نامتعارف به نگارش در آمده اند .

در پایان باید اضافه کرد که استراوینسکی پایه گذار بسیاری از مفاهیم موسیقی قرن بیستم است و مطالعه آثار او یکی از وظایف هنرجویان موسیقی می باشد . اغلب در کشور ما نسبت به موسیقی مدرن واکنش های متناقضی وجود دارد که طبعا محصول این واکنش افراط و تفریط در پذیرش و عدم پذیرش موسیقی مدرن است . حال اینکه موسیقی قرن بیستم بیش از یکصد سال قدمت پیدا کرده اما آهنگسازان و موسیقیدانان ایرانی هم چنان درگیر قبول یا عدم قبول آن هستند . شخصا فکر می کنم باید منتظر موسیقی قرن بیست و یکم باشیم .

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است