آهنگساز میهن خواه

آهنگساز میهن خواه

البته در بسیاری از اوقات به شوپن همچون یك آهنگساز میانه رو و محافظه كار نگریسته می شود و این در حالی است كه در جای جای آثارش و گونه نگاهش به عناصر ملودی، هارمونی و غیر، شیوه ای انقلابی كه تا پیش از آن هیچ گاه سابقه نداشته، یافت می شود. ولی طبق آنچه كه بسیاری از موسیقی دانان آماتور یا حتی حرفه ای و همین طور مردم عادی تصور می كنند، معمای شوپن را می بایست در ذیل كلماتی نظیر آهنگساز رمانتیك و پراحساس لهستانی حل شده، فرض كنیم. این به راستی یك بی انصافی تمام عیار است.شوپن یك شخصیت سیاسی بود. نه از آن جهت كه در امور سیاسی كشور دخالت می كرده و دارای نفوذ بوده، بلكه از آن جهت كه رخدادهای سیاسی را كاملاً و با دقت دنبال می كرده و جریاناتی كه در سرنوشت وطنش موثر بوده به شدت در ذهن او موثر می افتادند. او در درجه اول یك لهستانی است اما به مرور زمان و به موازات سالیان زندگی در پاریس و در ارتباط با فرهنگ فرانسوی خصلت های این مرز و بوم را نیاز تا حدی جذب كرد. به تعبیری روشن تر او یك لهستانی _ فرانسوی است كه با تمام این وجود نفوذ هنر او هیچ مرزی را نمی شناسد و در دل هر فرهنگی و از هر سرزمینی به راحتی جذب می شود. او در واقع همچون خط واصلی است بین سنت اروپای شرقی و تجدد اروپایی غربی.از بعد اجرای موسیقی باید گفت كه شوپن یك ویرتوئوز بود. یكی از بزرگترین پیانیست های زمان خود. تمامی اسناد مكتوب و نقل قول ها از معاصران شوپن گویای آنند كه شوپن با همان درخششی كه تصنیف می كرد، پیانو نیز می نواخت. در گام هایی كه می نواخت تك تك نت ها همچون دانه های مروارید می درخشیدند. در نزد او تكنیك نوازندگی به غایت خود رسیده بود. در كیفیت صدای سازش شیوه ای آوازی طنین افكن بود و نوایی چنان روحانی از سازش برمی خاست كه ساز پیانو در این میان به كلی فراموش می شد. در شیوه اجرای نوانس او فورتیسیمورا بسیار قدرتمند و پیانیسیمورا در نهایت ظرافت می نواخت. او در حین نوازندگی بسان فرشته ای می مانست كه افسونگری می كند. در حین نوازندگی سرشار از متانت، جسارت و اغواگری بود. لحظاتی پیش می آمد كه كلاویه پیانو در بیان اندیشه های والایش ناتوان می گشتند، شاید او به چیزی فراتر از یك ساز موسیقی نیاز داشت. گاهی شیوه پیانو نواختن او معجزه ای را یادآوری می شود كه پاگانی نی یا ویولنش می كرد.در مورد دست های شوپن می توان گفت كه به رغم ظریف و نحیف بودنشان، دارای انعطاف پذیری فوق العاده ای بودند. چه كسی می تواند به جز شوپن با آن دست هایش تصنیف گر اتود مشهور در «دوماژور» باشد؟ اتودی كه دست هایی با انعطاف پذیری مافوق طبیعی می طلبد. این توصیف بارها و بارها نقل شده كه دست های شوپن در هنگام نواختن پیانو تقریباً یك سوم سطح كلاویه های پیانو را می پوشاند. خصوصیات ظاهری شوپن چندان با خصیصه های موسیقایی قطعاتش مغایرت نداشت. او روحیه ای حساس و گوشه گیر داشت. بینی عقابی بزرگش همواره موجب رنجش و سرخوردگی او می شد. اندام او همچون دست هایش نحیف اما انعطاف پذیر بود.یكی از ویژگی های بارز شوپن اهمیتی است كه او برای مد روز قائل بود. او در انتخاب لباس بسیار وسواس به خرج می داد و تمایل داشت هنگام حضور در محافل هنری به خصوص پاریس چیزی از اشراف كم نداشته باشد. او در هنگام معاشرت بسیار متشخص ظاهر می شد و همنشینی با اشراف را همواره به موسیقیدانان ترجیح می داد. حتی در موسیقی شوپن لحظاتی وجود دارد كه به وضوح شخصیت اشرافی آهنگساز را لو می دهند.در مورد نحوه اجرای پیانیست های دیگر از آثار شوپن می توان اذعان كرد كه خود آهنگساز به لیست بسیار علاقه داشت. شوپن در جایی گفته است كه «من به آثار خود هنگامی كه آنها را لیست می نوازد، عشق می ورزم.» با این وجود بعید است كه لیست توانسته باشد به گوهر درونی موسیقی شوپن آن طور كه باید و تماماً دست یابد. یكی از بحث انگیزترین اجراهایی كه از شوپن صورت گرفته، توسط آنتون روبنشتاین بزرگ نواخته شده است. نظارت ضد و نقیض در رابطه با اجرای روبنشتاین بسیار گفته می شود. عده ای اجرای روبنشتاین را كاملاً منحرف می پندارند اما بعضی از نزدیكان شوپن اعتراف كردند كه در اجرای روبنشتاین لطیفه آسمانی شوپن به خوبی دریافت و نمایان شده است و از آن پس گمان نمی رود كه هیچ موجود زمینی دیگر به توفیق چنین اجرایی دست یابد. حتی اجرایی كه توسط «توزیگ» كه به راستی به شوپن عشق می ورزید، صورت گرفته نیز برای بسیاری از حاضران سئوال برانگیز بوده است. فراموش نكنیم كه «توزیگ» كسی بود كه شاید بیش از هر كس دیگر قطعات شوپن را مطالعه می كرد و گاهی قسمت هایی از آثار استاد را بازنویسی می كرد.از جمله آهنگسازان بعدی كه بسیار به شوپن وامدارند و از او تاثیر گرفته اند، می توان به برامز، اسكریابین و راخمانینف اشاره كرد. راخمانینف خود شخصاً از اجراكنندگان برجسته آثار شوپن بود. او در اجرای شوپن شیوه ای كاملاً شخصی را پیش گرفت كه در عین حال این شیوه بسیار شوپنی نیز هست. البته گاهی در اجرای او رنگ روسی بر طبیعت لهستانی موسیقی سایه انداخته است. اسكریابین نیز همچون راخمانینف از شیوه بهره گیری شوپن از ساز پیانو و تولید سایه روشن های نامحدود و نیز تكنیك منحصر به فردی كه در بسیاری از آثاری همچون شرزوها دیده می شود، زیاد استفاده می كند. برامز البته از لحاظ صدادهی بیش از آنكه تحت تاثیر شوپن باشد، در زیر سلطه بتهوون و باخ قرار دارد اما در بعضی لحظات موسیقی دوران جوانی اش خصلتی شرقی كه بی شك از تاثیرات شوپن است، دیده می شود.علت مرگ شوپن بی شك بیماری سل بود. او مدت های مدیدی با این بیماری دست و پنجه نرم كرد. حتی اضطراب ناشی از این مرض ظاهراً در وجود شوپن كاملاً ریشه دوانده بود تا جایی كه شوپن در وصیتنامه خود تقاضا كرده است كه پس از مرگش جسد او را كالبدشكافی كنند تا مبادا زنده در گور دفن نشود.شوپن در پاریس دفن شد اما قلبش را به لهستان آوردند و در كلیسایی به خاك سپردند. عشق به میهن حتی پس از مرگ باقی است و شوپن یكی از میهن خواهانی بود كه عمق این گرایشش را تنها با چشم بصیرت در آثار ماندگارش می توان درك كرد.
جیمز هانكر
ترجمه و تلخیص: مسعود رحمت آبادی

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است